تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۶۲۴۵۲

دموکراسی تکثر منبع


دکتر حسین دهشیار
دموکراسی در جوامع غربی و بسیاری از جوامع غیرغربی دارای یک تفاوت ماهوی و اساسی است. براساس یک نیاز درونی انسانی و ضرورت کارا بودن سیستم اجتماعی، اعتقاد به جهانشمولی دموکراسی یک باور همگانی است. اینکه چرا چنین تمایز و تفاوت فاحشی در رابطه با دموکراسی با توجه به خصلت جهانشمول آن وجود دارد باید توجه به کیفیت و کمیت منبع آن معطوف شود. به لحاظ ویژگی‌های حیات در اشکال گوناگون آن در غرب، دموکراسی مقوله‌ای متکثرالمنبع است. در جوامع غربی، فرد یا به عبارتی صحیح‌تر شهروند رابطه خود را با حکومت و ساختار قدرت تحکیم می‌کند. شهروند، موجودی اجتماعی است و به همین روی او در تعامل با پدیده‌ها و واقعیات اطراف خود است. او متاثر از محیط اولیه و محیط ثانویه است. از تعامل این دو محیط است که ذهنیت دموکراتیک در شهروند به وجود می‌آید. ارزش‌های حاکم بر حوزه خصوصی و حوزه ‌عمومی از یک همسویی ماهوی و کلی برخوردار هستند و بدین روی، تعارض بنیانی برای حیات یافتن یک باور دموکراتیک وجود ندارد. شهروند از محیط خانواده و دوستان گرفته تا محیط غیرفردی و اجتماعی به‌طور مداوم در برخورد و مواجهه با ارزش‌های، پدیده‌ها، استدلال‌ها و توجیهات متفاوت است. این منابع هر چند ممکن است از نقطه‌نظر بنیادی با یکدیگر همسو باشند اما به لحاظ ذات تعاملات اجتماعی، تعارض اجتناب‌ناپذیر می‌شود. شهروند غربی در بطن این تعارضات است که چشم‌اندازها و بینش خود را شکل می‌دهد. این ذهنیت در شکل کلی آن دموکراتیک است چرا که حوزه عمومی و خصوصی درعین اینکه به میزان‌های متفاوت و شکل‌های متمایز بر شهروند تاثیر می‌گذارند اما در مجموع بر بستری از اصول همسو حیات یافته‌اند. شهروند غربی متاثر از خانواده، محیط‌کار، دوستان، رسانه‌ها، حکومت و غیره عمل می‌کند و درنهایت چارچوب فکری خود را شکل می‌دهد. اولویت اینکه کدامیک از این عوامل نقش گسترده‌تری در قوام دادن به ذهنیت دموکراتیک در شهروند دارند بستگی به ویژگی‌های شخصیتی فرد و در عین حال ماهیت روابط اجتماعی در آن محیط دارد. در بسیاری از جوامع غیرغربی در صورت وجود دموکراسی ـ جدا از اینکه دموکراسی چه کیفیتی دارد ـ عملکرد دموکراتیک مردم از شکل‌گیری بسیار متفاوتی در مقام مقایسه با غرب برخوردار است.
در این جوامع مردم با وجود اینکه از محیط اولیه و در عین حال محیط ثانویه تاثیر می‌گیرند اما نکته مهم این است که شهروندان اساساً از هر دو محیط اثر می‌پذیرند و در چارچوب یک ذهنیت واحد عمل می‌کنند. محیط اولیه حیاتی خود معطوف به ارزش‌های هر دو حوزه عمومی و خصوصی بر مبنای ارزشی واحد عمل می‌کنند که حیاتی فراتر و مجزا از هر دو حیطه دارد. مردم در کشورهای غیرغربی متاثر از ارزش‌های محیط اولیه و ثانویه هستند. هر چند که در حقیقت تنها متاثر از یک منبع واحد هستند که این دوحیطه از آن تغذیه می‌شوند. این منبع واحد کیفیت حیاتش هیچ‌گونه تاثیری از ماهیت محیط اولیه و یا محیط ثانویه نمی‌گیرد بلکه برعکس حیات را در این دو حیطه به شدت جهت و محتوا می‌دهد. مردم چنین کشورهایی عملاً از یک منبع ارزشی واحد متاثر می‌شوند و می‌بایستی بینش و ذهنیت خود را بر آن اساس شکل دهند. در کشورهای غربی، شهروندان این امکان را دارند که تاثیرپذیری‌های را اولویت دهند و به بعضی از عوامل و پدیده‌ها نقش وسیع‌تری در قوام دادن به ارزش‌های خود اعطا کنند یا در صورت لزوم بعضی از ارزش‌های حاکم بر این محیط‌های دوگانه را به چالش بگیرند، آنها را نفی کنند بدون اینکه مواجه با خطرات موجودیتی شوند. در بسیاری کشورهای غیرغربی امکان اولویت‌دهی به وسیه مردم در رابطه با تاثیرپذیری از محیط‌های متفاوت دوگانه وجود ندارند، چرا که هر دو محیط متاثر از یک منبع واحد تاثیر‌گذاری هستند. هر چند دو محیط وجود دارند، با این حال تمایز کیفی بین آنان نیست، چرا که استقلال عمل اجتماعی ندارند. هر دو باید در راستای ارزش‌‌های منبع فراتر که از اقتدار برخوردار است، حرکت کنند. به دلیل چنین ویژگی‌ای است که مردم در صورت چالش ارزش‌هایی که در این دو محیط و یا دو حوزه عمومی و خصوصی ارائه می‌شود، مواجه با تنبیه می‌شوند. دموکراسی در اکثر کشورهای غیرغربی بازتاب نظرات و ترجیحات مردم نیست، بلکه کیفیتی است که کمتر شباهتی با مفهوم جهانشمول دموکراسی دارد.
دموکراسی در غرب برآمده از تعامل شهروند با دو محیطی است که با توجه به واقعیات حاکم بر جامعه ارزش‌های خود را شکل می‌دهند. پس رسانه به عنوان سمبل محیط ثانویه و یا حکومت به عنوان نماد این محیط به مانند خانواده به عنوان سمبل محیط اولیه، شهروند را متاثر می‌سازند. در حالی که در کشورهای غیرغربی هر دو محیط به جهت تحت کنترل بودن به وسیله یک کلیت غیراجتماعی و فراتر از واقعیات اجتماعی عملاً به شکلی واحد مردم را متاثر می‌سازند. به همین روی است که کیفیت دموکراسی در دو بخش گیتی بسیار متفاوت است. در بخشی شهروندان هستند که دموکراسی را حیات می‌دهند و در بخشی دیگر مردم باید آن را در مفهوم و شکلی که ارائه می‌شود، پذیرا شوند. با توجه به این واقعیت است که در غرب، دموکراسی بازتاب اجتماعی دارد و رفتارها و ارزش‌های حاکم بر جامعه آن را متجلی می‌سازد. در حالی که در کثیری از شورهای غیرغربی دموکراسی تجلی اجتماعی ندارد و تبلور آن را در رفتارها و ارزش‌های مردم مشاهد‌گر نیستیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات