محمدمهدی شیر محمدی
یکم) عدالت اساس حکومت
«عدالت» نه تنها بنیان جمهوری اسلامی ایران بلکه اساس پایداری همه حکومتهاست. نظامهای سیاسی به هر میزان که از عدالت فاصله میگیرند از عمر خود میکاهند. بر همین اساس است که در قاموس سیاسی مولای متقیان(ع) نیز این توصیف امده است(1)
پس از گذشت 26 سال از عمر انقلاب اسلامی گرچه برای تحقق عدالت گامهای بلندی برداشته شده است اما همچنان جامعه اسلامی ایران شاهد ناکامیهای بسیاری در دستیابی به این امر قدسی است. توسعه ناموزون شهرهای بزرگ، ایجاد اقشار جدید حاشیهنشین در مجاورت تهران و اغلب شهرهای بزرگ، افزایش جرم و جنایت و کاهش سن مجرمان، افزایش اعتیاد، مشکلات روحی و خودکشی در میان دانشجویان و در مقابل رفاهزدگی تعدادی از مدیران همگی از بیعدالتی حکایت دارد.
دوم)افق عدالت
برخی برآنند که ما در دریافت مفهوم عدالت نیازمند «باز تعریف» این واژه هستیم؛ این باز تعریف باید در کدام افق صورت گیرد. آیا مجاز هستیم مانند برخی، آراء «جان راولز» را که مبین آغاز گفتمان عدالتخواهی در مدرنیته است مبنای این باز تعریف قرار دهیم؟ این آراء که کوششی «مابعد مارکسیستی» برای درمان عوارض نظام سرمایهداری است در واقع متمم گفتمانهای حاکم بر غرب است. به واقع ما نه تماما غربی هستیم و نه تماما با مشکلات و بیعدالتیهای حاکم بر مدرنیسم مواجه هستیم؛ بر همین اساس درمان دردها و التیام رنجهای جامعه ایرانی باید با مرهمی از جنس همین جامعه باشد؛ «باز تعریف» عدالت نیز باید مبتنی بر فرهنگ جامعه ایرانی باشد.
امیر متقیان و امام عادلان؛ «عدل را استقرار هر چیزی بر جای خویش»(2) توصیف میفرمود. تاکید میورزید که «عدل در ملکی» اجرا نمیشود مگر آنکه رعیت بیکلفت با حاکمان خود سخن بگوید.» همچنین در سنتهای ائمه معصومین(ع) و حکیمان مسلمان، عدل زینت مومن، موجب افزایش محبت بین مردم و حکومت، بالاترین سجایای اخلاقی حاکم و... توصیف شده است.
سوم) جامعه و عدالت
عدالت تنها در حوزه قیل و قال مدرسه تحقق نمییابد؛ باز تعریف عدالت آن هنگام سودمند است که به گفتمان غالب تبدیل شود. یعنی در حوزه نظر و عمل، سایه خود را بر جامعه بگستراند و این امر محقق نمیگردد جز آنکه امام و امت جامعه در نهضتی فراگیر آن را طلب کند.
گفتارهایی چون «مبارزه با ثروتهای باد آورده و رهنمودهایی چون «فرمان هشت مادهای مبارزه با فساد» گرچه مدام از سوی رهبر معظم انقلاب مورد تاکید بود اما آن گونه که در شان آن بود پیگیری نشد؛ این در حالی بود که پیگیری این مهم مورد خواست آحاد جامعه نیز بود. اکنون در حالی سه سال از صدور فرمان هشت مادهای میگذرد که نشانهای جدی از پیگیری آن مشهود نیست. قوایی سهگانه نیز در اجرای این مهم یا نتوانستند و یا «خود مجاب» عدالت شده بودند. به ویژه اکنون که با انتخاباتی مهم مواجه هستیم تبدیل جریان عدالتخواهی به یک نهضت پویا در متن جامعه که مدیران حکومت را نیز با سیل پرشور خود همراه کند، ضروری است.
درباره مولفههای چنین نهضتی در آینده سخن خواهیم گفت.