محمد مهاجری
اختلاف نظر سیاسی از اولین روزهای پس از پیروزی انقلاباسلامی در تاروپود دستگاههای اجرایی و تقنینی مختلف ریشه دواند. آن زمان که دولت بازرگان نمیتوانست نیروهای انقلابی و وفادار به ارزشها را تحمل کند و آن زمان که ابوالحسن بنیصدر در مسند ریاستجمهوری، هر روز با نخستوزیر (شهید رجایی) وارد کشمکش تازهای میشد، دلسوزان انقلاب، آشکارا میدیدند چه فرصتهای طلایی بسرعت از بین میروند. در سالهای بعد و نیز در دوران اصلاحات، بروز اختلاف نظرهای شدید، زیانهای بزرگی را برای نظام به همراه آورد.
تاثیر اختلاف فقط در هدر دادن موقعیتها نبود، بلکه نوعی کینه و دشمنی را در استخوانبندی جامعه نهادینه میکرد و سرانجام مانند غدهای سرطانی، مجموعهای را که قابلیت اجرای کارهای بزرگ را داشت. پوک و بیخاصیت میساخت.
شاید بخش قابل توجهی از اختلافات، به این دلیل پا میگرفت که متصدیان بخشهای مختلف حاکمیت از وابستگان به نحلههای فکری متفاوت یا معارض با هم بودند و به همین دلیل وقت و انرژی قابل توجهی صرف تبیین دیدگاههای هر طرف و رد نظرات طرف مقابل میشد. اگر این اختلاف به بخشهای تئوریک و مطبوعاتی ختم میشد، شاید چندان زیانبار نبود؛ اما مصیبت آنگاه بروز میکند که طرفین نزاع مبانی نظر و اعتقادشان را در انجام وظایف اجراییشان نیز لحاظ میکردند.
آفت دیگری که از رهگذر وجود اختلافات، شاهد آن بودیم، نوعی جنگ فرسایشی میان گروهها و احزاب سیاسی بود. مثلاً اختلاف نظر بر سر تقدم توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی یا بعکس. دستکم 6-5 سال از بهترین سالهایی که با درآمد نفتی کشور امکان فعالیتهای اقتصادی چشمگیر وجود داشت، تلف شد و هنگامی که دولت وقت، توسعه اقتصادی را مقدم بر شقوق دیگر دانست. تقریبا کار از کار گذشته بود.
درست یا غلط، بسیاری از سیاسیون ما نمیتوانند میان اندیشه و رفتار سیاسی با امور اجرایی غیرمرتبط با سیاست، فاصله ایجاد کنند. از همین رو هنگامی که یک اتفاق ساده در حوزه سیاست پیش میآید، تلاطم بزرگی در حوزه اقتصاد رخ مینماید؛ حال آن که امروزه در کشورهای رو به توسعه نیز تلاش میکنند نقش بحرانهای سیاسی را در مسائل جاری به حداقل برسانند.
دولت آقای احمدینژاد این بخت بلند را دارد که اکثریت مجلس همراه اوست و این همراهی و همدلی فرصت ارزشمندی را برای جبران گذشته فراهم آورده است. با این حال، برخی اختلافافکنیها که ریشه در مسائل تئوری و اعتقادی هم ندارند، به سنگهای بزرگ پیش پای دولت تبدیل شدهاند. گاه این اختلافات بسیار ساده و پیش پاافتاده؛ اما وقتی به رسانهها رخنه میکنند، به هیولاهایی غولپیکر تغییر شکل میدهند.
اختلافافکنان از روشهای بسیار ساده بهره میگیرند. مثلا یک خبر دروغ از قول کسی نقل میکنند و سپس بر اساس آن خبر کذب، مصاحبههای فراوان با این و آن ترتیب میدهند و تحلیلهای متعدد برای آن مینویسند. حتی اگر اصل خبر نیز از سوی مرجع اصلی تکذیب شود، آثار مخرب انتشار خبر، جامعه را آشفته کرده است.
شرایط کنونی حاکم بر قوای سهگانه، شرایطی دلپذیر است به شرط آن که همه مراقب باشند اختلافافکنانی که به باوری و بالندگی نظام و انقلاب اعتقادی ندارند، بر ریشه اصولگرایی تیشه نزنند. اگر تاکنون مسئولان به چنین پدیدهای بیتوجهی کردهاند، باید به فرموده رهبر عزیز انقلاب از چنین بیاعتنایی به درگاه خداوند استغفار کنند.