* از آخرین وضعیت پرونده هستهای و با آغاز به کار شورای حکام آژانس انرژی بینالمللی اتمی بگویید و اینکه وضعیت گفتوگو با اروپا و به موازات آن وضعیت ما در جامعه بینالمللی چگونه است.
** در یک تصویر کلی باید گفت که پرونده هستهای کشور از بزرگترین پروندههای سیاسی نظام است و به اعتقاد من چگونه بیرون آمدن از آن در تاریخ ایران و آینده ملت تاثیر بسزایی خواهد داشت. ضمن اینکه این پرونده به همان اندازه برای اروپا نیز مهم هست و آنها نیز اذعان دارند که در تاریخ خود با این پرونده با چنین گستردگی و دشواری مواجه نبودهاند و برای اتحادیه اروپا نیز بسیار سنگین است چرا که پایان ناموفق آن برای آنها نیز لطمات سنگینی نیز دارد. از زاویه ایران به نظرم ما وارد مرحلهای حساس در بستر مذاکرات میشویم. در یک سال گذشته هیچگونه مذاکره جدی از سوی اروپا مطرح نشد و این اواخر بود که نظام با تعلل اروپاییها اعلام کرد که بخشی از تعلیق را میشکند و بخشی از تعلیق داوطلبانه را کنار میگذارد. آنها که این جدیت را دیدند به دست و پا افتادند و در آخر مذاکره تیم ما را در شرایطی خاص قرار دادند. پیش از مذاکره هم هیچ علامتی از گفتار خود در جلسه مطرح نکرده بودند. در جلسه آخر فرصت دوماهه خواستند و با پیشنهاد اروپاییها ما وارد بحثهای جدی این پرونده خواهیم شد. چگونگی مدیریت و هدایت این قضیه آن هم در زمان فعلی و با انتخابات و تشکیل دولت جدید بسیار مهم است هرچند این پرونده خیلی به دولت ما وابسته نیست و به کل نظام مرتبط است و اروپاییها هم این سناریو را طراحی کرده بودند که بتوانند با دولت جدید وارد گفتوگو شوند. بنابراین ما در آستانه ورود به مرحلهای حساس هستیم و پیشبینی من این است که در پیشنهاد اولیه اروپاییها منویات و اهداف خود هستند و اینکه ما چگونه آن را به منافع ملی خود تبدیل کرده و پیش بریم از پیچیدگی بسیار زیادی برخوردار است. جلسه شورای حکام از روز گذشته آغاز شده و طبق اطلاعات رسیده دو گزارش شفاهی مرتبط با ایران خواهیم داشت. یکی از سوی دبیرکل و یکی از مدیرکل بخش پادمان که البته هیچ ضرورتی به این گزارشها نبود و ما ناراضی و گلهمند هستیم و از روش دبیرکل البرادعی و تیم آنها در آژانس راضی نیستیم. ضمن اینکه ما همکاری نزدیکی با آنها در این مدت داشتیم و تقریباً مسائل بین ما و آژانس در مورد پارلمان حل و فصل شده و ما توقع نداشتیم که آنها چنین گزارشهایی ارائه دهند. طبعاً اینها نکاتی است که نظر ما در آن نیست و به ناحق گفته میشود. برداشت من این است که نکات یاد شده به غیر از این که تلقی سیاسی دارد، چیز دیگری در آن نیست.
* برخی معتقدند ما فقط باید با آژانس مذاکره کنیم در حالی که آژانس نماینده اهداف سیاسی بسیاری از کشورها است. تا الان هم اینگونه بوده که بحث فنی زیاد مطرح نشده و بیشتر اهداف سیاسی بوده و به نظر میرسد ما با مذاکره با اروپا توانستهایم آژانس را بیشتر با خود همراه کنیم.
** نظر شخصی من این است که پرونده ما در آژانس بدون تفاهم سیاسی پشتصحنه پیش نخواهد رفت. درست است که آژانس ارگان فنی است و ما باید همکاری فنی داشته باشیم اما این سادهاندیشی است که فکر کنیم فارغ از مذاکره و مباحثه با اروپا و مستقل از آنها بتوانیم پرونده را در آژانس ببندیم. تا آنها پیشرفت مذاکرات را ببینند، عقبنشینی میکنند و تا با دشواری مواجه شوند به بزرگنمایی دست میزنند و من اعتقاد ندارم که بدون حل و فصل مباحث سیاسی پرونده ما در آژانس جمع بشود. دلیل آن هم این است که کار پرونده ما آژانس ماهها است که پایان یافته و اگر ارادهای وجود داشت حتی جلسه قبل میتوانستند پرونده را بسته و به روند طبیعی پادمانی وارد شوند. هربار موضوعی را بهانه میکنند یا به آینده موکول میکنند و ما تا به حال نجیبانه با آژانس برخورد و تمام توقعات آنها را برآورده کردهایم. اما این مدارا حدی دارد و در کشور هم این ملاحظه هست که اگر این همکاری ما منجر به نتیجهای میشود که از آن منافع کشور تضمین نشود، دلیلی به ادامه نیست. هنوز ما به چنین نتیجهای نرسیدهایم و سیاست فعلی اعتمادسازی و همکاری با آژانس است. مصداق بارز آن این است که در ماههای گذشته مرتب از اروپا خواستیم که تضمین عینی موردنظر خود را ارائه دهند.
* نظر آنها توقف چرخه سوخت و تاسیسات آب سنگین است و چنین مسئلهای را تضمین میدانند.
** انتهای حرف آنها این بود که چرخه تعطیل شود ما نپذیرفتیم و گفتند شما پیشنهاد دهید. ما ارائه کردیم و گفتند نکات قابل توجهی دارد. پیشنهاد ما البته جامع بود و اگر روزی ابعاد آن مورد بحث قرار گیرد، معلوم میشود که تمام نگرانی آنها نیز لحاظ شده است. وقتی پیشنهاد ما رفت آنها دیدند که اگر بر این مبنا پیش روند مجبور به قبول بسیاری از نکات هستند و لذا چرخش کرده و گفتند که حالا ما پیشنهاد میدهیم. اینها هم بازی سیاسی مذاکره است که عمل میکنند و تا این مباحثات به جمعبندی نرسد من نیز مرحلهای پایانی در آژانس را نمیبینم.
* اشاره کردید که پرونده هستهای ایران سنگینترین کار برای اروپا است. آیا ما از طرف خود آمادگی ورود و کار در چنین پرونده دشواری را داشتیم؟
** این پیشبینی را از سالها قبل من کرده بودم که با روند مجموعه کاری ما وارد چنین مرحلهای خواهیم شد. آنزمان گفتم که وارد یکی از بزرگترین مقاطع تاریخی سیاسی ایران خواهیم شد. به نظر من نه اروپا چنین آمادگی داشته و نه ما به آمادگی خوبی رسیدیم. در طول این مدت پختگی خوبی حاصل شد. نخست نیات دنیا و مذاکرهکنندگان و طرحهای ما مشخص شده و در کل معلوم است که در پس این جریان بزرگ سیاسی چه نهفته است و این تدبیر جمهوری اسلامی است که باید بتواند مدیریت و تدبیر خوب داشته باشد که در نوع خود از پیچیدگیهای زیادی برخوردار است. لذا مسئولیت دولت آینده بسیار سنگین خواهد بود که بتواند پرونده را خوب به پیش ببرد. بالاخره طرف مذاکره دنیا دولت و یا نمایندگان دولت است. اگر آقای روحانی مذاکره میکند از طرف رئیسجمهور حکم مذاکره خود را دریافت کرده است. یکی از دغدغههای بزرگ دولت در آینده همین مسئله است و زمان میبرد. چه به توافق برسیم و چه به توافق نرسیم عواقب خود را دارد. پرونده سنگینی خود را دارد و تیم فعلی به لحاظ مذاکرهای کارشناسان خوبی هستند. نکته کلیدی این است که علامت درست را به بیرون دهیم و با علامتهای گوناگون با دنیا طرف نشویم یا آنها علامتهای مختلف از ما نگیرند. نتیجه آن را هم دیدیم. از اوایل امسال که ما موضع واحدی در این پرونده گرفتیم، آنها متوجه شدند که نظام به یک جمعبندی مشخص رسیده و نمیشود انتظار بازی داشت. هرگونه موفقیت در انسجام تضمین میشود.
* به نظر من بسیاری از سیاستمداران داخلی هنوز اهمیت این قضیه را درک نکردهاند. خیلیها گفتند که حتی حاضرند از چرخه سوخت صرفنظر کنند. مذاکرهکنندگان ما در سوی دیگر نیز میگویند که ما هنوز نمیدانیم با چه کسی در ایران داریم صحبت میکنیم. در کل هنوز در فضای داخلی کسی درک صحیحی از اهمیت آن ندارد. دلیل آن این است که با کلید زدن این پروژه به لحاظ فنی باید یک پروژه سیاسی را کلید میزدیم که این کار را نکردیم و الان آسیب اصلی را نیز از همین قضیه میبینیم.
** به نکتهای بسیار مهم اشاره کردید و من روزی در یافتههای خود را اگر بیان کنم نکتههای زیادی مشخص میشود. در هیچ کشوری فعالیتهای هستهای خود را اینطور که ما در معرض تماشا گذاشتیم، نمیگذارند. این کار را کردیم که کشور را به باور برسانیم. در برخی مقاطع حتی افراد صاحب صلاحیت میگفتند که مشخص نیست ما هزینه چه چیز را میدهیم و اصلاً چه داریم که هزینه بدهیم. ما مجبور شدیم علاوه بر سیاست شفافسازی برای دنیا، سیاستمداران داخلی را به باور برسانیم و بگوئیم که در کشور شما اتفاق مهمی رخ داده و این را دنیا درک میکند و هنوز در داخل این درک کامل نیست. دنیایی که امروز اجماع کرده این کار را متوقف کند و بابت آن هزینهها و امتیازها میدهد و مطرح میکند که ما از این قضیه صرفنظر کنیم، حکایت از اهمیت و جایگاه این کار در دنیا دارد و این که آنها به درک صحیح رسیدهاند. اما این در داخل کشور انرژی زیادی از ما برد تا به اینجا برسیم. اگر مقام معظمرهبری با جدیت پشت این قضیه نبودند ما برخی جاها گرفتار میشدیم. ما برای اثبات خود سختی زیادی کشیدیم. در پی بازدیدها و تبلغات آنها که میگفتند اتفاقی نیفتاده به اشتباه خود پی بردند. کسی که حتی یک آزمایشگاه ما را ندیده بود و عنوانی هم در جامعه داشت و بعد بیانیه میداد که ما پیشرفتی نداشتهایم که هزینه آن را دهیم، برای ما بسیار سنگین بود. امروز اینطور نیست و حتی منتقدان پذیرفتهاند که اتفاق مهمی افتاده اما در مورد راهبرد آن اختلافنر هست. مطلب دیگر این است که اروپاییها در چند ماه اخیر حاضر به ورود بحث جدی نشدند. میگفتند ما باید بدانیم با چه کسی طرف هستیم. استدلال ما این بود که شما با نظم طرف هستید و این تصمیمگیری در حد دولت نیست. سناریوی آنها برای مدت دو ماهه نیز همین بود که بدانند نتیجه انتخابات چه میشود و از همین رو انتخابات بسیار مهم و حساس است. ما مسائل بینالملل زیاد و مهمی داریم. از خاورمیانه گرفته تا روابط در منطقه خلیجفارس و پرونده هستهای و بحث روابط داخلی. ما در حال ورود به مرحلهای تاریخی هستیم و چهار سال آینده در شکلگیری افق آینده بسیار تاثیر خواهد داشت. از همین رو به تبلغات کاندیداها نگاه میکنم و میبینم که حرفهای بسیاری از آنها ایدهآلیستی و تئوریک است و با یک جمعبندی معلوم است که امکانپذیر نیست. خیلی از این برنامهها هزینههایی که میخواهد در اختیار رئیسجمهوری نیست و لایحه و کار با مجلس و غیره میخواهد.
* خیلی از تصمیمات آنها اصلاً در حوزه اختیارات رئیسجمهوری نیست.
** درست است. این مسائل ساده نیستند. من با سابقه 24 سال فعالیت در دولت و سالهای زیادی کار با آقای هاشمی اعتقاد دارم که کشور در مرحله انتخابی حساس است. هرچند علاقهای برای ادامه مسئولیتها ندارم چون وارد دوران پیری میشوم. برداشت من این است که ما این روزها به یک تدبیر خوب نیاز داریم. بدون تردید نقش آقای هاشمی به عنوان یکی از محورهای اصلی تحولات سیاسی مشخص است. به قضاوت من به طور جدی برنامه هستهای متعلق به آقای هاشمی است و از زمان آغاز پروسه توسط ایشان و نخستین راهی که با روسها و بعد چین باز کرد، میتوان گفت که به ایشان تعلق دارد. باید بگویم که نقش آقای هاشمی به عنوان یکی از محورهای اصلی تحولات 30 سال گذشته ایران بر کسی پوشیده نبوده و نیست، تاثیر روشن هاشمی در دوران مبارزه و پیروزی انقلاب و دفاعمقدس و دوران شکوفایی اقتصاد حاکی از جامعیت، شجاعت و تدبیر این یاور همیشگی امام بزرگوار است. به باور من حضور ایشان در انتخابات فرصت گرانبهایی را فراهم کرده تا با بهرهگیری از تجربیات و تدبیر ایشان چالشهای موجود در عرصه بینالمللی چون فناوری هستهای، تعامل منطقهای و اصولی با کشورهای دنیا را از یک سو سامان بخشد و از سوی دیگر در عرصه داخلی بتواند عدالت فراگیر در سطوح مختلف اجتماعی و رشد شکوفایی اقتصادی و اجتماعی برای ایران را به ارمغان آورده و این اعتقاد من به آقای هاشمی است.
* یعنی حتماً پرونده هستهای با آقای هاشمی بهتر حل میشود؟
** ایشان چون در تمام ابعاد این کار هست و از تمام پروژههای ما به دفعات بازدید کرده و حتی با نداشتن مسئولیت اجرایی کشور و به دلیل علاقه شخصی گزارش مستمر داشته و امروز از مطلعترین افراد نظام در ارتباط با تمام جزئیات و ابعاد این پرونده است و با تیزهوشی ایشان طبعاً بهتر میتواند این موضوع مهم را به جایی برساند.