* سال گذشته قراردادی به امضا رسید که پس از 2 سال گفتگو و امضای یکسری توافقنامههایی مثل توافقنامه تقسیم قدرت، تقسیم ثروت و ترتیبات امنیتی مشترک در نهایت به تشکیل دولت وحدت ملی منتهی شد. فکر میکنید در یک سال گذشته اقداماتی که قرار بود برای جنوب انجام شود، انجام شده و موثر بودهاند؟
** همانطور که میدانید جنگ در سودان 50 سال طول کشیده اس؛ بنابراین و با توجه به شرایط بد کشور، دولت متحد ملی برای توسعه مناطق جنوبی با چالشها و مشکلات بسیاری روبهروست. همانطور که میدانید توافقنامه صلح با جنوب، بندی دارد که براساس این بند، باید 50 درصد از درآمد نفت سودان به مناطق جنوبی اختصاص داده شود؛ البته سودان از جامعه بینالمللی انتظار دارد اعتبارات لازم و کافی را در اختیار این کشور قرار دهد تا برای توسعه جنوب اقدام کند. در اینجا اشاره کنم که در اجلاس کشورهای کمک کننده به صلح سودان در اسلو، کشورهای شرکتکننده متعهد شدند دستکم 5/4 میلیارد دلار به سودان کمک کنند تا دولت مناطق جنوبی و دیگر مناطق متاثر از جنگ را توسعه دهد. متاسفانه تاکنون کمکهای اعطایی به سودان بسیار پائینتر از حد تصور ما بود، به طوری که تاکنون تنها 130 میلیون دلار داده شده است. با وجود این مشکلات، دولت متحد ملی تصمیم دارد به گونهای عمل کند که مناطق جنوبی سودان در همه زمینهها پیشرفت کند تا شرایطی به وجود بیاید که پذیرش اتحادملی و یکپارچگی ملی مسالهای داوطلبانه و خودخواسته باشد. البته تقویت این وحدت به اعتقاد و ایمان رهبران جنبش مردمی جنوب بستگی دارد.
* بلافاصله پس از امضای قرارداد صلح میان دولت و شورشیان جنوب، سودان شاهد شکلگیری بحران جدیدی بود که در منطقه دارفور به وجود آمد. این احتمال مطرح شده است که برخی قدرتهای خارجی در شکلگیری بحران در دارفور نقش داشتهاند و این طرح را پیگیری میکنند که کشور بزرگ و پهناور سودان هیچوقت قدرتمند نشود. این احتمالات را چگونه ارزیابی میکنید؟
** همانطور که گفتید بحران دارفور، بحرانی است که در طول تاریخ با رایزنیهای بزرگان و ریشسفیدان از طریق گفتگو حل میشده، اما بار دیگر آغاز میشده است. به هر حال گفتگو میان بزرگان حلکننده مشکل در دارفور بوده است. با این حال توافقنامه صلح سودان (توافقنامه بین دولت مرکزی و شورشیان جنوب) الگویی شد تا از این الگو در منازعات و اختلافات در دیگر مناطق سودان استفاده شود؛ اما همانطور که شما هم گفتید برخی کشورهای خارجی نمیخواهند سودان روی صلح را ببیند و همین کشورها بودند که به جنگ در سودان و بحران در دارفور دامن زدند.
* پیش از ورود به بحث گفتگوهای صلح دارفور یک پرسش وجود دارد. وقتی بحران دارفور شروع شد، دولت سودان اقداماتی انجام داد که انتقاد برانگیز بود و در بسیاری از رسانهها بازتاب داشت. این انتقادها بر این استدلال استوار بود که دولت سودان پیش از این که به فکر حل مسالمتآمیز بحران در دارفور باشد، تلاش کرد از طریق نظامی این بحران را حل کند. با این مساله موافق هستید؟
** ابتدا باید به حقیقتی درباره دارفور اشاره کنم و آن حقیقت این است که مردم دارفور به سبب این که کشاورز یا دامدارند، مسلح هستند.
بنابراین جنگها و مناطعات داخلی که در دارفور روی داد در اساس، ارتباطی با دولت مرکزی سودان نداشت؛ اما به دلیل اینکه دولت مرکزی سودان وظیفه خود میدانست که بعد از حمله برخی گروههای مسلح در دارفور به بعضی شهرها از جمله شهر فاشر، در این مساله دخالت کند؛ بنابراین مسالهای طبیعی است که دولت مرکزی در هر کشوری در برابر شورشهایی که امنیت آن کشور را به خطر میاندازد، واکنش نشان دهد.
* در این مساله شکی نیست که در هر کشور با بروز قیام مسلحانه و نقض امنیت ملی آن کشور، اولین وظیفه حفاظت از حاکمیت ملی آن کشور است. با این حال در این جریانات، این اتهام به دولت سودان وارد شده که دولت سودان با ابراز شبه نظامیان جانجاوید یکسری اقداماتی را در دارفور انجام داده که در نهایت منجر به شکلگیری برخی مسائل از جمله نقض حقوق بشر و قتلعام غیرنظامیان در این منطقه شده است. این اتهامات را قبول دارید؟
** موضوع شبه نظامیان جانجاوید مسالهای خودساخته به وسیله رسانهها و محافل خبری و تبلیغاتی غرب است با این هدف که وانمود کنند یک گروهی در دارفور وجود دارد که مورد حمایت دولت سودان است و دولت از طریق این گروه اقداماتی در دارفور انجام میدهد.
* شورای امنیت سازمان ملل قطعنامهای را صادر کرده است که براساس آن دولت سودان باید یکسری از مقامات دولتی و نظامی را که متهم به ارتکاب جنایت در دارفور هستند به دادگاه بینالمللی کیفری تحویل دهد. با این حال دولت سودان به ریاست عمرالبشیر اعلام کرد به هیچوجه حاضر به این کار نیست و برای جلوگیری از این مساله دادگاهی داخلی تشکیل داد تا یکسری از این افراد بخصوص نظامیان سودانی را محاکمه کند. پس اگر هیچ نظامی یا مقام دولتی سودان در جناحات دارفور دخالت نداشته، دولت سودان برای چه منظوری این دادگاه را تشکیل داده است؟
** نخست آنکه چیزی به نام مسئول سودانی که در دادگاه محاکمه شود، وجود ندارد. انگیزهای که باعث شد دولت قبول کند که چنین دادگاهی تشکیل شود، این بود که ایمان و اطمینان داشت که اگر یکی از مسئولان سودان در جناحات دارفور دست داشته باشد، از طریق این دادگاه محاکمه شود.
* تاکنون 7 دور گفتگو میان گروههای شورشی دارفور و دولت مرکزی سودان به میانجیگری نیجریه به عنوان رئیس دورهای اتحادیه آفریقایی در ابوجا (پایتخت نیجریه) برگزار شده است. فکر میکنید با این خواستههایی که 2 گروه تازه متولد شده شورشی دارفور مطرح میکنند، آیا گفتگوهای صلح دارفور به سرانجام میرسد؟
** اگر روند مذاکرات به صورت طبیعی جریان داشته باشد، فکر میکنم که این گفتگوها به نتیجه مطلوب خواهد رسید. همانطور که گفتید یکی از موانع این مذاکرات وجود اختلافات و چند دستگی میان شورشیان در دارفور است. درباره (حضور شورشیان) در حکومت داخلی منطقه دارفور ما اعلام میکنیم که سودان 26 ایالت دارد که در تمام این ایالتها خودمختاری جاری است. گروههای مسلح در گفتگوها تلاش میکنند جریان مذاکرات را به سویی ببرند که آنها هم در دولت مرکزی مشارکت داشته باشند. البته دولت مرکزی هم درباره شرکت گروهها و ساکنان دارفور در دولت مشکلی ندارد. حتی هماکنون نیز برخی از وزرا، برخی از سفرا و برخی از مسئولان از دارفور هستند.
* درباره صلح در سودان صحبتهای بسیاری وجود دارد؛ اما مشکلی که بتازگی بوجود آمده بحران در روابط سودان و چاد است که به نظر میرسد، بحران در دارفور در این بحران تاثیر داشته است. یک احتمال مطرح شده که با توجه به نزدیک شدن زمان انتخابات ریاستجمهوری چاد (مارس 2006) ادریس دبی رئیسجمهور این کشور میکوشد با انتقال بحران به خارجی و ساختن دشمن فرضی، در انتخابات به پیروزی برسد و قدرت را حفظ کند. با این نظریه چقدر موافق هستید؟
** زمانی که فردی یا کشوری طرف مقابل را متهم میکند باید مشخص کند که طرف مقابل چه انگیزه و منفعتی برای دخالت در امور داخلی آن کشور دارد. خیلی ساده میگویم که آیا عقلانی است دولت سودان که با بحران دارفور مواجه است، فرصت پیدا کند که بحرانی را برای دولت چاد به وجود آورد. سودان به همکاری دولت چاد برای حل بحران دارفور نیازمند است. یان پرونک، فرستاده سازمان ملل در سودان اعلام کرد که نمیتواند باور کند که دولت سودان دخالتی در چاد داشته باشد.
* البته در این زمینه احتمالی مطرح شده است که دولت سودان با حمایت از شورشیان چاد تلاش میکند دیواری حایل میان منطقه دارفور و خاک چاد ایجاد کنند تا مانع ارسال سلاح به این منطقه شود.
** اگر کسی ویژگیهای جغرافیایی مرز میان چاد و سودان را بداند، به این واقعیت پی میبرد که همزیستی مسالمتآمیز میان 2 کشور بهترین راه است. یک نوع درآمیختگی قبیلهای میان 2 کشور وجود دارد. به عبارت دیگر گروهی از قبایل در 2 کشور تقسیم شدهاند. همین مساله، کنترل مرز و جلوگیری از قاچاق سلاح را بسیار دشوار کرده است. واقعیت این است که وضعیت چاد بسیار انتقادآمیز شده و مخالفت های زیادی با وضع کنونی در چاد وجود دارد. معمولاً اینگونه کشورها وقتی با مشکل داخلی روبهرو میشوند، یک دشمن فرضی خارجی برای خود ایجاد میکنند تا مشکلات خود را سرپوش بگذارند.
* در مباحثی که مطرح شد، از برگزاری اجلاس آتی سران اتحادیه آفریقایی در سودان سخن به میان آمد. فکر میکنید باتوجه به موضوعاتی که برای اجلاس خارطوم از جمله بررسی بودجه نیروهای پاسدار صلح، چگونگی تشکیل نهادهای زیرمجموعه اتحادیه و تقویت نهادهایی که اکنون تشکیل شده، بررسی مجدد موضع کشورهای آفریقایی درباره اصلاح ساختار سازمان ملل متحد و موضوعات دیگر، اجلاس خارطوم تا چه حدی میتواند دستاورد داشته باشد؟
** در هر نشستی مسائل معمولی درباره بودجه و مسائل مالی مورد بررسی قرار میگیرد که در اجلاس خارطوم هم این طور خواهد بود. با این حال مسائل جدیتری مانند موضوعاتی که شما به آن اشاره کردید بخصوص موضع اتحادیه آفریقایی درباره اصلاحات در شورای امنتیت مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. حتی در نشستهای اخیر اتحادیه آفریقایی به این موضوع بسیار پرداخته شده است. یکسری مسائل جدید نیز در آفریقا وجود دارد که باید آنها نیز مورد بررسی قرار گیرد. از جمله مهمترین این آنها: موضوع درگیریها و جنگها در داخل آفریقا مانند بحران در ساحل عاج، درگیریهای دارفور و اختلافات میان سودان و چاد خواهند بود.
مسائل اقتصادی مهمی نیز وجود دارند که در نشست خارطوم بررسی میشوند که مهمترین آن ابتکار نپاد (مشارکت نوین برای توسعه آفریقا) است. موضوع ابتکار نپاد در بسیاری از نشستها و اجلای اتحادیه آفریقا بررسی و این روندی است که بتدریج مسائل آن بیشتر مشخص خواهد شد.
* 4 سال از شکلگیری اتحادیه آفریقایی گذشته است در این مدت تلاشهایی برای رسیدن به اهداف این اتحادیه انجام نشده است، اما مشکلات بسیاری در قاره آفریقا وجود دارد که البته بسیاری از آنها از زمان استعمار در این قاره بر جای ماندهاند و به نظر میرسد مانع تحقق سریع اهداف اتحادیه آفریقایی شدهاند. به نظر شما این مشکلات از کجا ناشی شده است؟
** به معنای واقعی اختلافی در این زمینه وجود ندارد. نپاد از سوی سران برخی کشورهای آفریقایی ارائه شده است با این هدف که نوع روابط شمال و جنوب به صورت جدیدی تعریف شود. بر این اساس کشورهای آفریقایی بخشی از جنوب محسوب میشوند؛ بنابراین اصل بر این بود که مفهوم میان کشورهای آفریقایی و کشورهای کمککننده، با محور شراکت شکل گیرد تا به این وسیله کشورهای آفریقایی که تنها جذبکننده کمک هستند، تغییر کنند. شراکت واقعی به وجود آید که منافع 2 طرف تامین شود. مشکلاتی که در این زمینه به وجود میآید ناشی از تفاوت سطح توسعه اقتصادی و اجتماعی میان کشورهای آفریقایی است.
بنابراین عملی شدن این پیشنهادها به یک دوره زمانی طولانی مدت نیاز دارند. به عنوان نمونه بازار مشترک اروپا چند سالی طول کشید که نهایت به اتحادیه اروپایی تبدیل شد. به همین سبب این انتظار وجود دارد که اتحادیه آفریقایی و موسسات تازه تشکیل شده این اتحادیه در طول زمان موفق شوند.
* جمهوری اسلامی ایران یکی از اعضای ناظر اتحادیه آفریقایی است و در سالهای اخیر هم تلاش بسیاری شده این اتحادیه به مردم ایران شناسانده شود. فکر میکنم برای ارتباط با کشورهای آفریقایی، ارتباط نزدیک با اتحادیه آفریقایی بسیار موثر است. به نظر شما این اجلاس چه تاثیری در روابط ایران و سودان و دیگر کشورهای آفریقایی خواهد گذارد؟
** معتقدم برای گسترش همکاریهای ایران و کشورهای آفریقایی زمینههای بسیاری وجود دارد. آفریقا میتواند زمینه مناسبی برای گسترش همکاریهای خارجی و سرمایهگذاری ایران باشد. معتقدم سودان الگویی برای نوع روابط میان کشورهای افریقایی و کشورهای آسیایی به شمار میرود. این مساله میتواند الگویی برای همکاری میان کشورهای جنوب باشد. در دورهای که آمریکا، سودان را تحریم کرد سودان ناچار به همکاری با آسیای شرقی بخصوص کشورهایی مثل چین، مالزی و هند روی آورد. این همکاری باعث شد سودان به عنوان یکی از تولیدکنندگان نفت در قاره آفریقا مطرح شود؛ چرا که این کشورها در روند و فرایند استخراج نفت در سودان سرمایهگذاری بسیاری کردند. بر این اساس معتقدم ایران به عنوان یک کشور بسیار بزرگ در دنیا میتواند به عنوان یک الگو برای کشورهای جنوب مطرح شود. ایران تواناییهای اقتصادی، منابع طبیعی و تجربیات کافی در زمینه نفت، کشاورزی و صنعت دارد و میتواند جای پای مناسبی در قاره آفریقا برای خود باز کند؛ البته باید به این نکته اشاره کنیم که کشورهی غربی در برخورد خود و روابط خود با کشورهای فقیر و به اصطلاح جنوب به صورت مختلف و متفاوت عمل میکنند. کشورهای جنوب برای کشورهای غربی دارای یک مفهوم واحد هستند؛ البته میان کشورهای جنوب سیاست سلطهطلبی و تحمیل خواستهها وجود ندارد. بنابراین میان کشورهای جنوب نوعی ارتباط نزدیک روانی و وجدانی وجود دارد. امیدوارم ایران در گسترش روابط خود با کشورهای آفریقایی تردید نکند، زیرا این نوع روابط به طور قطع منافع دو طرف را تامین خواهد کرد. تمام سفیران کشورهای آفریقایی در تهران در جلسات دورهای خود به طور معمول به این مسائل میپردازند و بر این مساله نیز اصرار و پافشاری میکنیم و خواستار توجه کشورهای آفریقایی نیز هستیم. بتازگی با معاون اقتصادی وزیر امور خارجه ایران جلسه داشتیم و درباره این مسائل بحث کردیم.
* در سخنان خود درباره تحریمهای آمریکا علیه سودان مسائلی را مطرح کردید. به نظرم سیاست آمریکا درباره سودان را در سالهای اخیر میتوان به چند دوره متفاوت تقسیم کرد. در دوران ریاستجمهوری کلینتون، آمریکا به صورت آشکار و مستقیم از شورشیان جنوب سودان حمایت میکرد؛ اما با روی کار آمدن جورج بوش در آمریکا با این که ابتدا یکسری اتهامات به دولت سودان درباره حمایت از تروریسم مطرح شد، شاهد نوعی چرخش در سیاست خارجی آمریکا بودیم و دیدیم دولت آمریکا از برقراری صلح در سودان حمایت کرد. برخی دولت سودان را متهم میکنند که با کنار گذاشتن جناحی از قدرت در داخل حاکمیت سودان به رهبری حسن الترابی در واقع خواست آمریکا را برای اسلامگرایان اصولگرا اجرا کرده و به همین دلیل روابط خارطوم و واشنگتن در حال گسترش است. در این زمینه چه اعتقادی دارید؟
** باید به نکتهای اشاره کنم. هرکس که میخواهد سیاست آمریکا را درباره هر کشوری بررسی کند باید بداند مراکز تصمیمگیری متعددی وجود دارد. بر این اساس سیاست خارجی آمریکا مملو از پیچیدگیها و مملو از درهم آمیختگیهاست. بنابراین وقتی درباره سیاست بوش صحبت میکنیم باید فراموش نکنیم که در کنار وی گروههایی در کنگره هستند، رسانهها و برخی مراجع اطلاعرسانی هستند و بخصوص لابی صهیونیستها فعال هستند که در نوع تصمیمگیریها در آمریکا تاثیر میگذارند. با توجه به این مسائل درباره روابط آمریکا و سودان توضیح میدهم. سودان رنجهای بسیاری از سیاست خارجی آمریکا متحمل شده است. سودان میداند آمریکا کشور قدرتمندی است و میتواند تاثیر منفی و مثبت بسیاری بر مسائل صلح جنوب داشته باشد؛ البته آمریکا با همکاری برخی کشورهای آفریقایی کمک کردند که قرارداد صلح در سودان امضا شود.
با این حال صداهایی هنوز از داخل آمریکا به گوش میرسد که این صداها کمکی به ادامه روند صلح در سودان نمیکند؛ البته این صداها متاثر از برخی موسسات و نهادهای فعال در دولت آمریکا هستند. برای مثال با این که دولت سودان وارد مذاکره با شورشیان دارفور شده، کنگره آمریکا مصوبهای دارد به نام مصوبه صلح دارفور که این مصوبه ضربه زیادی به گفتگوهای صلح میزند. کنگره آمریکا در عین حال به گونهای برای شورشیان دارفور پیام میفرستد که آنها در گفتگوهای صلح مانع به نتیجه رسیدن این گفتگوها شوند. در حقیقت مصوبه کنگره آمریکا نوعی نژادپرستی را در سودان تشویق میکند. زیرا این مصوبه میکوشد مردم سودان را به عربها و آفریقاییها تقسیم کند. درباره موضوع الترابی به شما اطمینان میدهم که هیچ ارتباطی میان این مساله و روابط آمریکا و سودان وجود ندارد. موضوع الترابی ناشی از اختلاف نظر وی و حزب کنگره ملی است. الترابی تلاش کرد بر اوضاع به گونهای سلطه پیدا کند که برخلاف خواست دولت مرکزی سودان بود. الترابی تلاش میکرد مسائل و امور مربوط به حکومت را از پشت صحنه هدایت کند. بنابراین نمیشود قبول کرد که در یک کشور 2 رئیسجمهور وجود داشته باشد.
بر این اساس عمر البشیر، رئیسجمهور سودان مجبور شد دستورات لازم را صادر کند و حزب کنگره ملی دچار شکاف شد و الترابی حزب خود را تشکیل داد و براساس اصول دموکراسی که در کشور وجود دارد در حال فعالیت است؛ بنابراین هیچ تلاشی برای جدا کردن و دور کردن اصولگرایان اسلامی از حکومت در سودان وجود ندارد و سودان همچنان به اسلام پایبند است. دولت سودان همچنان پرچم اسلام را برافراشته نگه خواهد داشت؛ هرچند یکسری شرایط باعث شد جنوب سودان از اجرای شریعت اسلامی استثنا شود، اما مناطق شمالی سودان به عنوان مناطقی اسلامی اداره میشود.