مقدمه
حمله سراسری ارتش عراق با 12 لشکر مجهز و آماده در پناه حمایت 320 هواپیما به ایران در تاریخ 31/6/1359 در حالی آغاز شد که کشور دچار بحرانهای سیاسی و اقتصادی گوناگونی بود ارتش ایران به سبب تصفیههای بزرگ ابتدای انقلاب و تضعیف به وسیله برخی گروههای سیاسی به ویژه چپگراها با شعار «ایران بدون ارتش» و نیز شعارهایی از جمله «ارتش بیطبقه» و از همه مهمتر به دلیل مواردی که در زیر فهرست شده است، تقریباً ناتوان از ورود به جنگی تمام عیار بود:
1- اعدام، فرار و یا اخراج فرماندهان رده بالای ارتش پس از وقوع انقلاب، 2- انحلال پارهای از قسمتها و واحدهای نظامی ارتش، 3- اخراج مستشاران نظامی غربی از مراکز نظامی ایران، 4- کاهش بودجه بخش نظامی کشور، 5- دیدگاه برخی از دولتمردان و روشنفکران مبنی بر عدم لزوم ارتش، 6- لغو قراردادهای نظامی به ویژه در زمینه تجهیزات و اداوات نظامی، 7- نفوذ گروهکها و سایر دستهای پنهان در زمینه برهم زدن نظام ارتش که آن روزها با شعار ایجاد ارتش بیطبقه همراه بود (حتی برخی تندروها فریاد انحلال ارتش را سر داده بودند).
8- پیدایش نوعی جو فکری منفی و بدبینی در میان ملت نسبت به ارتشیان به ویژه نیروی زمینی، چرا که پس از حادثه 17 شهریور 1357 میدان ژاله، حضور ارتشیان و اعلام حکومت نظامی در بیشتر شهرهای ایران تا بهمن 57 علنی شده بود، 9- طرح فروش تجهیزات مدرن نظامی موجود از قبیل ناوها و ناوچههای نیروی دریایی و هواپیماهای جنگی پیشرفته نظیر 14F.
ژنرال صدام حسین رئیسجمهور سابق عراق شب 26/6/1359 ضمن یک سخنرانی با اعلام نکات زیر در عراق به ایران اعلان جنگ نمود:
1- قرارداد 1975 الجزایر مردود است، 2- کلیه آبراه شطالعرب (اروند رود) جزو آبهای ساحلی عراق است، 3- آنچه که برابر قرارداد الجزایر باید به ایران واگذار شود نخواهیم داد و آنچه که باید میگرفتیم به زور خواهیم گرفت.
البته دلایل و شواهد زیادی به ویژه از سخنرانیها و مصاحبههای مقامات طراز اول رژیم سابق عراق وجود دارد که جنگ تحمیلی و تجاوز به خاک ایران فقط به منظور زیرپاگذاشتن قرارداد الجزایر نبوده، بلکه سردمداران سابق عراق در پی دستیابی به اهداف توسعهطلبانه خود در منطقه و جهان عرب بودند و با قصد و نیست تجزیه ایران که همواره در اذهان سراسر آن کشور و سران برخی از کشورهای عرب وجود داشته و نیز دشمنی دیرینه با ایرانیان و همچنین به منظور ابراز وجود اعراب به ویژه پس از شکستهای سنگینی که در نبرد با اسرائیل متحمل شده بودند موقعیت را مناسب یافته و حمله نظامی خود را آغاز کردند.
بدینترتیب سردمداران رژیم بعث، دو کشور را درگیر جنگی نابرابر کردند. جنگ با تجاوز عراق به استانهای غربی و جنوبغربی در ابعاد وسیع آغاز شد و یکی از اهداف صدام تصرف خوزستان (استان جدید عربستان!!) بود به طوری که در بسیاری از نقشههای تهیه شده از سوی آن رژیم نام شهرهای خوزستان نیز جابهجا شده بود. از جمله خرمشهر، «المحمره» و اهواز نیز «الاحواز» نامیده شده بود. صدامحسین این چهره افراطی پان عربیسم حدود 300 میلیون دلار را طی 40 سال در میان برخی روزنامهنگاران و دانشگاههای اروپا خرج کرد تا جغرافیای بخشهایی از ایران و خلیجفارس را تغییر دهد. بدینترتیب حاکمیان سابق عراق امیدوار بودند در برابر همسایهای که پس از انقلاب 1979 در عرصه جهانی منزوی شده بود به پیروزی برقآسایی دست یابند، ولی بسیج ملی مردم قهرمان ایران با همبستگی تمام مسئولان کشور به همراه دلاوریها و رشادتهای جان برکفان ارتش و سپاه و نیروهای مردمی رؤیای آنها را به کابوسی تلخ تبدیل کرد.
با وجود تمام مسائلی که برای کارکنان رده بالای ارتش پس از انقلاب به وجود آمد، با این حال با توجه به آموزشهای لازم و کافی و سرمایهگذاریهایی که بر روی ارتش به عمل آمده بود، افرادی همچون کشوری، صیادشیرازی، ظهیرنژاد، شیرودی، بابایی، اردستانی، دوران و ... نه تنها سازمان رزم ارتش را حفظ کرده بودند، بلکه به آموزش و انتقال تجربیات نظامی به برادران بسیج و سپاه نیز مبادرت ورزیدند.
آغاز حمله زمینی عراق و روزهای ایثار و مقاومت در خرمشهر
به دنبال شلیک یک گلوله تانک تی – 72 در پادگان بعقوبه در ساعت 11 روز 31 شهریور ماه 1359 به وسیله صدامحسین به سوی مرزهای ایران و به دنبال حملات هوایی به شهرهای داخلی و مرزی جمهوری اسلامی، تلاش همهجانبه نیروی زمینی عراق نیز آغاز شد و مواضع نظامی و تاسیسات غیرنظامی ایران در نزدیکی مرز، زیر آتش سنگین نیروهای عراقی قرار گرفت. ساعاتی بعد، پس از اجرای آتش سنگین در مناطق مرزی مهران و بستان حرکت لشکرهای عراقی به طرف مرز آغاز شد.
مهرماه 59 یادآور روزهای تلخ تبدیل شدن بندر زیبای خرمشهر به خونین شهر بود. به هر حال با تمام رشادتها و پایمردیها، خرمشهر پس از 35 روز مقاومت جانانه سقوط کرد و روزهای سخت انتظار 19 ماهه برای بازپس گیری آن فرا رسید.
حملات توپخانهای و هوایی ارتش عراق با شدت و مداومت به ویژه بر روی شهرهای مختلف خوزستان، به منظور نابودسازی تاسیسات نظامی و غیرنظامی و تسهیل تصرف انجام میگرفت، این در حالی بود که 9 لشکر از 12 لشکر مجهز عراق پیشروی خود را به منظور اشغال خاک ایران از جبهه غرب و جنوبغرب به سرعت ادامه میدادند. از جنبه تبلیغاتی نیز یک فرستنده رادیویی به نام جبهه آزادیبخش خوزستان از طرف عراق آغاز به کار کرد. این رادیو پیوسته از مردم خوزستان میخواست که به نیروهای عراقی بپیوندند.
بررسی وضعیت نیروهای عراقی و ایرانی در منطقه عملیاتی
ارتش متجاوز عراق در آغاز نبرد (در منطقه شرق بصره و خرمشهر) لشکرهای 3 زرهی و 5 مکانیزه را با عناصر تقویتی از لشکر 11 پیاده و یگانهای مستقر در شرق بصره وارد عمل کرد که لشکر 3 زرهی با نیروهای تقویتی در محور «تنومه – شلمچه – خرمشهر و آبادان» پیشروی کرد و پس از مواجه شدن با مقاومت دلیرانه مردم و رزمندگان ایرانی در آن منطقه، نیروهای دیگری را برای تقویت این منطقه گسیل داشت که از جمله این واحدها تیپ 33 نیروی مخصوص بود و این تیپ در نبردهای خیابانی خرمشهر نقش فعالی ایفا کرد. در برابر این نیروی بزرگ دشمن، جمع کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه عملیاتی غرب خرمشهر و کرانه شمالی اروندرود و جزیره آبادان در جبههای به عرض بیش از یک صد کیلومتر بود. بدینترتیب جمع کل استعداد رزمی یگانهای یاد شده، کمتر از یک تیپ مکانیزه ارتش عراق بود، زیرا گردان 232 تانک که قدرت مهم این یگانها بود کمتر از 60 درصد استعداد رزمی خود را داشت و از 53 دستگاه تانک سازمانی آن، فقط 32 دستگاه حاضر به کار بود و از نظر پرسنلی استعداد رزمی این گردان کمتر از 50 درصد بود و گردان 165 مکانیزه و 151 دژ نیز در همین شرایط بودند. در ضمن پاسگاههای ژاندارمری نیز فاقد سلاحهای سنگین بودند. پایگاه دریایی خرمشهر فاقد نیروی رزمنده کافی برای مقابله با تهدید زمینی ارتش عراق بود و رزمندگان سپاه پاسداران و نیروهای مردمی نیز پیش از آغاز جنگ چندان قابل ملاحظه نبود و در هر پاسگاه مرزی حدود 10 نفر مستقر بودند و با توجه به اینکه تعداد پاسگاههای مرزی غرب خرمشهر و جزیره مینو کمتر از 10 پایگاه بود، تعداد این نیروها حدود 100 نفر میشد که تنها به جنگافزارهای سبک و تعداد محدودی آر.پی.جی 7 و تفنگ 106 میلیمتری دریافتی از گردان دژ مسلح بودند. مقایسه توان رزمی ارتش عراق در برابر نیروهای رزمنده ایرانی حاکی از برتری 4 به 1 بود و طبق اصول برآوردهای نظامی، هر نیروی مکانیزه و زرهی حملهور با چنین برتری نسبی در زمین باز و بدون موانع طبیعی و مصنوعی بایستی بتواند بیش از 5 کیلومتر در ساعت پیشروی کند و درواقع در آغاز عملیات استفاده از موقعیت را انجام دهد؛ بدینترتیب ارتش عراق میبایست ظرف چند ساعت به حاشیه خرمشهر میرسید و حداکثر ظرف چند روز شهر را اشغال میکرد. بر همین مبنا بود که صدامحسین و طراحان نظامی ارتش عراق مدت زمان دستیابی به هدفهای اصلی در خوزستان را 3 تا 7 روز پیشبینی و برآورد کرده بودند، اما به دلیل 5 نکتهای که در ابتدای نوشتار بدانها اشاره شد چنین برآوردی تحقق نیافت و نیروهای عراقی تا مدت 10 روز نتوانستند به حاشیه خارجی خرمشهر برسند و نبرد خرمشهر نیز بیش از یک ماه طول کشید و سرانجام نیز ارتش متجاوز عراق در دسترسی به هدف نهایی خود در این منطقه که اشغال جزیره آبادان و تهدید بنادر ماهشهر و امامخمینی بود به کلی ناموفق و ناکام ماند.
واقع امر این بود که افرادی که از میان مسئولان جنگ و برخی دیگر از سایر مسئولان مملکتی، قدرت برتر عراق را احساس نکرده بودند و تصور میکردند که یگانهای مستقر در جنوب میتوانند از عهده تهاجم ارتش عراق برآیند و بنابراین فشارهایی مبنی بر حمله متقابل به ارتش عراق صورت میگرفت که در چند مورد، حملات با شکست مواجه شد. این در حالی بود که بر دوش فرماندهان ارتش سنگینی میکرد.
فشار شدید منطقه نبرد، تحمل تلفات، نرسیدن نیروهای کمکی، توان رزمی برتر دشمن و کمبود پرسنل متخصص و حساس ستادی و فرماندهی با وجود تمام مشکلات، رشادتهای کلیه رزمندگان ارتشی، سپاهی، مردمی حرکت شتابان ارتش متجاوز را کند کرد و با اینکه هزاران کیلومتر مربع از خاک ایران به اشغال متجاوزان درآمد، درایت و اندیشمندی فرماندهان نظامی، توجیه مقامات مملکتی و هماهنگی هرچه بیشتر ارتش و سپاهف فرصت لازم برای تدارک و سازماندهی نیرو، آمادگی، طرحریزی و در نهایت اجرای عملیاتهای آفندی به منظور بازپسگیری مناطق اشغالی و درهم کوبیدن ماشین جنگ عراق طی سالهای بعد بویژه سالهای سرنوشتساز 60 و 61 و 62 فراهم آمد که از جمله مهمترین آنها، عملیات بیتالمقدس بود.
عملیات بیتالمقدس (بازپسگیری خرمشهر)
عملیات بازپسگیری خرمشهر با نام بیتالمقدس که از تاریخ دهم اردیبهشت 1361 به مدت 26 روز در جنوب غربی اهواز انجام گرفت یکی از درخشانترین کارنامههای عملیاتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران علیه ارتش عراق به شمار میرود که افزون بر پایان دادن به 19 ماه اشغال نظامی قسمتی از حساسترین نقاط خوزستانف ضربهای قاطع به نیروهای عراقی و توان و میل جنگجویی آنان وارد آورد. بیدلیل نبود که بیست روز پس از پایان این عملیات، صدامحسین تحتتاثیر ضربه کمرشکنی که این شکست بر ارتش وی وارد کرده و همچنین به جهت بیم از آسیبپذیری بیشتر در مقابل تهاجمات گستردهتر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، در پوشش شعار صلحطلبی و لزوم آمادگی برای نبرد با اسرائیل به مناسبت اشغال جنوب لبنان در آستانه تشکیل کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد، به صورت یک طرفه اعلام آتشبس داد و دست به عقبنشینی عمومی از سایر مناطق اشغالی زد و شکست خفتبار خود و بویژه از دست دادن خرمشهر را، یک عقبنشینی تاکتیکی عنوان کرد. جالب اینجاست که صدام پس از بازپسگیری خرمشهر از شدت ناراحتی بسیاری از افسران و فرماندهان عالیرتبه ارتش عراق را اعدام یا مجازات کرد.
اجرای عملیات بیتالمقدس با مساحت 6 هزار کیلومتر مربع، از نظر وسعت در طول جنگ تحمیلی نظیر نداشت. همچنین گذراندن 26 روز عملیاتی زیر حملات مکرر و پاتکهای سنگین و متعدد دشمن در مراحل مختلف و دفع دلیرانه آنها، نشاندهنده قصد قطعی و اراده استوار برای کسب پیروزی و تامین هدفها و بویژه آزادسازی خرمشهر بود.
از نکات برجسته و استثنایی عملیات، طرحریزی و اجرای عملیات عبور از رودخانه کارون بود که یکی از مشکلترین و پیچیدهترین عملیات رزمی است چرا که چه از نظر طرحریزی، چه از نظر اجرا و چه از نظر نیاز به تدارکات ویژگیهای خاصی داشت. بویژه آنکه عبور از رودخانه در مقیاس وسیع حدود 5 لشگر و با وجود محدودیتها و کمبود تجهیزات متداول در ارتشهای جهان مشکل مینمود. به هرحال در سایه عزم راسخ فرزندان غیور این آب و خاک عملیات بیتالمقدس با موفقیت به انجام رسید.
در این عملیات بزرگ افزون بر انهدام و به غنیمت گرفته شدن انواع ادوات جنگی، حدود 19 هزار نفر از نیروهای عراقی به اسارت درآمدند و بیش از 16 هزار نفر کشته و زخمی شدند و دست کم دو لشکر پیاده و زرهی عراق منهدم شد.
نیروی هوایی ارتش در حماسه بازپسگیری خرمشهر
بیشک یکی از بزرگترین افتخارات نیروی هوایی ارتش مربوط به عملیات بازپسگیری خرمشهر میشود. نیروی هوایی به منظور تسریع در هماهنگیهای موردنیاز و پشتیبانی هوایی از عملیاتها، ستاد ویژه عملیات جنوب را در دزفول تشکیل داد. این نیرو برای پشتیبانی هوایی از عملیات بیتالمقدس طرح شبح 3 را تهیه کرد که براساس آن برای عملیاتهای آفندی 20 سورتی و برای وضعیتهای پدافندی 8 سورتی پرواز پشتیبانی نزدیک هوایی پیشبینی شده بود. (هربار برخاستن و نشستن هواپیما یا بالگرد را سورتی گویند).
دو هفته پیش از آغاز عملیات، نیروی هوایی فعالیتهای شناسایی و عکسبرداری از منطقه را شروع و تا ده روز پس از پایان عملیات و آزادسازی خرمشهر ادامه داد.
خلبانان شجاع و کارکنان فنی و عملیاتی و ستادی نیروی هوایی با 890 سورتی پوشش هوایی، 87 سورتی پشتیبانی نزدیک هوایی و 22 سورتی عکاسی و 847 سورتی ترابری هوایی و حمل صدها نفر مجروح و با مصرف حدود 48 هزار پوند مهمات در پیروزی رزمندگان طی عملیات، نقش ارزندهای ایفا کردند. همچنین سیستم پدافند موشکی این نیرو به همراه سایر یگانهای پدافند هوایی حدود 60 فروند از هواپیماهای عراقی را سرنگون کردند.
توپخانه صحرایی
عملیات قرارگاههای سهگانه با آتش 3 توپخانه لشکری و 2 گروه توپخانه که شامل 29 گردان توپخانه صحرایی با کالیبرهای مختلف میشدند پشتیبانی میشد. این تعداد گردان دارای دست کم 500 قبضه توپ بودند که همزمان بر روی نیروهای عراقی آتش میگشودند. توپخانه نیروی زمینی ارتش به استثنای گردانهای سبک 105 میلیمتری، کم و بیش با کمبود مهمات مواجه بودند و با توجه به ازدیاد مصرف مهمات، جایگزینی سریع آن مشکل و در تدارک مهمات مصرفی محدودیت وجود داشت، بنابراین تلاش میشد که از مصرف بیرویه مهمات جلوگیری به عمل آید.
با این حال با وجود محدودیت نسبی مهمات و نیازمندیهای تعمیراتی، به ویژه در جنگافزارهای پیشرفتهای مانند توپهای 155، 175، 203 میلیمتری خودکششی، یگانهای توپخانه نیروی زمینی ارتش در این عملیات نیز مانند همیشه کارایی و آمادگی رزمی خود را به نحو احسن نشان دادند.
هوانیروز
تیزپروازان هوانیروز با انجام 3152 ساعت پرواز و تخلیه چندین هزار مجروح و جابهجایی 7000 نفر نیرو و با پشتیبانی آتش از یگانهای رزمی و حمل آماد و انجام پروازهای شناسایی در عملیات بازپسگیری خرمشهر شرکت کردند. در این عملیات، هوانیروز افزون بر از دست دادن چندین فروند بالگرد چندین نفر از کارکنان خود را از دست داد.
یگانهای مهندسی
باتوجه به وسعیت منطقه نبرد و نیاز به گذر از رودخانه کارون و استحکامات و موانع و مواضع پدافندی دشمن، اجرای عملیات بیتالمقدس نیاز به تهیه و تدارک وسایل سنگین مهندسی داشت تا از چنین عملیات گستردهای به نحو مطلوب پشتیبانی به عمل آید.
احداث جاده متناسب با پیشروی یگانها و تعمیر و نگهداری از وسایل و تجهیزات مهمترین مسائل موجود بود.
برابر طرح مهندسی تهیه شده، از ماشینآلات سنگین راهسازی که در حدود 3000 دستگاه بود، 210 دستگاه در پشیبانی قرارگاههای فتح و نصر و 90 دستگاه در پشتیبانی قرارگاه قدس قرار رگفت. تا آن زمان وسایل موجود برای گذر از رودخانه منحصر به هفت دستگاه پل شناور از نوع PMP و یک دستگاه پل M- 4 – T- 6 بود. برای گذر نیروها از روخانه کارون آن هم در وسعتی که در نظر گرفته شده بود حداکثر امکان روانه کردن 5 دستگاه پل شناور و قرار دادن یک دستگاه در احتیاط پیشبینی شده بود.
از آنجایی که این تعداد پل جوابگوی گذراندن نیرویی به استعداد 5 لشکر از رودخانه را نداشت و نیروها به تجهیزات بیشتری برای گذر از رودخانه نیاز داشتند و همچنین با توجه به محدودیت زمانی برای خرید و تجهیز پلهای بیشتر، نیروی دریایی ارتش 300 دستگاه قایق هجومی و تعدادی غواص در اختیار قرارگاه کربلا قرار داد. البته سوار و پیاده کردن نیروها از این قایقها نیازمند به تمرین و آموزش داشت که این کار بیدرنگ و با سرعت آغاز شد.
همچنین پلهای شناور PMP نیاز به تعمیرات فراوان و بویژه جوشکاری داشت که این کار به وسیله تعمیرکاران ایثارگر جهاد سازندگی و با صرف تلاش فراوان در مدت زمان کوتاهی انجام شد.
همچنین برای گذر یگانها از کارون و استقرار پلهای شناور 5 محل شناسایی و انتخاب گردید که به نام شهیدان بهشتی، رجایی، فلاحی، نامجو و کلاهدوز نامگذاری شدند. از مناطق مذکور، 3 محل به قرارگاه فتح و دو محل به قرارگاه نصر اختصاص داده شد.
برابر طرح تهیه شده برای گذر از رودخانه، محل نصب پلها به گونهای انتخاب شد که ضمن داشتن تامین کافی در برابر بمبارانهای هوایی و آتش توپخانه دشمن و تسهیل گذر یگانها، موجب غافلگیر شدن نیروهای عراقی شود. زیرا مکانهای غیرمتعارف و عریضتر رودخانه برای نصب انتخاب شد.
پشتیبانی خدمات رزمی
در این عملیات نیز مانند سایر عملیاتهای مشترک ارتش و سپاه، امور لجستیکی یا پشتیبانی خدمات رزمی برخلاف پشتیبانیهای رزمی حالت اشتراک را نداشت و در این زمینه هریک از این دو نیرو تقریباً به طور مستقل عمل نمودند و تابع مقدورات، سازمانها، ضوابط و روشهای خاص لجستیکی خود بودند.
لازم به ذکر است که کمکهای مردمی، جهاد سازندگی، امکانات و مقدورات سازمانها و نهادها و ارگانهای دولتی در پشتیبانی نیروهای رزمی بسیار موثر بود. همچنین هوانیروز و ترابری نیروی هوایی ارتش در انتقال مجروحان به پشت جبهه و بیمارستانهای شهرهای مختلف کشور بسیار چشمگیر بود.
بررسی وضعیت نیروهای عراقی و ایرانی در منطقه عمیاتی بیتالمقدس
یگانهای متجاوز ارتش عراق در منطقه عملیاتی بیتالمقدس عمدتاً شامل لشکرهای 6 و 9 و 3 و زرهی، 5 مکانیزه، 11 و 15 پیاده و تعدادی تیپ زرهی، مکانیزه و پیاده مستقل یا مامور از لشگرهای دیگر و همچنین یگانهای ارتش خلق (جیشالشعبی) بود که این واحدهای نظامی مناطق زیر را پوشش داده بودند:
از جنوب رودخانه نیسان، غرب هویزه و جفیر، جنوب کرخه کور، جنوب غربی اهواز، (از هویژه تا مناطق جنوب پادگان حمید)، جفیر، غرب کارون (منطقه عمومی خرمشهر – شلمچه)
غرب جاده اهواز خرمشهر (از مناطق جنوبی جفیر تا شمال شلمچه) و کرانه جنوبی اروند از فاو تا جنوب بصره.
روش دفاعی دشمن عبارت بود از اتکا به مانع عمده رودخانه کارون در جنوب و شرق که با استفاده از یک خاکریز بسیار مستحکم کاملاً چسبیده به کناره رودخانه و احداث خاکریزهای متعدد بلند و تقویت شده در زمینهای باز شمال و غرب این شهر تقویت شده بود و مینگذاریهای گسترده درون محوطههای تسطیحشده و سنگربندی درون خیابانها و ساختمانهای باقیمانده و ایجاد خاکریز در داخل شهر، آن را به صورت دورادور و در ردههای متعدد به گونهای سازمان داده بود که تسخیر شهر را امرز غیرممکن و یا حداقل بسیار دشوار و خونین جلوهگر میساخت.
در خارج از محدوده شهری، در شرق و شمال آن و تا مسافتی نزدیک 10 کیلومتر، خاکریزهای متعدد شمالی – جنوبی و شرقی – غربی برای جلوگیری از نزدیک شدن نیروهای تک ور به سمت خرمشهر ایجاد کرده و موانع ضد هوابرد و ضد هلیبرن را علیه فرود احتمالی نیروهای چترباز و هلیبرن نیروهای ایرانی در مناطق اطراف شهر که امکان اجرای چنین عملیاتی را داشت سازمان داده بود.
ارتش عراق همچنین در این منطقه و در امتداد خطر مرز بینالمللی، خاکریز بلندی احداث کرده و قادر بود با بازکردن سدهای موجود روی رودخانههای دجله و فرات و ازدیاد حجم آب شطالعرب و استفاده از کانالهای مصنوعی موجود، چه در شرق بصره و چه در جنوب هورالعظیم در مناطق مختلف و بسیار وسیعی از شرق بصره، ایجاد آبگرفتگی کرده و پدافند از بصره را به این روش آسان و در مقابل فضای مانوری معابر و مسیرهای پیشروی نیروهای ایرانی را در شرق بصره محدود یا مسدود کند.
یگانهای ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بهرهگیری از تجربیات عملیاتهای ثامنالائمه، طریقالقدس و فتحالمبین، همراه یکدیگر در عملیات آزادسازی خرمشهر شرکت نمودند و ادغام این نیروها سبب افزایش توان رزمی آنها شد و سرانجام حماسه بازپسگیری خرمشهر را رقم زد.
یگانهای ارتش و سپاه و نیروهای بسیج مردمی در سه قرارگاه مشترک با فرماندهی مشترک ساماندهی شدند:
قرارگاه قدس، قرارگاه فتح و قرارگاه نصر
ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیرویی به استعداد 195 گردان را در عملیات بازپسگیری خرمشهر وارد عمل کردند که از این تعداد 61 گردان مربوط به نیروی زمینی ارتش و 134 گردان متعلق به سپاه پاسداران و نیروهای بسیج بود و بدینترتیب یک توان رزمی نسبی 2 به 1 به وجود آمد.
راهکار انتخاب شده به وسیله قوای مسلح جمهوری اسلامی که نه تنها برای فرماندهی نظامی عراق، بلکه برای بسیاری از کارشناسان نظامی غیرقابل پیشبینی بود عبارت بود از:
«تک به دشمن با گذر از رودخانه ارون و تامین سرپل و استقرار نیروی کافی در غرب رودخانه و ادامه بیدرنگ عملیات به منظور نابودسازی دشمن و آزادسازی خرمشهر و سایر مناطق اشغالی غرب کارون»
بدینترتیب طی تصمیم اتخاذ شده عبور از رودخانه برعهده دو قرارگاه فتح و نصر (تلاش اصلی) و درگیر نگهداشتن دشمن در ساحل جنوبی کرخه کور و نیسان با قرارگاه قدس (تلاش پشتیبانی) گذارده شد. خلاصه عملیات بدینترتیب بود که قرارگاههای نصر و فتح پسی از عبور از کارون و تامین سرپل، به سمت خط مرز پیشروی کرده و پس از رسیدن به مرز در داخل مناطق محوله خود، تک را به سمت بصره تا کرانه رودخانه اروند ادامه میدهند و قرارگاه قدس، با درگیر نگاه داشتن دشمن، مانع از این خواهد شد که دشمن از این منطقه برداشت نیرو کرده و علیه تلاش اصلی وارد عمل کند.
نتایج کوبنده عملیات بیتالمقدس به همراه ضایعات و خساراتی که طی نبردهای ثامنالائمه، موجب گردید تا توانمندی ارتش عراق به شدت کاهش یابد و او را از حالت آفندی به حالت پدافندی درآورد. آثار عملیات بازپسگیری خرمشهر در کاهش توان رزمی ارتش عراق به حدی بود که متجاوز از ادامه اشغال برخی مناطق خودداری کرد و از ترس انهدام کامل نیروهایش، آنان را به خط مرز عقب کشید.