نیما ملکمحمدی
هنگامی که نتایج دور اول انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در 21 آوریل 2002 اعلام شد، کشور فرانسه و قاره اروپا با شوک بزرگی مواجه شد: ژانماری لوپن، نامزد حزب راست افراطی جبهه ملی که به داشتن عقاید نژادپرستانه نو فاشیستی شهرت داشت، با کسب 17 درصد آرا، به همراه ژاک شیراک به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه راه یافته بود و اکنون تنها چندگام با کاخ الیزه فاصله داشت. این نخستین بار در 33 سال اخیر بود که احزاب چپگرای فرانسوی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نمایندهای نداشتند.
در دور اول انتخابات که با حضور 16 کاندیدا از احزاب مختلف فرانسه برگزار شد، ژاک شیراک با کسب 20 درصد آرا، ژانماری لوپن با کسب 17 درصد آرا و لیونل ژوسپن، نامزد حزب سوسیالیست فرانسه با کسب 16 درصد آرای رایدهندگان ردههای اول تا سوم را به خود اختصاص دادند.
این در حالی بود که بر اساس نظرسنجیهایی که پیش از برگزاری انتخابات صورت گرفته بود، پیشبینی میشد رقابت اصلی میان ژاک شیراک، نامزد گلیستهای محافظهکار و لیونل ژوسپن، نامزد حزب چپگرای سوسیالیست فرانسه باشد و هیچکس به جز خود لوپن، احتمال راهیابی او را به دور دوم انتخابات نمیداد.
صفحه اول روزنامههای فرانسه اروپا در روز فردای انتخابات، بازتابی از شوکی بود که راهیابی لوپن به دور دوم انتخابات به جامعه فرانسه و کل قاره اروپا وارد کرده بود: فیگارو، پرفروشترین روزنامه فرانسه که تمایلات راست میانه دارد، تیتر زد: زلزله. روزنامه چپ میانه لوموند هم از همین کلمه برای توصف پیروزی لوپن در دور اول انتخابات استفاده کرد. روزنامه چپگرای لیبراسیون هم بالای عکس لوپن در صفحه اول خود، احتمالاً کوتاهترین تیتر تاریخ خود را چاپ کرد: نه. همین روزنامه در سرمقاله 22 آوریل خود نوشت: «این انتخابات نبود، یک فاجعه عظیم بود. فرانسه مایه شرمساری همه نظامهای دموکراتیک شده است. رایدهندگان فانسوی با آتش بازی میکنند.»
فیگارو نوشت که نتیجه این انتخابات، «نشانه شکاف بزرگی است که میان برنامههای سیاسی و واقعیتهای زندگی رایدهندگان وجود دارد.» اومانیته، روزنامه نزدیک به حزب کمونیست فرانسه هم نوشت: «این یک فاجعه است، هیچ لغت دیگری برای توصیف پیروزی لوپن در دور اول انتخابات وجود ندارد.» روزنامه گاردین چاپ انگلستان هم در سرمقاله خود فرانسویان را ملتی توصیف کرد که برای چند لحظه «عقلشان را از دست دادهاند.»
روزنامههای اروپا همچنین سخنان سیاستمداران سرشناس این کشور را درباره نتیجه انتخابات فرانسه منعکس کردند. روزنامههای آلمان از قول گرهارد شرودر، صدراعظم این کشور نوشتند: «مایه تاسف است که راست افراطی یه چنین قدرتی دست یافته است.» روزنامههای اسپانیا، سخنان وزیر امور خارجه این کشور را درباره انتخابات فرانسه منعکس کردند: «مواضع نژادپرستانه و ضدخارجی لوپن به شدت مایه نگرانی است.» روزنامههای انگلیس هم به نقل از تونی بلر نوشتند: «شکست ژوسپن از لوپن بسیار ناراحت کننده است، اما ما اطمینان داریم که مردم فرانسه دست رد به سینه هر نوع تفکر افراطی میزنند.»
لوپن: پوپولیستی که از میان خاکستر برخاست
بخش مهمی از مطالب روزنامههای اروپا در فاصله دور اول تا دور دوم انتخابات فرانسه در سال 2002 به معرفی ژانماری لوپن و شناساندن چهره واقعی او به رایدهندگان اختصاص داشت. روزنامه گاردین در مطلبی تحت عنوان «لوپن: پوپولیستی که از میان خاکستر برخاست» شماری از مهمترین رسواییهای زندگی سیاسی لوپن را فهرست کرده است. به نوشته گاردین، لوپن در جریان جنگهای استقلال الجزایر، هنگامی که یکی از گردانهای چترباز خدمت میکرد، در مرکز اتهاماتی درباره شکنجه و آزار اسرای الجزایری قرار داشت. لوپن که یک چشم خود را هنگام یک درگیری خیابانی از دست داده است، دو بار در دادگاه به جرم اظهارات ضدیهودی محکوم شناخته شده است. لوپن همچنین کورههای آدمسوزی نازیها در جریان جنگ جهانی دوم را یکی از «جزئیات کماهمیت تاریخ» خوانده است.
لوپن به خاطر حمله به یک کاندیدای زن سوسیالیست در جریان انتخابات عمومی 1997 از پارلمان ازوپا اخراج شد و حضورش در صحنه سیاست داخلی فرانسه به حالت تعلیق درآمد. زندگی خصوصی لوپن هم هنگام که همسر اولش او را ترک کرد و گفت در خانه مثل یک خدمتکار با اور رفتار میشده است، مایه رسوایی شد. مرگ مشکوک شماری از اعضای بلندپایه حزب جبهه ملی که راه صعود لوپن به ردههای بالای حزب را هموار کرد، از مسائل دیگری است که به نوشته گاردین بر شخصیت او سایه افکنده است.
مجله آمریکایی نیویورکر هم، به بهانه پیروزی لوپن در دور اول انتخابات فرانسه، مطلبی را که در یکی از شمارههای سال 1997 این مجله در مورد لوپن چاپ شده بود، تجدید چاپ کرده است. نیویورکر مینویسد: «نکته جالبی که در مورد همه احزاب راستگرای افراطی، از جمله جبهه ملی لوپن صادق است، این مسئله است که قدرت آنها به ضعف کشور متبوعشان بستگی دارد. هر خبر بدی برای فرانسه، برای حزب لوپن خبر خوبی است. هنگامی که در سال 1997 نرخ بیکاری به رکورد تازهای پس از جنگ جهانی دوم در فرانسه رسید، آرای جبهه ملی در انتخابات ملی و محلی هم رو به بهبود گذاشت.» نیویورکر همچنین به یکی از پوسترهای تبلیغاتی جبهه ملی اشاره میکند که رویش نوشته شده است: «سه میلیون بیکار مساوی سه میلیون خارجی مقیم فرانسه».
چرا لوپن؟
تحلیل دلایل پیروزی ناباورانه لوپن در دور اول انتخابات فرانسه، از مسائل دیگری بود که مورد توجه روزنامههای اروپا در فاصله دور اول تا دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه قرار گرفته بود. روزنامه آیریش اگزمینر، چاپ ایرلند، به افول تقسیمبندی سنتی راست و چپ پس از فروپاشی بلوک شرق و سقوط دیوار برلین و خلایی اشاره میکند که در فضای سیاسی جا را برای ظهور اشخاصی چون ژان ماری لوپن باز میکند. به نوشته آیریش اگزمینر، در این فضا که ایدئولوژیهای سنتی راست و چپ اهمیت خود را از دست دادهاند و احزاب سیاسی هم چیزی ندارند که جایگزین این ایدئولوژیها کنند، رایدهندگان دچار بیتفاوتی و توهمزدایی میشوند و متوجه میشوند که در واقع حق انتخاب چندانی ندارند.«در چنین فضایی است که کاندیداهای پوپولیستی چون لوپن میتوانند از احساسات ضدسیاسی و ضدنظم مستقر رایدهندگان بهرهبرداری کنند.»
مجله اکونومیست هم در مطلبی تحت عنوان «چرا او ستایشگران خود را دارد»، به بررسی رای بالای لوپن در مناطق جنوبی فرانسه میپردازد. اکونومیست نرخ بالای بزهکاری و بیکاری و جمعیت بالای بزهکاری و بیکاری و جمعیت بالای مهاجران آفریقایی و فرزندان متولد فرانسهشان در این مناطق را از جمله مسائلی میداند که باعث جذابیت عقاید نژادپرستانه و فاشیستی لوپن میان استانهای جنوبی فرانسه شده است. راه حل لوپن برای این مشکلات عبارت است از «افزایش ظرفیت زندانها به میزان 200 هزار نفر؛ برقراری مجدد مجازات اعدام، کاهش سن مسئولیتپذیری کیفری، پایان مهاجرت قانونی، اخراج مهاجران غیرقانونی و محدودیت اعطای حق شهروندی فرانسه به فرزندان شهروندان فرانسوی.»
عدم شرکت 30 درصد از واجدین شرایط در دور اول انتخابات هم از جمله مسائل دیگری بود که روزنامه به عنوان یکی از دلایل پیروزی لوپن از آن یاد میکردند.
شیاد بهتر از فاشیست
زنگ خطر رسانههای به بسیج افکار عمومی فرانسه پیش از برگزاری دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در روز 5 مه منجر شد. در روز اول مه، همزمان با روز جهانی کارگر، میلیونها نفر از مردم فرانسه در اقدامی بیسابقه به خیابانهای آمدند تا بر ضد ژانماری لوپن بود. در دست تظاهرکنندگان پلاکاردهایی با نوشتههایی چون «لوپن فاشیست است» و «من شرمنده هستم» به چشم میخورد. در پاریس چهار تظاهرات مختلف بر ضد ژانماری لوپن برگزار شد که بزرگترینشان توسط اتحادیههای کارگری و احزاب چپگرا سازماندهی شده بود. شهرهای لیون، بوردو، تولوز، مارسی، لیل، نانت و استراسبورگ هم شاهد برگزاری تظاهرات مشابهی در این روز به یادماندنی در تاریخ فرانسه بودند.
طرفداران لوپن هم در این روز به طرفداری از او تظاهرات کردند که به گفته وزارت کشور فرانسه تعداد شرکتکنندگان در این تظاهرات کمتر از 10 هزار نفر بود. در نهایت لوپن در دور دوم انتخابات شکست سختی خورد و ژاک شیراک با حمایت طیف وسیعی از احزاب و گروهای سیاسی با گرایشات مختلف راست و چپ و به لطف حضور 80 درصدی واجدین شرایط پای صندوقهای رای، با کسب 82 درصد آرا برای دومین بار به عنوان رئیسجمهور فرانسه انتخاب شد. این در حالی بود که تعداد زیادی از کسانی که به شیراک رای دادند از جمله مخالفان جدی او بودند و شعارهایی چون «به شیاد رای بدهید، نه به فاشیست» در خیابانهای فرانسه شنیده میشد.