تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۴  ، 
کد خبر : ۱۶۲۰۹۷

سیب و سنجد و قصاب


غبار غرض ورزى و سحاب سیاست بازى، گویا قرار نیست از پیش چشم منکران و منتقدان دولت اصلاحات دور شود. از آن غبار جز غفلت نخواهد زایید و از این سحاب جز نفرات نخواهد بارید. در غوغایى که حاصل مشترک غفلت و نفرت است، اول چیزى که قربان مى شود، همت دولتى است که عطیه آبادانى را به روحیه خدمت رسانى پیوند زده است و درآشوبى که از همهمه مبهم صداى منکران فراهم مى آید، آخرین چیزى که در گوشها مى نشیند، صداى دولتمردى است که آرام و مهربان با منافع ملى نجوا مى کند. منکران اصلاحات، ایام پایانى دولت را روزگار کهولت و سستى اش فرض کرده اند و بر این اساس مى کوشند صدا بر صدا بیندازند تا مگر صوت محجوبى که از خدمت رسانى کابینه اصلاحات بلند است، به گوش ملت نرسد.
کارزار رقابتهاى انتخاباتى هم بر این آشوب و آشفتگى افزوده است، چندان که هر یک از نامزدان، گوشه اى از کارنامه خاتمى را در چنگ گرفته اند و به دنبال سیاهى مى گردند. هیچ یک از ایشان تاکنون نگفته است که فلان اقدام خاتمى و بهمان تصمیم اصلاحات، اقدام و تصمیمى پسندیده بود و اگر رشته کار را به دست بگیرم، آن را ادامه خواهم داد.
از نامزدان انتخاب گذشته، احزاب و تشکلهاى رقیب نیز در دامن زدن به غبار غرض ورزى، کوتاهى نمى کنند. گاه به سیب و سنجد نوروزى در مى آویزند تا کفایت دولت را در تنظیم قیمتها مخدوش کنند و گاه قصه قصاب اسرائیلى را مى سرایند تا اصولگرایى خاتمى را در پرانتز تردید قرار دهند. نه براى توفیقات اقتصادى دولت، زبان مى چرخانند (آنجا که تورم را مهار کرد، نرخ سرمایه گذارى را افزایش داد، انضباط مالى را کمابیش مستمر کرد، پروژه هاى دوران ساز و تحول آفرین را به سرانجام رساند و...) نه به کامیابى هاى سیاست خارجى خاتمى اعتراف مى کنند (آنجا که اعتماد بین المللى را بازسازى کرد و آبروى جهانى را به ایران بازگرداند) و نه به مشى و مرام حکمرانى او اشاره مى کند (آنجا که هیچ گاه به دام دائمى عوام فریبى در نغلطید و منافع ملى را اسیر منازعات سیاسى نکرد). غبار غرض اگر فرو نشیند، معناى خدمت رسانى و آبادگرى، آشکار خواهد شد. منکران پاسخ دهند که در زمانه اى که آویختن به شعار آبادانى، مهره بخت برخى سیاست ورزان شده است، آیا عزم و اقدام خاتمى و یارانش هیچ بهره اى از خدمت رسانى و آبادگرى ندارد؟ گیرم خاتمى در عرصه سیاست داخلى و فرهنگ، بر اصولى تکیه دارد که مقبول طبع رقیبان نیست، اما آیا در عرصه اقتصاد، آستین او آنقدر خالى است که هیچ ارمغانى براى پیشرفت و آبادى کشور ندارد؟! شاید این خرده بر خاتمى روا باشد که حجب فرهنگى اش تاکنون اجازه نداده است حجم خدمات دولت اصلاحات را با تفاخر به رخ رقیب بکشد. خاتمى خود باید پاسخ این خرده را بدهد و توضیح دهد که در سایه و سکوت قدم زدن و از توفیقات سخن نگفتن تا کجا مجاز و از کجا به بعد مضر است، اما این خرده بر خاتمى روا باشد یا نباشد، چیزى از انصاف منکران او کم نمى کند. خاتمى هم اگر نگوید، رسانه ملى و چهره هاى اثرگذار عرصه سیاست ـ از هر طیف و جناحى ـ وظیفه دارند بگویند که عیار توفیق یک دولت را با نرخ سیب و سنجد نوروزى محک نمى زنند!
آنچه امروز سیاست ایران را به آسیب و آفت کشانده، بیمارى شایع «تغافل» است، خود را در آغوش غفلت غلطاندن تا هیچ سپیدى در سیاهه اقدامات دولت به چشم نیاید. پاره اى احزاب و تشکلها و رسانه هاى رقیب، مدتهاست به این بیمارى خو کرده اند. اندوه و افسوس آنجاست که تغافل، دامان چهره هاى اثرگذار را نیز آلوده است. تا این بیمارى در جان سیاست ورزان باقى است، هذیان غوغاسالارى هم ادامه خواهد داشت و تا این هذیان غوغا مى کند، صداى خدمت رسانى دولت در گوشها نمى نشیند. نهیب بزرگان سیاست، شاید بتواند از این غوغا اندکى بکاهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات