ع- معتمدی
انتخابات ریاست جمهوری و جلوه آرای میلیونی ملت، خواب از سر خیلی ها پراند، به ویژه پدرخوانده هایی که تصور می کردند عرصه سیاست در قبضه آنهاست و به دلخواه می توانند ریشه ارزش های اسلامی- ملی را بسوزانند و لاف بزنند که دوره ارزش ها به سر آمده است. مردم در این انتخابات کسی را برگزیدند که بیشترین پافشاری بر شعارها و ارزش های ملت از جمله خط امام داشت و این یعنی اینکه خط امام همچنان محبوب دل هاست.
اخیراً بهزاد نبوی عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب طی مصاحبه ای گفته است «ما اصلاح طلبان خط امامی هستیم... باید خط امام و انقلاب را احیا کنیم. خط امامی ها جرئت برخورد بیشتری با اقتدارگرایان دارند چون انقلاب و نظام را از آن خود می دانند و به خاطر آن مبارزه کرده و شهید داده اند.»
نفس این اظهارات فارغ از هویت گوینده آن، نشان می دهد که اگرچه در میان برخی مدعیان خط امام با ریزش هایی مواجه بوده ایم اما رویش های این جریان در گستره ملی آن قدر فراگیر بوده که جریان های مذبذب و معارض با خط امام را هم واداشته بعد از سال ها معارضه، تاکتیک عوض کنند و دم از این خط بزنند و الا اگر خط امام سکه رایج روز نبود و در عمق جان ملت ریشه نداشت، عناصر هویت عوض کرده و از راه برگشته مجبور نمی شدند ولو در حد تعارف خود را همسو با آرمان های امام(ره) معرفی کنند.
اما از این نکته که بگذریم، یادآوری چند نکته دیگر در نقض ادعای اخیر ضروری است.
1- افکار عمومی به خاطر دارند که چند سال پیش بهزاد نبوی با توهم عوض شدن اوضاع، باطن خویش بیرون ریخت و تصریح کرد «برخی نظرات امام را نمی پسندیدم». البته عیبی ندارد- و طبیعی است -کسی مثل ایشان نتواند با سیره امام کنار بیاید اما اگر چنین شد دیگر امثال وی حق ندارند از نام و اعتبار حضرت امام خمینی هزینه کنند. پاسخ همان است که شهید مطهری به مارکسیست های مذبذب گفته بود «ما به امام ارادت داریم و عکس او را بالای دست می گیریم اما شما که هیچ اعتقادی به امام ندارید، چرا عکس حضرت امام را به دست می گیرید، شما بروید همان عکس لنین و مارکس و استالین را بلند کنید» و باز، پاسخ همان است که شهید رجایی دو هفته قبل از شهادت مظلومانه اش خطاب به منافقین گفت و مغضوب آنها واقع شد؛ «شماها در زندان می گفتید اول باید از جنازه همین مسلمان ها و طرفداران خمینی رد شویم و بعد برویم سراغ رژیم و دیگران اما وقتی انقلاب شد و آزاد شدید، کنار آرم سازمان، عکس امام را گذاشتید! و بعد سعی کردید آیت الله طالقانی را جلوی امام بگذارید...»
آنهایی که برای خط امام جان گذاشتند و به شهادت رسیدند، از بن دندان معتقد به آن بودند نه اینکه بگویند «نؤمن ببعض و نکفر ببعض».
2- آقای بهزاد نبوی کجا بود وقتی اکبر گنجی- دن کیشوت توهم زده جبهه دوم خرداد- در حاشیه کنفرانس برلین لاف گزاف زد که «خمینی به موزه تاریخ سپرده خواهد شد»؟ از مجموع 18 گروه عضو جبهه مذکور، چند نفر زبان به اعتراض گشودند یا راه خویش جدا کردند. چرا آن روز صدایی از همین آقای نبوی درنیامد؟
3- آن روز که علیرضا علوی تبار رفیق گرمابه و گلستان طیف افراطی جبهه دوم خرداد در مصاحبه با ارگان مطبوعاتی حزب مشارکت تصریح کرد که «جبهه مشارکت متشکل از سه طیف خط امامی، چپ جدید و تکنوکرات است و خط امامی هایی که از جمله به خاطر ارادت به امام مقابل منتظری ایستادند در این حزب به حاشیه رانده خواهند شد»، چرا صدایی از امثال آقای نبوی که جزو پدرخوانده های حزب به شمار می رود، در نیامد؟