حجتالاسلام علی ذو علم
ویژگیهای برجستهای که در این پیام برای روحانیون اصیل، متعهد و وظیفهشناس برشمرده شده، باید ملاک و شاخص تشخیص و تفکیک اشخاص منحرف از جریان اصلی و اصیل حوزهها و روحانیت قرار گیرد: قناعت، شجاعت، صبر، زهد، عدم تعلق به تجملات دنیا، عدم وابستگی به قدرتها، احساس مسئولیت در برابر تودهها، پرهیز از تقدسنمایی و تحجرگرایی، احاطه به مسائل زمان و آشنایی با مسائل سیاسی، بصیرت و توجه به حیلهها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان و همچنین پایبندی و وفاداری به سیره علمی و عملی سلف صالح و فقه جواهری و ..... از دیدگاه حضرت امام (ره) جریان اصیل روحانیت همواره از این ویژگیها برخوردار بوده و همین عامل توانسته است نقش و تاثیرگذاری روحانیت را در طول تاریخ تشیع، به نقشی بیبدیل تبدیل سازد.
لذا اکنون و در آینده نیز باید همین ویژگیها سرمشق عملی حوزههای علمیه برای استمرار و تعمیق جریان علمی و تربیتی حوزهها باشد؛ تا آینده حرکت سرنوشتساز انقلاب اسلامی و سلامت نظام جمهوری اسلامی تضمین و تامین گردد و رگهها و لایحههای انحرافی، وابسته، تحجرگرا و سادهلوح نتوانند جایگاه اصلی روحانیت را در جامعه اشغال نمایند.
ج- آسیبها و چالشها:
بخش اساسی و عمده پیام، در واقع به یادآوری و هشدار نسبت به آسیبها، اشکالات و آفاتی میپردازد که حوزهها و روحانیت اصیل و متعهد، باید نسبت به آن هوشیار و حساس بوده و ضمن پرهیز خود از این آسیبها مراقب نفوذ برخی دیدگاهها و تلقیهای نادرست به ذهن و فرهنگ حوزهها و به ویژه طلاب جوان باشند. برخی از این موارد، چالشهایی است که چه بسا در قالبهای فریبنده و دنیاپسند و یا به بهانههای مقدسمآبانه مطرح میشود، در حالی که غایت آنها تهدید روحانیت است.
این آسیبها و آفتها - که به صراحت در متن این پیام به آنها اشاره شده - به قرار زیر میباشد:
1- غرق شدن حوزهها در احکام فردی و عبادی و غفلت از احکام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اسلام.
2- پذیرفتن تز عدم دخالت روحانیان در سیاست.
3- تلقی منفی درباره زیرکی، کاردانی و سیاسی بودن عالمان و روحانیان.
4- تقدسنمایی و فضیلت شمردن ظواهر و مظاهر گوشهنشینی و انزوای اجتماعی.
5- فاصله گرفتن از دانشها و علوم غیر رایج در حوزهها از قبیل فلسفه، عرفان، یادگیری زبان خارجی و .... و حتی کفر شمردن این شاخههای علوم. (که خوشبختانه امروز این مصادیق در جو غالب حوزهها مطرح نیست، ولی اصل مساله در مصادیقی متفاوت با دورانی که امام(ره) از آن یاد میکنند، در برخی سطوح و لایهها، همچنان وجود دارد.)
6- سرایت تفکر اهل جمود به طلاب جوان حوزهها. با توجه به این که امام(ره) هنوز حوزهها را آمیخته به هر دو تفکر – تفکر ناب دینی و تفکر متحجرانه - میداند، این آسیب را جدی و تهدیدکننده ارزیابی مینماید؛ که البته تا حدودی در برخی سطوح ترمیم یافته، اما هنوز کماکان در اشکال و قالبهای گوناگون خود را نشان میدهد.
7- اختلاف در میان روحانیان متعهد و اصیل، در قالب جناحبندیهای سیاسی و یا در میان طلاب جوان و روحانیون پر سابقه.
از دیدگاه امام، گرچه اختلاف سلیقه، نقد و اشکال به عملکردها و مدیریتها و .... اشکالی ندارد و چه بسا مفید و اجتنابناپذیر هم باشد، ولی در عین حال نباید صف واحد روحانیان انقلابی و اصیل را دچار شکاف نماید؛ چرا که در این صورت زمینه را برای توفیق دشمن فراهم خواهد کرد.
8- نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزهها.
9- فراموش کردن و غفلت از اهداف کلی و بلند مدت و محصور شدن در امکانات موجود، به خاطر محدودیتها و شرایطی که تحقق آن آرمانها و اهداف را در ظرف زمانی موجود غیرممکن نشان میدهد.
10- توجه به نتیجه و عدول از تکلیف. به تعبیر امام (ره) «همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفهایم، نه مامور به نتیجه.»
گرچه این نگاه – به معنی درست و دقیق آن- در کل جامعه و به ویژه در مدیران و مسئولان باید ریشهدار و نهادینه گردد، ولی برای روحانیان و حوزهها که عهدهدار تربیت دینی و هدایت فکری جامعهاند، تضعیف این اصل آفتی مهم شمرده میشود و روحانیت اصیل را دچار مصلحتاندیشیهای نا میسازد.
11- عدم باور و اعتماد به مسئولان و مردم و نیز تلقی جدا شدن مردم از روحانیان متعهد و اصیل و یا ناتوانی مسئولان انقلابی و متعهد.
12- فراموش کردن خیانتها و انحرافات فکری کسانی که به ظاهر «عقلای قوم» تلقی میشوند و سادهاندیشی درباره جریانها و اشخاص منحرف، که زمینه نفوذ آنان را فراهم خواهد ساخت.
13- اعتماد به گروههای سیاسی و لیبرالها.... که نه دغدغه احکام و ارزشهای الهی، بلکه انگیزه قدرتطلبی و اندیشههای انحرافی، جهتگیریهای اصلی آنان را تشکیل میدهد.
14- تاثیرپذیری از القائات روحانی نماها و مقدس مآبها که با بزرگنمایی برخی اشکالات یا تکرار برخی شایعات، اصل نظام را زیر سوال میبرند و آب به آسیاب دشمن میریزند. (این، یکی از ابعاد همان آسیبی است که استاد مطهری (ره) به عنوان «عوامزدگی» مطرح نموده و امروز مصادیق پیچیدهتری پیدا کرده است.)
15- ترحم بیجا و بیمورد نسبت به دشمنان اسلام و مخالفان و متخلفان نظام.
16- تخلف از فقه سنتی و اجتهاد جواهری.
از دیدگاه امام (ره) شیوه اجتهاد و توجه به میراث عظیم علمی و فکری علمای سلف، سرمایه گرانقدری است که نباید تحت تاثیر برخی نقدها و القائات، کم رنگ شود و در عین دخالت شرایط و اقتضائات زمان و مکان در اجتهاد و استنباط احکام شرعی، چارچوبها و اصول متقن فقهی نباید مخدوش گردد.
در حقیقت پویایی فقه در گرو رعایت این اصل است و لذا تخلف از فقه جواهری تهدیدی علیه حوزههای علمیه میباشد. «فقه جواهری» همان اجتهاد روشمند، اصیل و پویایی است که نمونه بارز آن در روش علمی نویسنده محقق و مجاهد کتاب «جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام»، مرحوم آقا شیخ محمد حسن نجفی (متوفای. 1266ق)، به چشم میخورد و امام راحل (ره)، آن را الگوی روش فقهی حوزهها برمیشمارند.
17- بیتوجهی به پرسشها و عدم پاسخ به معضلات جامعه.
18- بیتوجهی به علل خارجی مشکلات و دشواریها و برگرداندن همه اشکالات به جبهه خودی. گرچه امام راحل (ره) به اشکالات و کاستیهای داخلی توجه دارند، ولی غفلت از توطئههای قدرتهای سلطهگر را که برای نابودی اسلام کمر همت بستهاند در تحلیل و بررسی مسائل جامعه، یک آسیب میدانند.
19- مطلق انگاشتن اصول و قوانین دیپلماسی و عدول از آرمانها به خاطر آن.
امام (ره) با اشاره به جنجالی که در پی صدور حکم اعدام سلمان رشدی بر پا شد و جمهوری اسلامی ایران متهم به نقض اصول دیپلماسی گردید، تصریح میکنند: «ما باید بدون توجه به غرب حیلهگر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم بر جهان، درصدد تحقق فقه عملی اسلام برآییم....»
20- غفلت از نیازها و تحولات آینده.
از دیدگاه امام (ره)، «حوزهها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکسالعمل مناسب باشند.»