تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۵  ، 
کد خبر : ۱۶۲۰۸۸

خروج سیاستمدار از انزوا


محمود فاطمى
جلسه آشتى احمد چلبى رجل سرشناس عراق با مردان کاخ سفید در سکوت برگزار شد. وزیر خارجه آمریکا و معاون نخست وزیر عراق ترجیح دادند این ملاقات نمادین به دور از چشم رسانه ها انجام شود تا بازگشت این سیاستمدار کردشیعه برخلاف قهر جنجالى او در فضایى آرام و سنجیده صورت پذیرد.
حضور دوباره چلبى در کاخ سفید، آغاز فصل نو در زندگى پرفرازو فرود اوست. اکنون حدس و گمانها درباره افزایش نقش چلبى در صحنه عراق قوت بیشتر مى گیرد. ساده ترین برداشت از مذاکرات نسبتاً محرمانه او با تیم سیاست خارجى بوش این است که رجل سیاسى عراق توانسته است بزرگترین مانع را از مسیر فعالیت سیاسى خویش بردارد و از این پس با خاطرى مطمئن وارد میدان رقابت با مدعیان کرسى صدارت در بغداد شود.
داستان قهر و آشتى آمریکاییها با این سیاستمدار کهنه کار یکى از برگ هاى تاریخ دیپلماسى پنهان در منطقه است. قریب یک سال پیش در زمستان ۸۳ اختلاف چلبى با دولت آمریکا به یکى از جنجالهاى پردامنه خبرى تبدیل شد. آن روزها مقامهاى کاخ سفید تلاش فراوانى را براى تخریب اعتبار چلبى به کار بستند. چلبى با دواتهام از سوى دستگاه سیاست خارجى آمریکا روبرو بود، اتهامهایى که هر کدام براى حذف یک چهره سیاسى از مدار دوستان کاخ سفید کافى است. اتهام اول به روزهاى قبل از حمله بوش به عراق و ماجراى سلاحهاى کشتار جمعى صدام بر مى گشت که براساس آن محافل آمریکایى ادعا کردند که اطلاعات ومشاوره هاى نادرست چلبى موجب شد سناریوى آمریکا با عنوان سلاحهاى کشتار جمعى صدام به خطارود اما اتهام دوم از سوءظن آمریکاییها نسبت به مناسبات چلبى با ایران ناشى مى شد.
آمریکاییها مدعى شدند که چلبى اطلاعات محرمانه آنها را در اختیار ایران قرار داده است. اما اختلاف تیم بوش با سیاستمدار عراقى در ادامه شکل و شمایل غیر اخلاقى یافت. محافل سیاسى آمریکا و غرب از او چهره یک رجال سوداگر و جاه طلب را ساختند که انگیزه کسب منافع و امیال شخصى او را به عرصه سیاست کشانده است.
دامنه این اتهام سازیها از خود چلبى فراتر رفت و دامن خویشان و همقطاران او را در بر گرفت. تحت تأثیر این ماجرا، اعضاى مهمى از خاندان چلبى از مسؤولیت هاى کلیدى کنار گذاشته شدند که بارز ترین آن خارج شدن پرونده محاکمه صدام از دست سالم چلبى (پسر عموى احمد چلبى) بود. حتى حزب کنگره ملى عراق (حزب تحت رهبرى چلبى) که دوشادوش احزاب اپوزیسیون براى براندازى رژیم بعث مبارزه کرده بود ناگزیر شد مدتى را به سکوت و انزوا سپرى کند. منزل و دفتر کار چلبى با حمله مشترک نیروهاى آمریکایى و عراقى روبرو شد و سفارت آمریکا در بغداد مستقیماً خواستار تفتیش از دفتر ریاست حزب کنگره ملى گردید.
حوادث آن روز ها بسیارى از ناظران را به این باور رساند که ستاره اقبال خاندان چلبى در آسمان سیاست عراق روبه افول گذاشته است. خیلى از افراد منتظر تشکیل یک محاکمه ماندند که پرونده حضور خانواده چلبى در حکومت بغداد براى همیشه بسته شود چنان که برخى رقیبان داخلى چلبى زمزمه تعقیب قضایى و بازگشت دوباره او به زندگى در تبعید را مطرح کردند.
اما پیش بینى ها درباره آینده رهبر ۶۰ ساله تکنوکراتهاى عراقى خلاف از آب درآمد و دوره غیبت و انزواى او از یک سال فراتر نرفت. اکنون فراز و فرود حیات سیاسى چلبى، از او تصویر یک بازیگر سیاسى و بحث برانگیز ساخته است. بازگشت دوباره او به میدان پرنزاع سیاست عراق ذهنها را درگیر تحلیل و تأمل تازه درباره ساختار اندیشه و شخصیت چلبى کرده است. این سؤال بار دیگر در این برهه سیاسى عراق شأن نزول پیدا کرده است که چلبى کیست و تمایلات و عقاید سیاسى او براى آینده عراق چیست؟
احمد چلبى به گروه سیاستمداران تکنوکرات و میانه رو عراق تعلق دارد على رغم اینکه از او به عنوان سیاستمدار شیعه سکولار نام برده مى شود اما داراى ارتباطى مثبت با جناحهاى مذهبى شیعه بویژه مجلس اعلا و حزب الدعوه است.
چلبى در قیاس با دیگر رهبران سیاسى عراق بیشترین روابط و همکارى را با محافل اروپا و آمریکا داشته است. او و سران حزب تحت رهبرى اش قریب چهار دهه از دوران تبعید را در غرب گذرانده اند. در دوران حکومت بعثى ها، شوراى مرکزى حزب کنگره ملى (حزب تحت رهبرى چلبى) به عنوان گروه مشورتى مراکز سیاسى و کانونهاى تحقیقاتى غرب درباره عراق به کارگرفته شد. اولین پیوند و همکارى چلبى با گروههاى درون عراق ۱۰ سال پیش از سقوط صدام برقرار شد. با شنیدن صداى انتفاضه ۱۹۹۰ کردها و شیعیان علیه رژیم بعث، رهبر حزب کنگره ملى به همراه اعضاى حزب راهى شمال عراق شد تا جنبش براندازى مردم عراق علیه صدام را در جبهه شمال پیش برند. اما حرکت آن روز چلبى و همرزمانش ناکام ماند و بسیارى از هواداران و خویشان سیاسى او اعدام و یا دستگیر شدند.
چلبى زمستان ۸۱ همزمان با تغییر رژیم بعث وارد عراق شد تا به گفته خودش رفتن دیکتاتور را به چشم ببیند.
در دوره استقرار دولت جدید نام چلبى در ردیف یکى از ارکان شوراى حکومتى مطرح گردید. رهبر کنگره ملى عراق در دوره جدید از این شانس برخوردار بود که هر دو جناح غالب بر صحنه (شیعیان و کردها) سرسازش با او داشتند. در جریان اجلاس هاى مهمى که به تأسیس دولت جدید و تقسیم قدرت در عراق منجر شد، چلبى توانست به واسطه ارتباطات داخلى و مناسبات گسترده بین المللى، نام خود را در لیست حکومت جدید وارد کند. رهبر کنگره ملى عراق همه تجربه ها و هنرهاى حزبى خود را به کار گرفت، تا نقش یک چهره فن سالار مسالمت جو را در عراق جدید که از بى تجربگى و افراط گرایى در رنج بود، ایفا کند. از این رو او خود را به مراجع و شیوخ پرنفوذ گروهها و اقوام مختلف نزدیک ساخت. چلبى با آویختن به اندیشه «عراق متکثر و دموکرات» در کنار رهبرانى ایستاد که مى کوشیدند نظام سیاسى جدید عراق را بر پایه اصول دموکراسى، میانه روى و چند حزبى تعریف کنند. اقدامات و موضع گیریهاى چلبى در دوره انتقال قدرت، نشانه هاى آشکارى از این واقعیت داشت که رهبر حزب کنگره ملى در پى کسب موقعیتى فراتر از سیاستمداران عراقى است.
تبلیغات محافل رسانه ها نیز در این مرحله به کمک چلبى آمد تا نام او بیش از سایر رهبران در ردیف مدعیان صدارت عراق مطرح شود. تا جایى که برخى محافل او را نامزد مطلوب غرب و امید اصلى واشنگتن براى تصدى کرسى ریاست دولت جدید خواندند و لقب کرزاى عراق را براى رهبرى کنگره ملى اطلاق کردند.
با این اوصاف جنجال و تنش هیچ گاه گریبان سیاستمدار لیبرال عراق را رها نکرد. از اواسط سال گذشته پاى چلبى به یک نزاع سیاسى جدید کشیده شد. طرف هاى این دعوا نه رقیبان داخلى چلبى که دوستان نزدیک او در غرب بویژه آمریکا بودند، با انتشار گزارشى در نیویورک تایمز آمریکاییها رهبر حزب کنگره ملى را در برابر اتهام پیمان شکنى قرار دادند. ادعاى آمریکایى ها این بود که چلبى اطلاعات سرى آنها درباره ایران را به همراه منابع امنیتى شان به تهران فاش کرده است. از پى این ادعا، باب اتهامهاى جدید نیز علیه چلبى گشوده شد. آمریکاییها گناه پیدا نشدن مدارک تسلیحات کشتار جمعى صدام را به گردن او انداختند و در اتهام دیگر که به کمک اردنى ها و محافل متعصب عرب ساخته شد رهبر کنگره ملى عراق به عنوان مسبب حذف و تسویه بقایاى رژیم سابق و چهره هاى سیاسى جناح تسنن معرفى شد و چنین گفته شد که دولت بوش با مشورت چلبى تصمیم به انحلال ارتش بعث و شبکه مدیران حزب بعث گرفته است و مجموعه این اتهامها درنهایت به تعرض نیروهاى آمریکایى و عراقى به دفتر چلبى در بهمن ۸۳ منجر شد.
قضایاى زمستان سال ۸۳ روابط سران حزب کنگره ملى با واشنگتن را تیره ساخت و در همان حال پرده از یک واقعیت مهم سیاسى برداشت و آن تضاد عمیق برخى دولتهاى عربى بویژه خاندان حکومتى اردن با چلبى بود. عبدالله دوم پادشاه اردن که پرچم رهبرى اپوزیسیون عرب را در برابر حکومت جدید بغداد برافراشت، مستقیماً چلبى را به عنوان رقیب سرسخت براى جناح تسنن عراق وانمود کرد. اما اطلاعات منتشره در مطبوعات غرب آشکار ساخت که اختلاف حاکم امان با رهبر کنگره ملى عراق ریشه در ماجرایى دیگر دارد. ماجرایى که در آن چلبى به اتفاق برادر شاه پیشین اردن اقدام به ایجاد فعالیت اقتصادى، در قالب تأسیس بانک بترا کرده بود.
به هرحال رهبر کنگره ملى عراق پس از قریب یکسال در سفر واشنگتن برابر محافل منتقد و مخالف خود ایستاد. او در چند رشته مصاحبه و سخنرانى خود جامعه مطبوعاتى آمریکا را که منشأ اصلى انتشار اخبار جنجالى علیه اش بودند به مناظره و محاجه طلبید. چلبى حتى اعلام کرد که حاضر است با مخالفانش در جمع نمایندگان مجلس آمریکا رودررو شود.
اینکه آیا مخالفان چلبى در کاخ هاى جهان عرب یا نهادهاى سیاسى آمریکا دعوت او را به مصالحه و آتش بس اجابت خواهند کرد یا نه مشخص نیست، آنچه روشن است چراغ سبز آشکارى است که واشنگتن در این مرحله براى همکارى دوباره با متحد فراموش شده غرب نشان داده است.
احمد چلبى در مقام معاون نخست وزیر عراق در کاخ سفید با استقبال گرم روبرو شد.
فهرست ملاقات مقامهاى کاخ سفید این حدس را قوت بخشید. علاوه بر رایس که کوشید خاطره تر شرویى پاول با چلبى را از بین ببرد، چلبى از طرف رامسفلد (وزیر دفاع)، استفان هاردلى (مشاور امنیتى بوش) و دیک چنى (معاون رئیس جمهور) رهبر کنگره ملى را به حضور پذیرفتند.
رویکرد تازه کاخ سفید به احیاى نقش چلبى در صحنه عراق، پرسشهاى بسیارى را در ذهن ناظران دامن زده است. کارشناسان حوزه عراق اکنون عمدتاً در تقلاى حل این معما هستند که آیا ویژگیها و تواناییهاى فردى رهبر ۶۰ساله کنگره ملى عراق سرانجام نگاه واشنگتن را به موقعیت او جلب کرد یا آنکه اساساً روابط پنهان و آکنده از مصلحت کاخ سفید با کادر رهبرى حزب کنگره ملى است که گاهى در قالب قهر و نزاع و گاهى دیگر در هیأت دوستى تبلور پیدا مى کند.
درهر حال در ماجراى تجدید مودت چلبى و تیم بوش پاى نیازها و مقتضیاتى جدید در میان است مقتضیاتى که وزارت خارجه کاندولیزا رایس را بر آن داشته تا حول نقش چهره هاى لیبرال شیعه و کرد عراق سرمایه گذارى ویژه اى انجام دهد.
پروژه جدید دولت آمریکا در همکارى با چلبى همانند گذشته طرحى محرمانه است چنان که مذاکرات رایس با او محرمانه خوانده شد. اما در تحلیل ناظران از اهداف و آینده این همکارى دو نکته بیشتر از همه مورد توجه قرار گرفته است. اول اینکه چلبى به طور محسوس خود را کاندیداى پست کلیدى نخست وزیرى آینده عراق کرده است و در این راستا تلاش مى کند اختلافات و کدورت هاى خود با طرف هاى مؤثر در صحنه عراق را از بین ببرد. بر طبق این فرضیه، کاخ سفید در استراتژى آینده خود قدرت گرفتن یک چهره لیبرال را بر ادامه زمامدارى چهره هاى نسبتاً مستقل که خواستار خروج نظامى آمریکا از عراق هستند ترجیح مى دهد، به عبارتى روى آوردن واشنگتن به سمت عناصر لیبرال نشان از آن دارد که روند همکارى کاخ سفید با حاکمان فعلى بغداد دستخوش اختلافها و نوساناتى جدى است از این نگاه احمد چلبى با ویژگیهاى یک سیاستمدار شیعه و کرد مى تواند بدیل و رقیب همزمان براى هر دو گروه از سیاستمداران کرد و شیعه کنونى بغداد باشد که میل به کنترل دخالت آمریکا دارند.
فرض و احتمال دوم به دنبال تحلیل دوستى دوسویه چلبى با دو قدرت رقیب در عراق (ایران و آمریکا) است. برخى ناظران رهبر کنگره ملى را پل نامرئى تفاهم واشنگتن و تهران در صحنه عراق مى بینند و معتقدند در هر گامى که براى کاهش تنش و رفع اختلاف میان آن دو قدرت در آینده عراق برداشته شود، نقش اول را چلبى ایفا خواهد کرد. این رشته از تحلیل ها پس از آن مطرح شد که چلبى درست یک هفته قبل از دیدار با سران کاخ سفید راهى تهران شد. درباره انتخابات آینده عراق و نقش جناح شیعه و کنگره ملى با مقامهاى سیاسى ایران وارد مذاکره شد.
در هر حال فارغ التحصیل دیروز دانشکده ریاضى آمریکا اکنون با حضور در کانونهاى معادلات دیپلماسى یکبار دیگر توان بازیگرى خود را به رخ رقبا کشیده است. چلبى دریافته است که حزب و جناحش پشتوانه قومى و سنتى احزاب دیگر را ندارد و او براى ماندن در میدان تصمیم سازى ناگزیر است کمبودها و کسرى قدرت حزبى خویش را با هنر دیپلماسى جبران کند.
شاید در کارزار سیاست امروز عراق بتوان گفت شانس و اقبال نیز با این دولتمرد یار بوده است که او پس از یک افول و انزواى کامل دوباره احیا شده است. تاریخ و محیط بحرانى عراق چندان با نسل سیاستمداران بلند پرواز دمساز نبوده است چنانکه از سقوط صدام تاکنون بسیارى از زبدگان و نامداران سیاسى این کشور از صحنه حذف شده اند. تاکنون در هر برهه از تغییرات سیاسى عراق نام چندین تن از نخبگان شیعه، کرد و سنى عراق به عنوان قهرمانان احتمالى آینده عراق بر زبانها جارى شده اما در نهایت ستاره بخت شان به اندک تلنگرى افول کرده است، مى توان در این فهرست بلند نام هایى آشنا از جمع رهبران پر آوازه اپوزیسیون سابق را نگاشت: ایاد علاوى، بحرالعلوم، حازم شعلان، عدنان باجه چى و ... اما گویى تقدیر و مقدرات سیاسى در مورد سیاستمدار کهنه کار کُرد به گونه دیگرى رقم خورده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات