تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۶۲۴۷۸
آیت‌الله مرعشی مشاور حقوقی قوه قضائیه

حکم قصاص قابل تغییر نیست

پروین بختیارنژاد مقدمه: قانون مجازات اسلامی به نوعی ترجمه‌ای از متون فقهی و قسمت‌هایی از تحریر‌الوسیله است. عمده مجازات‌های این قانون به واسطه رویکردی که در سابقه تاریخی مجازات داشتیم، شلاق و حبس یا ترکیبی از شلاق و حبس و جزای نقدی است که در این زمینه با رویکرد سیاست جنایی بین‌المللی همخوانی ندارد این جملات دکتر بهرام بهرامی قاضی دیوان عالی کشور در سالروز تصویب قانون مجازات اسلامی است. در مورد کاستی‌ها و نقایص قانون مجازات اسلامی گفت‌وگویی با آیت‌الله مرعشی مدرس مدرسه عالی مطهری، مشاور حقوقی قوه قضائیه داریم که آن را می‌خوانید.

* قانون مجازات اسلامی شامل چه قوانینی است؟
** مجازات اسلامی کلمه‌ای است که بر قصاص و حدود شرعی و مجازات‌های تعزیری اطلاق می‌شود. قانون مجازات اسلامی قبل از انقلاب زیر نظر علما و فقها قانونگذاری می‌شد و مجلس هم در آن دخالت داشته و آن قوانین مصوب مجلس هم بود. اگر کسی کتاب‌های قانونی را که در قبل از انقلاب نوشته شده بود مطالعه کند، برای اجرای آنها قضاتی را در نظر می‌گرفتند که آنها مجتهد بودند و آن قوانین را به شکل ماده قانونی درمی‌آوردند ولی در اثر یک سلسله مشکلات مورد عمل واقع نشد و به تدریج هم به دست فراموشی سپرده شد و مجازات‌های دیگری در قانون به تصویب رسید.
پس از انقلاب دولت جمهوری اسلامی مجدداً قوانین حدود و قصاص را، چه آن حدودی که از قرآن ذکر شده و چه آنهایی که از کتب فقهی استنباط شده‌اند اتخاذ کرد که مورد عمل هم هستند. الان کسی، کسی را به قتل برساند قصاص می‌شود،‌ اگر کسی دزدی کند، قطع دست می‌شود، اگر کسی زنا کند، مجازات 100 تازیانه در قرآن برایش صادر شده است. منابع قانون مجازات اسلامی صرفاً کتاب تحریرالوسیله نیست بلکه قرآن هم هست. فقها هیچ قانونی را بدون مستند شرعی به قانون در نیاورده‌اند. ما نمی‌توانیم به میل خود حکم قصاص را برداریم چون سازمان‌های بین‌المللی آن قانون را قبول ندارند، مگر ما ایمان به قرآن نداشته باشیم. ما که نمی‌توانیم دستور قرآن را زیر پا بگذاریم تا سازمان‌های بین‌المللی خوششان بیاید. اگر حکمی در قرآن نیامده ولی زمینه‌های حدیثی دارند. ما نمی‌توانیم به حدود و قصاص شک کنیم چون سازمان‌های بین‌المللی آن را نمی‌پسندند. همان‌طور که ما به قوانین آنها احترام می‌گذاریم، آنها نیز باید به قوانین ما احترام بگذارند.
* البته بخشی از علمای دینی ما، برخی احکام را زمان‌مند و مکان‌مند می‌دانند.
** آنها دلیل قانع‌کننده‌ای برای این موضوع ندارند. کسی می‌تواند مورد را قبول نداشته باشد. نظر خودش برای خودش هم محترم است. ولی نمی‌تواند آنها را زیر سئوال ببرد.
* مبحث ناسخ و منسوخ در قرآن مربوط به چه احکامی می‌شود؟
** خب این احکام نسخ نشده‌اند اینها جزء منسوخ‌ها نیستند.
* پس چه احکامی نسخ شده‌اند و توسط چه کسانی؟
** مواردی که نسخ شدند، یکی نماز خواندن به سوی بیت‌المقدس بود که نسخ شد و مسلمانان به سوی مکه نماز خواندند.
* منظور شما این است که نسخ برخی احکام باید به دستور خداوند انجام شود؟
**‌قطعاً.
* بشر در این رابطه هیچ دخالتی ندارد؟
** اصلاً.
* پس تاکید قرآن بر عقل و عقلانیت را چطور توجیه می‌کنید؟
** این درجایی است که نصی وجود نداشته باشد. اجتهاد زمانی انجام می‌شود که نص صریح نداشته باشیم. اگر نص صریح وجود نداشته باشد، اجتهاد می‌کنیم، نه اینکه برویم سراغ عقلانیت. ما روی موازین فقهی اجتهاد می‌کنیم، مثلاً حدیثی نقل شده روی آن اجتهاد می‌کنیم. از نظر دلالت روایت هم اجتهاد می‌کنیم و دلالت مفهومی را مورد بررسی قرار می‌دهیم. مبانی اجتهادی ما، مبانی دقیقی هستند، ما به آنها عمل می‌کنیم. این مبانی اجتهادی را نمی‌توانیم کنار بگذاریم و مستندهایی که از نظر منابع اسلامی، صحیح هستند را نمی‌توانیم رد کنیم، ‌زیرا اجازه دین دست ما نیست. اگر در یک جایی باشیم و عقل، آنجا می‌رویم سراغ عقل. عقل یکی از ادله احکام است. ادله دیگر کتاب، اجماع، سنت پیغمبر و روایات ائمه است. ما مجاز هستیم از عقل استفاده کنیم و هر یک از این منابع جایگاهی دارد. این روشی است که مختص علمای شیعه نیست بلکه سایر علمای اسلامی هم همین‌طور عمل می‌کنند چه سنی، چه فرقه‌های اهل تسنن نیز همین‌طور عمل می‌کنند. ما در مقابل خدا مسئول هستیم. هرچه که به ما گفتند باید عمل کنیم. قانون مجازات اسلامی دست قاضی را باز گذاشته در بعضی از جاها که حکم‌های متفاوتی دهد. در این صورت قاضی می‌تواند نوع تعزیر را مشخص کند، نه در مجازات‌های حدی، بلکه در مجازات‌های تعزیری و تعزیر هم اختصاص به شلاق ندارد. در گذشته مجازات‌های تعزیری، مختص به شلاق بود ولی بعداً که مسئله را خوب بررسی کردند و دقت کردند دیدند تعزیر یک مجازات تنبیهی است و این تنبیه را می‌توان از طرف دیگر نیز انجام داد.
* در مورد دیات چطور؟
** با بررسی‌هایی که در ادله فقهی انجام دادیم 6 نوع دیه تعیین شده. برای انواع دیات من موضعیت قائل نیستم. به عقیده من که برای خودم محترم است، ممکن است قانونگذار نظر دیگری داشته باشد ما باید بین مسائل تفصیل قائل شویم و نظر مجتهدی خود را بیان کنیم. فقه ما فقه جواهری است. ما هم تابع دلیل هستیم نظر من با نظر شورای نگهبان و قانونگذار متفاوت است. من که نمی‌توانم نظرم را به آنها تحمیل کنم، فقط می‌توانم نظرم را اعلام کنم.
* جناب مرعشی، ما مرتباً از علمای دینی می‌شنویم که باب اجتهاد باز است و هیچ پرسشی نیست که بی‌جواب بماند، ولی با این توضیحات شما به نظر می‌رسد که باب اجتهاد بسته است و هیچ پرسش جدیدی را مجتهدان ما توانایی پاسخگویی ندارند؟
** اصلاً این‌طور نیست جواب می‌دهیم، پرسش‌های زمانه را هم پاسخ می‌دهیم.
* به عنوان نمونه یک پرسش را مطرح می‌کنم و شما پاسخ دهید.به طور مثال سن قانونی برای ازدواج دختران ما 9 سالگی است. که پدر این اجازه را دارد که دختر 9 ساله خود را به ازدواج مردی درآورد. ولی علم روانشناسی به ما می‌گوید حتی اگر دختر در 9 سالگی به سن بلوغ رسیده باشد این به معنای این نیست که او به رشد ذهنی رسیده باشد. شما چه پاسخ می‌دهید؟
** من سال‌ها پیش مقاله‌ای نوشتم و گفتم که دختر در 9 سالگی حتی به بلوغ جنسی هم نمی‌رسد و حتی اگر به بلوغ هم برسد، به معنی رشد دختر نیست. از نظر اسلام بلوغ جنسی اتفاق نمی‌افتد و بحث بلوغ دختر با رشد او نباید خلط شود.
* ولی در قوانین ما خلط شده است.
** حالا اگر در قانون خلط شده ولی از نظر فقها خلط نشده است. در کتاب‌های فقهی اینها با هم تفاوت دارد. بلوغ ملازمه با رشد ندارد. حتی من معتقدم در مسئله جزایی و مالی هم باید رشد وجود داشته باشد. منتها رشد نسبت به هر چیزی یکسان نیست. رشد متفاوت است. در گذشته سن 18 سالگی را اماره رشد گرفته‌اند. ولی اینکه بگوئیم که دختران در 9 سالگی هم بالغند، هم رشیدند، چنین نیست. من این موضوع را تحقیق کردم و سن رشد و بلوغ با هم متفاوت است. پس در زمانی که رشد نکردند به او اجازه نمی‌دهیم رای دهد، معامله کند، رانندگی کند و اگر به میل خود می‌خواهد ازدواج کند، به او اجازه نمی‌دهیم و متاسفانه اشتباهی که در قانون شده بلوغ را ملازم با رشد گرفتند. من این مسئله را خیلی دنبال کردم به شورای نگهبان هم نوشتم و گفتم این قانون باید اصلاح شود.
* چه اشکالی دارد که ما سن 18 سالگی را سن رشد اعلام کنیم؟
** هیچ اشکالی ندارد، این سن اماره رشد است.
* در مورد قانونی که پدر را مبرا از مجازات به هنگام قتل فرزند می‌کند، چه نظری دارید؟
** بله، ما در این رابطه نص صریح داریم.
* نص صریح قرآن؟
** خیر نص صریح روایات. در قرآن کریم چنین چیزی مطرح نشده است. ما 12 امام داریم و قول آنها برای ما مهم است. و به خاطر حرمت پدر و مادر گفته شده که آنها مجازات نشوند.
* البته در قوانین ما پدر مجازات نمی‌شود ولی مادر قصاص می‌شود.
** دنیای امروز که با قصاص مخالف است. حالا قوانین اسلامی آمده در مواردی قصاص را برداشته، اینکه اشکالی ندارد.
* اشکال آن است که آمار کودک‌آزاری بالا رفته است.
** باید فرهنگ تغییر کند، شما با کشتن پدر نمی‌توانی آن را کنترل کنی.
* بالاخره این پدرها قتل نفس کرده‌اند.
** باید فرهنگ جامعه را عوض کنیم. اگر می‌خواهیم با مجازات آن را کنترل کنیم، اینطور نمی‌شود.
* آیا بخشی از فرهنگ جامعه از طریق قوانین تغییر نمی‌کند؟
**‌ قانون که اخلاق درست نمی‌کند. ولی چرا یک پدر این کار را می‌کند این باید و نبایدها مربوط به اخلاق می‌شود. مبارزه با معلول ما را به جایی نمی‌رساند مبارزه با علت ما را به نتیجه می‌رساند. این را باید شما بحث کنید.
* شما حاضر هستید که این استدلال خودتان یعنی مبارزه با علت را به سایر جرائم نیز تسری دهید بگوئید اگر کسی دزدی کرده باید ببینیم دلیل دزدی او چه بود؟ اگر زنی روسپی شده باید بررسی شود چرا چنین شده؟ و اگر مجازات می‌شوند باید مجازات حداقلی شوند؟
** یکی از قوانین اسلام این است که می‌گوید فرد مضطر را مجازات نکنید. مسئولیت و مجازات در زمان اضطرار برداشته می‌شود. باید زندگی او را تامین کنید، باید به زندگی او رسیدگی شود. اسلام دین زندگی است و قوانینش باید بتواند مشکلات مردم را حل کند و همه قوانینی که گفتم مثل قصاص،‌ دیات و حدود باید در شرایط خودشان اجرا شود و ما یک مشکلی که داریم این است که قاضی ما مجتهد نیست اگر قاضی مجتهد باشد، دستش باز است و می‌تواند در شرایط مختلف تصمیم مفید بگیرد.
* در کشورهای توسعه یافته قاضی آن مجتهد نیست، قاضی آنها یک قاضی است، ‌یک حقوقدان است. آنها هم مشکلات خود را طبق یافته‌های جدید علم حقوق حل می‌کنند، آیا در این حوزه‌ها، شخص شما مطالعه می‌کنید؟
** در انگلیس لردها حکومت می‌کنند،‌ اصلاً نظر یک لرد قانون می‌شود. در کشور ما دست قضات بسته است، باید اختیارات قضات را بیشتر کرد.
* اختیار قضات را بیشتر کنیم یا قوانین را شفاف‌تر کنیم؟
** باید مجتهد و قضات در کنار هم بنشینند و قانون را اصلاح کنند. و اگر در مورد مشکلی قانونی نداریم، باید قوانین جدید نوشته شود و قاضی ما که قانون فرانسه را خوانده باید قوانین فقهی را هم خوب بداند.
* آیا خود شما حاضر هستید قوانین کشورهای پیشرفته را مورد مطالعه و تحقیق قرار دهید؟
** بله حاضرم و این کار را هم کرده‌ام. من اصلاحیه‌ای بر قانون مجازات اسلامی در مورد دیات، حدود و قصاص انجام داده‌ام و 2 سال است که آن را به شورای نگهبان فرستاده‌ام ولی خبری از اجرای آن نیست. باید تصمیمات به سرعت گرفته و انجام شود و اتلاف وقت نکنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات