تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۱۶۲۱۳۲
تحلیلی بر احتمال توقف فعالیت‌های مجمع روحانیون مبارز

فراز و فرود یک حزب سیاسی


زهرا ابراهیمی
بالاخره کروبی از مجمع روحانیون مبارز جدا شد.
هفته‌ها بود که برخی اعضای مجمع تلاش می‌کردند تا مهدی کروبی را از استعفا از دبیر کلی مجمع روحانیون مبارز منصرف کنند، اما ظاهراً کروبی تصمیم قطعی خود را گرفته و به هیچ وجه حاضر به بازگشت به مجمع نبود. تصمیم قاطع کروبی نشان دهنده دلخوری عمیق او از تشکیلاتی است که در اوایل انقلاب و به دلیل احساس علاقه شدید به امام و مواضع او به وجود آورد و آن هم در شرایطی که همه سخن‌ها حاکی از وجود وحدت و انسجام کامل در روحانیت و عدم امکان هر گونه انشعاب و اختلاف در میان آنها بود، اما کروبی این شجاعت را داشت که وقتی احساس کرد جامعه روحانیت مبارز مرزبندی‌هایی با نظرات، افکار و مواضع امام پیدا کرده است سریعاً دست به کار شده و اقدام به متشکل کردن جناح چپ جامعه روحانیت مبارز تهران تحت عنوان مجمع روحانیون مبارز تهران کند. کروبی نام مجمع روحانیون مبارز تهران را از آن جهت انتخاب کرد که این نام اختلافات به وجود آمده بین روحانیون یک تشکل را به شکل حداقلی تداعی کند. «یون ویت» عباراتی آشنا برای کسانی است که در آن زمان نظاره‌گر انشعاب در درون جامعه روحانیت مبارز تهران بودند که با حمایت و تایید امام انجام شد. در آن زمان کروبی احتیاجی ندید که نامی برای گروه خود انتخاب کند که گستره وسعت آن همه اقشار مردم در سراسر کشور را در برگیرد. زیرا روحانیون پایگاه مردمی‌شان در جریان پیروزی انقلاب اسلامی سراسر کشور را در برمی‌گرفت.
کم‌کم تضاد بین روحانیون و روحانیت به آنجا رسید که این دو تشکل نماد دو جناح چپ و راست در کشور شدند . جامعه روحانیت مبارز تهران عمدتاً با تشکل‌های سنتی جناح راست همراه شد و مجمع روحانیون مبارز رهبری جناح چپ را بر عهده گرفت. تا زمان حیات امام مجمع روحانیون مبارز گروهی نزدیک‌تر از جامعه روحانیت به امام بودند و در حاکمیت نقش اصلی را ایفا می‌کردند اما پس از فوت امام و همزمان با پایان یافتن دوره سوم مجلس شورای اسلامی این رابطه معکوس شد. در انتخابات مجلس چهارم رقابت‌های انتخاباتی بین دو لیست جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون شکل گرفت و همانطور که پیش‌بینی می‌شد جامعه روحانیت توانست مجمع روحانیون را در انتخابات شکست داده و زمینه انزوای سیاسی روحانیون  را تا انتخابات دوم خرداد سال 76 فراهم آورد. با پیروزی سید محمد خاتمی عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون  مبارز در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 یک بار دیگر مجمع روحانیون به صحنه‌ فعالیت‌های سیاسی بازگشت و برخی اعضای خود را در دولت و سپس مجلس ششم به کار گرفت.
ریاست مهدی کروبی بر مجلس ششم اوج فعالیت سیاسی روحانیون پس از انزوای شش ساله آنها بود. عملکرد مجمع روحانیون مبارز طی دوره هشت ساله حاکمیت اصلاح‌طلبان به ویژه فراکسیون آنها در مجلس ششم که تلاش می‌کرد با وجود تعداد کرسی‌های بسیار کمتر از جبهه مشارکت همچنان پست‌های کلیدی مجلس و ریاست فراکسیون جبهه دوم خرداد را در دست داشته باشد آغازی بر روند جدایی اصلاح‌طلبان از یکدیگر شد تا جایی که مجمع روحانیون مبارز در جریان تحصن نمایندگان مجلس ششم و پس از آن انتخابات مجلس هفتم راه خود را از دیگر اصلاح‌طلبان جدا کرده و لیست سراسری کاندیداهای خود را اعلام کردند هر چند که اکثریت کاندیداهایشان از جمله شخص آقای کروبی نتوانستند وارد مجلس شوند. البته اقلیت شکل کرفته در مجلس هفتم رابطه نزدیک‌تری با مجمع روحانیون نسبت به سایر گروه‌های جبهه اصلاحات دارد. سیر جدایی اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری نهم شکل کامل‌تری یافت تا جایی که به معرفی کاندیداهای مستقل هر یک آنها و در نهایت شکست در انتخابات ریاست جمهوری انجامید. مجمع روحانیون مبارز که در انتخابات مجلس هفتم راه جدایی را برگزید و شکست خورد، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری تحت‌تأثیر عوارض آن شکست قرار گرفت؛ عوارضی که اکنون با جدایی کروبی اساس موجودیت این تشکیلات را تهدید می‌کند. فاصله مهدی کروبی از مجمع روحانیون مبارز قبل از انتخابات ریاست جمهوری نهم ایجاد شد و پس از پایان دور اول انتخابات و زمانی که کروبی با آرای خود عملاً توانست برتری‌اش را به مخالفین حزبی‌اش ثابت کند به نقطه اوج رسید به طوری که کروبی مجمع را رها کرد و حزب دیگری تشکیل داد.
کروبی پیش از انتخابات و در زمانی که آماده می‌شد تا برای ریاست جمهوری کاندیدا شود اعلام کرد: «حتی اگر مجمع روحانیون مبارز نیز موافق کاندیداتور‌ی‌اش نباشد او تصمیم  خود را گرفته و شخصاً وارد رقابت خواهد شد.» این سخن که تنها یک بار مطرح و دیگر تکرار نشد حکایت از وجود زمینه‌های مخالف با کاندیداتوری کروبی از سوی نزدیک‌ترین یاران و هم حزبی‌های او داشت، حکایتی که با عدم حمایت علنی و آشکار مجمع روحانیون مبارز در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ادامه یافت و با انتقاد صریح مجید انصاری دبیر سیاسی مجمع روحانیون از کروبی به خاطر نوشتن نامه علیه هاشمی رفسنجانی اوج گرفت. کروبی ترجیح داد تا پیش از پایان انتخابات سخنی از اختلافات درونی مجمع روحانیون نگوید هر چند اکنون هم که از این مجمع جدا شده ترجیح می‌دهد سخنی در این باره نگوید و تنها به استعفا از دبیر کلی بسنده کند. عدم حضور برخی چهره‌های شاخص مجمع روحانیون به ویژه مجید انصاری و موسوی بجنوردی در ستاد انتخاباتی کروبی نشان از بروز شکاف‌های اولیه در این گروه سیاسی داشت شکاف‌هایی که به دلیل ویژگی‌های انتخابات نهم ریاست جمهوری در سایر گروه‌های جبهه اصلاحات نیز دیده می‌شد.
گرایش درونی تعدادی از اعضای مجمع به ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، گرایش تعداد دیگری از آنها به جبهه اصلاح‌طلبان پیشرو که کاندیدایشان معین بود و حمایت جمعی از اعضای مجمع از کروبی و حتی وجود دیدگاه‌هایی مبنی بر عدم شرکت در انتخابات نشانه‌های بروز اختلاف در مجمع و ایجاد انشعاب در آن بود. شاید این انشعاب در نهایت به تعطیلی فعالیت‌های سیاسی مجمع روحانیون مبارز و در شکلی ضعیف‌تر به انحلال آن بینجامد زیرا بدون وجود کروبی که برپاکننده ستون اصلی مجمع و فعالیت‌های سیاسی آن بود کس دیگری به دلایل فکری، سیاسی و انگیزه‌های شخصی قادر به حفظ این ستون نخواهد بود. اکنون بحث پیشنهاد دبیر کلی به محمد موسوی خوئینی‌ها و یا سیدمحمد خاتمی مطرح است بحثی که همگان به بی‌پایه و غیر عملی‌بودن آن واقفند زیرا محمد موسوی خوئینی‌ها مدت‌ها است که کنج عزلت گزیده  و از فعالیت‌های سیاسی کنار کشیده است؛ انفعالی که احتمالاً پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم شدت بیشتری نیز به خود خواهد گرفت.
سید محمد خاتمی رئیس جمهوری نیز بارها اعلام کرده که پس از پایان کارش به دنبال تشکیل حزب سیاسی و رهبری آن نخواهد بود و تلاش خود را صرف کار فرهنگی گفت‌وگوی تمدن‌ها و پرورش مدیران می‌کند. لذا بعید است که او هم بخواهد دبیر کل گروه و مجمعی شود که محدوده به روحانیون بوده و سایر اقشار را دربر‌نمی‌گیرد و مهم‌تر از آن در شرایطی که کروبی برای پیشرفت برنامه‌ها و ایده‌های خود ناچار به شکستن پوسته محدود مجمع روحانیون مبارز شده است، خاتمی بخواهد راه رفته او را تازه از سربگیرد. غیر از بحث انتخابات دبیر کل خروج تعداد دیگری از اعضای مجمع روحانیون به همراهی کروبی نیز می‌تواند ضعف این تشکل را افزایش دهد. کروبی با توجه به آرایی که در انتخابات ریاست جمهوری کسب کرد آن هم در فضای کاملاً ناامیدانه همه اصلاح‌طلبان از رای‌آوری او اینک به شرایطی رسیده که دیگر در جمع کوچک مجمع روحانیون نمی‌گنجد و شرایط آن را مناسب با فعالیت‌های سیاسی و حزبی روز نمی‌بیند. او اکنون جمعی را به عنوان شورای مرکزی حزب اعتماد ملی سامان داده که اکثریت آنها غیر روحانی و هواداران او در مجلس ششم و از فعالین ستاد انتخاباتی‌اش بوده‌اند، کسانی که از نزدیک با مشی و روش کروبی آشنا شده و در جریان انتخابات ریاست جمهوری نیز شگفتی آفریدند. هر چند که اکثریت آنها از نظر تئوریک دیدگاه‌های سیاسی و اصول سازمانی و تشکیلاتی دارای ضعف‌های اساسی بوده و بعید است در کار تشکیلاتی حزبی بتوانند قوی عمل کنند اما کروبی امیدوار است آنها با هدایت‌های او در این زمینه نیز شگفتی ساز شوند. هنوز کروبی نگفته است هدفش از تشکیل حزب اعتماد ملی چیست؟ و آیا او با تشکیل این حزب قصد سازماندهی توده مردم را دارد و یا به کار فکری و سیاسی و سازمانی هم خواهد پرداخت؟
از مجموع عملکردهای این روحانی فعال و مردمی چنین بر می‌آید که او بیش از علاقه به کار فکری و تشکیلاتی و پایه‌گذاری حزبی تاثیرگذار در تحولات تاریخی ایران علاقه‌مند به توده‌ای کردن حزب جدید و افزایش عددی هواداران اعتماد ملی است، کاری که اگر بتوانند آن را با پشتوانه انسجام فکری، سیاسی و سازمانی نیز همراه کند حزبی ماندنی و تاثیرگذار خواهد شد. ماندنی و تاثیرگذار شدن حزب اعتماد ملی منوط به جمع‌بندی دقیق، بی‌طرفانه، عادلانه و نقد بی‌رحمانه عملکرد مجمع روحانیون مبارز از ابتدا تا انتها است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات