تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۶۲۲۲۳

افشاگران نقاب نفاق

حسن ابراهیم‌زاده اشاره: جریانهایی که به دنبال روی کار آمدن دولت اصلاحات با امکانات دولتی و حمایت برخی از دولتمردان به ترویج و تبلیغ اندیشه‌های انحرافی پرداختند در طول تاریخ انقلاب همواره با مخالفت و مقابله شهیدان بزرگ انقلاب روبرو بودند، شهیدانی که سرانجام توسط همین جریان‌های التقاطی در خون پاک خویش غلتیدند و مظلومیت خویش و دست‌نشاندگی و خشونت‌طلبی این جریان‌ها را به اثبات رساندند. آنچه پیش رو دارید نگاهی به برخی از موضع‌گیریهای شهیدان بزرگواری است که در برابر جریان‌های کور منافقانه ایستادگی کردند.

نضج‌گیری نهضت اسلامی ایران در 15 خرداد 42 به رهبری امام خمینی(ره) مصادف با شکل‌گیری حرکت‌های موازی، جریان‌های فکری سیاسی و چهره‌سازی از سوی سرویس‌های امنیتی داخلی و خارجی برای خارج کردن این نهضت از مسیر اصلی خود بود.
اگرچه سرویس‌های امنیتی به خوبی به این حقیقت واقف بودند که خیزشی با این ماهیت و با این گستردگی توان برهم زدن معادلات سیاسی اجتماعی ایران را خواهد داشت اما هرگز باور نمی‌کردند در صورت پیروزی نهضت اسلامی در ایران و حاکمیت تفکر امام با پشتوانه مردمی، این نهضت دو بلوک غرب و شرق را به چالش‍ی جدی بکشاند و به عنوان یکی از داعیه‌داران سیاست و فرهنگ در جهان بر سکوی نخست گفتمان جهانی تکیه زند.
گذشت زمان نشان داد که سرویس‌های امنیتی هرگز نتوانستند حرکت پویا و توفنده‌ی مردم خدا محور را از مسیر اصلی خود خارج سازند اما به مقتضای هر مقطع از نهضت، فرد و تفکر جدیدی را در برابر امام و پس از آن مقام معظم رهبری وارد عرصه‌ی سیاست و فرهنگ کردند. در این میان نکته قابل تأمل در شناخت و شناساندن چهره‌ها و جریان‌های موازی و حرکت‌های منافقانه آنان چه در حوزه‌ی نظر و چه در عرصه‌ی عمل این است که به موازات روند رو به رشد نهضت و گذراندن مراحل بس دشوار و پیچیده، بر پیچیدگی چهره‌ها، جریان‌های فکری سیاسی و خطوط موازی افزوده شده و این عناصر با پیچیدگی خاص خود ظهور و نمود پیدا کردند، به گونه‌ای که درست در مقطع زمانی‌ای که انقلاب با غلبه بر گروهک‌های چپ و راست، پیروزی در هشت سال دفاع مقدس، بیداری جهان اسلام و فلسطین و فروپاشی بلوک شرق به مرز جهانی‌شدن رسیده بود و به رقیب بلامنازع لیبرال دمکراسی تبدیل شده بود، چهره‌هایی بدلی، انشعابی و منفعل از درون نهضت به عنوان آخرین برگ‌های تعبیه شده در دفتر اصیل نهضت سر بر آورند و با حمایت‌های آشکار و پنهان سیاستمداران غربی و رسانه‌های جهانی به چهره‌ای جهانی تبدیل شدند تا شیپور عقب‌نشینی در مقابل غرب و باورهای غربی را به صدا در آورند آن هم به نام امام و ...!!!
تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب بیانگر این واقعیت است که در هر مقطع زمانی که جریان‌های فکری فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، چه در درون نهضت و چه در مقابل نهضت قد علم کردند، شهیدی از شهیدان همیشه جاوید تشیع در برابر خطر نفوذ و گسترش آنان اعلام خطر کرد؛ شهیدانی که سرانجام خود قربانی افشای این حرکت‌های پنهان و منافقانه شدند، شهیدانی که امروز به عنوان سمبل مبارزه و نماد حرکت اصیل انقلاب در آن عرصه و در آن مقطع تاریخی شناخته می‌شوند.
موضع‌گیری شهید محمد منتظری
شهید محمد منتظری که به خاطر رویارویی صریح با جریانی نفوذی در ساختار نظام اسلامی در مقطعی از زمان انگ «دیوانه» بودن را به جان خرید و در برابر سازشکاری انقلابی نماهای وابسته به جبهه‌ی ملی و لیبرال‌های متمایل به آمریکا در نطق‌های پیش از دستور خود در مجلس خواستار محاکمه آنان به جرم خیانت در دادگاه‌های انقلاب شد، درست یک سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به شکل‌گیری خط موازی وابسته و انقلابی نماهایی که با چراغ سبز آمریکا و حرکت‌های ایذایی چون دفاع از حقوق بشر و آزادی، درصدد تبدیل هسته‌های مبارزاتی به مؤسسات حق‌خواهی!! بودند، هشدار داده بود و خطر آنان را برای مبارزان نهضت اسلامی - که بر آن بودند تا با قاطعیت تمام، ضمن نفی جهان کفر و شرک، کار رژیم را تمام کنند- اعلام کرده بود. شهید محمد منتظری همواره مراقب این خط موازی سازشکار بود، اما ناباورانه شاهد بود که این خط موازی در یک مقطع کوتاه در ابتدای انقلاب، بر کرسی قدرت در قوه مجریه تکیه زده است، خطی که پس از دوم خرداد نیز به شکلی ناباورانه چنان راه را برای ترویج تفکر تحذیری و منفعلانه خود بازدید که برخی از سران آنان از این همه بسترسازی دولت اصلاحات دچار ذوق‌زدگی شدند، خطی که به تعبیر شهید محمد منتظری برای گرفتن چند آوانس سیاسی از شاه در مقابل خیانت به اسلام و انقلاب حاضر به هر دریوزگی بود و هست، خطی که پس از دوم خرداد نقش دلال برخی به اصطلاح دولتمردان ایرانی را با آمریکا بازی کرد تا شاید برای باقی ماندن در قدرت، نوکری خود را در برابر آمریکا به اتمام برساند. شهید محمد منتظری این خط احیا شده پس از دوم خرداد را در نامه‌ای به علمای در تبعید نهضت اسلامی در قبل از انقلاب به تاریخ 27 بهمن 1356 چنین به تصویر می‌کشد:
«... هم‌اکنون دو خط سیاسی در ایران جریان دارد: 1_ خط انقلابی که خط جنبش اسلامی است و امام خمینی سمبل آن را تشکیل می‌دهد.
2_ خط سیاسی اعتدالی. خواسته‌ها و شعارهای این خط متفاوت است. خط اول، حملات خود را به طرف مراکز اصلی توطئه‌ها و جنایت‌ها یعنی شاه و رژیم او و اربابان آمریکایی متوجه ساخته و خط دوم گویی در سال‌های 39- 1340 به سر می‌برند و شعارهایی در چهارچوب قانون اساسی مطرح می‌کنند.
در صورتی که در شرایط کنونی، بدترین سو ء استفاده‌ها از این شعار خواهد شد و مستقیم و غیرمستقیم، پایه‌های لرزان حکومت شاه را استحکام می‌بخشد. خط دوم تصور می‌کند که به برخی اهدافش که عمده است خواهد رسید و حال آنکه خط اول، بزرگترین ارزشی که در شرایط کنونی برایش متصور می‌باشد، استفاده از آن به منظور پیشبرد جنبش اسلامی است.
معتدلین سیاسی، که برخی‌شان پس از 15 سال سکوت می‌خواهند میراث بر شهدا و زندانیان در بند و آوارگان و کسانی که دچار انواع محرومیت‌ها شدند، باشند، چه خوب بود که حتی در رابطه با مصالح خودشان مسائل طرح شده را عمیق‌تر بررسی می‌کردند.
غارتگران خارجی که در رابطه با مصالح خود تصمیم می‌گیرند، هیچ‌گاه دلشان برای حقوق بشر و سلب آزادی‌های فردی و اجتماعی و ... نسوخته است. همین فداکاری‌ها و شهادت‌ها و مبارزات انقلابی گذشته وحشتی را برای آنان پدید آورده و موجب این تحولات و تغییر شرایط سیاسی شده است. آنان تا خطر را لمس نکنند به فکر حقوق بشر! نمی‌افتند.
آمریکایی‌ها این‌طور تصور می‌کنند که برخی از آزادی‌ها نیم‌بند داده شود، برخی از شخصیت‌های برخوردار از وجاهت ملی دستشان در حکومت بند شود، برخی از مردم و مبارزین هم همگی از حالت مبارزاتی به حالت موسساتی تبدیل گردند و آنگاه سیاسیون دست بند شده، به منظور حفاظت از مصالح سیاسی که شرایط جدیدشان در ذهنشان می‌سازد به جان نیروهای انقلابی تسلیم نشده می‌افتند و آنان هم به جان سیاسیون، که فاصله‌ای عمیق میان نیروهای انقلابی و سیاسیون به قدرت رسیده پدید می‌آید. دستجات سیاسی ضد و نقیض در صحنه سیاست درست می‌شود و هر تیپی به رقابت با دیگری می‌پردازد... آنگاه آیا چند نفر سیاسی که حمایت و تأیید نیروی انقلابی و مردمی را از دست بدهند، یارای مقاومت در مقابل خواسته‌های بی حد و حصر آمریکایی‌ها خواهند داشت؟ و آیا جز سقوط یا تسلیم راه دیگری در پیش است؟(1)
...خط اول قابل انعطاف و حاضر به دریوزگی به خاطر چند آوانس سیاسی بی‌محتوا نیست و در این رابطه چه زیان‌هایی که کردند...
نسل جوان و نیروهای مسلمان عملا طرفدار خط اول هستند و بدیهی است که هرچه بیشتر نیروهای خود را بسیج نموده، محتوای خط اول را افزون‌تر سازیم.(2)»
موضع‌گیری شهید دکتر حسن آیت
شهید دکتر حسن آیت که در دوره‌ی نخست مجلس شورای اسلامی در برابر لیبرال‌های خود فروخته چنان برمی‌افروخت که حتی از سوی برخی نیروهای خودی خوشبین مورد شماتت قرار می‌گرفت و رویارویی او را نوعی حرکت افراطی قلمداد می‌کردند که موجب خشنودی دشمن می‌گردد، شجاعانه در برابر جریانی ایستاد که از منظر او جریانی بدلی در برابر جریان اصلی خط امام است، جریانی که در حوزه اندیشه به گونه‌ای فکر و عمل می‌کند که راه را برای کرم‌ها و حشرات زمینی باز کرده است و اسلام را به گونه‌ای تفسیر می‌کند که باید ارتشبد نصیری هم به عرصه قدرت باز گردد و به او مقام استانداری عطا گردد...؟! تفکری که پس از دوم خرداد بار دیگر در سایه سار عناصر بدلی، حشرات موذی و منافق را به عرصه سیاست و فرهنگ و اقتصاد باز گرداند. شهید دکتر حسن آیت در نود و هشتمین جلسه علنی مجلس شورای اسلامی به تاریخ 29 دی ماه 1359 در میان اعتراض نمایندگان خودفروخته لیبرال و خودی‌های خوشبین و خوش‌باور چنین فریاد زد...
«... عصر حاضر، عصر برنامه‌ریزی است، یکی از برنامه‌ریزی‌های مهمی که استعمارگران انجام می‌دهند، برنامه‌ریزی‌هایی است که به منظور تسلط بر سایر ملل انجام می‌دهند، این برنامه‌ریزی‌ها و دسائس انواع مختلف دارد.
دسائس سیاسی، دسائس تبلیغاتی، دسائس تخریبی و دسائس اقتصادی از انواع این دسائس است. ساختن خطوط و مهره‌های بدلی در مقابل خطوط اصلی. بدلی به دو معنی: یکی به معنای تقلبی در مقابل اصلی، مثل الماس و طلای بدلی در مقابل الماس و طلای اصلی و دیگری به معنای یدکی و جانشین. می‌دانیم که شخصیت‌هایی مثل شاه سابق یا شاه حسین پادشاه مراکش مهره‌های شناخته شده استعمار هستند. استعمار چون پیش‌بینی می‌کند که این قبیل مهره‌ها را ممکن است زمانی مردم علیه‌شان قیام کنند مهره‌های انقلابی‌نما، ملی‌گرای دو آتشه، مارکسیست‌تر از مارکس و نظایر آن را در مقابل آنان درست می‌کند تا وقتی که این مهره‌های اصلی فرسوده و بلا استفاده شوند، آن مهره‌های بدلی را جانشین آنان کنند. می‌بینیم که در سال‌های 55، 56، و 57 که آمریکا صلاح دیده بود با نقاب آزادی‌خواهی و مدافع حقوق بشر چهره‌ی کریه خود را بپوشاند احزابی همچون، جبهه ملی، جبهه دمکراتیک ملی، خلقیون و جنبش در انواع مختلفش میدان آمدند و اعلامیه‌های چند صفحه‌ای نوشتند و بیانیه‌هایی در دفاع از حقوق بشر امضا نمودند و اشخاصی همچون شاپور بختیار، نزیه، مقدم مراغه‌ای و متین دفتری به میدان آمدند تا در مقابل خط اصلی امام، خط بدلی به وجود بیاورند. همان طوری که دیدیم شکست خوردند ولی هنوز دست از توطئه برنداشته‌اند و با روی کار آمدن ریگان که آمریکا مجددا قیافه کریه و بی‌نقاب خود را نشان دهد، بوی کباب به مشام بعضی‌ها خورده است و همچون کرم‌ها و حشرات زمینی که حرارت اتفاقی زمستان باعث می‌شود که از زیر زمین بیرون آیند، از سوراخ‌های خود بیرون آمدند و صریحا از مقابله با دولت دم می‌زنند. آن بازاری معلوم‌الحال که سوابق ضددینی و ضدروحانیتش به زمان ملی شدن نفت می‌رسد صریحا دم از مقاومت با دولت می‌زند. آن آقای دیگر جزوه‌ای منتشر می‌کند و اسلام را طوری معرفی می‌کند که اگر بخواهیم مطابق آن جزوه رفتار کنیم باید به ارتشبد نصیری، آزمون و شکنجه‌گران معدوم ساواک به جای اعدام کردن، وزارت و مدیر کلی استانداری بدهیم. زیرا این شخص به ادعای ناروا مدعی است که پیامبر چنین می‌کرده است. اکنون اینان مشغول تدارک و توطئه وسیعی برای واژگون ساختن جمهوری اسلامی هستند، ولی من از اینجا به آنها اعلام می‌کنم که بوی کبابی که به مشامشان خورده است بوی کباب نیست، خر داغ می‌کنند (خنده نمایندگان) و حرارتی که از لطف ارباب شامل حالشان شده است، آن حرارت را صولت سهمگین انقلاب اسلامی ایران در پی است که آنها را مانند آن کرم‌ها که سرمای شدید زمستان خشکشان خواهد کرد...
به هر صورت انقلاب به راه خودش ادامه می‌دهد و کسانی که از انقلاب جدا می‌شوند جز رسوایی و خذلان نصیبی نخواهند داشت.(3)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات