تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۶۲۴۲۸

جنگ تحمیلی؛ نتیجه اتحاد آمریکا و عراق


به قلم سرتیپ ستاد سید ناصر حسینی؛ جانشین فرماندهی نیروی زمینی ارتش
تنظیم : محمد سلطانی
هر چه از زمان پایان جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران فاصله می گیریم با فاش شدن اسناد و اسرار جنگ تحمیلی از سوی دشمنان ایران اسلامی , عمق توطئه آنها و هم پیمانی و همدستی شان با صدام حسین رئیس جمهور بعثی (وقت ) عراق علیه انقلاب اسلامی آشکارتر شده و سونیت و میزان سرمایه گذاری دشمنان ما در خصوص شکستن اراده ملی ایرانیان و حذف انقلاب اسلامی و از بین بردن استقلال ومنافع ملی ملت ایران بهتر درک می شود و در مقابل ارزش و عظمت فداکاری و ایثارگری رزمندگان اسلام و سربازان دلیر و دفاع جانانه ملت رشید و مسلمان ایران از سرزمین ارزشها و آرمانهای انقلابی خویش بیش از پیش شناخته می گردد. تاریخ انقلاب اسلامی ایران بخوبی این لحظات حماسی و وقایع غرورآفرین را در خود ثبت کرده است .
در آغاز انقلاب اسلامی , آمریکا که از بروز این حادثه به شدت ضربه خورده و تحقیر شده بود این بار انگیزه های صدام حسین , دشمن دیرینه ایران و ایرانی استفاده کرد و علی رغم اختلافات سیاسی موجود بین عراق و آمریکا بویژه پس از جنگ اعراب و اسرائیل (1967 ) , هر دو علیه ملت ایران و انقلاب نوپای اسلامی هم پیمان شدند. برای این منظور برژینسکی مشاور امنیتی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا , ماموریت داشت تا تغییر سیاست آمریکا نسبت به عراق را اعلام نماید و حمایت آمریکا در یک جنگ تمام عیار بر علیه ایران را به رژیم عراق اطمینان دهد. صدام حسین برای آغاز جنگ , یک حساب قدیمی با ایران در مرزهای جنوبی داشت که قصد داشت در فرصتی مناسب به حل وفصل آن به پردازد. زیرا او هرگز با قراردادی که در 1975 در الجزایر با شاه مخلوع ایران امضا کرده بود موافق نبود. او فکر میکرد که اکنون وقت آن رسیده است که سرزمین های واگذار کرده در آن قرارداد را باز پس گیرد و شاید هم طی یک اقدام برق آسای نظامی , بتواند حکومت انقلابی و ضدآمریکایی تهران را سرنگون سازد. صدام تردیدی نداشت که در صورت حمله عراق به ایران , ایالات متحده از اقدام جنگی وی حمایت خواهد کرد و این یک اقدام صریح برای همکاری استراتژیک عراق با واشنگتن می توانست باشد. ناگفته نماند که صدام چند ماه قبل از اعلان جنگ با ایران در سپتامبر 1980 (شهریور 1359 ) تمامی مسائل مربوط به مناسبات با ایالات متحده را با شورای انقلاب عراق مورد بازبینی قرار داده بود.
با عطف توجه بغداد به سوی واشنگتن و تمایلات دوستانه واشنگتن به بغداد , حالا دیگر برای دیدار مقامات دو کشور هموار شده بود. فکر مذاکره محرمانه مقامات عالی رتبه دو طرف از ابتکارهای برژینسکی بود. به نوشته نیویورک تایمز , برژینسکی به امان پایتخت اردن رفت وبا رهبر عراق در نخستین هفته ژوئن , 1980 (تیرماه 1359 ) بطور محرمانه دیدار کرد. به نوشته این روزنامه , هدف از این دیدار بحث و مذاکره پیرامون راههای هماهنگ کردن فعالیت های آمریکا و عراق در مخالفت با سیاستهای ایران بود. که به این ترتیب این اجلاس در حکم یک شورای جنگی علی ایران بوده است . بنابراین رژیم عراق که از چند سال بیش سرگرم تقویت بنیه دفاعی خود شده بود ودر این رابطه میلیاردها دلار هزینه کرده بود , خود را برای یک رویارویی نظامی آماده می کرد اینک چراغ سبز آمریکا را نیز برای حمله نظامی و تجاوز مرزی به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران در اختیار داشت . بااین رویکرد بود که صدام حسین با ظاهر شدن در برابر دوربین های تلویزیون عراق قرارداد 1975 الجزایر را پاره کرد و آن را یک طرفه زیر پا گذاشت و تجاوز خود را بر علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد و در این جنگ هر دو بلوک شرق و غرب و بویژه آمریکا از رژیم عراق حمایت کردند و بنا بر شواهد واسنادی که سال ها پس از جنگ تحمیلی در سطح جهان منتشر گردید مشخص شد که تا پایان جنگ هشت ساله بیش از 350 شرکت اروپای شرقی و غربی و آمریکای شمالی و جنوبی از جمله شرکت هایی از کشورهای فرانسه , آلمان , انگلیس , ایتالیا , شوروی سابق , یوگسلاوی , آمریکا , آرژانتین , برزیل و... با واگذاری انواع سلاح و مهمات و هواپیما و سلاحهای میکروبی و شیمیایی و خدمات نظامی و... از رژیم عراق پشتیبانی کردند.
با همین پشت گرمی ها , رژیم بعثی عراق در 31 شهریور1359 با تصمیم وطرح قبلی و با هدف براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران , جنگی تمام عیار را آغاز کرد. حملات ارتش عراق به مرزهای ایران در طول نوار مرزی از آبادان تا قصر شیرین ادامه یافت و همزمان با آن , هواپیماهای دشمن بسیاری از مراکز نظامی و استراتژیک و فرودگاههای ایران و نیز 19 شهر را مورد بمباران قرار دادند . اهداف اصلی عراق در این تهاجم عبارت بودند از :
- حاکمیت بر اروندرود و بازپس گیری سه جزیره ایرانی خلیج فارس بمنظور جبران قرارداد 1975 الجزایر
- جداسازی استان خوزستان و الحاق آن به عراق و یا استقلال آن به نام عربستان
-  تضعیف جمهوری نوپای اسلامی تا مرز سقوط
بمنظور دستیابی به این اهداف , عراق یک استراتژی جنگ سریع (سه روزه ) را طراحی کرده بود با این تصور که نیرویی که توانایی مقابله با ارتش آن کشور را داشته باشد وجود ندارد.
در آن زمان پاسگاه های مرزی که ماموریت نیروی پوشش و اطلاع رسانی را بعهده داشتند علی الاصول تاب مقاومت در برابر چنین تهاجمی را نداشتند و متاسفانه سیستم تصمیم گیری کشور در سطح مدیران عالی , بدلیل تحولات بعد از انقلاب و التهابات سیاسی موجود درسطح روسای قوای سه گانه و شورای انقلاب نتوانست عکس العمل بموقع را در مقابل تهاجم دشمن انجام دهد . لذا نیروی زمینی ارتش عراق طی 48 ساعت اولیه جنگ بدون هر گونه مقاومتی به نزدیکی شهرهای مرزی رسید اما آنچه که مورد ارزیابی توجه دشمن قرار نگرفته بود میزان فداکاری مردم و مقاومت عناصر بومی و محلی بود. که استراتژی جنگ سریع عراق را با شکست مواجه ساخت . در همین فرصت بسیاری از نیروهای انقلابی , یگانهای مجهز ارتش , دانشجویان دانشگاه افسری و نیروهای مردمی وسپاه به سمت مناطق مرزی و جبهه های نبرد حق علیه باطل هجوم آوردند و با رشادت و پایمردی و انجام عملیات های ایذایی و نامنظم مانع پیشروی دشمن شدند و توانستند نیروهای تا دندان مسلح دشمن بعثی را متوقف نمایند. همزمان با مقاومت این نیروها , واحدهای توپخانه , هواپیماها , جنگنده بمب افکن ها , بالگردها و موشک اندازهای ارتش جمهوری اسلای ایران , خطوط مقدم و نیروهای پیشتاز ارتش متجاوز و نیز واحدهای عقبه و پشتیبانی و عمده قوای ارتش عراق , پل ها , انبارهای مهمات , ستون های زرهی , خودروهای حامل نفرات و مهمات وتجهیزات و نیز پایگاههای اقتصادی و نظامی رژیم عراق , در عمق آن کشور و نیز نواحی اشغال شده در خاک ایران را آماج حملات کوبنده خود قرار دادند که عملیات هوایی حدود 140 فروند از هواپیماهای جنگنده ارتش جمهوری اسلامی در یکی از نخستین روزهای دفاع مقدس از جمله جالبترین آن هاست .
در این جنگ بی امان اگر چه خرمشهر قهرمان پس از یک مقاومت 33 روزه بدست دشمن سقوط کرد اما در طول مدت مقاومت , دو لشگر ارتش عراق را به خود مشغول کرده بود و رمق دشمن را گرفت به طوری که بعد از تصرف خرمشهر پل این شهر به سمت آبادان را تخریب کرد. این عمل یعنی اینکه هر گونه علاقه ای به پیشروی مجدد به سمت آبادان در ارتش عراق از بین رفته بود لذا دشمن بعد از اشغال خرمشهر از پیشروی به سمت اهداف خود باز ماند. در این مدت نیروهای دفاعی منظم و نامنظم جمهوری اسلامی ایران با سازماندهی مجدد آماده دفع هرگونه تجاوز گردیدند و طی مدت یک سال اول جنگ حدود 78 عملیات آفندی و پدافندی در سراسر جبهه های غرب و جنوب بطور مشترک با حضور یگانهای ارتش , سپاه وبسیج مردمی انجام شد که با وارد کردن تلفات و ضایعات به دشمن بعثی او را در وضعیت خود تثبیت کردند تا زمینه برای عملیات های بعدی به منظور پاکسازی مناطق اشغالی از لوث وجود دشمن فراهم گردد که متاسفانه تاکنون کمتربه این عملیات ها پرداخته شده است .
علی ایحال مجموعه این عملیات ها و عنایات وامدادهای الهی و شگفت انگیز و رعبی که خداوند متعال در دل دشمن انداخت مانع شد تا نیروهای عراقی در مناطقی که قابل پیشروی به نظر می رسید , مکث و تامل کنند و این امر باعث شد مناطقی مثل دزفول و اندیمشک و تاسیسات نظامی و اقتصادی آنها سالم بماند و اهواز از خطر محاصره دشمن در امان بماند و شهر و جزیره آبادان نیز هیچگاه به تصرف دشمن درنیاید و رویای فتح سه روزه تهران برای همیشه در خیال سرکردگان رژیم بعثی عراق بماند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات