قاسم غفوری
پس از برگزاری اجلاس شرمالشیخ که منجر به امضاء توافقنامه آتشبس میان تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی گردید، دیدگاههای مختلفی در قبال نحوه اجرای این طرح و پیامدهای آن از سوی محافل سیاسی و حتی افکار عمومی در سرزمینهای اشغالی مطرح شد چنانکه بسیاری از گروههای مبارز فلسطینی این توافق را صرفا تحقق بخش اهداف اسرائیل و تضعیفکننده روحیه مبارزان و در نهایت شکست انتفاضه ارزیابی نمودند با این وجود برای حفظ وحدت و یکپارچگی ملی در کنار ابوزمان از اجرای آتشبس حمایت نمودند اما در جبهه آریل شارون این سیر تحولات، جریان دیگری به خود گرفت چنانکه بسیاری از محافل سیاسی بویژه یهودیان افراطی توقف شرمالشیخ را شکستی برای اسرائیل دانستند اما برخلاف گروههای فلسطینی نه تنها در کنار شارون قرار نگرفتند بلکه به مخالفت با وی پرداخته بگونهای که بسیاری از ناظران سیاسی ترور شارون را دور از ذهن ندانستهاند. با تمام این تفاسیر نکته جالب توجه آن است که شارون که به خوبی از پیامدهای مواضع خصمانه گروههای تندروی صهیونیستی در برابر سیاسیتهای خود آگاه است تلاش نموده تا ابتکار عمل را در دست گرفته و این گروهها را برای تحقق اهداف توسعهطلبانه در سرزمینهای اشغالی هدایت نماید. به عبارتی دیگر امروز شارون قوای خود را به دو بخش تقسیم نموده:
الف) دستگاهای نظامی و اهرم زور و قدرت که با اعمال سیاست سرکوب سعی در توافق انتفاضه، استمرار سیاست ساخت دیوار حائل و واگذاری تدریجی امور امنیتی و اجرای نوار غزه به تشکیلات خودگردان را دارد.
ب) بهرهگیری از یهودیان افراطی: یکی از اهداف تل آویو از دیرباز، معرفی بیتالمقدس به عنوان پایتخت این رژیم میباشد که بدلیل مخالفتهای شدید مردم فلسطین (که انتفاضه را در پی داشته است) و جهان اسلام و حتی سایر مجامع بینالمللی با تحقق این امر، همچنان این مساله به آرزویی دستنیافتنی برای اسرائیل مبدل گردیده با توجه به اینکه عملکرد دولتمردان تلآویو در مسجدالاقصی یک بار موجب آغاز انتقاضه گردیده لذا شارون تمایلی برای حضور مستقیم در تحقق این سیاست را ندارد و تلاش می کند تا با جهتدهی به خواستهها و اهداف یهودیان افراطی که گفته میشود در راستای آرمان دینی و مخالفت با سیاستهای شارون صورت میگیرد این بعد از سیاست خود را محقق سازد. چنانکه پس از اعلام این گروهها مبنی بر حمله به مسجدالاقصی در 20 فروردین ماه که به دلیل حضور گسترده فلسطینیان در این مکان انجام نگردید تلاشهای گستردهای از سوی آنها برای ایجاد تغییرات در ساختار فیزیکی و معماری مسجدالاقصی آغاز شده و براساس آخرین گزارشات، شرکتی صهیونیستی در حال احداث پلی بر روی دیوار «ندبه» است که ورود یهودیان به صحنهای مختلف مسجدالاقصی را آسانتر میکند. در حالی که احداث این پل تمامی آثار باستانی اسلامی که در دو سوی آن قرار دارد را تخریب خواهد نمود و به عبارتی دیگر در نهایت مسجدالاقصی به مکانی با هویتی کاملا یهودی و عاری از هر گونه فرهنگ و تاریخ اسلامی تبدیل میگردد.
هرچند بسیاری از محافل خبری این اقدامات را از جانب یهودیان افراطی میدانند اما این سئوال مطرح است که اگر شارون با این گونه فعالیتها مخالف است چرا با آن توان نظامی که به گفته او با استفاده از آن توانایی حمله نظامی به سوریه و لبنان را همزمان با مقابله با عملیاتهای فلسطینیان دارا میباشد مانع از عملکرد افراطیون نمیگردد. بر همین اساس به صراحت و یقین میتوان گفت که امروز این یهودیان نه در راستای اعتراض به سیاستهای شارون بلکه در چارچوب اهداف و ی گام برمیدارند بیآنکه هیچگونه اتهامی به وی مبنی بر ادامه سیاستهای توسعهطلبانه بویژه در قبال بیتالمقدس و نقض واضح حقوق فلسطینیان وارد آید.