کاندیدای احتمالی حمله بعدی از هم اکنون تدارک دفاع می بیند، رهبران رم نه تنها بخشی از سربازان خود را از عراق خارج ساخته اند بلکه در داخل و مرزها نیز تدابیر امنیتی را شدت بخشیده اند، گروهی از سیاستمداران و روزنامه نگاران ایتالیایی نیز به دولت برلوسکونی توصیه کرده اند که با توجه به شرایط موجود و احتمال وقوع حملات تروریستی در شهرهای ایتالیا هر چه سریع تر سربازان ایتالیا باید به کشورشان بازگردند و در داخل با تروریسم مبارزه کنند. اما از آخرین حمله تروریستى علیه یک کشور اروپایى حاضر در جنگ عراق بیش از ۱۵ ماه مى گذرد. در آستانه انتخابات اسپانیا در مارس ۲۰۰۴ در انفجارهایى که خطوط مسافربرى راه آهن شهر مادرید مورد هدف قرار گرفت، صدها تن کشته و زخمى شدند و در اثر این حمله شهروندان اسپانیایى دولت ساپاترو را بر سر کار آوردند.
اینک و در ژوئن ۲۰۰۵ در آستانه برگزارى اجلاس رهبران هشت کشور قدرتمند صنعتى این بار نوبت یکى دیگر از همراهان اروپایى ایالات متحده در عراق بود که هدف حملات تروریستى قرار گیرد. حملات پنجشنبه گذشته که این بار نیز سیستم حمل ونقل مسافرى را مورد هدف قرار داد از جهات بسیارى با حملات اسپانیا تشابه داشت، از جمله آنکه هر دو حمله خطوط حمل ونقل شهرى را مورد هدف قرار دادند، هر دو در آستانه یک رویداد مهم به وقوع پیوستند و هر دو حمله شهروندان یک کشور متحد آمریکا در جنگ عراق را به خاک و خون کشیدند، البته برخى تحلیلگران بریتانیایى با تعجب مى پرسند در حالى که لندن در گذشته و نیز هم اکنون بسیارى از اسلامگرایان معترض و یا دشمن حکومت هاى عربى و اسلامى را در خاک خود جاى داده و فعالیت هاى ایشان را تحمل مى کند، معلوم نیست چرا این بار گروه هایى که گمان مى رود به افراطیون اسلامگرا نزدیک هستند، لندن را هدف حملات خود قرار داده اند؟ این تحلیلگران مى گویند از چند دهه پیش به این سو لندن به کانون پناهندگى مسلمانان معترض و مخالف حکومت هاى عربى تبدیل شده و مبارزان و فعالانى که در کشور خود با مجازات مرگ روبه رو هستند در لندن حداکثر به حبس هاى نه چندان طویل المدت محکوم مى شوند و کمتر موردى را مى توان یافت که یک فعال سیاسى تنها به خاطر فعالیت سیاسى از بریتانیا اخراج شده باشد. بر این اساس روزنامه نگاران و ناظران یاد شده حمله پنجشنبه گذشته به لندن را گشوده شدن فصل جدیدى در انجام حملات تروریستى بنیادگرایان افراطى تلقى مى کنند و مى گویند از این پس گروه هایى نظیر القاعده حتى به کشورهایى که پناهگاه مسلمانان به شمار مى رود نیز رحم نخواهد کرد.اتفاقاً این تحلیل مورد قبول اعراب مسلمان و نیز مسلمانانى نیست که در داخل لندن و دیگر شهرهاى انگلستان فعالیت سیاسى خویش را ادامه مى دهند. از نگاه این مسلمانان اگر چه بریتانیا از فعالان سیاسى مسلمان در درون خاکش پذیرایى مى کند و تا به حال حرکت هاى سیاسى ایشان را کمابیش تحمل کرده است اما از نگاه اندیشمندان مسلمان فعالیت گروه هاى اسلامگرا در انگلستان در واقع اهرم فشارى است که لندن علیه کشورهاى خودکامه عرب به کار گرفته است. اما در مقابل این حمایت نیم بند که البته از شدت و ضعف روابط لندن با اعراب نیز تاثیر پذیرفته لندن اتهام بزرگ و عینى دارد که مى تواند بهانه اى مناسب براى حمله اسلامگرایان محسوب شود. این کشور هم از نظر تقدم زمانى و هم از نظر میزان همکارى نخستین متحد ایالات متحده در حملات علیه حکومت هاى طالبان و صدام حسین است و در ساقط کردن دو حکومت مسلمان- و یا حداقل به ظاهر مسلمان- کمک هاى ذى قیمتى را به مهمترین دشمن مسلمانان یعنى ایالات متحده عرضه داشته است. بر این پایه اتفاقاً لندن گزینه خوبى براى حمله است و از این منظر این پرسش پدید مى آید که چرا پیش از اسپانیا، لندن هدف حمله قرار نگرفت. ناظران در پاسخ به این پرسش احتمال مى دهند که تروریست ها منتظر وقوع رویدادى مناسب براى ساماندهى این حملات بوده اند.
البته از منظر استراتژیک حمله لندن تفاوت هاى آشکارى با حملات یازدهم سپتامبر و انفجارهاى مادرید داشته که مى تواند به عنوان استراتژى جدید القاعده تلقى شود. در این حملات برخلاف حمله به راه آهن مادرید مرکزى در قلب شهر مورد هدف واقع شد و برخلاف دو حمله قبلى نسبت به ابعاد حمله تلفاتى اندک برجاى گذاشت.اگر القاعده مى خواست تلفات این حملات افزایش یابد به جاى کار گذاشتن بمب ها در قسمت انتهایى اتوبوس و یا قسمت هاى نسبتاً خالى تر واگن هاى مترو مى توانست مانند تکنیکى که برخى گروه هاى شبه نظامى به کار مى برند این بمب ها را به میخ، خرده شیشه و... مجهز کند و آن را در لابه لاى جمعیت تعبیر کند. اما تروریست ها هیچ یک از این نکات را مورد توجه قرار ندادند.
علت این امر مى تواند آن باشد که گروه هاى تروریستى بیش از آنکه کشتار را در لندن دنبال کنند وحشت و ناامنى را مى خواستند رواج دهند. از این رو اتفاقاً تعدد حملات به جاى تمرکز مورد توجه قرار گرفت و چند انفجار کوچک در نقاط پر رفت و آمد براى آنکه تعداد بیشترى از ساکنان لندن شاهد آن باشند صورت گرفت.البته ممکن است این تغییر استراتژى نزد بنیاد گرایان ناشى از حساسیتى باشد که شهروندان غربى نسبت به کشته شدن هموطنان خود نشان مى دهند در این صورت تروریست ها حملات خود را به اهداف مشخصى که تلفات کمتر و وحشت بیشتر را داشته باشد معطوف مى کنند و براى در دست داشتن یک توجیه عقلى براى تداوم این حملات ادامه ناامنى و خشونت را در عراق و افغانستان دنبال خواهند کرد. از این رو همان گونه که بعد از گذشت چهار سال هنوز امنیت کامل به افغانستان باز نگشته پیش بینى مى شود که افغانستان و بالاخص عراق همچنان در آتش خشونت هاى کور و ناامنى بسوزد.در این صورت و همان گونه که اروپایى ها نیز پیش بینى کرده و تدابیرى هم براى آن اندیشه کرده اند قاره سبز میزبان بسیار خوبى براى حملات بعدى تندروهاى اسلامى خواهد بود. حملات زهرآگینى که به بهانه اشغال کشور هاى مسلمان (افغانستان و عراق) صورت مى گیرد ولى تلافى استعمار و جنگ صلیبى غرب علیه مسلمان ها را به عنوان هدفى اصلى و انتقام از صلیبى ها دنبال مى کند.