تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۶۲۵۲۵
پرونده متهمان فتنه

بازشناسی چریک پیر از زبان خود! (بخش هفتم)


سیروس محمودیان
نبوی در بازگشت از سفر و در نخستین جلسه هیات دولت در پرخاش به سخنرانی حضرت امام (ره) مدعی می‌شود: «که نمی‌شود اینگونه از بالای سر ما مطالبی را به پرواز دربیاورند و در روابط بین‌الملل ما را زمین‌گیر کنند، دولت باید حساب خودش را از این دخالت‌ها مشخص نماید. اگر فکر می‌کنند ما تنوری عمل می‌کنیم در اشتباه هستند.» ظاهرا اشاره مرکز اسناد به سفری است که روزنامه ترکیه‌ای «ملیت» در مورخ 4/12/1988 از زبان «انور باتور» می‌نویسد: «...«میرحسین موسوی» نخست‌وزیر ایران به منظور تعدیل تشنج موجود در روابط، طی یک ماه اخیر، قدم اول را برداشت و «بهزاد نبوی» فرستاده ویژه خود را همراه با یک پیام کتبی به آنکارا فرستاد... .» و چنانچه مطلب نقل شده صحت داشته باشد باید به اوج مظلومیت حضرت امام(ره) سال‌ها گریست و بر نفاق آقایان نفرین الهی فرستاد.
وزیر مشاوری به سفری دیپلماتیک می‌رود و در حین مذاکرات به دلیل موضع‌گیری اصولی ولی‌فقیه در برابر اندیشه‌های سکولار«کمال پاشا آتاتورک» از سفر ترکیه دست خالی بازمی‌گردد، او در اوج عصبانیت و در جلسه هیات دولت به موضع‌گیری اصولی رهبر انقلاب اسلامی پرخاش می‌کند و جالب آنکه نخست‌وزیر وقت «میرحسین موسوی» در برابر سخنان موهن نبوی سکوت پیشه کرده و خود را به خواب غفلت می‌زند. در اینجا گفتنی است که نبوی به دلیل گرفتن مبانی اندیشه‌ای خویش از گروه‌های چپ سیاسی که رویکردی کاملا غیردینی و حتی دین‌گریز داشتند، تلاش وافری داشته تا با تلفیق نظرات سیاسی گروه‌های چپ با اسلام، مدل جدیدی از اسلام التقاطی را به نسل جوان معرفی و ارائه کند که در مدل مذکور ولایت فقیه پویا محلی از اعراب نداشته و فقط و فقط دموکراسی غربی تعیین‌کننده مناسبات سیاسی در کشور است، البته این سیستم سیاسی مبتنی بر مبانی اندیشه سیاسی غرب زمانی محترم و لازم‌الاجراست که همچون سال‌های 76 و 80 منتج به حاکمیت جناح نبوی بر مسند امورات کشور شود و در غیر این صورت می‌توان به مانند خرداد 88 با دروغ بزرگ تقلب گسترده 15 میلیونی در انتخابات دور دهم ریاست‌جمهوری زیر همه چیز زده و فتنه‌ها و شورش‌های رنگارنگ خیابانی راه انداخت. به هر تقدیر همگام با تحولات سیاسی رخ داده در عرصه جهانی بویژه خاورمیانه و حوزه خلیج فارس، شروع سال 1380 شمسی برای انقلاب اسلامی که به تازگی غائله 18 تیر و فتنه کوی دانشگاه را سرافرازانه پشت سر گذاشته است، سالی سرنوشت‌ساز و الک کردن انقلابیون مرعوب یا نفوذی و در یک کلام سال ریزش و رویش نیروهای انقلابی است. به هر حال در دهه 60 بهزاد نبوی و متحدانش همگام با ملت استوار ایران و به تبعیت از رهنمودهای حضرت امام (ره) مهر تایید بر بیانیه سال 58 سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی می‌فشارد:«ما شعارهای فریبنده به اصطلاح دفاع از حقوق بشر را بازیچه‌ای در دست امپریالیست‌ها و صهیونیست‌ها و عوامل ارتجاع دانسته، وسیله‌ای برای توطئه و توجیه تجاوزات امپریالیستی می‌دانیم و طرفداران معلوم‌الحال این نوع شعارها را بشدت محکوم می‌کنیم.» شاید نبوی هرگز نمی‌توانست تصور کند که 17 سال بعد در 20 مرداد 75 وی مجبور شود اندکی از نقاب سیاسی خود را به کناری زده و با پشت پا زدن به امضای خویش اینگونه اظهار ندامت کند: «به هیچ‌وجه افتخار نیست کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل ما را به نقض حقوق بشر محکوم کند. ما نمی‌توانیم بگوییم چون ما خواستیم استقلال خودمان را حفظ کنیم اینجوری شد.
اصلا این نیست». به هر صورت ممکن و با وجود اگر و اماهای بی‌شماری، مبارزه قهرمانانه! نبوی با آمریکا مظهر شیطان بزرگ! تا اوایل دهه 70 ادامه داشته و حتی در نخستین بیانیه صادره از سوی مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در سال1370 که با مشارکت مستقیم بهزاد نبوی تقریر شده آمده است: «آمریکا می‌خواهد به دنیا و خصوصا روشنفکران القا کند که مفاهیم غربی دموکراسی و بازار آزاد اقتصادی[ اقتصاد بازار آزاد] امروز نمایانگر تفکر غالب بر جهان است تا این ترتیب سلطه بلامنازع اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک خود را بر جهان تحکیم بخشد. متاسفانه بسیاری از روشنفکران حتی روشنفکران انقلابی و مسلمان نیز مرعوب چنین جوی شده و فروپاشی نظام سوسیالیستی را دلیل محکمی بر حقانیت نظام سرمایه‌دار دانسته و در یک کلام شکست مارکسیسم را پیروزی کاپیتالیسم تلقی کردند». اظهار تاسف بنیانگذاران سازمان مجاهدین از مرعوب شدن روشنفکران انقلابی و مسلمان در برابر آمریکا و ناحق دانسته شدن نظام سرمایه‌داری از نقاط برجسته بیانیه مذکور است و البته نبوی و همراهانش در انتهای بیانیه با ادعایی جالب می‌گویند: «در واقع نتیجه نهایی راه و خط‌مشی سازش و مصالحه در وضع فعلی پس از یک دوره نسبتا کوتاه بی‌تردید به تسلیم بدون قید و شرط و سرسپردگی خواهد انجامید». بهزاد نبوی که تا دیروز دشمن شماره یک آمریکا محسوب می‌شد، در یک دگردیسی عجیب سیاسی و با چرخشی 180درجه‌ای ضمن اظهار ندامت سیاسی از تندروی‌های گذشته‌اش، صریحا سخن از لزوم تنش‌زدایی با آمریکا به میان آورده و بی‌اعتنا به علاقه مفرط آمریکا بر حاکمیت بی‌چون و چرای «مناسبات گرگ و میشی» در روابط با ایران و دیگر جهانیان مشتاقانه می‌گوید: «امروز آمریکا صد بار اعلام آمادگی می‌کند برای مذاکره با ما و این ما هستیم که پیش‌شرط می‌گذاریم.» نبوی در ادامه برای ترغیب مردم و مسؤولان نظام به مذاکره با شیطان بزرگ، این دعوت به مذاکره آمریکا را یک پیروزی می‌نامد:«این پیروزی محصول سیاست تنش‌زدایی و تشنج زدایی در عرصه بین‌المللی است».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات