گفتمانسازی و صیانت از اصول
صیانت از جهتگیریهای اصولی انقلاب و جلوگیری از انحراف و تحریف آنها و نیز پیش بردن فضای عمومی کشور در چارچوب نیازها و خواستههای اصلی و واقعی در حرکت آینده کشور، یکی از ارکان مهم وظایف و مسؤولیتهای رهبری نظام اسلامی است. از اینرو است که نقش رهبری به عنوان نگهدارنده و سکاندار جامعه اسلامی، عقلا، عرفا و شرعا بسیار ملموس و مشهود میشود. به گواه تاریخ این مرز و بوم، رهبری به عنوان سکاندار و قلب تپنده جامعه اسلامی در طول حیات انقلاب اسلامی همواره با رهنمودها و نظارتهای خویش نقش برجستهای در جلوگیری از انحراف و پاسداری از اصول و آرمانهای انقلاب را برعهده داشته است. نگاهی به فراز و نشیبهای انقلاب اسلامی در طول 2 دهه گذشته نشاندهنده این مساله است که کوچکترین تهدید دشمنان نظام اسلامی با موضعگیریهای حکیمانه رهبری رفع شده و حتی گاهی به فرصت تبدیل شده است. مطمئنا عنصر تعیینکننده و ضمانتدهنده به حفظ اصول و ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی وجود تئوری و چارچوب فکری و گفتمانی مشخص است که در جامعه گسترانده میشود و به خواستها، نیازها و اولویتها شکل میدهد و جهت میبخشد. از اینرو گفتمانسازی به معنای نهادینه کردن یک تئوری و ارزش نهادن بر مولفههای خاص اسلامی و انقلابی با یک خط و مشی مشخص، یکی از مسائلی بوده که همواره مورد نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده است. شکلگیرى فضاى عدالتخواهانه و ضدفساد پیش از انتخابات سال 84، محصول گفتمانسازى رهبر انقلاب در سالهاى پیش بود. تاکید ایشان بر مساله عدالت، طرح مساله مبارزه با فقر، فساد و تبعیض به عنوان اصلاحات واقعی و فرمان ایشان به مبارزه قاطع با مفاسد اقتصادى، فضاى گفتمانى را بهوجود آورد که عدالتخواهى و ضدیت با فساد را به مطالبات اصلى مردم در سال 84 تبدیل کرد. در انتخابات سال 88 نیز مقام معظم رهبرى 2 محور گفتمانی را به موازات یکدیگر پیش میبرد یکی موضوع سیرت و صورت انقلاب که بیشتر ناظر به صیانت از اصول و مبنای انقلاب بود و دیگری محور پیشرفت و عدالت توامان در دهه چهارم به عنوان گفتمان آیندهساز کشور بود. رهبر معظم انقلاب در دیدار مجلس خبرگان برای نخستینبار مساله صورت و سیرت انقلاب را به صورت اجمالی بیان کردند اما سخنرانی ایشان در دانشگاه علم و صنعت (24/9/1387) را باید مبدا چنین گفتمانسازی دانست. در این سخنرانی ایشان جمهوری اسلامی را به 2 بعد ساخت حقیقی و ساخت حقوقی تقسیم کردند و صیانت از ساخت حقیقی یا سیرت نظام که جهتگیریهای اصولی انقلاب را دربر میگرفت را اساس کار دانستند.
«همیشه در دلِ ساخت حقوقى، یک ساخت حقیقى، یک هویت حقیقى و واقعى وجود دارد؛ او را باید حفظ کرد. این ساخت حقوقى در حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هویت حقیقى در حکم روح است؛ در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهرى و حقوقى هم باقى بماند، نه فایدهاى خواهد داشت، نه دوامى خواهد داشت. آن ساخت درونى چیست؟ همان آرمانهاى جمهورى اسلامى است: عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزشها، سعى براى ایجاد برادرى و برابرى، اخلاق، ایستادگى در مقابل نفوذ دشمن؛ اینها آن اجزای ساخت حقیقى و باطنى و درونى نظام جمهورى اسلامى است. اگر ما از اخلاق اسلامى دور شدیم، اگر عدالت را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزوا انداختیم، اگر مردمى بودن مسؤولان کشور را دستکم گرفتیم، اگر رودربایستىها، ضعفهاى شخصى، ضعفهاى شخصیتى بر روابط سیاسى و بینالمللى مسؤولان کشور حاکم شود، اگر این مغزهاى حقیقى و این بخشهاى اصلى هویت واقعى جمهورى اسلامى از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهرى جمهورى اسلامى خیلى کمکى نمیکند؛ خیلى اثرى نمیبخشد و پسوند «اسلامى» بعد از مجلس شورا: مجلس شوراى اسلامى، دولت جمهورى اسلامى، به تنهایى کارى صورت نمیدهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است.» بعد از این سخنرانی مقام معظم رهبری در اجتماع دانشجویان علم و صنعت، روح تازهای در فضای عمومی کشور دمیده شد و توانست در سطح جامعه جریانساز شود طوری که جریانات گوناگون حاضر در انتخابات با جهتگیریهای گوناگون تلاش میکردند بیش از یکدیگر خود را وفادار به انقلاب و امام برای مردم معرفی کنند. نامگذاری دهه چهارم به دهه پیشرفت و عدالت نیز محور دیگر گفتمانسازی رهبری بود که مبدا آن سخنرانی (فروردین 87) رهبر انقلاب اسلامی در مشهد بود که جهتگیری نظام در دهه آینده را روشن و مشخص میکرد که در سخنرانیهای دیگر ایشان در سال 87 نیز مورد توجه ایشان قرار گرفت. معظمله در آغاز سال 88 نیز به صورت مبسوطتری به این مساله پرداختند.