تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۵  ، 
کد خبر : ۱۶۲۴۹۹
مروری بر انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال 2002

انتخاب میانه‌‌روی


سهیلا قاسمی
مردم دنیا بارها و بارها به خیابان‌ها ریخته و در حمایت یا مخالفت به سیاست مردانشان دست به دست هم داد‌ه‌اند. اما یکپارچگی و اتحاد مردم فرانسه در دور دوم انتخابات رسایت جمهوری سال 2002 این کشور در نوع خود بی‌سابقه است و زلزله‌ای سیاسی به‌ شمار می‌رود.
نتایج دور اول انتخابات به تعبیر مطبوعات این کشور، شرم ملی به حساب می‌آمد چرا که برای اولین بار در طول تاریخ جمهوری پنجم فرانسه یک نامزد راستگرای افراطی به دور دوم راه یافت و نامزد سوسیالیست از گردونه رقابت حذف شد. ژان ماری لوپن رهبر حزب افراطی جبهه ملی National) 17.2 (Front درصد آرای دور اول را به دست آورد و رقیب ژاک شیراک، رئیس‌جمهور قبلی شد که به رغم سابقه ناخوشایند خود 19/4 درصد آرا را به نام خود کرده بود. لیونل ژوسپن نخست‌وزیر سویالیست نیز در نهایت ناباوری با 15/9 درصد از رقابت در دور دوم بازماند.
این وضعیت آنقدر باورنکردنی بود که چپ‌گرایان دولت ژوسپن موفقیت لوپن را «وحشتناک» و «ویرانگر» خواندند. فرانسوا اولاند دبیر اول حزب سوسیالیست این حادثه را «شوکی عظیم برای کشور» و «شکستی فرهنگی و اجتماعی» خواند. روبر هو رهبر حزب کمونیست ابراز «اندوه» و «خشم» کرد و نوئل مامر رهبر حزب سبز نیز از آن به عنوان «بدترین بحران سیاسی فرانسه پس از جنگ جهانی» ‌تعبیر کرد. لوپن به‌طور صریح تهدید به خروج از اروپا کرده بود، بارها و بارها از عقاید فاشیستی و نازیستی خود حرف‌زده بود و بنابراین دامنه هراس از پیروزی مقدماتی نامزد راست‌گرای افراطی تنها به مرزهای فرانسه محدود نبود. همه در وحشت این بودند که نکند موج افراطی‌گری ابتدا در فرانسه و سپس در دیگر کشورهای اروپایی عصر بازگشت به فاشیسم را حیاتی تازه بخشد. گرهارد شرودر صدراعظم آلمان و دوست و متحد فرانسه از فرانسویان به صراحت خواست تا هر‌طور شده مانع پیروزی لوپن شوند. به یهودیان هشدار داده شد که برای زنده ماندن هر‌چه زودتر خاک فرانسه را ترک کنند و رهبران محافظه‌کار و سوسیالیست جمهوری فرانسه سرزنش شدند که چرا نتوانسته‌اند در سال‌های اخیر گرایش موج عظیم جوانان به ناسیونالیسم افراطی را دریابند و برایش راه‌حلی بیابند.
اما ژاک شیراک که همواره در تلاش است تا پا جای پای ژنرال دوگل بگذارد پرونده چندان درخشانی نداشت تا مردم را قلباً برای جذب اکثریت آرا تشویق کند. پرونده‌های اختلاس مالی او و پول‌های نقد فراوانش که معلوم نبود از کجا آمده همه را نسبت به این گلیست پیر دلسرد کرده بود. با این حال تنها راه، انتخاب میان بد و بدتر بود و لیونل ژوسپن، نخست‌وزیر شکست‌خورده اولین کسی بود که از هموطنانش خواست تا شکست لوپن در دور دوم را به هر قیمتی که شده تضمین کنند. احزاب چپ‌گرا از سوسیالیست‌ها گرفته تا سبزها و کمونیست‌های برای جلوگیری از فاجعه‌ای تاریخی دست ‌به ‌دست هم دادند و از مردم خواستند تا برای رهایی از خطر لوپن در پای صندوق‌های رای حاضر شده و به ژاک شیراک رای دهند. اما حرکت خودجوش و به تعبیری ائتلاف ملی فرانسویان نیز بی‌سابقه و باشکوه بود. خیل عظیمی از مردم فرانسه به خیابان‌ها ریختند و در تظاهراتی که ده‌ها هزار نفر در آن شرکت داشتند علیه لوپن شعار دادند. اولاند دبیر اول حزب سوسیالیست می‌گفت با اینکه شیراک رقیب ما است اما باید بپذیریم که لوپن خطری برای جمهوری به شمار می‌رود. ژاک شیراک نیز اقرار کرد که مردم با انتخاب لوپن در دور اول به نظام سیاسی کشور سیاسی زده‌اند و در این شرایط کسی جز او که پنج سال پیش نیز زمام امور را در دست داشت مقصر به شمار نمی‌رفت.
مردم فرانسه به‌ رغم آرای مرحله اول خود این‌بار با نگرانی به خیابان‌های ریخته و به مقایسه لوپن با هیتلر پرداختند. آنها آرمان‌های فاشیستی او را به شدت به باد انتقاد گرفته و فریاد می‌زدند «لوپن هرگز!» برای فرانسه که خود را مهد دموکراسی و آزادی می‌داند حضور پنج‌ساله یک فاشیست در رأس قدرت حتی در تصور هم نمی‌گنجد. روزنامه‌سان انگلیس روز انتخاب لوپن را «روز شرم» فرانسه نامید و تونی بلر نخست‌وزیر این کشور ابراز اطمینان کرد که مردم فرانسه آنقدر آگاه هستند که افراط‌گرایی را رد کنند. روزنامه چپ‌گرای لیبراسیون نیز نوشت: «این دور اول انتخابات ریاست جمهوری نبود بلکه یک توفان و سیل ویرانگر بود. تاثیر این فاجعه وحشتناک است و فرانسه در میان همه کشورهای طرفدار دموکراسی تبدیل به منبع شرمساری شده است.»
با این حال ژان‌ماری لوپن همچنان به مبارزه ادامه می‌داد و از همه مخالفان اتحادیه اروپایی می‌خواست تا در مبارزه با شیراک به او ملحق شوند. طبق نظرسنجی‌ها قطعی بود که او دست‌کم 22 درصد آرا را از آن خود خواهد کرد. لوپن دست روی احساسات ملی‌گرایانه مردم گذاشته بود و به ویژه مردم را علیه مهاجران مستعمرات سابق فرانسه که دیگر فرانسوی شده بودند تحریک می‌کرد. او از تمامی طرفداران حاکمیت فرانسه، میهن‌‌پرستان و جمهوری‌خواهان واقعی خواست که برای مخالفت با فن‌سالاران اتحاریه اروپایی حاضر در بروکسل پشت‌سر او جمع شوند و برای دفاع از استقلال و هویت ملی خود علیه جهانی‌سازی به مبارزه برخیزند.
لوپن در گفت‌وگویی مطبوعاتی نیز شرکت کرد و اولین اقدام خود در صورت رسیدن به ریاست جمهوری را خروج از اتحادیه اروپا (که در آن زمان 15 عضو داشت) اعلام کرد.
با توجه به این شرایط، پیروزی ژاک شیراک در دور دوم قطعی به نظر می‌رسید و در نهایت نیز او نه به دلیل اعتماد و حمایت مردم بلکه تنها به خاطر این که مردم بد را به بدتر ترجیح دادند با کسب رقم تاریخی بیش از 82 درصد رای موافق برای یک دوره پنج‌ساله دیگر به ریاست جمهوری رسید. از همان ابتدا نیز همه در مورد اعتبار و مشروعیت دوره دوم ریاست جمهوری او تردید داشتند. روزنامه لوموند نوشت: «علت انتخاب مجدد شیراک نه کارنامه دور اول ریاست جمهوری او خواهد بود و نه برنامه‌هایش. او تنها برای نفی لوپن انتخاب خواهد شد و این مسئله او را در شکننده‌ترین و ضعیت ممکن قرار خواهد داد.» ده‌ها هزار در میادین اصلی پاریس و سایر شهرها از جمله میدان جمهوری و میدان باستیل به تظاهرات پرداختند و حتی با روشن شدن نتیجه انتخابات باز هم تظاهرات مردمی ادامه داشت. پس از اعتراضات گسترده سال 1968 فرانسه هرگز چنین حضور گسترده‌ای به خود ندیده بود. با این حال هنوز هم این نگرانی مطرح است که چطور شد یک فاشیست به دور دوم راه یافت و چرا جوانان 18تا 24 ساله این چنین به حمایت از او پرداختند. روزنامه لاتریبون چاپ پاریس نوشت: «چطور شد شیراک و ژوسپن طی 5 سال همزیستی متوجه نشدند که یک پنجم رای‌دهندگان به وسیله لوپن وسوسه شده‌اند؟‌روزنامه فیگارو اما از احتمال وجود بحران در نظام نمایندگی خبر داد و گفت که در شرایط فعلی بسیاری از رای‌دهندگان فرانسوی دولت را نماینده خود نمی‌دانند. به هر حال باید پذیرفت متوقف شدن پیشروی جریان راست افراطی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه (‌با حدود 17 درصد آرا) که محصول بسیج اکثریت نیروهای سیاسی و معتقدین به دموکراسی بود هرگز به معنای پایان رشد ناسیونالیسم افراطی در فرانسه و اروپا نیست. لوپن پس از گذشت سه سال از این شکست دردناک، همچنان در شرایط مختلف از حمله و انتقاد به سیاست‌های دولت شیراک دست بر نمی‌دارد و تلاش جدی‌ای را نیز برای انتخابات سال 2007 آغاز کرده است.
ژاک شیراک هم هر چند با موضع‌گیری تاریخی خود در برابر آمریکا و جنگ عراق چهره یک وارث جذاب ژنرال دوگل را به مردم ارائه داد و توانست وجهه خود را نزد افکار عمومی تا حد زیادی ترمیم کند و در عین حال در سطح جهانی به عنوان انسانی صلح‌دوست، قانونمند و مخالف جنگ مطرح شود اما حقیقت این است که هرگز نتوانست مشروعیت لازم را به دست آورد. زمانی که بحث تصویب قانون اساسی اتحادیه اروپایی مطرح شد او که یکی از قطب‌های اصلی اتحادیه اروپایی به شمار می‌رود در دوراهی انتخاب تصویب از راه پارلمان و برگزاری همه‌پرسی راه دوم را برگزید تا نشان دهند را راه دموکراسی کوتاهی نکرده است. اما واقعیت این است که مردم برای گرفتن انتقام و نشان دادن مخالفت‌های خود از سیاست‌های داخلی این شیر پیر جاه‌طلب آرای منفی خود را به صندوق‌ها ریختند تا ثابت کنند که با وجود 82 درصد رای موافق در انتخابات سال 2002 هنوز هم او را بدی می‌دانند که ناگزیر در برابر بدتر انتخاب شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات