دکتر علیاکبر ولایتی
بدین معنی که جمعی از مسلمانزادگان، مبلغ بیجیره و مواجب تفکر غریبان شدند! فرنگیها بهتر از این نمیتوانستند موجب استحاله امت اسلامی شوند و لذا این راه و رسم استعماری را تاکنون ادامه دادهاند، لیکن پیوسته تغییر تاکتیک میدهند. این دور از رکود، جدیتر از رکود پس از حمله اول صلیبی و ایلغار مغول بود. در آن زمان مهاجمان زمینگیر شده، مغلوب فرهنگ مسلمانانی شدند که در عرصه نظامی بر آنها پیروز شده بودند! ولی در رکود دوم، در آغاز، غلبه فرهنگی با مهاجمان بود؛ تکنولوژی، فرهنگ بیدینی را نیز با خود آورده بود.
تهاجم فکری غرب برای استحاله فرهنگی مسلمانان به منزله یک شوک الکتریکی بر مراکز عصبی جهان اسلام بود، که صرفنظر از عوارض آن یورش، این شوک موجب پدید آمدن امواجی حیاتی شد که بعدها پدیدآورنده یک سلسله حرکات پیوسته تاریخی در عرض جغرافیای اسلامی گردید که از آن به بیداری اسلامی تعبیر میکنیم بیداری اسلامی یا دعوت برای بازگشت به اسلام.
مرحله 1: بیداری اسلامی
بر حسب این که از چه زاویهای به این پدیده بنگریم تفسیر و تحلیل ما تفاوت میکند. از اینرو اندیشمندان این پدیده به خود آمدن مسلمانان را با عناوین گوناگون نامگذاری کردهاند و نوع برداشت آنها را میتوان در قالب برخی از اصطلاحات ذیل نامگذاری کرد:
اصلاحطلبی، سلفیگری، بازگشت به خویش خرافه ستیزی، نوگرایی، مقابله با استعمار، وحدت مسلمین، ... و بیداری اسلامی.
گزینش اصطلاح بیداری اسلامی به دلیل جامعیت بیشتر این کلمه و سنخیت آن با دیگر فصول است. نکته دیگری که اهمیتش از این نامگذاری بیشتر است، شاید کشف نوعی همانندی بین مراحل گوناگون تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی در دوره اول و پیش از حمله مغولان و عصر بیداری اسلامی در دوره معاصر باشد. گویی که سیر منحنی فرهنگ و تمدن اسلامی تکرار میشود و این وضعیت یادآور نوعی از فلسفه تاریخ است که: «تاریخ جز تکرار وقایع نیست. و یا اینکه در اسلام، این ظرفیت بالقوه احیا و بازسازی از درون وجود دارد و شاهد این مدعا سرنوشت اسلام در عصر حاضر است که به اقرار همه ناظران خودی و بیگانه، پرجاذبهترین دین برای همه ملل و اقوام جهان است و سرعت پیشرفت آن قابل مقایسه با هیچیک از دیگر ادیان جهان نیست که از این پدیده میتوان نتیجهگیری کرد که این دین، همچنان زنده است و همچون دیگر موجودات زنده، قدرت پالایش از درون، ترمیم عناصر پوسیده، دفع مواد فاسد و یا فاسدکننده، دفاع در برابر تهاجم عناصر بیگانه موذی و مضر و رشد و بالندگی و از قوه به فعل درآوردن ظرفیتهای موجود را دارد.
آغاز بیداری اسلامی همچون اصل اسلام با دعوت از مردم آغاز میگردد، که چنین شد؛ امیر عبدالقادر سیدجمالالدین اسدآبادی، شیخ محمد عبده، سید احمدخان، شیخ فضلالله نوری، عبدالرحمان کواکبی، شیخ شامل، رشید رضا، علامه اقبال لاهوری، سیدحسن مدرس، حسنالبناء، سیدقطب، ابوالاعلا مودودی، سیدمحسن امین جبل عاملی ... و سرانجام امام خمینی همگی مردم را به بازگشت و احیای اسلام دعوت کردند و مردم هم این دعوت را پذیرفتند و دستهدسته از ملل اسلامی، دوبار با اسلام بیعت کردند. نتیجه آن دعوت خواص و این پذیرش عمومی مردم، شکلگیری یک نهضت فراگیر احیای دین و ارزشهای دینی در سراسر جهان اسلام شد.
جستوجو در تاریخ معاصر و نگاهی به دقایقی که در زمان ما اتفاق میافتد، کاملاً این واقعیت را آشکار میکند که هیچ کشور اسلامی نیست مگر اینکه در آن ردپایی از بیداری اسلامی یا نهضت بازگشت به اسلام باشد. چنین واقعیتی حکات از کامیابی چشمگیر در نخستین مرحله از نوزایی(رنسانس) اسلامی میکند. اهمیت این مرحله به قدری است که امروز طمعکنندگان به سرزمینهای اسلامی و میراثخواران استعمار کهن با ردای جدید«حمایت از حقوق بشر» و «دفاع از صلح و امنیت و دموکراسی» تحت پوشش تئوری «برخورد تمدنها» کمر به نابودی آن بسته و پس از فروپاشی شوروی با همه توان نظامی خویش در برابر مسلمانان صفآرایی نمودهاند.
مرحله 2: تشکیل حکومت اسلامی
بر اساس تقسیمبندی اولیه، مرحله بعدی، پس از عصر دعوت (بازگشت به اسلام) تشکیل حکومت اسلامی است. در هر دو عرصه تسنن و تشیع تلاشهای تئوریک و عملی برای تشکیل حکومت اسلامی با قوت آغاز شد. در جهان تسنن دعوت به بازگرداندن عنصر خلافت به عنوان محور تشکیل حکومت اسلامی توسط متفکران مختلفی مطرح گردید؛ رشیدرضا از پایهگذاران تفکر سلفی، موضوع خلافت را به صورت جدی مطرح کرد. در این زمینه، پیشنهاد عملی وی، تشکیل حکومت سراسری اسلامی به مرکزیت موصول و بیعت با «امام هادی» اما زیدی یمن (در عصری که رشیدرضا زندگی میکرد)، به عنوان خلیفه مسلمین بود.
در حوزه تشیع، آیتالله نائینی تشکیل حکومت اسلامی در عصر جدید را تئوریزه کرد و آن را در کتابی با نام تنبیهالامه و تنزیهالمله منتشر کرد و امام خمینی با طرح موضوع ولایت فقیه شکل امروزین تئوری حکومت اسلامی را مطرح نمود.
بخش دوم از این مرحله، تشکیل حکومت اسلامی است. در شمال نیجریه عثمان دانفودیو در آغاز سده نوزدهم میلادی، یک حکومت اسلامی تأسیس کرد که نزدیک به صد سال ادامه یافت. در حوزه تسنن، اقدامهای موفق و نیمه موفق دیگری نیز صورت گرفت. سرانجام میتوان از تشکیل حکومت جمهوریاسلامی ایران به عنوان بارزترین مصداق حکومت اسلامی در عصر ما نام برد. ادامه دارد...