تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۸  ، 
کد خبر : ۱۶۲۵۲۰

سیدحسن در طراحی اصلاح‌طلبان


کریم دهکردی 
سید حسن مصطفوی در روزهای نوروز سال 89 به شش استان کشور سفر کرد و با تعدادی از اصلاح طلبان دیدار و گفت وگو کرد.
اکثر کسانی که از این خبر مطلع شدند، آن را امری عادی، مرسوم و در جهت تازه‌کردن دیدارها قلمداد کردند و حتی عده‌ای هم تلاش کردند این اقدام را در جهت تقویت نظام و انقلاب تلقی کنند که این عده به گواه خودشان اصلاح‌طلبان (و البته طیف تندرو) می‌باشند.
این عده اظهار می‌دارند سیدحسن برای پویایی بیشتر جامعه در آینده نزدیک، دست به چنین عملی‌زده، پس امری مثبت و به صلاح نظام است تا بتوانند به زعم خود در پشت این پرده غبار‌آلود،‌ ازعواقب عقب‌نشینی اجباری اصلاح‌طلبان و شکست خوردگان مردم سالاری دینی بکاهند و از سوی دیگر نظام و مردم را بهره‌مند از اقدامی بدانند که باعث می‌شود یک جریان شکست خورده در انتخابات (نه یک جریان فتنه‌گر) از خمودی بیرون بیاید و در انتخابات بعدی با امید و توان حداکثری وارد انتخابات شده تا حضور بالای مردم در انتخابات بیشتر تضمین شود.
اما نکته تاریک این اظهار نظرهای دسته دوم، عدم اعتقاد اینان به افراط هم‌کیشان در حوادث پس از انتخابات و بدتر از آن طراحی عده‌ای برای آشوب و فشار به رهبری برای عقب‌نشینی و کوتاه آمدن از وظایف و حتی کنار‌کشیدن ایشان از بالاترین جایگاه مدیریتی کشور، می‌باشد. این قشر عمدتاً مشی افراطی موسوی و کروبی و افکار و اعمال نادرست خاتمی و موسوی خوئینی‌ها در پشت‌پرده حوادث را قبول ندارند بلکه یکسویه عمل‌کردن و تبلیغات منفی صدا‌و‌سیما و تندروی برخی از دولتمردان علیه جریان اصلاحات را عامل رخوت سیاسی جریان خود می‌دانند و وانمود می‌کنند جناح رقیب از فضای غبار‌آلود طراحی شده توسط برخی ارگان‌ها، سوء‌استفاده کرده است.
آنان به صراحت ابراز می‌دارند نباید یک جریان در اثر شکست سیاسی در آرامش و سکوت کامل باشد و جریان دیگر بر اریکه قدرت تکیه زده و یکه تازی کند و به انتقادها پاسخ ندهد و به گونه‌ای وانمود می‌سازند پویایی جریان اصلاح‌طلبان برای تحرک و حضور سیاسی مردم در عرصه انتخابات ضروری است و این جاست که بسیاری از اندیشه آنان با شخصی چون سیدحسن همخوانی پیدا می‌کند و ارتباطات و دیدارهای رسمی این جریان با وی در سال‌های گذشته، نقش خود را برای ارائه برجسته می‌سازد.
پس از سال‌ها دیدار و هم‌اندیشی و نزدیک‌کردن اندیشه‌های این جریان به سیدحسن و اتفاقات پس از انتخابات که با حضور آگاهانه مردم در مناسبت‌هایی چون 9 دی و 22 بهمن از بعد سیاسی برای آنان خسارت‌های سنگینی به بار آورد این جریان زمان اقدام را بسیار مناسب دیده و خود را در مرحله برداشتن گام دوم یعنی استفاده از اعتبار امام خمینی‌(ره) و خانواده ایشان مشاهده می‌کند و این است که سیدحسن را آماده می‌کند برای رهبری جریان اطلاح‌‌طلب و نجات آنان از سکوت ناشی از شکست در انتخابات (به زعم خود و نه به دلیل شرکت در آشوب‌ها و اغتشاشات و واکنش مردم به آنان).
این طیف برخود فرض گرفته است با توجه به شرایط بسیار نامناسب پس از تثبیت اوضاع ناآرام کشور، از کمترین فرصت‌ها و ظرفیت‌ها برای بازگشت به قدرت استفاده کند اما برای بازگشت زمینه‌ها را فراهم نمی‌بیند، زمینه‌هایی را که ساخته دولتمردان و صدا و سیما می‌داند که باعث شده ذهن اکثریت مردم به این جریان به سوی نفاق و خیانت کشیده شود. این طیف با نزدیکی تفکرات سیاسی خود و سیدحسن پاک کردن زمینه‌های نامناسب و شرایط نامتعادل را برای عوض کردن ذهنیت مردم بهترین و تاکتیکی‌ترین راهکار استفاده از فرصت‌ها و ظرفیت‌ها می‌داند و تلاش کرده او را راغب به همراهی عملی کند که در نوروز امسال،‌این طراحی به نتیجه می‌رسد. آنان با واردکردن سیدحسن به گود سیاسی به صورت عملی و راهکاری، طرح استفاده از نام و اعتبار امام خمینی(ره) و خانواده ایشان را به منصه ظهور رسانده و به گونه‌ای ابراز می‌دارند که جلسات هم‌اندیشی طی سال‌های گذشته با سیدحسن و سفرهای نوروزی و دیدارهای وی با اصلاح‌طلبان به نفع مردم و نظام است. اما پرواضح است که این افراد نه عقیده واقعی به اندیشه امام راحل دارند و نه بسیاری از تصمیمات سیاسی و البته قاطعانه ایشان را در حذف لیبرال‌‌ها و فریب خورده‌ها قبول دارند و از طرفی هیچ گاه حاضر به قرار گرفتن در زیر چتر ولایت و رهبری انقلاب توسط آیت‌‌الله خامنه‌ای نیستند که نمونه آشکار آن سخن محمدرضا خاتمی درباره اصلاحات است که گفته بود اصلاحات یعنی امام(ره) و انقلاب (نه رهبر انقلاب) که همگی‌ نشان از اعتقادشان به تفکر «هدف وسیله را توجیه می‌کند» می‌باشد.
حال باید به نیمه دوم ماجرا و نقش سید حسن در اجرای پروسه‌ طراحی شده از سوی اصلاح طلبان فرصت طلب بپردازیم. سفرهای استانی که شاید تصمیم گیرنده اصلی آنها، خود وی نباشد و ناخواسته بازیگر صحنه‌هایی است که توسط پرده‌نشینان و مردان خاکستری اصلاحات طراحی شده است. باید از سیدحسن پرسید آیا تمام وظایف و مسئولیت ایشان در حوادث پس از انتخابات بی‌نظیر ریاست جمهوری دهم برای دفاع از انقلاب،‌امام‌(ره) و رهبری همین سفرهاست؟
آیا این اقدامات در راستای این 3 رکن ذکر شده می‌باشد یا شاید در عمل از روی عدم درک صحیح از جریانات و فضای سیاسی کشور، در جهت عکس آنها باشد؟
چگونه است ایشان پس از سکوتی چند ماهه، دیدار استانی با اصلاح‌طلبان را وظیفه خود می‌داند اما دریغ از یک مصاحبه رسمی و دفاع از رهبری‌؟ حال حضور در مراسم تنفیذ رئیس‌جمهوری به جای خود!
چرا ایشان در اوج فتنه هیچگاه آشکارا خط نفاق و دشمنی با رهبری، توسط برخی از افراد وابسته به اصلاح‌طلبان را به نقد نکشید و فریادی نداشت که بر سر آنان بکوبد؟ چگونه است که همیشه روزنامه‌ها و رسانه‌های اصلاح‌طلب سمت و سوی تفکرات ایشان را به سوی خود بدانند و از او و اندیشه امام (ره) برای خود مصادره کنند ولی سیدحسن در برابر افراط و دشمنی آنان سکوت کند؟ چرا این جریان مدام خود را تنها حافظ تفکر و اندیشه امام (ره) بدانند اما سیدحسن هیچگاه در برابر حملات به نظام و رهبری توسط این جماعت لب به دفاع جانانه نگشاید؟
چگونه است که ایشان هیچگاه خود را از بدنه افراطی و نامیمون اصلاحات جدا نکرده و اعلام برائت نکردند؟ و اینک حیات دوباره اصلاحات برای ایشان فرض شده است! اگر ایشان سال‌ها قبل از طراحی این جریان برای بهره‌برداری از امام‌(ره) خبردار نشد، چرا در روزهای سخت فتنه که اغلب آشوب‌ها از سوی آنان طراحی می‌شد در مقابلشان سکوت کرد و ندانست که تمام جلسات و دیدارهای سال‌های گذشته طرحی نو بوده است برای رسیدن به قدرت؟
آیا سیدحسن فقط باید از احمدی‌نژاد، سپاه و بسیج انتقاد کند و آفرینندگان فتنه بزرگ پس از انتخابات از تیغ تیز انتقادات وی در امان باشند و آنان در پشت پرده بزرگ اعتبار امام‌(ره) پنهان شوند و امیدوار به یاری سیدحسن برای حیات دوباره باشند؟
ایشان برخود فرض می‌داند که پویایی دوباره‌ای به جریان شکست خورده بدهد آن هم پس از سکوت‌های عجیب در فتنه بزرگ و اینجاست که باید به ایشان گفت: سید! این تذهبون؟ آیا باید باور کرد همه اینها از بی‌تدبیری و تحلیل ضعیف ایشان است؟ آیا ایشان دقت ندارد چرا یک جریان خاص در پوشش وفاداران به امام(ره) با تمام اشتباهات و گاه خیانت‌هایش در حادثه کوی دانشگاه، قتل‌های زنجیره‌ای، عملکرد مجلس ششم و تیم هسته‌ای دولت اصلاحات خود را به وی نزدیک کرد و همیشه از امام (ره) یاد کرد و به ایشان منتسب شد.
در حالی که اکثراً با رهبری زاویه دارند و این زاویه در حوادث پس از انتخابات به شکاف عظیم و حتی عنادی آشکار (توسط عده‌ای از این جریان) تبدیل شد. در حوادث پس از انتخابات از سکوت شما بهره کافی بردند و اینک از سخن شما می‌خواهند بهره کامل‌تر ببرند و آن هم تأیید توسط شما و ساختن ذهن مردمی که بصیرتشان را در حوادث پس از انتخابات نشان دادند. مردمی که با حضور در راهپیمایی‌های بزرگی چون 9 دی و 22 بهمن آشکارا به سران جریان اصلاحات انتقاد کرده و آنان را مسبب اصلی اتفاقات پس از انتخابات دانستند، اما سید حسن چه؟!
اینگونه شد که این جریان به خوبی حاصل تلاش‌های خود از سال‌های گذشته تاکنون برای مصادره امام‌(ره) و خانواده ایشان را آماده چیدن دیدند و در نوروز 89 ایشان را مهمان هم‌کیشان خود و برخی از استان‌ها دیدند؟
آنان شاه کلید خاموش خود را برای ظرفیت‌سازی اصلاح طلبان به میدان آوردند. مهره‌ای که از هم گسیختگی و ناامیدی را از این جریان بزداید و برای فعالیت دوباره امیدوار کند. جریانی که از افراط موسوی و کروبی و عدم استقبال کامل اصلاح طلبان از رهبری خاتمی برای خود، ناامید شده بود امیدوار به بازگشت به قدرت شد و سیدحسن را در کنار خود دید.
فردی که به جهت تاریخی و سابقه خانوادگی محبوب اکثر مردم است و طی سال‌های گذشته به عنوان نماینده جریان سیاسی خاصی شناخته نشده است، چهره مناسبی بود تا در جهت اهداف اصلاح‌طلبان به کار گرفته شود تا از مشروعیت تاریخی و عدم انتساب آشکار وی به جریانات سیاسی (خاص) برای پاک‌کردن ذهنیت طیف گسترده از مردم استفاده شود.
سیدحسن چهره‌ای است که کسی او را وامدار جریانی نمی‌داند اما ایشان در میدانی بازی می‌کند که اصلاح‌طلبان از سال‌ها قبل برایش طراحی کرده‌اند و البته وی گرایش‌هایی به این جریان در طی این سال‌ها از خود نشان داده بود. سیدحسن که در ماه‌های پس از فتنه سکوت معناداری کرده بود، اینک شکستن سکوت و تکاپوی وی برای اصلاح‌طلبان خانه دوم موفقیت محسوب می‌شود که ایشان در نوروز امسال با سفر به شش استان کشور وارد آن شد.
در مرحله اول که سکوت سیدحسن برفضای جامعه حکمفرما بود، رأفت و مهربانی امام خمینی بر سر نیزه‌ها شده بود و عده‌ای با دستاویز قرار دادن برخی از اقدامات امام‌(ره) و فراموشی اقدامات قاطعانه امام(ره) در حذف برخی از افراد و جریانات منحرف از قدرت، به نقد عملکرد مسئولان نظام و حتی رهبری در حوادث پس از انتخابات می‌پرداختند و حال آنکه در فضای پس از انتخابات همه آنان که در خاطره خود از امام‌(ره) تصویری داشتند، تأکید بر رأفت، قاطعیت و بصیرت ایشان می‌کردند نه فقط رأفت، آن هم بر کسانی که عامدانه فتنه‌انگیزی کردند.
در مرحله دوم که از یک ماه پیش آغاز شده است، شکستن سکوت سیدحسن برای این جریان حیاتی شده و بحث حضور همه جریانات سیاسی در سرنوشت نظام بیشتر مطرح شده و در پوشش این طراحی‌ها، سیدحسن وارد فاز عملیاتی طراحان می‌شود تا از کمترین فرصت‌ها و ظرفیت‌ها برای بازگشت به عرصه سیاست و قدرت استفاده شود. اما در این میان روی سخن با سیدحسن است که مشخص است هر کس به یک جریان سیاسی نزدیک است و گرایش‌هایی برای خود دارد، اما جلسات هم‌اندیشی و دیدارها با یک جریان خاص در سال‌های گذشته و سکوت عجیب در روزهای پس از حوادث از سویی و تکاپوی سیاسی برای بازگرداندن عده‌ای که هنوز به فتنه‌انگیزی دوستان هم مسلک خود اعتراف نکرده‌اند از سوی دیگر همه دلسوزان نظام را به تفکر و تعجب وا داشته است.
در حالی همه توفیق اصلاح‌طلبان را در رسیدن به هدف دوم نظاره می‌کنند که عده‌ای از مردم از خود می‌پرسند چگونه سیدحسن برای حیات جریانی تلاش می‌کند که در برابر تفکر «اندیشه‌های امام را باید به موزه‌ها سپرد» سکوت کردند؟ اما آنچه را که می‌توان به عنوان دلایل توفیق اصلاحات عنوان کرد عبارتند از 1- تحلیل ضعیف سیدحسن از مسائل سیاسی و جریانات حاکم بر آن 2-‌قرابت سیاسی با اصلاح‌طلبان 3- قبول نقش میانجیگری و پیوند زننده اعضای سخت درهم شکسته اصلاحات در بعد فیزیکی که همان نبود وحدت در تصمیمات و رفتارهاست و نیز در بعد ذهنی که همان برداشت‌های مردم از عملکرد بسیار بد اکثر اصلاح طلبان در حوادث پس از انتخابات می‌باشد، بدون در نظر گرفتن عواقب آن و پس زده شدن این اقدامات سیدحسن از سوی اکثر مردم و دلبستگان به نظام.
اما آنچه قطعی به نظر می‌رسد آن است که روزی پیمانه سیدحسن برای اصلاح‌طلبان پرخواهد شد و دیگر او نمی‌تواند نقشی برای آنان بازی کند و یاریشان کند مگر آنکه این جریان بخواهد به صورت عملیاتی و میدانی سیدحسن را کاندیدای پذیرفتن مسئولیت‌های سنگین اجرایی کشور اعم از ریاست قوه مقننه و مجریه کند و البته ایشان هم این طراحی‌ها را بپذیرد که البته با توجه به تأکیدات امام‌(ره) به سیداحمد برای نپذیرفتن مسئولیت اجرایی در کشور این مسأله شاید پاشنه آشیلی برای سیدحسن باشد و به نظر می‌رسد داستان ظرفیت‌سازی برای اصلاحات از سوی سیدحسن و ظرفیت‌‌سازی برای سیدحسن از سوی اصلاحات در این پروسه قابل مشاهده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات