بهاءالدین ادب
در سن جوانی، یعنی سالهای دور از گرفتاریهای روزمره امروز و بدون مشکلات خاص این سالها، فیلمی سینمائی را دیدم، که نام آن (دنیای دیوانه دیوانه) بود. حال و روز امروز دنیا و اوضاع حاکم بر فضای بینالمللی در این روزها، یاد آن فیلم و نامش را برایم تداعی میکند. واقعا در دنیایی زندگی میکنیم برازنده چنین نام و عنوانی است. این روزها در اقصی نقاط این کره خاکی، سخن و بحث از خشونت و کشت و کشتار است. عدهای در فکر برنامهریزی، برای حمله و کشتن عدهای دیگر، و گروهی نیز به فکر طراحی عملیات تدافعی و طبیعا حذف حملهکنندگان احتمالی و از بین بردن آنان.
عده بیشتری نگران این تقابل و کشت و کشتارها هستند و به بحث در مورد آن میپردازند، تمام عاملین و آمرین عملیات حذفی و کشت و کشتارها و مروجین خشونت نیز، خود را محق دانسته و در جهت توجیه سیاستها و تاکتیکهای خشن خویش نیز انواع سفسطهها و مغلطهها را به کار میگیرند.
وسیلهای به نام هواپیما، که برای رفاه انسانها ساخته شده، به یکباره به ابزاری مخرب و ضد زیست بشر تبدیل میشود، دو فروند از این پرندگان آهنین بال و پر از مسافرن بیاطلاع و بیخبر از سرنوشت دهشتناکی که در انتظار آنهاست وسیلهای میشوند برای تخریب برجهای دوقلوی تجارت جهانی نیویورک و از بین رفتن تعداد قابل توجهی انسان بیگناه با باورها و اعتقادات متفاوت از یکدیگر، و چه بسا همفکر با بانیان حرکت انتحاری مذکور!! که به گناه ناکرده قصاص شدند و جان شیرین را به ناحق، تاوان عمل ناکرده دادند، و دارفانی را ناخواسته وداع گفتند. این اقدام، حربه و دستاویزی میشود، در دست کشوری که برجهای دوقلوی مذکور در فوق در خاکش واقع شدهاند.
اقدام انتحاری مذکور، از سوی آن دولت یعنی امریکا، اعلان جنگ علیه کشور و شهروندانش تلقی شده، قول تلافی و جبران به تمام مردم دنیا، به ویژه آمریکائیان و به خصوص بازماندگان جان باختگان داده میشود. بحث ترور و عملیات تروریستی و جنگ علیه تروریستها در صدر اخبار رسانههای عمومی جهان به ویژه کشورهای غربی قرار میگیرد فعالان این عرصه و طرفهای متخاصم، دائما یکدیگر را تهدید و تمام توان نرمافزاری و سختافزاری خود را، جهت تقابل و تلافی و شکست و حذف یکدیگر به کار میگیرند، اما باید اذعان کرد که نتیجه تمام این سیاستگذاریها و طراحیها و اقدامات فقط از بین رفتن عده قابل توجهی از انسانهای بیگناه و بیتقصیر و بیخبر از همه جاست.
اکثر قریب به اتفاق قربانیان حملات نظامی آمریکا به منظور از بین بردن بانیان و همفکران واقعه انفجار برجهای تجارت جهانی نیویورک، آدمهای بیگناه و شهروندان عادی و غیر مسلح هستند. متقابلا تقریبا در تمام حملاتی که توسط گروههای مقابلهکننده با آمریکا و همپیمانانش صورت پذیرفته است، اگر یک سرباز آمریکائی کشته شده در کنارش چندین شهروند عادی نیز، جان به جانآفرین تسلیم کردهاند. زیرا، بمب و سلاح تخریبی، نظامی و غیر نظامی و جنگجو و شهروند عادی نمیشناسد و آنها را از هم تمیز نمیدهد.
در این دنیای دیوانه دیوانه، شخصی که یا مریض است و مشکل روانی دارد و یا ماموریت دارد که ایجاد تنش و بحران نماید، دست به اقدامی نابخردانه و سخیف زده و به بهانه آزادی بیان، به مقدسات چند میلیارد مسلمان توهین میکند تا آتشی دیگر روشن کرده و همه را عصبی نماید. تا خوراک تفرقه تهیه و بذر کینه در دلها بکارد، بلکه در نتیجه این تاکتیکها خشونت تحصیل و کینه و تفرقه ترویج گردد! در حالی که همه میدانند معنای آزادی آن نیست که به حریم دیگران تجاوز شود و آزادی دیگران به خصوص آزادی عقیده کسی را، مخدوش کرده و آن را مورد توهین و حمله و تجاوز قرار دهند.
در این دنیا و فضای پر از خشونت، اعمال خشونت در کشورمان میتواند کبریتی به انبار باروت باشد و زیانبار برای تمام مصالح و منافع مملکت و ملت. به ویژه در شرایط حاکم بر فضای سیاسی خاورمیانه و منطقه و اطراف کشور ایران، هر نوع خشونت فیزیکی و حتی گفتاری نسبت به شهروندان غیر مسلح، تحت هر عنوان و نامی، اقدامی فاقد توجیه است. متاسفانه در طی سال جاری تاکنون چند بار شاهد چنین برخوردهای خشنی در بعضی مناطق کردنشین ایران بودهایم. باید هوشیار بود، چون ممکن است این اقدامات خشن به یکباره موجب از کنترل خارج شدن اوضاع گردد. از سر شفقت و مسئولیت شهروندی به عنوان یک «کرد ایرانی» میگویم باید دست از خشونت کشیده شود.
خشونت در هیچ نقطهای و علیه هیچکس راهحل نیست و قطعا نتیجه عکس میدهد. گرچه منتقدان به روش مدیریت ریاست جمهوری سابق، جناب آقای محمد خاتمی انتقاداتی دارند، لیکن یک اقدام ایشان امروز واقعا جای دست مریزاد و بارکالله دارد و آن پیشنهاد ایشان در خصوص «گفتوگوی تمدنها» بود. دنیای امروز نیاز به گفتوگو دارد و زبان باید زبان «مفاهمه» باشد نه اسلحه و بمب و کوکتل مولوتف و گلولههای آتشین. در داخل نیز بین حکومت و ملت باید این گفتمان حاکم شود.
حکومت برای حفظ مصالح مملکت و منافع ملی و تحکیم همبستگی و وحدت ملت شایسته است با همه اقلیتهای قومی از جمله «اکراد» گفتوگو برای ایجاد تفاهم و ادای حقوق قانونی و برابر ایشان را آغاز کند. حکومت باید خشونت را محکوم و از مصدومان صدمه دیده از خشونت به ویژه خانوادههای داغدار و مصدومان اخیر در مناطق کردنشین در مورخ 26/11/84 به نحو احسن دلجویی نماید.