تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۶۱۹۹۹

واژه نامه سیاسى (بخش هفتم)


ترجمه: محمدرضا خداقلى‌پور
حزب بعث Baathism
نام کامل آن، حزب بعث سوسیالیست عربى است. این حزب در نتیجه ادغام دو حزب بعث که در سال ۱۹۴۷ پایه گذارى و حزب سوسیالیست عرب ایجاد شد. حزب بعث به وسیله سه متفکر سورى تحصیلکرده در سوریه ایجاد شد: «میشل عفلق» - یک مسیحى ارتدوکس و «صلاح الدین بیتاژ» - یک مسلمان سنى که هر دو آنان در تفکر سوسیالیست و ناسیونالیست - عربى مشترک بودند و «زکى العروضى» یک علوى که براى اولین بار واژه «البعث العربى» را به کار برد، اما هیچگاه به عضویت رسمى آن در نیامد. «میشل عفلق» که تئوریسین حزب بود، سوسیالیسم عربى را اساس حزب بعث معرفى کرد. شعارهاى سه گانه این حزب عبارت بودند از وحدت، آزادى (از استعمار) و سوسیالیسم. به نظر وى، وجود کشورهایى همانند سوریه و مصر در خاورمیانه، مقدمه ایجاد سرزمین واحد عربى با هویت واحد است که سرانجام ظهور خواهد کرد. فلسفه بعث در واقع ادغام تئورى هاى سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربى بود.
به نظر عفلق، اسلام بخشى از عربیت است که قابل انفکاک با ناسیونالیسم عربى نیست.
تعادل قوا Balance of power
به احتمال زیاد، قدیمى ترین مفهوم در مطالعه روابط بین الملل است که اصل آن به مطالعات توسیدید «فیلسوف یونانى» باز مى گردد. این تئورى ارتباط نزدیکى با فن بیان دیپلماتیک و تئورى «رئالیست» دارد. منطق آن به این نیاز جوامع بشرى باز مى گردد که بقا و امنیت در صدر مباحث است. در پیگیرى این منطق، دولت ها معمولاً دست به دست هم مى دهند تا با قدرت هاى توسعه طلب که سیستم را تهدید مى کنند و از این رو، تمامیت ارضى و هویت ملى آنها را نادیده مى انگارند، مقابله کنند. رفتار مبتنى بر تعادل قوا، اساس منافع ملى و سیاست ائتلاف است. در صورت توفیق، این سیاست منجر به ایجاد کشورهاى مستقل مى شود.
بالکانیزه شدن Balkanization
تقسیم یک کشور به مناطق جغرافیایى کوچک تر. اساس این واژه بر تقسیم و سپس اعمال حاکمیت باز مى گردد. در این تئورى، اقتدار یک حکومت مرکزى با ایجاد بخش هاى کوچک تر استقلال یافته تضعیف مى شود. این سیاست پس از جنگ جهانى اول ظهور روشن ترى یافت، اما در پى فروپاشى اتحاد شوروى و بروز بحران بالکان، بار دیگر، ظهور یافت.
رفتارگرایى Behaviorism
رفتارگرایى یکى از مکاتب روانشناسى است که مشاهدات عینى رفتار را مد نظر قرار مى دهد و میزان آن به وسیله واکنش به محرک ها سنجیده مى شود و این نوع واکنش تنها پایه و بنیان این تئورى است، بدون آنکه به تجارب وجدانى بپردازد.در علوم سیاسى، رفتارشناسى حرکتى است که متکى بر تجزیه و تحلیل رفتارهاى قابل مشاهده بازیگران سیاسى است. دو حرکت روانشناسى و علوم سیاسى داراى پیشینه فکرى مشترک هستند. رفتارشناسى روانشناسانه با این ایده که ذهنى غیر از موارد آناتومیک غیرقابل محاسبه و مطالعه است، به پیش مى رود. تنها موضوع قابل مطالعه در انسان یا حیوانات رفتار آنها در مقابل محرک خارجى است.
رفتارگرایى در علوم سیاسى در دهه ۴۰ میلادى تا اوایل دهه ۷۰ در ایالات متحده بحث غالب بود و هنوز هم این بحث داراى نفوذ زیادى است. اساس این عقیده، رفتار سیاستمداران و چگونگى حکومت آنها بر کشورها است.
بنلوکس Benelux
کشورهاى بلژیک، هلند و لوکزامبورگ، بنلوکس نامیده مى شوند. از هنگام تأسیس جامعه اقتصادى اروپا (اتحادیه اروپاى کنونى) این سه کشور به یک بلوک تبدیل شده و مواضع واحدى داشته اند.
دیوار برلین Berlin Wall
دیوار برلین در سپتامبر ۱۹۶۱ با هدف جلوگیرى از رفت و آمدهاى نامطلوب (به تعبیر اروپاى شرقى) ساخته شد، اگر چه غربى ها آن را تدبیر اتحاد شوروى براى جلوگیرى از فرار متفکران اروپاى شرقى و آلمان دموکراتیک به جهان غرب و آلمان غربى معرفى مى کنند، این دیوار بعدها نماد جنگ سرد و تقسیم اروپا به دو بلوک نظامى شد. برچیدن این دیوار در نوامبر ۱۹۸۹ به معنى پایان جنگ و توافق و ائتلاف شرق و غرب تعبیر شد و در پى آن آلمان متحد ایجاد شد.
بلشویسم Bolshevism
تئورى سیاسى و اساس عملکرد حزب بلشویک روسیه پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ به رهبرى ولادیمیر ایلیچ اولیانف (لنین) ایجاد شد. بلشویک ها (اکثریت) شاخه تندروى حزب سوسیال دموکرات کار روسیه بودند که در پى اختلاف با منشویک ها (اقلیت) در کنگره حزبى سال ۱۹۰۳ به وجود آمدند. بلشویک ها پس از یک دوره کوتاه همکارى با منشویک ها در سال ،۱۹۱۲ حزب مستقل خود را پایه گذارى کردند.
انقلاب ۱۹۰۵ موجب سرکوب بلشویک ها و زیرزمینى شدن فعالیت آنها شد و تماس با نیروهاى تبعیدى که لنین آنها را رهبرى مى کرد، دشوار شد. در پى آغاز جنگ جهانى اول، ساختار بلشویک ها در داخل روسیه رو به افول نهاد، اما در سال ۱۹۱۷ با رهبر انقلاب اکتبر، بازگشتى ظفرمندانه داشتند.
Bona partism - بنا پارتیسم
این تئورى در پى تحرکات «ناپلئون بناپارت» کنسول اول و سپس امپراتور فرانسه در بین سالهاى ۱۷۹۹ الى ۱۸۱۵ و لویى ناپلئون - (ناپلئون سوم) برادر زاده ناپلئون امپراتور فرانسه در بین سالهاى ۱۸۵۱ الى ۱۸۷۰ ایجاد شد. بناپارتیسم واژه اى بود که «کارل مارکس» آن را باب کرد. از نظر مارکس، بناپارتیسم، ائتلافى فرصت طلبانه و جامى روستائیان بین بخشى از بورژوازى و پرولتاریاى مندرس بود که اتکاى آن بر آراى عمومى است که ساخته و پرداخته «ناپلئون بناپارت» براى توجیه مشروعیت رژیم است. براى مارکسیست ها، بناپارتیسم نماینده خود مختارى دولت به هنگام تعادل قطعى طبقات ( class) اجتماعى شمرده مى شود. از نظر تاریخى، بناپارتیسم، نماینده رهبرى نیرومند و ناسیونالیسم محافظه کار است.
 Bourgedisie بورژوازى
این کلمه در ابتدا به ساکنان روستاها اطلاق مى شد. اما در طول قرون ۱۷ و ۱۸ میلادى به گروه خاصى از شهرنشینان اطلاق شد که سوداگرى و سود دهى پیشه کرده و دیگران را به مزدورى خویش گمارده و صاحب ارزش هاى خاص شده بودند که شامل ثروت اندوزى و صرفه جویى، کار سخت، استقامت و ویژگى اخلاقى، تقدس فامیلى و احترام به قانون و مالکیت خصوصى بود. ثروت مدارى و ارزش هاى دیگر بورژوازى از سوى صاحبان زمین رد مى شد و مورد نفرت آنها قرار مى گرفت و صفات بورژواها همگى نفرت انگیز معرفى و تلقى مى شد. مارکس، این طبقه بهره کش را اساس جامعه سرمایه دارى دانست که محکوم به فنا است. کمونیست ها بعدها براى شماردن و نسبت دادن صفات و ارزش هاى منفى به سرمایه داران غربى از پیشوند بورژوازى براى بسیارى از کلمات بهره جستند. اگر چه اکنون دیگر کمونیست ها امکان بهره بردارى از این واژه به شکل پیشین را ندارد، اما استفاده از آن همچنان جارى است.
Boycott- بایکوت
نمایش نارضایى به وسیله طرد یا حذف افراد یا محصولات یک کشور یا یک شرکت به هدف تغییر سیاست یا رفتار. ریشه این واژه به «کاپیتان بایکوت» ایرلندى باز مى گردد که خود هدف اعمال چنین مجازاتى قرار گرفت.
 Nikolay Bukharin (۱۹۳۸-۱۸۸۸)- نیکلاى بوخارین
سیاستمدار و نویسنده روسى که به جهت تحقیقات گسترده اش در تئورى اقتصادى نوین (NEP) و محاکمه جنجالى و صورى اش در زمان «استالین» که منجر به صدور حکم اعدام به جرم دروغین انجام فعالیت هاى ضد انقلابى شد شهرت یافته است. لنین او را «سوگلى حزب کمونیست» لقب داده بود، اگر چه تأکید مى کرد که وى دیالکتیک را درک نکرده است. در جنبش پرسترویکاى گورباچف در سال ،۱۹۸۸ ایده هاى «بوخارین» بار دیگر زنده شد.
على رغم شهرت او به داشتن افکار سرمایه دارى او یک کمونیست تمام عیار بود که با انعقاد پیمان صلح با آلمان و اتریش - مجارستان به علت امپریالیستى بودنش مخالفت مى کرد. او در سال ۱۹۲۹ از - «پولیت بورو» اخراج و در سال ۱۹۳۷ پس از اعتراف تحت فشار به خیانت به مرگ محکوم شد.
Bureaucracy- دیوان سالارى ( کاغذ بازى)
حکومت مبتنى بر کاغذبازى ادارى و دیوان سالارى.
اولین نویسنده اى که رسماً به توضیح فلسفه بوروکراسى پرداخت - «ماکس وبر» بود. وى در کتاب خود مى گوید که رتبه بندى افراد در یک ساختار ادارى یا حکومتى براساس ارزش هاى فردى وتخصص و میزان مسؤولیت پذیرى بر چنین رویکردى براساس سفارش معرف ارجح و کار سازتر است. او اشاره مى کند که جدال همیشگى بین بورکراتها و منتصبان با رأى مردم هیچگاه پایان نمى گیرد، زیرا منتخبان مى کوشند مطالبات رأى دهندگان را برآورده سازند و بروکراتها همواره از این روند جلوگیرى مى کنند. سایر تئوریسین ها با محققان گفته اند که بین شعارها و انگیزه هاى بوروکراتها در رده هاى بالاى مدیریتى با رده هاى پایین تفاوت هایى وجود دارد. بوروکراتهاى رده بالا خواهان زندگى آرام همراه با پایبندى مقلدانه به قانون هستند حال آنکه در مورد دوم، ابزارها به خودى خود تبدیل به اهداف مى شوند.         ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات