گروه دیپلماسی، محسن مسرت*
فرجام پرونده هسته ایران ممکن است این تصور غلط را ایجاد کند که شورای امنیت سازمان ملل با تحریکات ایالات متحده تصمیم میگیرد دست به اجرای تحریمهای سختی علیه ایران بزند. آمریکا و اسرائیل، ایران را تهدید به یک وضع تدافعی میکنند. این تشدید بحران که میتواند دنیا را به آستانه هرج و مرج بکشاند، با شکست مذاکرات اروپا و آغاز مجدد غنیسازی اورانیوم توسط ایران آغاز شده است.
این که تا حد امکان به رویدادهای ممکن در تمامی ابعاد آن بیندیشیم، میتواند یاری دهد که بتوانیم قبل از اینکه دیر شده باشد مانع تحقق این سناریو شویم. در این ارتباط اتحادیه اروپا مسئولیت بزرگی به عهده دارد ولی اما آیا اروپا قادر است در برابر این بحران جدید بایستد؟ استراتژی اروپا در این مورد به بنبست خورده است. او هدف خود را آشکارا بر این پایه قرار داده که تقصیر شکست مذاکرات را به گردن ایران بیندازد. اما این رویه باعث شدت بیشتر بحران خواهد شد. مذاکرات به شکست انجامیدند، زیرا جامعه اروپا زیرکانه از کنار شالوده مشکل امنیتی ایران رد میشود به این دلیل که ایران هم مشکل عینی امنیتی خود را در پشتپرده استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای پنهان میکند. ایران با توجه به حضور نظامی آمریکا در عراق، افغانستان و عربستان سعودی و کشورهای آسیای مرکزی به طور کامل در محاصره نظامی آمریکا قرار گرفته است. علاوه بر این دچار مشکلات امنیتی اساسیتری نیز هست که بانی آن تسلیحات اتمی اسرائیل است. این کشور صاحب بیش از 200 تا 300 کلاهک هستهای با کلیه سیستمهای حامل متعلق به آنها است. بدین ترتیب تمامی منطقه خاورمیانه و نزدیک و همچنین ایران، در تیررس سلاحهای اتمی اسرائیل قرار دارند. این خطرناکترین و در عین حال گرانترین راهحلی است که بتواند امنیت اسرائیل را تضمین کند. این راه قبل از هر چیز به مسابقه تسلیحاتی در کل منطقه دامن میزند. سیاستمداران جمهوری اسلامی در برابر این تجهیزات با یک برنامه پرخرج تسلیحاتی واکنش نشان میدهند. در این رابطه دکترین بدیهی غرب در مکتب واقعگرایی، یعنی اصل توازن قوا، منطق مرگبار خود را اجرا میکند. تسلط کامل بر تکنولوژی هستهای هم از جمله اجزای متعلق به این برنامه تسلیحاتی است. غنیسازی اورانیوم در این رابطه نقشی کلیدی بازی میکند، و این همان چیزی است که کلیه مراجع سیاسی ایران متفقاً به عنوان حقی مسلم برای خود اعلام کردهاند. رئیسجمهور تازه ایران آقای احمدینژاد هم در این ارتباط هیچ جای تردیدی باقی نمیگذارد. هدف اعلام شده او ایرانی است «پیشرفته و قوی». اگرچه موضع ایران با حقوق بینالملل در تضاد نیست و از دریچه دکترین «موازنه قوا» هم قابل فهم است، ولی با این وجود راهحل مناسبی برای حل مشکل امنیتی ایران نیز نیست. سلاحهای اتمی ایران چنانچه ایران موفق به دستیابی به آنها بشود به مسابقه تسلیحاتی در منطقه دامن میزند و لذا نمیتوانند قابل قبول باشند. به همین دلیل زرادخانهها و تسلیحات اتمی اسرائیل هم غیرقابل قبولاند و بایستی به کلی برچیده شوند.
اتحادیه اروپا، یدککش ایالات متحده
اتحادیه اروپا از ایران میخواهد که از غنیسازی اورانیوم برای همیشه صرفنظر کند و برای جبران آن وعدههای به ظاهر شیرین اقتصادی میدهد، در حالی که خواستههای اصلی ایران بیجواب میمانند. به زبانی روشن حرف اتحادیه اروپا به ایران این است: شما به هیچ عنوان اجازه ندارید صاحب بمب اتمی شوید، و مسائل امنیتی شما هم برای ما اهمیتی در سطح درجه دوم دارند. از این طریق اروپائیان به این دیدگاه پرطرفدار در ایران و تمام دنیای اسلام خوراک تازه میدهند که اروپا نیز همانند آمریکا از سیاستی دوگانه پیروی میکند: سلاحهای اتمی اسرائیل قابل تحملاند، ولی دارا بودن همین سلاحها برای کشورهای اسلامی جایز نیست. با موضع کنونی، اتحادیه اروپا به عنوان یدککش سیاست آمریکا برای محاصره نظامی ایران عمل میکند. با این روش ایران به سادگی به این سمت رانده میشود که برنامه اتمی خود را به طور کامل به اجرا درآورد و حتی در صورت نیاز قرارداد منع سلاحهای هستهای را ترک کند. اروپا با انداختن تقصیرها تنها بر گردن ایران در واقع به از دست دادن شانس تاریخی خود برای ایجاد یک سیاست صلح مستقل به عنوان گزینه نو، سرپوش میگذارند. اتحادیه اروپا به جای اتخاذ چنین تدبیری ـ دانسته یا ندانسته ـ حکم مشروعیت اخلاقی تصمیمات خصمانه شورای امنیت را علیه ایران و آغاز تحرکات تازه و خطرناک نظامی نومحافظهکاران آمریکا را صادر میکند. اما ایالات متحده با یک تیر دو نشان زده است: از یک طرف اروپا را از میدان بیرون میاندازد و موقعیت تک قطبی خود را مجدداً تحکیم میکند. از طرف دیگر به یاری همین اروپای متحد خود پرونده هستهای ایران را به شورای امنیت میکشاند به این امید که این دفعه کل کشورهای اروپایی را برخلاف نمونه عراق به حمایت از جنگ احتمالی خود علیه ایران وادار کند.
هنوز فرصت برای اتحادیه اروپا باقی است
جامعه اروپا هنوز این امکان را دارد که سکان را دوباره در دست بگیرد و چشمانداز جنگ را از میان بردارد. برای این کار ضروری است که به منظور جبران چشمپوشی ایران از غنیسازی اورانیوم فوراً برگزاری کنفرانسی را برای ایجاد منطقه آزاد از سلاحهای اتمی در خاورمیانه و نزدیک در دستور کار قرار دهد. این راه برای اتحادیه اروپا به مثابه یک ضربه آزادیبخش در آخرین لحظات است، و شاید هم در راستای خروج از این بحران تنها امکان موجود. بدینسان میتوان پنجره تازهای گشود که به ایران این امکان را بدهد تا از غنیسازی اورانیوم برای مدتی صرفنظر کند و هم بتوان امکانی برای تجدیدنظر درباره آینده تمام منطقه فراهم ساخت. چشمانداز تشکیل یک سازمان منطقهای برای امنیت خاورمیانه و نزدیک (Organization for Security OSCMNE and Cooperation in Middle and Near East) بیتردید تنها پایه و اساس قابل فکر برای تحقق امنیت درازمدت احتیاجات نفتی غرب و تضمین موجودیت اسرائیل خواهد بود، همین طور هم امکان ارائه راهحلی صلحآمیز برای بسیاری از نزاعهای فرامرزی دیگر مانند اختلافات بر سر استفاده از منابع نفت، منابع آب و راههای آبی را پایهریزی خواهد کرد. اروپا تنها قدرت سیاسی و اخلاقی بینالمللی است که قادر به باز کردن این پنجره صلح در یکی از حساسترین منطقههای جهان است. لذا این کار ارزش تقبل حملات تبلیغاتی نومحافظهکاران آمریکا و شارون اسرائیل را نیز دارد: نیروهای اصلاحطلب در سراسر منطقه و همچنین در اسرائیل تحرک تازهای مییابند و در ایران هم دسترسی به سلاح اتمی مقبولیت خود را از دست خواهد داد. در اسرائیل هم پیشبرد بحثی باز و گسترده میتواند برای اولین بار در سمت یک سیاست امنیتی آزاد از سلاح اتمی به جریان بیفتد. آیا سه کشور برتر جامعه اروپا یعنی آلمان، فرانسه و انگلستان برای چنین تکلیفی و استفاده از این شانس تاریخی از جسارت و اراده لازم برخوردارند؟
نقش آیندهساز جمهوری اسلامی
چه اروپا بخواهد و موقعیت تاریخی خود را درک کند یا نکند در هر صورت ایران به مراتب بیش از اروپا به صلح و ثبات سیاسی در منطقه محتاج است و به دلیل موقعیت استثنایی خود نیز امکانات متنوعی در اختیار دارد که دورنمای منطقه عاری از سلاحهای کشتار جمعی را به مهمترین راهبرد و مسئله روز خاورمیانه تبدیل کند و رهبری حرکت جدید را نیز به عهده بگیرد و بدینسان پایههای راهبرد ژئواستراتژیک ایالات متحده را که همانا بیثباتی در منطقه است درهم بریزد. این دورنما نه تنها در منطقه بلکه در سطح بینالمللی نیز طرفداران بسیاری را به دنبال خواهد کشانید و نیز قادر است ایالات متحده را به انزوا بکشاند. چنین دورنمایی ملزم به برنامه و اقدامات حساب شده است که رئوس آنها چنین میتوانند باشند:
1- جمهوری اسلامی ایران ایجاد خاورمیانه بزرگ خالی از سلاحهای کشتار جمعی را در صدر سیاست خارجی و منطقهای خود قرار میدهد و کلیه کشورهای منطقه را به شروع مذاکرات در این سمت رسماً دعوت میکند.
2- جمهوری اسلامی به زودی یک طرح مشخص پروسه دوری را برای شروع کنفرانس امنیت و همکاریهای منطقهای به کشورهای منطقه پیشنهاد میکند.
3- جمهوری اسلامی اعلام میکند که همزمان با شروع کنفرانس امنیت و همکاریهای مشترک غنیسازی اورانیوم را داوطلبانه موقتاً تعلیق خواهد کرد.
4- به منظور اعتمادسازی جمهوری اسلامی امضای قرارداد عدم حمله نظامی متقابل را به یک یک کشورهای منطقه پیشنهاد میکند.
5- جمهوری اسلامی به کشور عراق و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج پیشنهاد میکند کمیسیون مشترکی را با این هدف تشکیل دهند که این کمیسیون به تدوین اصول و مقررات لازم در سمت استفاده از راههای آبی متصل به دریاهای آزاد و رفع اختلافات موجود مربوط به شطالعرب و استفاده دائمی مشترک از این نهر و همچنین استفاده مشترک از منابع نفت و گاز فرامرزی و رفع اختلافات در سایر موارد ارضی بپردازد.
6- جمهوری اسلامی آمادگی خود را به منظور تقلیل دادن ظرفیتهای نظامی و تدوین راهبردها در سمت امنیت مشترک و پایهگذاری نهادهای مربوطه اعلام میکند.
7- جمهوری اسلامی پیشنهاد میکند، در اسرع وقت یک صندوق منطقهای تاسیس شود که منابع مالی آن در خدمت برنامههای عمرانی در فلسطین، در مناطق کردنشین و سایر مناطق عقب مانده در کل منطقه خاورمیانه و همچنین در سمت پیاده کردن برنامههای مشترک اقتصادی، اجتماعی، عمرانی از قبیل اتصال شبکههای برقرسانی، فناوری استفاده از آبهای شور دریایی، مبارزه با فقر، بیسوادی، پروژههای مشترک درمانی و زیست محیطی و تاسیس نهادهای تحقیقاتی و دانشگاههای مشترک قرار گیرد.