سعدالله زارعی
درباره روابط رژیم صهیونیستی و ترکیه باید اشاره کرد که این روابط دارای دیرینهای 60 ساله است. دولت ترکیه در سال 1949 در ردیف نخستین کشورهای اسلامی بود که موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و در همان موقع با توجه به جایگاه ترکیه در ماجرای امپراتوری عثمانی، اقدام لائیکهای ترکیه واکنش شدیدی را در جهان اسلام برانگیخت و موجب یأس ملتهای مسلمان از ترکیه شد.اقدام آن روز ترکیه در به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی تاثیر عمدهای در موجودیت این رژیم نامشروع در خاورمیانه داشت. پس از آن لائیکهای ترکیه که مناصب مهم احزاب، مجلس، ارتش، دستگاه قضا و مطبوعات ترکیه را در اختیار داشتند نقشهای مهمی را در عادیسازی موجودیت رژیم صهیونیستی ایفا کردند و در 60 سال گذشته این ارتباط بین لائیکهای ترکیه و دولت غاصب صهیونیستی به صورت استراتژیک و راهبردی باقی مانده است.
با روی کار آمدن اسلامگراها تداوم رابطه آنکارا و تلآویو زیر سوال رفت و با ابهام مواجه شد. با ابهام در روابط ترکیه – اسرائیل، رژیم صهیونیستی، که موجودیت خود را به میزان بسیار زیادی مرهون ترکیه و سپس مصر میدانست بشدت وحشتزده شد و درباره تداوم این رابطه از سوی اسرائیلیها تاکیدات زیادی صورت گرفت. هرگاه یک مقام اسرائیلی نظیر آویگدور لیبرمن، اظهارات تندی را علیه ترکیه انجام میداد بقیه صهیونیستها با نگاه به استراتژیک بودن رابطه تلآویو- آنکارا به او اندرز داده و وی را از هرگونه اظهارنظر منع میکردند. در عین حال رابطه دولت ترکیه با رژیم صهیونیستی در دوره اسلامگرایان یک میراث ریشهدار است که از لائیکها به اسلامگرایان رسید.
رابطه ترکیه و اسرائیل با عضویت ترکیه در اتحادیه اروپایی گره خورده است. با توجه به نگاه استراتژیک ترکها به عضویت در اتحادیه اروپایی، تداوم این رابطه و در عین حال الزام اسلامگرایی در ترکیه مبنی بر قطع رابطه با رژیم صهیونیستی به صورت یک پارادوکس برای جریان اسلامگرایی درآمده است. اسلامگراها راهحل این مساله را در کاهش تدریجی رابطه و تبدیل آن از حالت استراتژیک و راهبردی به یک رابطه کاملا معمولی و کم اثر میبینند. این فرآیند برای نخبگان ترکیه قابل فهم است اما در متن مردم ترکیه که بشدت از ایده محو اسرائیل حمایت میکنند قابل قبول نیست لذا مساله قطع یا تداوم رابطه برای دولت اسلامگرای رجب طیب اردوغان به صورت یک مساله و دردسر درآمده تا جایی که گفته میشود حفظ اکثریت حزب عدالت و توسعه در پارلمان ترکیه و در نتیجه تداوم حیات دولت اسلامگرای اردوغان به میزان زیادی بستگی به مدیریت اردوغان در حل و فصل این پارادوکس در ترکیه دارد. بسیاری از کارشناسان وضعیت متناقض حفظ یا قطع رابطه با رژیم صهیونیستی را برای اردوغان امری اساسی ارزیابی کردهاند. این در حالی است که وضع فعلی و حمله اسرائیل به کشتی ترکیهای مرمره 2 سوال توامان فراروی دولت اردوغان قرار داد.
یک سوال از سوی لائیکها، ارتش و اعضای حزب حاکم مطرح بود که چرا اردوغان شهروندان ترکیه را با اعزام به سواحل غزه در معرض حمله اسرائیل قرار داده و یک سوال دیگر که از سوی مردم و اسلامگرایان برای اردوغان مطرح شده این است که چرا ترکیه تاکنون اقدام تاثیرگذار و جدیای انجام نداده و از خون هموطنانش دفاع نکرده است. هفتههای آینده پاسخ این سوالات مشخص خواهد شد که آیا اردوغان میتواند این فضای پارادوکسی را مدیریت کند و در انتخابات بهار سال آینده موقعیت حزب خود را در مجلس 500 نفره ترکیه حفظ خواهد کرد یا خیر. این تناقض درنهایت ترکیه را به سمت یک دوراهی حساس هدایت خواهد کرد، هرچند حمایت ترکیه از دولتهای اسلامی منطقه قابل انکار نیست. نقشی که ترکیه در موضوع هستهای ایران و جنگ 33روزه لبنان برعهده داشت، همچنین نقشی که در جنگ 22 روزه غزه و حمایت از جنبش اسلامی فلسطین (حماس) ایفا کرد، کاملا بارز و قابل تقدیر بود؛ نقشی که ترکیه در حل منازعات بینالمللی و بویژه منطقه خاورمیانه ایفا کرده کاملا فعالانه و تاثیرگذار بوده است.
نگاهی به این عوامل و تحلیل آنها نشان میدهد که ترکیه از مواضع اسلامی خود عقب نخواهد نشست. به نظر نمیرسد که آمریکاییها بتوانند این تمایل و مواضع را دستخوش تغییر کنند چرا که ترکیه در 8 دهه تبادلات نظامی و تجاری که با اروپا داشته و به رغم تمام فشارهایی که از سوی قدرتها به این کشور وارد میآید همچنان بر خواستهها و مواضع خود پافشاری میکند. در نتیجه به نظر میآید ترکیه به انتخاب ملی خودش پشت پا بزند. وضعی که امروز در ترکیه وجود دارد چشمانداز کل منطقه خاورمیانه است و مدل ارتباط ترکیه که تمرکز روی رابطه افقی با رابطه عمودی است در آینده در کل منطقه فراگیر میشود و این به معنای انزوای هر چه بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکا خواهد بود.