تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۱  ، 
کد خبر : ۱۶۲۵۱۸
دکتر جمشیدی عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس:

از نگاه امام خمینی(ره) مردم مرکز ثقل حکومتند

کریم باباخانیان اشاره: دکتر محمدحسین جمشیدی عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس بیش از چهارده سال است که در پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی به تحقیق، تدریس و فعالیت علمی و فرهنگی مشغول است در طول این سال‌ها بیشترین فعالیت وی در حوزه اندیشه‌ سیاسی اسلام و بویژه حضرت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی بوده است. به همین لحاظ در حوزه اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) مقالات زیادی را به رشته تحریر درآورده و کتابی نیز تحت عنوان "اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)" تالیف کرده که توسط انتشارات پژوهشکده فوق چاپ و منتشر شده است، نویسنده در این کتاب به رئوس کلی اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) پرداخته است. به منظور آشنایی بیشتر با دیدگاه‌ها و نظرات وی پیرامون آنچه تاکنون در حوزه اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) یافته است گفتگویی با وی انجام داده‌ایم که به اتفاق شما آن را می‌خوانیم؛

وی ابتدا شخصیت امام را این‌گونه ترسیم کرد: شخصیت امام(ره) از دو بعد قابل مطالعه و بررسی است.
اول از بعد علمی به آن می‌پردازیم. امام راحل در حوزه‌های علوم اسلامی و علوم انسانی دارای تخصص‌های خاصی است، امام بیشترین تخصص را در حوزه فقه و عرفان دارا می‌باشد اما تخصص وی منحصر به این دو رشته نیست بلکه در فلسفه اسلامی، کلام اسلامی، علم اصول و اندیشه‌ها و آرای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تعلیم و تربیت و مدیریت نیز دارای تخصص بوده‌اند. لذا می‌توان گفت به لحاظ علمی شخصیتی چند بعدی و چند جانبه دارد ، دوم؛ از بعد رهبری سیاسی. در آغاز نهضت و قیام مردم ایران که از سال 1341 آغاز شد و تا بهمن 1357 ادامه داشت این امام بود که رهبری سیاسی این حرکت را به عهده داشت و پس از آن نیز طی ده سال نظام سیاسی جمهوری اسلامی را رهبری کرد. پس او نظریه‌پرداز و طراح اصلی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی محسوب می‌شود به همین جهت با توجه به تنوع تخصص‌های علمی حضرت امام و رهبری بیست و پنج ساله در عرصه سیاست و جامعه باید تاکید کرد که در عرصه اندیشه‌های سیاسی، وی دارای ایده‌ها و نظریه‌های خاص و برگرفته از "اسلام" است. بنابراین می‌توان گفت امام خمینی (ره) یک اندیشمند سیاسی است هرچند در قالب کلاسیک او به معنای دقیق کلمه اندیشمند سیاسی نبود. اما از آنجا که مسائل سیاسی عصر ایشان در طول بیست و پنج سال دارای تحولات و ویژگی‌های خاص می‌باشد و ایشان در برخورد با این مسائل از منظر مکتب اسلام به ارائه نظر و دیدگاه پرداخته است لذا دیدگاه‌های وی منحصر به فرد است.
دکتر جمشیدی در پاسخ این سئوال که یکی از عوامل سقوط رژیم پهلوی عدم توجه این نظام به عدالت فردی و اجتماعی بود، به نظر شما نگاه امام (ره) در حوزه عدالت فردی و اجتماعی چگونه است، گفت: حضرت امام با توجه به شناختی که از انسان دارد و تکیه بر نظریه فطرت به عنوان بنیان انسان‌شناسی، آن بزرگوار یکی از بهترین بررسی‌ها را در حوزه عدالت فردی و اجتماعی انجام داده است، از آنجا که در اندیشه او انسان فطرتاً عدالتخواه است لذا امام یکی از بهترین تعابیر را در زمینه تعریف و بیان عدالت دارد!
او در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل می‌فرماید:
"عدالت حدوسط بین افراط و تفریط است اگر بر خط مستقیم وصل شود" سپس عدالت را از نقطه نقص عبودیت تا کمال عزربوبیت تمثیل می‌کنیم که از عبودیت آغاز می‌شود و به نقطه کمال ربوبیت الهی ختم می‌گردد و در نتیجه انسان در صراط مستقیم قرار می‌گیرد و عادل کسی است که در این خط مستقیم بدون اینکه به سمت چپ یا راست منحرف شود حرکت می‌کند. پس امام، هم به عدالت فردی اعتقاد دارد و هم به عدالت اجتماعی، در یک قالب کلی به لحاظ فقهی عدالت فردی توجه به این دیدگاه است که انسان از تمام گناهان کبیره و ... اجتناب می‌کند و وظایف دینی خود را انجام می‌دهد. البته سایر علما نیز عدالت فردی را همین می‌دانند اما امام این را دقیقتر مطرح کرده و در تحریرالوسیله می‌فرماید "تکرار گناهان کوچک نیز مانع اجرای عدالت فردی می‌شود." بنابراین فقط انجام واجبات و ترک محرمات، انسان را به عدالت فردی نمی‌رساند بلکه بالاتر از آن جلوگیری از انجام گناهان کوچک و عدم اصرار بر آن باعث می‌شود که آدمی به عدالت نزدیک شود. پس عدالت فردی در نظر امام در قالب تهذیب نفس و خودسازی مطرح می‌شود. لذا در تفسیر سوره حمد می‌فرماید: رسالت همه انبیای الهی و رسالت اسلام و قرآن تحقق عدالت در وجود نفس انسان و سپس در جامعه بوده است که گام اول آن خودسازی است و هیچ چیز بالاتر از این در نگاه امام خمینی (ره) نیست، پس انسان شدن انسان‌ها برای امام بسیار مهم بود و آن را اصل می‌دانست که اگر این تحقق پیدا کند و انسان وظیفه خود را انجام دهد و تهذیب نفس و تزکیه را سرلوحه فعالیت خود نماید، عدالت فردی در وجود انسان‌ نهادینه می‌شود در غیر این صورت هر نوع علمی را هم کسب کند زیان‌بار خواهد بود. به عنوان مثال امام در تفسیر سوره حمد اشاره می‌فرماید که اگر تهذیب و خودسازی در فرد وجود نداشته باشد هیچ علمی به درد نمی‌خورد و همه علوم تبدیل به حجاب و پرده‌ای می‌شود بین انسان و خدا، حتی علم توحید هم تبدیل به حجاب می‌شود. "گاهی علم توحید هم حجاب است... برهان اقامه می‌کند بر وجودحق تعالی. لکن محجوب است از او. بنابراین در نگاه امام عدالت فردی از جایگاه خاصی برخوردار است، پس عمده مشکلاتی که رژیم پهلوی با آن روبرو بود عدم تحقیق عدالت فردی در افراد و عدالت اجتماعی در جامعه بود.
امام در سخنان زیادی به این موضوع اشاره کرده است و در کتاب جهاد اکبر که متن سخنرانی ایشان در سال 1348 می‌باشد که در نجف اشرف ایراد کرده است، تاکید دارد که مهمترین مانع قیام و پیشرفت ما و مهمترین عامل در جا زدن جوامع اسلامی، نبودن عدالت فردی و خودسازی است. در بیانیه‌ای که در سال 1323 صادر فرموده‌اند نیز چنین اشاره دارند: "همه مشکلات ما به این باز می‌گردد که در راه خدا و برای رضای خدا قیام نمی‌کنیم. هوای نفس و هواپرستی و سلطه مادیات و دنیاپرستی بر ما احاطه کرده و جهت‌گیری ما را تعیین می‌کند، اگر حضرت موسی و عیسی (ع) و پیامبر اسلام موفق شده‌اند برای این بود که حرکت آنان برای خدا بود و در راه خدا قیام کردند. عدالت اجتماعی نیز در نگاه امام مانند "خط مستقیم" در درون جامعه است. از نگاه امام جامعه به معنای جامعه، زمانی از عدالت اجتماعی برخوردار می‌شود که در تمام صفات عالی انسانی ممتاز باشد مثلا تبعیض نباشد، فساد و گناه نباشد، فاصله طبقاتی وجود نداشته باشد، ظلم و ستم نباشد، دروغ و ریا و نفاق در کار نباشد. در نگاه امام نبودن عدالت اجتماعی باعث می‌شود جامعه از هم بپاشد. اگر فقدان عدالت فردی باعث می‌شود فرد نابود گردد، فقدان عدالت اجتماعی نیز کل جامعه را دچار سقوط می‌کند. یکی از مسائل رژیم پهلوی در حوزه عدالت فردی این بود که هیچ‌ گونه تلاشی از ناحیه مسئولان در راستای تحقق عدالت فردی یعنی تهذیب و تزکیه صورت نمی‌گرفت، خودسازی در مسئولان دیده نمی‌شد، هوای نفس و دنیاپرستی آنان را احاطه کرده بود و آنها بنده هوای نفس بودند "افرایت من اتخذالله هواه" و امام این موضوع را بارها به شاه تذکر داده و یادآور شده بود تا زمانی که به دنبال هوی‌پرستی هستید مشکلات جامعه را درک نمی‌کنید. لذا بی‌توجهی به عدالت فردی باعث شد دستگاه پهلوی فاسد شود. این امر و بی‌توجهی در حوزه عدالت اجتماعی و به وجود آمدن شکاف طبقاتی، اعتراضات و حرکت‌های انقلابی و عدالتخواهی را به دنبال داشت.
از عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس سئوال شد چه میزان آرمان‌های مدنظر حضرت امام محقق شده است؟ وی گفت: امام آنچه را که به عنوان خواسته اساسی انقلاب اسلامی مطرح می‌کرد در قالب کلی آن را در چهره نظام و حکومت اسلامی می‌دید، که به لحاظ کاربردی در حوزه عملیاتی جلوه‌های گوناگون داشت؛ یکی از آنها آزادی بود و دیگری مشارکت سیاسی مردم در اداره امور کشور، که در واقع بیانگر جایگاه مردم و خواسته مردم بود که در قالب جمهوریت مطرح می‌شد. دیگر موارد پایبندی به اصول و مبانی اسلام بود و عدم و ابستگی کشور به بیگانگان و رسیدن به عدالت اجتماعی در سطح گسترده همراه با توسعه و پیشرفت.
جمهوریت یکی از دستاوردهای مهم نظام بود که به جایگاه مردم در ایجاد نظام سیاسی و مشارکت و همراهی با نظام و رسیدگی به حقوق و خواسته‌های عمومی و توجه به آرای عمومی خلاصه می‌شود.
خواسته دیگر امام، اسلامیت بود که در بازگشت به اسلام و اینکه قانون اسلام اجرا گردد و از انحرافات در دین جلوگیری شود و اینکه عدالت اجتماعی گسترش یابد و مردم از یک زندگی و رفاه نسبی برخوردار شوند تا شکاف و فاصله طبقاتی وجود نداشته باشد، خلاصه می‌شد. همچنین برای اجرایی شدن عدالت اجتماعی، حضرت امام طی ده سال رهبری نظام، نهادها و سازمان‌هایی را بنیاد نهادند و دستوراتی را به مسئولان ابلاغ فرمودند. پس از امام نیز تلاش‌هایی چند صورت گرفته است اما اینکه تا چه حد امروز به این مسائل نزدیک شده‌ایم و اینکه در کجا قرار داریم و با توجه به گذشت بیست و یک سال از ارتحال حضرت امام چه میزان از ایده‌ها و آرمان‌های ایشان در جامعه تحقق یافته، باید وضعیت موجود را با آثار، ایده‌ها و اندیشه‌های امام منطبق کنیم و با آنها بسنجیم. تصور من این است که تحقق آرمان‌های امام خمینی (ره) امروزه به عملکرد ما بستگی دارد و اینکه ما تا چه حد این آرمان‌ها را شناخته‌ایم و به اهداف بلند آن پیر سفر کرده نزدیک شده‌ایم، به شناخت راه امام و آرمان‌ها به او بستگی دارد مثلا امروزه باید مسئولیت‌ها به کسی یا کسانی سپرده شود که با آرمان‌های امام ارتباط نزدیک و دقیق دارند. اگر این گونه شایستگی‌ها در کسی یا کسانی وجود نداشته باشد، انتظار امام در مورد جامعه و انقلاب تحقق نیافته است. ما باید به دنبال تربیت "انسان" باشیم، به دنبال خودسازی و عدالت فردی و اجتماعی باشیم. نکته‌ای که باید اضافه کنم این است که شاید برخی بگویند دیدگاه امام ایده‌آل بوده و آرمانگرایی است و قابل اجرا نمی‌باشد. در پاسخ باید بگوییم هرآنچه امام گفته و نوشته و از آن حضرت برای ما به ارث باقی ماند، در حد شناخت و عمل ما قابل پیاده شدن است، زیرا این‌گونه نیست که امام آرمان‌هایی را مطرح کرده باشد که قابل اجرا نباشد بخصوص اینکه ایشان در عرصه مدیریت جامعه بوده است. زیرا امام مسائل را از بیرون نگاه نمی‌کرد، لذا همین امروز هم که امام حضور فیزیکی ندارد اندیشه‌ها و آرای وی قابل اجرا و تحقق می‌باشد.
دکتر جمشیدی از توجه امام به جوانان و زنان یاد کرد و گفت: با توجه به درکی که امام از مسائل روز ایران داشت و برخلاف برخی جوامع که رهبران توجهی به جوانان و زنان ندارند حضرت امام ثابت کرد که جوانان و زنان از جایگاه و شایستگی خاصی برخوردارند. به همین دلیل امام در عین حال که به همه اقشار جامعه توجه داشت، سرمایه‌گذاری روی جوانان را مطرح می‌نمود و مخاطب اصلی خود را بیش از همه اقشار جامعه، جوانان می‌دانست و قائل به این نبود که تجربه داشتن نیاز به عمر طولانی دارد و تابع سن زیاد می‌باشد. امام اعتقاد داشت چون جوان کمتر به مسائل دنیایی وابسته است و قلبی پاک دارد حقایق را زودتر درک می‌کند و می‌پذیرد و با صداقت بیشتری در مسیر حق گام برمی‌دارد. مثلا در مسئله جنگ تکیه عمده امام روی جوانان بود و می‌فرمود: جوانان ما به گونه‌ای رفتار کردند که برای ما و بسیاری از روحانیون الگو شدند. اما نگاه امام به زنان برخلاف دو نگاه سنتی رایج و متجدد غربی بود. در رژیم پهلوی زنان از یک طرف گرفتار فرهنگ خانه‌نشینی بودند و از جامعه و مناصب اجتماعی و سیاسی به‌دور بودند. از طرف دیگر گرفتار فرهنگ غرب شده بودند که آنان را وسیله، ابزار و بازیچه مقاصد سرمایه‌داری قرار داده بود. امام هر دو دیدگاه را رد می‌کرد. او می‌فرمود زن مسلمان نباید بر اساس آنچه فرهنگ سنتی به او تحمیل کرده است از فعالیت اجتماعی و سیاسی دور باشد بلکه زن مسلمان می‌تواند وارد عرصه سیاسی و اجتماعی شود و می‌فرمود یکی از اقشاری که می‌تواند در تحقق آرمان‌های انقلاب نقش ایفا کند بانوان هستند، اگر تربیت و تلاش زنان نباشد مردان به جایی نمی‌رسند. اما از دیدگاه امام، زن باید دارای شخصیت باشد. باید به خانواده توجه خاصی بنماید. بنابراین امام بر سه نقش محوری زن عنایت ویژه‌ای داشت؛ 1- زن به عنوان شخصیت مستقل شأن و جایگاه خود را در راستای حفظ عفاف و حجاب به‌کار گیرد. 2- زن به عنوان محور خانواده و قطب اساسی تعلیم و تربیت از مرتبه بالایی برخوردار است. 3- زن به عنوان شهروند و انسان در عرصه جامعه و سیاست برای پذیرش مسئولیت حضور پیدا کند اما در عین حال از بازیچه شدن پرهیز نماید. همین نگاه امام بود که با گذشت سی‌سال از پیروزی انقلاب اسلامی، زنان با حفظ شخصیت و کرامت خویش در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و حتی اقتصادی حضوری پررنگ دارند، اما هرگز کرامت خویش را زیر پا نگذاشته‌اند. با توجه به آنچه که گفته شد محور اساسی تلاش و کوشش زن پیرامون خانه و خانواده است و نباید نقش زن بودن و مادر بودن او فدای سایر فعالیت‌های او گردد. نکته‌ای را که در پایان باید اضافه کنم توجه و عنایت خاص امام به مردم بود.
برخلاف بسیاری از رهبران سیاسی دنیا که تکیه خود را بر نیروی نظامی یا قدرت‌های خارجی قرار می‌دهند تا در مسند قدرت باقی بمانند و استمرار قدرت خود را بر توان نیروهای نظامی بنا می‌کنند، امام اصل بقای نظام و حفظ و گسترش آن را بر مردم و حضور مردم در صحنه سیاست قرار می‌داد. امام وقتی واژه مردم را به کار می‌برد به معنای واقعی به مردم ایمان داشت و کاری به جایگاه مذهبی، سیاسی و اقتصادی آنان نداشت. لذا در نگاه امام، شهروند درجه اول و دوم مفهومی نداشت، در نگاه امام آمدن دین و شریعت آسمانی نیز برای مردم است و اگر پیامبران آمدند برای هدایت مردم بوده است. اگر امام از جمهوریت و اسلامیت یاد می‌کند برای آن است که به هر دوی آنها ایمان دارد، نه به یکی از آنها یعنی هم اسلام را به عنوان یک مکتب الهی و هم مردم را به عنوان اساس و بنیان حکومت و نظام سیاسی جامعه.
همان طور که می‌دانید کلمه جمهوریت و اسلامیت نیز حکومت ترکیبی است زیرا یک بعد آن مردم و یک بعد آن اسلام است و لذا بر مبنای آرا و خواسته‌های مردم شکل می‌گیرد. بنابراین حکومت وظیفه دارد به مردم تکیه کند و مردم را همراه و همگام خود نماید و تربیت کند و به تعالی برساند. از نگاه امام مرکز ثقل حکومت، مردم هستند. بر همین اساس به مسئولان یادآوری می‌کند فکر نکنید شما از خودتان چیزی دارید، این مردم بودند که شما را از زندان و حبس و ... نجات دادند. ایشان می فرمود: اگر به من خدمتگزار بگویند بهتر است از اینکه رهبر بگویند. این حرف بسیار بزرگی است و می‌توان پی برد که مردم در نگاه امام از چه جایگاهی برخوردار هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات