علی دارایی
جریان دوم خرداد که هماکنون دولت را در اختیار دارد در برابر آزمون دشواری قرار گرفته است. از یک سو باید مجری یک انتخابات سالم و آزاد باشد و کوچکترین شائبهای به سلامت انتخابات وارد نشود. از سوی دیگر عدم استفاده از اموال و امکانات دولتی برای تبلیغ کاندیداهای مورد حمایت، چالش بزرگی در برابر سفیران خارج از کشور، استانداران، فرمانداران، بخشداران و سایر دستگاههای دولتی است.
از این دو نکته که بگذریم دوم خرداد در انتخابات 27 خرداد در خواهد یافت که آیا این پرسش مطرح در جامعه که بسیاری از ناکارآمدیهای آنها تحتالشعاع نام و شخصیت خاتمی پنهان شده است چقدر واقعیت دارد! رأی نیاوردن کاندیدای اصلی دوم خرداد پاسخ آشکار مردم به ناکارآمدی دوم خرداد است و این استمرار رفتار مردم در دو انتخابات گذشته «شوراهای اسلامی شهر و روستا و مجلس شورای اسلامی» میتواند باشد؟
اخیراً یکی از سران دوم خرداد که او را چریک پیر میخوانند و این لقب شاید بواسطه عضویت وی در گروهک مائوئیستی «شعاعیان» در سالهای قبل از انقلاب باشد در جدیدترین اظهارنظرهای خود تأکید کرده است که اگر دوباره قدرت بدست آنها بیافتد همان کارها مانند تحصن، استعفا، رفراندم، باندبازی، عدم توجه به مطالبات مردم را دنبال خواهند کرد. و اگر مراد وی و دوستانش ادامه اصلاحات به قرائتی که خود میدانند باشد نیک میدانند که طبق جدیدترین نظرسنجی که وزارت کشور (از همفکران و متحدان دیگر دو خرداد) در اواخر فروردین انجام داده است با 2/1 درصد در فهرست کمترین و پایینترین خواستهها و انتظارات مردم از رئیس جمهور آینده است. در حالی که برابر همین نظرسنجی کاهش قیمتها به 2/42 درصد مبارزه با فقر، فحشا و فساد، 8/32 درصد رفع بیکاری و مشکل جوانان 4/32 درصد خواستههای مردم جای دارد.
واقعیت آن است که مردم از شعار و وعدههای بیجا افراطیگری، باندبازی و ناکارآمدی خسته و به ستوه آمدهاند. معنای رأی مردم در دو انتخابات گذشته جز این نبود.
پس دوم خرداد بهتر است بجای پرخاشگری به این و آن و انگشت اتهام به سوی دیگران، به اثبات کاندیداها، برنامهها و قابلیتهای احتمالی خود بپردازد.
گام نخست در این راه آن است که جریان اصیل و ارزشی دوم خرداد نسبت و تمایز خود را با جریان افراطی و رادیکال مجموعه خود مشخص کند. گام دوم آنست که برنامههای دولت آینده که بدور از شعار و حرف باشد چیست؟ اگر دوم خرداد بداند که مردم بشدت با افراطیگری و شعارگرایی مخالفاند توانسته است توفیق بزرگی حتی اگر در انتخابات پیروز هم نشود را از آن خود کند.
اما با این همه خبرهایی حکایت از نقشآفرینی افراطیون در انتخابات دارد از جمله ثبتنام جمعی از اشخاص رد صلاحیت شده در انتخابات مجلس هفتم و نیز برخی محکومان محاکم قضایی که قانوناً نمیتوانند نامزد انتخابات شوند برای انتخابات ریاستجمهوری است. تحلیل افراطیون آن است که کاندیداهای موجود قادر به جذب آرای لازم نیستند پس بهتر آنکه با آگاهی از رد صلاحیت به عنوان نامزد انتخابات پا به عرصه رقابت گذاشته تا هزینه نظام را به رغم خود بالا ببرند. افراطیون بر این باورند که با رد صلاحیت آنان توسط شورای نگهبان قانون اساسی بهانه لازم برای جنگ روانی، تخریب نهادهای ارزشی، صفآرایی و تقابل نهادهای درون حاکمیت فراهم میگردد و این حربه برای افزایش رای کاندیدای نهایی دوم خرداد بسیار مؤثر خواهد بود و اگر امکان افزایش رای نباشد از حربه تحریم انتخابات استفاده کنند. ادامه در صفحه2
حربهای که دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی از هر وسیلهای برای تحقق آن لحظه شماری میکنند تا در صورت عملی شدن آن را شاهدی برای کاهش همبستگی ملی و مشارکتعمومی و در نتیجه پایین بودن اقتدار ملی بخوانند.
تحریک قومیتها که در تضاد با امنیت ملی است، تن دادن به تهدیدهای استکبار در جهت دست برداشتن از فناوری نوین هستهای برای مصارف صلحآمیز، ارسال پیامهایی مبنی بر حل معضل رابطه با آمریکا را میتوان سه گزاره اخیر تبلیغات انتخاباتی کاندیداهای دوم خردادی برای جلب آراء بیشتر برشمرد که به واقع هیچکدام از آنها در راستای استقلال واقعی و همهجانبه کشور تحلیل نمیشود.
«حکمرانی خوب، عدالت همهجانبه، شهروند مقتدر، دموکراسیخواهی و حقوق بشر» به عنوان 5 گفتمان اصلی و عمده کاندیداهای دوم خردادی تا کنون مطرح گردیده است مولفههایی که شیوه و روش تحقق آنها مبهم و نامعلوم است.
اما دوم خرداد در برابر گزارههای زیر بیپاسخ است آنجا که از مردم پرسیده شده است چرا در انتخابات شرکت نمیکنید به 3/57 درصد نارضایتی از وضعیت کشور در اثر گرانی، بیکاری و فاصله طبقاتی را برشمردهاند و4/29 درصد نیز اصولا معتقدند مسئولان به فکر مردم نیستند. آیا در سالیان اخیر مگر غیر از دوم خرداد کسان دیگری دولت، مجلس و شهرداری و شوراهای اسلامی را در اختیار داشتهاند؟ براستی اگر میزان رای ملت است دوم خرداد در برابر مردم در خصوص وضعیت کنونی کشور که ناتمام ماندن 9 هزار طرح و پروژه عمرانی در کشور یک نمونه از آن است چه پاسخی دارد؟ آیا مگر شعار دوم خرداد ملت پرسشگر و دولت پاسخگو نبوده است؟