* پدافند به چه معناست و به چه نوع عملیاتى گفته مى شود؟
** معمولاً در مصاحبه ها، گفته ها و خاطراتى که در جنگ از زبان رزمندگان و شاهدان مطرح مى شود عمدتاً به عملیاتهاى آفندى و دستاوردهایى که از آن عملیاتها داریم اشاره مى شود ولى به استقامت سایر نیروها در طول ۸سال دفاع مقدس که در طول جبهه به صورت عملیات پدافندى در منطقه اى به طول ۱۰۰۰ کیلومتر انجام مى شده است اشاره نمى شود.
براى پدافند نیروها باید با صبر و استقامت زیاد، آمادگى خود را حفظ نموده و ضمن بهره بردارى از تاکتیک بتوانند دشمن را به فرسایش بکشانند این کار را، ما در طول دفاع مقدس انجام دادیم کارى که فقط به وسیله سربازانى منضبط و فرماندهانى مقتدر و یگانهایى منسجم قابل انجام است. به همین دلیل هم کار پدافند را به عهده ارتش گذاشته بودند و البته این بدان معنا نیست که نیروهاى ارتش در عملیات آفندى شرکت نداشته اند، بلکه نقش آنها در عملیات آفندى هم نقش مستمر و برجسته اى است. عملیاتهاى پدافندى از لحظه تثبیت دشمن در منطقه شروع مى شود و تا دفع کلى حمله دشمن ادامه مى یابد، گاهى به خاطر صرفه جویى در قوا در بعضى مناطق یک لشکر را تا ۵۰ کیلومتر یا حتى بیشتر جهت پدافند بازمى کردیم تا سایر نیروها در منطقه دیگرى بتوانند به آفند دست بزنند.
من در یکى از عملیاتهاى پدافندى در منطقه شرهانى در قسمتى از خاک عراق شرکت داشتم حجم آتش دشمن به قدرى زیاد بود که کمتر از یک ماه ۵۰% تلفات دادیم. صبر و استقامت سربازان و فرماندهان در این منطقه واقعاً وصف ناپذیر بود. آن منطقه از نقاط استراتژیکى بود که ماباید در آن منطقه پدافند مى کردیم؛ چرا که این نقطه روى مناطق عراق اشراف داشت. لذا عراقى ها بسیار تلاش مى کردند تا این نقطه را از ما بگیرند و تا اواخر جنگ هم نتوانستند این منطقه را از دست نیروهاى پدافندى ما خارج سازند.
* کارى با این حجم و اهمیت، چرا کمتر به آن پرداخته شده؟
** یکى از دلایل این است که ما در مسائل نظامى به صورت کارشناسى و با دید تخصصى وارد نشده ایم و دیگر اینکه عملیات آفندى از جاذبه هاى بسیارى برخوردار است لذا وقتى که در عملیات پدافندى شرکت مى کردیم احساس خدمت نمى کردیم و دلمان مى خواست که بیشتر در آفند شرکت داشته باشیم. در صورتى که اگر عملیات پدافندى انجام نمى شد امکان حمله از نقاط دیگر به نیروهاى بعثى نیز وجود نداشت ولى از نظر کارشناسى باید گفت که: هم آفند و هم پدافند از یک میزان اعتبار و ارزش برخوردارند و درواقع لازم و ملزوم یکدیگرند. در زمانى که نیروهاى آفندى عملیات گسترده را شروع کرده و منطقه اى را به تصرف درمى آورند بلافاصله نیروى دیگرى با تجهیزات و امکانات و با قدرت هر چه تمام بایست این منطقه را حفظ نماید و از آن پدافند کند و این کار مهم عمدتاً از عهده نیروى زمینى ارتش ج.ا.ا برمى آمد.
* شما نقش تک هاى فریبنده و پشتیبانى کننده را در جنگ چگونه مى بینید؟
** در عملیات پدافندى یک سرى کارهاى آفندى مستمر است مانند گشتى هاى رزمى، عملیاتهاى ایذایى و دستبردى که به دشمن مى زنیم تا مانع از تثبیت او در منطقه شویم، کلیه این عملیاتهاى کوچک در عملیاتهاى پدافندى بزرگ مستتر هستند و نقش برجسته اى در کسب موقعیتها دارند.
* نقش دانشجویان دانشگاه افسرى امام على (ع) در آغاز جنگ تحمیلى را بیان فرمایید.
** در آغاز جنگ تحمیلى همانطور که گفته شد نیروهاى نظامى و مردمى به هر وسیله اى که مى توانستند در مقابل دشمن ایستادند و سعى کردند جلوى پیشروى دشمن را سد نمایند.
در همین رابطه شهید امیرسرلشکر نامجوى که فرماندهى دانشکده افسرى را به عهده داشتند به مقامات عالى دفاعى آن زمان، شرکت دانشجویان دانشگاه افسرى را در منطقه جنوب پیشنهاد کردند که مورد پذیرش واقع شد و این عزیزان که هنوز تحصیلات خود را به پایان نرسانیده بودند و ترفیع نگرفته بودند با شور و شوق وصف ناپذیرى عازم جبهه هاى جنوب شدند و هرکدام به عنوان فرمانده گروهى از نیروهاى مردمى وارد جنگ شدند و نقش مؤثرى هم در مقاومت بخشى از مناطق بویژه خرمشهر و سوسنگرد ایفا کردند و در آن زمان تعدادى از آنها نیز به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
* نقش ارتش در جلوگیرى از پیشروى دشمن در طول سالهاى اولیه جنگ چیست؟
** در ابتداى جنگ که با تهاجم گسترده دشمن مواجه بودیم غیر از نیروهاى ارتشى نیروهاى دیگرى براى جلوگیرى از پیشروى دشمن وجودنداشت تا اینکه کم کم نیروهاى مردمى شکل گرفتند و هرکدام با نام و مشخصه خاص خود سازمان یافتند. گروه جنگهاى نامنظم تشکیل شد، گروه فدائیان اسلام در آبادان شکل گرفت و پس از آن سپاه شروع به سازماندهى کرد و توانست منسجم شود و به جنگ بپردازد.
قسمتهاى مختلف ارتش و بویژه نیروى زمینى (هوانیروز، توپخانه و نیروى هوایى) نیز تهاجم گسترده اى را علیه نیروهاى دشمن انجام دادند و نیروهاى پیاده هم در مقابل دشمن دست به پدافند زدند و دشمن در منطقه تثبیت شد و بعد ازمرحله تثبیت ما توانستیم عملیاتهاى آفندى خود را یک به یک بطور مکرر به مرحله اجرا بگذاریم.
* نقش واحدهاى ارتش که وظیفه پشتیبانى نیروها را دارند ازجمله هوانیروز، توپخانه و پزشکان در جنگ تحمیلى چگونه بود؟
** ارتش مجموعه اى از تخصصهاى مختلف است که کارایى آنها در مجموع قابل توجه است، اما در جنگ نیروهاى پیاده و رزمى که با دشمن بطور مستقیم درگیر هستند نمود بیشترى دارند.
در ارتش این اصطلاح را داریم که براى اینکه یک سرباز درخط مقدم بجنگد ۹ نفر پشت سر باید کارهاى پشتیبانى را انجام دهند تا او بتواند به جنگ ادامه دهد و این نسبت یک به ۱۰ نشان مى دهد که یگانهایى تشکیل شده اند تا رزمندگان خط مقدم را حمایت کنند و هیچگاه نمى توان نقش یگانهاى پشتیبانى کننده ازجمله هوانیروز، توپخانه، مخابرات، مهندسى، اردنانس و تعمیر و نگهدارى و بهدارى و... را در پیشبرد جنگ انکارکرد.
* نقش اساتید ارتش را در طراحى عملیات چگونه ارزیابى مى کنید؟
** طراحى یک عملیات نظامى، خود یک علم است و در دانشگاههاى نظامى تدریس مى شود. اینطور نیست که هرکس سلاحى به دست بگیرد و بدون طرح و برنامه به جنگ بپردازد.
علم نظامى گرى و علم جنگ هم مانند سایر علوم از یک سرى فرضیات و تجارب جنگى تشکیل مى شود که بخشى از آنها در کتابها نوشته شده و به صورت متون درسى در دانشگاههاى نظامى تدریس مى شود.
اگر بدون توجه به این علوم و فنون دست به عملیات بزنیم موفق نخواهیم بود.
لذا پس ازانقلاب و در آغاز جنگ تحمیلى هرگونه معلومات نظامى چه از لحاظ تاکتیکى و چه از بعد تکنیکى، حتى آموزش سلاح انفرادى مثل تفنگ ژ - ۳ توسط مربیان نظامى ارتش به رزمندگان اسلام، اعم از بسیجى، سپاهى و سایر نیروهاى مردمى آموزش داده شد، سپس فراگیر شد و قطعاً این اساتید نظامى بودند که در طراحى عملیاتهاى جنگى ازمهارت و تجارب آنها استفاده شد. من دقیقاً به خاطر دارم که در عملیاتهاى بزرگى چون ثامن الائمه(ع)، فتح المبین، بیت المقدس و ... اساتید دانشکده فرماندهى و ستاد نیروى زمینى (دافوس) به منطقه آمدند و به طراحى عملیاتها پرداختند. ما اگر موفقیتى کسب کردیم مدیون اساتید پرتجربه دانشگاههاى نظامى هستیم، حتى آنها در یک برهه از جنگ به دلیل شرایط بحرانى دانشگاهها را تعطیل کردند و به صحنه عملیات آمدند و دانش خود را به کار گرفته و رزمندگان را هدایت کردند. همه طراحان بزرگ جنگ از برادران ارتشى بودند و توانستند بعدها با آموزش برادران سپاهى این دانش و اندوخته گرانبهاى خود را به آنها هم انتقال دهند.
* نقش شهید صیاد شیرازى در طراحى این عملیاتها چه بود؟
** شهید امیر سپهبد صیادشیرازى با درجه سرگردى وارد جنگ شد و به عنوان یکى از اساتید نظامى در مرکز آموزش توپخانه اصفهان تدریس مى کرد. ولى بعد از آنکه منطقه کردستان با آشوب نیروهاى ضدانقلاب مواجه شد یک تنه به کردستان آمد و یگانى را سازمان داد و تا پایان پاکسازى کردستان در آنجا حضورداشت.
وى بعد از پاکسازى کردستان به عنوان فرمانده نیروى زمینى ارتش منصوب شد و درمنطقه جنوب عملیاتهاى بزرگى را طراحى کرد. او از دانش نظامى بالایى برخوردار بود و نقشى که در جنگ داشت یک نقش اساسى و اصولى بود و اکثر عملیاتهاى موفق ما مثل طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس و والفجرها در زمان فرماندهى ایشان انجام شد.
* تحلیل شما از شخصیت نظامى سپهبد شهید صیادشیرازى چیست؟
** شخصیت معنوى ایشان دور از شخصیت نظامى وى نیست. ایشان براى ما نظامیان یک الگواست. شما در روز تشییع جنازه ایشان شاهد بودید که چه حجم انبوهى از مردم در این مراسم شرکت داشتند و مردم از هر قشر و جناح و ایده اى دراین مراسم شرکت کرده و به ایشان احترام گذاشتند. ما کمتر شخصى داریم که پس از شهادت در اقصى نقاط کشور مراسم باشکوهى به یاد وى برگزار شود و به ارزش نظامى و شأن و شؤونات اجتماعى این شهید احترام بگذارند و این مسأله ناشى از آن بود که او تمام زندگى و خدمت چندساله خود را درراه رضاى خدا و صرف خدمت به خلق خدا کرد.
اصلاً ما این انتظار را نداشتیم که مردم تا این حد بشتابند و به خدمات ایشان ارج بنهند. وى در بعد نظامى گرى نیز یک نابغه بود. این مطلب را تاریخ جنگ ما و آثارى که از آن روزها به جاى مانده ثابت کرده است، حضورى که درعملیاتها و طراحى عملیاتها داشت، این مسأله را به اثبات مى رساند.
وى داراى پشتکار عجیبى بود، بیشتر کارمى کرد و کمتر استراحت مى نمود. باید اقداماتى را که ایشان انجام داده در دانشگاههاى نظامى مورد بررسى و تجزیه و تحلیل قرارگیرد و عملیاتهاى پاکسازى که در کردستان انجام شده به عنوان ابتکاراتى درجنگهاى چریکى مورد بررسى کارشناسى قرارگیرد.
* خاطره اى از دوران دفاع مقدس بیان فرمایید.
** به عنوان حسن ختام خاطره اى از شهید سپهبد صیادشیرازى بیان مى کنم. یادم مى آید که با هم مى رفتیم، درهرنقطه اى که مى دید وقت نماز شده سریعاً براى نماز آماده مى شد، حالا درهرکجا که قرارگرفته بودیم براى ایشان اهمیتى نداشت و حتى در کشتى هم یادم هست نمازش را فراموش نکرد و اول وقت نماز خود را خواند. ایشان این تربیت معنوى را از امام آموخته بودند.
به ما مى گفتند روزى براى ارائه یک طرح عملیاتى به محضر امام خمینى(رض) رفته بودم و گرم توضیح این مسأله بودم که ناگهان امام از جایشان حرکت کردند و من با تعجب به ایشان گفتم آیا مشکلى پیش آمده و ایشان گفتند که وقت نماز است. ایشان این موضوع را به عنوان تحفه اى به زیردستان و دوستان یادآورى مى نمود.