تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۶۲۲۴۷

مورالس، پژواک چه‌ گوارا


احمد مزارعی
مورالس، پژواک فریاد چه‌ گوارا است که در بولیوی طنین افکنده است. با فروپاشی نظام دوقطبی سابق هم کوبا و هم سایر کشورهای آمریکای لاتین کوشیدند خود را از تبعات سیاست‌های دوقطبی دوره سابق رهانیده و راه‌های تازه‌ای را در جهت بهره‌برداری از ثروت‌های ملی خود در پیش گرفتند. این کشورها توانستند با استفاده از شرایط پیش‌آمده افرادی را از میان خود به رهبری انتخاب کنند که موجب کابوس و ناراحتی فراوان برای دولت آمریکا و بویژه محافظه‌کاران‌‌ نو گردند. ورود تازه بولیوی به باشگاه آمریکای لاتین که همه اعضای آن از مخالفان آمریکا و بانک جهانی و شرکت‌های چند ملیتی هستند چندان تعجب‌برانگیز نیست. در این باشگاه جز کوبا که حسابش روشن است لولا از برزیل، هوگو چاوز از ونزوئلا، کریجز از آرژانتین و شیلی هم که راه آلنده را در پیش گرفته و بقول کاسترو بقیه نیز همگی در راهند که اعضای این باشگاه شوند.
آنچه که جالب توجه است این است که مردم سرکوب شده آمریکای لاتین این‌بار توانستند با بهره‌برداری از دموکراسی دروغین آمریکایی که می‌توانست موجبی برای بردگی بیشتر آنان شود با هنرمندی تمام از آن ابزاری ساختند تا حقوق ضایع شده خود را از حلقوم غارتگران بیرون کشند. با این شکل که آنان با شرکت در انتخابات افرادی را برگزیدند که خارج از حیطه و نفوذ شرکت‌های بین‌المللی و بانک جهانی بودند.
استفاده از چنین روشی موجب شد تا مثلاً لولا که کفاش ساده‌ای بود به ریاست‌جمهوری برزیل برسد و این اتفاق بسیار جالبی در حیات سیاسی مردم برزیل بحساب می‌آمد. اما باید گفت که آنچه که اکنون در بولیوی اتفاق افتاده بواقع خارق‌‌العاده است و آن انتخاب «مورالس» به ریاست‌جمهوری است، مردی که تا قبل از آن همچون میلیون‌ها زحمتکش هموطنش در یک اتاق معمولی زندگی می‌کرد، وی در طول حیات خود که همیشه همراه با انواع محرومیت‌ها بود به کارهایی از قبیل، نان‌فروشی، کارگری‌ساده، کشاورزی و در نهایت به مهندسی کشاورزی رسید، وی وابسته به ساکنان بومی کشور بولیوی است و این اولین‌باری است که شخصی این‌چنین و با این مشخصات به قدرت دست می‌یابد. بدون هیچ‌شکی انتخاب وی به عالیترین منصب سیاسی در بولیوی موجب افتخار و تشویق بزرگی برای میلیون‌ها انسان بومی تحقیر شده کشور بولیوی است. از همه مهمتر مورالس شهروند کشوری است که یکی از بزرگترین منادیان آزادی و عدالت اجتماعی کشورهای آمریکای لاتین یعنی «سیمون بولیوار» از این کشور برخاسته است و این خود می‌تواند تداعی کننده مورالس و میلیون‌ها انسان محروم و تحقیر شده بولیوی باشد تا با کوشش و جانفشانی بیشتر بکوشند هم خود را و هم سایرین را در آمریکای لاتین از عواقب شوم دوره‌های گذشته رها سازند. همچنین در همین کشور است که انقلابی بزرگ و مشهور قرن ارنستو چه‌گوارا به دست ماموران سیا، موساد و عوامل محلی آنان به قتل رسید. در سال 1967 ارنستو چه‌گوارا جبهه‌ تازه‌ای بر علیه امپریالیسم آمریکا در بولیوی گشود تا مگر بتواند نخست جبهه تازه‌ای از مبارزه توده‌ای در جهت آزادی از ستم امپریالیستی بنا نهد و در درجه دوم از شدت فشاری که آمریکا بر علیه کشور انقلابی و بپاخاسته کوبا اعمال می‌کرد بکاهد. کوبا همچنان که امروز، دیروز نیز مرکزی برای نشر ایده‌های انقلابی، سوسیالیستی و عدالتخواهانه بود.
باید گفت که اگرچه جنگ چریکی در بولیوی با شکست روبرو شد اما ایده‌های انسان‌دوستانه و روحیه فداکاری که رهبری این جنبش عظیم از خود به جا گذاشتند تاثیرات بسیار عمیقی در میان توده‌های محروم این منطقه گذاشت بسیاری از روشنفکران و متفکران انساندوست را به جرگه مبارزات اجتماعی سوق داد. آخرین این مبارزان که چریکی جسور و انسانی بسیار شریف بود بنام «الفارو لینزا» که سرانجام به مبارزات علنی سیاسی و اجتماعی روی آورد و با بسیج نیروهای مردم زحمتکش بولیوی امروز یکی از شخصیت‌های بارز ملی بولیوی و از معاونان بسیار نزدیک «مورالس» رئیس‌جمهوری می‌باشد.
مورالس برای هرچه نزدیکتر شدن به محرومان وطن خود خواسته است تا حقوق ماهانه وی را به نصف تقلیل دهند، وی می‌کوشد از زندگی پر زرق‌وبرق و تجملاتی که بسیاری از «رهبران» به آن دچارند و موجب ریخت‌وپاش‌های فراوانی می‌شود، دوری گزیند. علیرغم انتقاداتی که از طرف بسیاری شرکت‌ها و دولت‌های غارتگر بر علیه وی شده، او اظهار داشته که ما برای کشورمان ارباب نمی‌خواهیم بلکه به شرکایی نیاز داریم که با یکدیگر همکاری کنیم. وی اظهار داشته که در بولیوی تا کنون هیچ فرد بومی ژنرال و یا قاضی نبوده و یا به زبان بهتر اجازه نداده‌اند بومیان این کشور مقام‌های پراهمیت دولتی را اشغال کنند. در ادامه برداشتن فشار از مردم محروم بولیوی قرار شده شرکت آب که وابسته به بکتل و دیک‌چینی است ملی شود. مردم بولیوی در گذشته چندبار برای فشار بر این شرکت و پایین آوردن آب‌بها به تظاهرات‌های بزرگی دست زده که گاهاً موفقیت‌هایی نیز داشته‌اند. مورالس اظهار داشته که از این پس اجازه نخواهیم داد که یکصد خانواده ثروتمند «فعال مایشا» باشند، ملت بولیوی نباید از این پس با صدقه شرکت‌های غارتگر بین‌المللی زندگی کند در صورتیکه خود بزرگترین ثروت را داراست.
طرح شعارهای این‌چنین که برخاسته از واقعیت تلخ و غم‌انگیز ستمدیدگان بولیوی است بر شخصیت و اهمیت مورالس در میان مردم می‌افزاید. شخصی که روزگاری مجبور بود از فقر با پای پیاده راه رود، از شدت فقر و گرسنگی به خوردن پوست پرتقال‌هایی بسنده کنند که دیگران در اینجا و آنجا ریخته بودند.
بدون شک ملت بولیوی با انتخاب «مورالس» پیروزی بزرگی را برای خود رقم زده و می‌توان گفت که این موفقیت بزرگ که امید بزرگی را در روح و روان میلیون‌ها بولیویایی دمیده است، پژواک فریاد آزادیخواهانه چه‌گوارا است که سال‌ها پیش به دست دشمنان انسانیت در سرزمین بولیوی به قتل رسید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات