* برخی ها معتقدند که مناظره های تلویزیونی جرقه حوادث بعد از انتخابات بود. برخی نیز بالعکس معتقدند که این حوادث برنامه ریزی شده بوده است. نظر شما در این باره چیست؟ از نظر شما آیا این امکان وجود داشت که بتوانیم مانع از وقوع این حوادث شویم؟
** مطمئنا بله! ببینید بسیاری از بحرانها در عرصههای گوناگون اگر به موقع علت یابی و پیش بینی شوند قابل پیشگیری هستند. بحران و فتنه سال گذشته نیز از این قاعده مستثنی نیست. اینکه عده ای معتقدند این حوادث از قبل برنامه ریزی شده بود اگر بدین معنا باشد که زمینه وقوع این حوادث از قبل مهیا بوده است و یا اینکه دشمنان نظام و انقلاب برنامههای مدونی برای ضربه زدن به نظام و انقلاب دارند، بله بنده با این نظر موافقم.
اما همچنین بر این باورم که اگر خود ما زمینه را برای سوء استفاده دشمن مهیا نکنیم دشمنان به هیچ وجه این گستاخی و توانایی را ندارند که اینگونه نظام و انقلاب ما را مورد تهدید قرار دهند. به نظر بنده از چند ماه قبل از انتخابات قابل پیش بینی بود که این انتخابات میتواند در صورت عدم دقت و حساسیت لازم کلیه عوامل دخیل در آن اعم از نامزدها، رسانه ها و احزاب و نهادهای اجرایی و نیز عدم عقلانیت و توجه به منافع ملی دچار آفت ها و پیامدهای ناخوشایند و غیر قابل انتظاری شود.
اگر شما به فضای حاکم بر ماههای پیش از انتخابات و نیز فضای حاکم بر روند تبلیغات انتخاباتی و اظهار نظرها و موضع گیریهای نامزدها در طی این مدت نگاه کنید میبینید که این فضا در بسیاری از موارد خارج از دایره ارزشها و آرمانهای انقلاب و نظام اسلامی بود و میتوانستیم پیش بینی کنیم که این روند قانونگریزی و ارزش ستیزی در صورت تداوم میتواند ابعاد بسیار وخیم تر و غیر قابل کنترل تری به خود بگیرد که در عمل نیز همین گونه شد.
* عده ای بر خلاف شما بر این باورند که نقطه آغاز این ماجراها، مناظرههای تلویزیونی بود. شما این مساله را قبول ندارید؟
** به نظر بنده مصادیقی نظیر مناظرههای تلویزیونی که شما بر آن تاکید میکنید و مسایلی که در این مناظره ها مطرح شد تنها بخشی از علل این ماجرا بود. در واقع آنچه آشکارا دیده شد نشانه یک بیماری و آفت بود و نه خود بیماری. ما اگر بدنبال ریشه یابی حوادث هستیم باید از این نشانه ها به سمت خود بیماری حرکت کنیم. خود این آفت و تهدید ریشه هایی بسیار عمیق تر داشت و از چند ماه و حتی چند سال قبل آغاز شده بود.
* ببینید آقای دکتر، ما در ایام انتخابات شاهد یک فضای خوب و پرنشاط بودیم که اتفاقا از یک انتخابات خوب و پر شور خبر میداد و واقعا هیچکس هم تصور نمی کرد چنین اتفاقاتی پس از انتخابات رخ دهد.
** در مورد فضای عمومی جامعه و مردم، بله، بنده نیز با شما موافقم. اما تحلیل بنده ناظر بر فضای سیاسی جامعه است. بنده یک سئوال از شما دارم، مگر نه اینکه تمام تاکیدات رهبری، سند چشم انداز، برنامههای توسعه و ... همه بر جهت گیری بر پیشرفت و عدالت متمرکز هستند؟ پس چرا در فضای منتهی به انتخابات ما هیچ نشانه ای از این جهت گیری در برنامههای کاندیداها نمی بینیم؟
اینکه بنده معتقدم انحراف از اینجا شروع شد، ناظر بر همین مساله است. ما در آن ایام شاهد بودیم که چگونه بر خلاف اهداف نظام و برخلاف منویات رهبری به جای آنکه احزاب و نامزدها سمت و سوی خود را حرکت پرشتاب در جهت پیشرفت و توسعه بومی قرار دهند به سمت سیاسی کردن و امنیتی کردن فضای انتخابات پیش رفتند.
یکی دیگر از مهمترین نشانه ها نیز همان رواج بداخلاقی ها و افراط کاری ها بود که همه شاهد آن بودیم. در آن مقطع قبل از انتخابات شاهد بودیم که فضا به شدت به سمت یک فضای دو قطبی پیش میرود. یک دو قطبی افراطی که در آن هر کدام از طرفین خود را خیر مطلق و طرف مقابل را شر مطلق میدانستند. این دو قطبی شدید به تدریج انتخابات را برای این افراد و احزاب به شکل یک نوع بازی مرگ و زندگی تبدیل کرد و همین مساله باعث شد تا هزینههای شکست در انتخابات برای هر کدام از طرفین به شدت بالا برود و هیچکدام تحمل نتیجه ای خلاف تصورات خود را نداشته باشند.
* یعنی شما معتقدید تمام این حوادث ناشی از جهت گیری غلط فضای سیاسی و افراط کاری ها بود؟
** بله، مطمئنا اگر این عوامل نبود آن اتفاقات نیز رخ نمیداد. این نوع سیاست ورزی غیر اخلاقی و سیاست زدگی مفرط با حب و بغض ها و عقده گشاییهای ریشه دار سیاسی دست و به دست هم دادند و یکی از بزرگترین حماسههای تاریخ این سرزمین را به کام ملت ما تلخ کردند. دشمنان ما نیز که در طول این سالهای پس از انقلاب نشان داده اند که مترصد سوء استفاده از این غفلتها هستند بر ابعاد این توهم افزودند و متاسفانه دیدیم که چگونه عده ای خواسته یا ناخواسته زمینه این سوء استفاده ها را فراهم کردند و هم به خود و هم به نظام و انقلاب و هم به مردم و بخصوص طرفدارانشان ظلم کردند.
* و آیا هر دو طرف مناقشه سهم یکسانی در این افراطی گری داشتند؟
** در خصوص سهم طرفین دعوا در این افراط گرایی نیز باید بگویم که بنده در فتنه سال قبل به وجود طرفین دعوایی، بدانگونه که مد نظر شماست، باور ندارم. از نظر بنده در حوادث سال قبل، یک طرف، جریان فتنه بود و طرف دیگر، کلیت انقلاب و نظام و مردم که مورد هجوم فتنه قرار گرفته بودند.
مطمئنا آنان که آغاز گر جریان فتنه بودند نقش اصلی را در این افراط گری ها و پیامدهای آن داشته اند. البته بنده به هیچ وجه قصد ندارم که برخی رفتارهای عجولانه و نادرست نسبت به معترضین را انکار و یا توجیه کنم. مسلما افراط گری و رفتار نادرست از هر سویی که باشد در خور تقبیح و پیگیری است اما نکته مهم این جاست که این قبیل واکنش ها نیز خود نتیجه همان رفتارهای افراطی برخی از معترضین و نیز جریانهای مشکوک و ضدانقلاب رخنه کرده در آنهاست.
به خاطر داشته باشیم که جریان فتنه کلیت نظام را زیر سئوال برده و با تهدید مواجه کرده بود و مطمئنا در چنین وضعیتی احتمال برخورد خارج از ضابطه و قانون نیز محتمل است هر چند که باید این گونه مسایل نیز جبران شود، همانگونه که مقام معظم رهبری نیز در مواردی نظیر ماجرای کهریزک و کوی دانشگاه بر پیگیری جدی این تخلفات تاکید کرده اند، اما اینها نباید اصل مساله را که همانا مقابله آشکار جریان فتنه با اصل نظام است زیر سئوال ببرد.
* آیا نمی شد کاری کرد که آن حوادث پس از انتخابات رخ ندهد؟ آیا واقعا هیچ راه گریزی نبود؟ من تحلیل شما را درباره روند رویدادها و حوادث پس از انتخابات میخواهم.
** بنده قبلا این تحلیل را جای دیگر هم گفته ام، اینجا هم بار دیگر تکرار میکنم. ببینید همانطور که گفتید الان یکسال از آن تاریخ گذشته و فرصت مناسبی فراهم شده تا به یک تصویر و برداشت منصفانه از شرایط و وقایع آن روزها برسیم. به نظر بنده برای یک تحلیل منصفانه نسبت به وقایع سال گذشته، باید بازه زمانی بعد از انتخابات را به دو دوره قبل از خطبههای رهبری در نماز جمعه تهران و پس از خطبههای ایشان تقسیم کنیم. ما یک فاصله تقریبا یک هفته ای داریم بین برگزاری انتخابات و اعلام نتایج آن تا اولین جمعه بعد از انتخابات که شاهد آن خطبه مهم و سرنوشت ساز رهبری بودیم. در این فاصله برخی از کاندیداها و طرفداران آنها که به نتایج انتخابات معترض بودند، سعی کردند تا به انحاء مختلف نارضایتی خود را نشان دهند. به خاطر فضای مبهمی که بر جامعه حاکم بود و متاسفانه تلاشی نیز از سوی مسئولین امور برای رفع ابهامات و شفاف سازی صورت نمی گرفت و نیز به خاطر وجود همان فضای احساسی و دو قطبی قبل از انتخابات، این قبیل اعتراضات از سوی کاندیداها و طرفداران آنها میتوانست نوعی واکنش طبیعی به یک شکست غیر منتظره تلقی شود. اما پس از خطبههای مقام معظم رهبری ما وارد فضای کاملا متفاوتی میشویم که تحلیل متفاوتی را نیز طلب میکند. هنگامیکه رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان ولی امر مسلمین و فصل الخطاب نظام اسلامی مسئولیت انتخابات و نتایج آن را بر عهده میگیرند، از کاندیداها و طرفداران آنها انتظار میرفت که مساله را تمام شده تلقی کنند.
از این زمان به بعد تداوم اعتراضات و پافشاری بر ادعاهای قبلی از سوی کاندیداهای معترض و طرفداران آنها نه توجیه شرعی داشت و نه توجیه قانونی و نه توجیه عقلی. البته در این میان نباید نقش دشمنان و فتنه انگیزی ایشان بخصوص نقش رسانههای بیگانه را نیز دست کم گرفت.
* یعنی همان فقدان بصیرتی که رهبری تاکید داشتند؟
** بله، شاید اگر همه از آزمون ولایت پذیری سربلند بیرون میآمدند ما امروز شاهد این حوادث نبودیم. البته در این میان یک نکته مهم دیگر نیز وجود دارد که به خود مختصات شرایط فتنه بر میگردد. همچنانکه در روایات ائمه(ع) نیز آمده است، شرایط فتنه شرایطی است که در آن همه چیز دچار ابهام و غبار آلودگی است و به همین دلیل شناخت راه صحیح برای خواص و نخبگانی که به تعبیر زیبای مقام معظم رهبری فاقد بصیرت هستند به شدت دشوار میشود. ضعف بصیرت باعث عدم شناخت صحیح شرایط و به تبع آن باعث موضع گیری ها و اقدامات عجولانه ای شد که زمینه را برای امیدواری و فرصت طلبی دشمنان مهیا کرد.
بنده ضعف بصیرت را ضعف ایمان و سستی اعتقاد به ارزشها و اصول انقلاب و نیز فقدان شجاعت در قبول خطاها و اشتباهات میدانم. شما اگر تاریخ انقلاب اسلامی را از ابتدا تاکنون بررسی کنید ملاحظه میکنید که در تمامی فتنههای پس از انقلاب پای این عواملی که ذکر کردم در میان بوده است. در یک جمله اگر بخواهم ریشه تاریخی این قبیل فتنه ها را توضیح دهم باید به همان ضعف ولایت پذیری تکیه کنم.
از ابتدای انقلاب تاکنون هر جا که شاهد یک موفقیت و پیروزی بودیم ناشی از تبعیت از رهبری و ولایت بوده است. به نظر بنده بصیرت یعنی اینکه یک سیاستمدار و یا یک مقام و مسئول در نظام اسلامی همواره خود را همچون مجاهدی در راه خدا ببیند و تحت امر رهبری در هر زمانی آماده مبارزه با فتنه باشد.
* شما بر مبنای دیدگاههای حضرت امام(ره) به تعریف خاصی از سیاست ورزی اشاره کردید. آیا فقدان این نوع نگاه به عرصه سیاسی و مدیریتی در نظام اسلامی از سوی برخی از افراد و گروهها را عامل این انحرافات و خطاها میدانید؟
** امام بزرگوار ما به عنوان بنیانگذار این نظام مقدس صراحتا میفرمایند: «ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفهایم نه مأمور به نتیجه.» خوب، به اعتقاد بنده، توجه به همین یک نکته راه را برای همه ما روشن میکند. امام سنگ بنای حرکت اجتماعی خود را بر تکلیفگرایی و جهاد در راه خدا گذاشت و چون به کارایی و تأثیر فوقالعاده تکلیفگرایی اعتقاد داشت، در طول دوران مبارزه بر مبنای آن حرکت کرد. به همین دلیل و بر اثر آموزهها و تعلیمات امام خمینی (ره) در سالهای اول انقلاب جوی در جامعه بوجود آمده بود که غالب افراد بر اساس وظیفه و تکلیف شرعی پست و مسئولیت قبول میکردند و معمولاً سر نپذیرفتن مسئولیت، رقابت و دعوا بود، نه «کسب کرسی ریاست».
در آن دوران که فرهنگ جهادی رونقی داشت، تفکر غالب مردم در مسائل سیاسی ـ اجتماعی ناشی از همین جو تکلیفگرایی بود و اتفاقاً پیشرفت و موفقیت هم به دنبال داشت. در جریان جنگ تحمیلی و دفاع مقدس نیز، همین تلقی «وظیفه» و «تکلیفگرایانه» ملت ایران بود که خیل عظیم مردم بخصوص جوانان را برای حضور در جبههها به رقابت وامیداشت و از سوی دیگر مدیریت و فرماندهی این حماسه عظیم تاریخی ملت ایران نیز، بر مدار تکلیف و وظیفه میچرخید که برکات و آثار خیره کنندهای در تاریخ جنگهای بشری بوجود آورد. از دیدگاه امام(ره) برای انسان، همواره تکلیف و وظیفهای متصور است که باید آن را تشخیص دهد و انجام دهد و اصولاً انسان بدون تکلیف، معنا ندارد. برای انسانی که نفس سرکش و زیادهطلب خود را به قید تکلیف، لگام میزند، دیگر رقابت و جنگ قدرت، معنایی ندارد.
به طور خلاصه دو گونه نگاه به سیاست ورزی وجود دارد که هر یک لوازم و آثار خود را بدنبال دارد؛ گرفتن پست و مسئوولیت از دیدگاه تکلیفگرایی نوعی عبادت و انجام وظیفه است. ولی در تفکر مقابل آن، ابزار قدرت و ثروت و ارضای جاه طلبی است. در دیدگاه تکلیفگراها دفاع از افراد و گروهها بر اساس حق و عدالت است و حتی خودیهای متخلف هم مورد انتقاد قرار میگیرند. اما در دیدگاه رقابت جویانه، باند و دستهی خودی مدار حق است و هر چه خودی باشد، حتی اگر «ناحق»، باید مورد حمایت قرار گیرد.
* اجازه دهید از زاویه دیگری به مسایل انتخابات بپردازیم. به نظر شما ریشه ها و انگیزه های طرح موضوع "تقلب" در انتخابات از سوی برخی از افراد و جریان های سیاسی چه بود ؟
** به نظر بنده در ایجاد این مساله که من نام توهم تقلب به آن میدهم عوامل مختلفی دخیل بودند. مهمترین علت را شاید بتوان نوعی توهم پیروزی دانست که بر اثر القای اطرافیان و برآورد غلط شرایط کشور در برخی از کاندیداها بوجود آمده بود. البته «خود شیفتگی سیاسی» و بغض شدید نسبت به رقیب و وجود همان فضای دو قطبی و تبدیل انتخابات به بازی مرگ و زندگی که قبلا عرض کردم نیز باعث شد تا عده ای بر خلاف واقعیات موجود، بر مساله غلطی به نام تقلب که هیچ گونه دلیل و برهان قاطعی برای وقوع آن نداشتند، اصرار و پافشاری بیهوده کنند.
* یعنی به نظر شما برخی کاندیداها چون شناخت صحیحی از شرایط کشور نداشتند مدعی بروز تقلب شدند؟
** ببینید اولین انتظاری که از یک کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری و یا احزاب و گروههای حامی کاندیداها میرود آن است که فهم صحیحی از شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه و به عبارت ساده تر درک درستی از زمان و مکانی که در آن حضور دارند داشته باشند. ما در این انتخابات شاهد بودیم که برخی از کاندیداها و احزاب و گروههای حامی ایشان فاقد چنین درک و فهمی بودند و بسیاری از اشتباهات بعدی نیز معلول همین فهم نادرست شرایط بود.
اگر دقت کرده باشید ما در این دوره شاهد یک تغییر مهم در تقسیم آراء به لحاظ جغرافیایی بودیم. در تمام دورههای گذشته انتخابات ریاستجمهوری، تهران نقش تعیین کننده ای در سرنوشت نهایی آراء داشت. بهطوریکه فضای سیاسی سایر شهرها و روستاهای کشور تحت تاثیر فضای سیاسی غالب تهران شکل میگرفت. به این ترتیب در انتخابات دورههای قبل هر فرد یا گروهی که در تهران حائز اکثریت آراء بود میتوانستیم پیش بینی کنیم که همین وضعیت نیز تا حدودی در سایر شهرستانها و روستاها وجود دارد و به تبع آن از روی فضای سیاسی تهران میشد نتیجه نهایی انتخابات را نیز پیش بینی نمود.
اما این بار شرایط با گذشته متفاوت بود و متاسفانه برخی از کاندیداها متوجه این تغییر شرایط نشدند و نتوانستند تحلیل درستی از وضعیت موجود و برآورد صحیحی از میزان آراء خود داشته باشند. برخی از کاندیداها گمان میکردند چون در تهران تعداد طرفداران آنان بیشتر است همین وضعیت در سراسر کشور نیز برای آنها وجود دارد در صورتیکه بدلیل برخی رویکردها و عملکردهای آقای احمدی نژاد و دولت نهم و نیز برخی مسایل دیگر که تحلیل جداگانه ای میطلبد، شهرستان ها و روستاها فضای سیاسی متفاوتی با تهران داشتند و همین مساله نیز باعث شد تا تقسیم آراء در سایر نقاط کشور با تقسیم آراء در تهران متفاوت باشد، نکته ای که کاندیداهای معترض متاسفانه به آن پی نبردند و با اصرار بر اشتباه و تحلیل غلط خود، این فتنه بزرگ را دامن زدند.
* آقای دکتر، شما میگویید که برای نخستین بار شاهد چنین تغییر آرایش آراء بودهایم، پس شاید معترضین حق داشته اند بر اساس تجربیات قبلی به تحلیل اشتباه برسند؟
** بله، اینکه آنها بدلیل چند سال دوری از فضای سیاسی و عدم شناخت دقیق شرایط روز به تحلیل اشتباه برسند، جای شماتت ندارد، هرچند که بنده معتقدم رسیدن به این تحلیل نیز زیاد دشوار نبود. اما آن چیزی که باعث سرزنش ایشان است، اصرار بر این ادعای نادرست و تحلیل غلط است. اینکه انسان اشتباه بکند یک مساله است و اینکه بر اشتباه خود پافشاری بکند مساله متفاوتی است و نشان از نوعی لجاجت و خودخواهی غیر منطقی دارد.
*اگر اجازه دهید میخواهم بدانم خود شما در آن زمان چه موضعگیریهایی داشتید و چه اقداماتی انجام دادید؟
** درباره مواضع و دیدگاههای خودم در خصوص حوادث پس از انتخابات باید بگویم در اولین فرصتی که رسانه ملی در اختیار بنده قرار داد ـ اگر اشتباه نکنم در گفتوگوی خبری شبکه 2 در دوم تیرماه ـ با تبیین مسائل و حوادث روز، صراحتا دیدگاههایم را بیان کردم و هنوز هم بر سر همان تحلیل و مواضع اولیه هستم و معتقدم اگر آن روز این قبیل مواضع در لابهلای هیاهوها ناپدید نشده بود، شاهد بسیاری از حوادث ناگوار بعدی نبودیم و روند مسائل و رویدادها به گونهای دیگر رقم میخورد. طی ماههای پس از آن نیز هرگاه فرصتی دست داده به تبیین مواضع خود پرداختهام. در دیدارها و ملاقاتهای خصوصی هم که با شخصیتها و مسئولان داشتهام، بارها دیدگاهها و نقطهنظرات و تجربیات خود را برای مدیریت و کنترل منطقی و موثر فضای جامعه با آنها در میان گذاشتم اما متاسفانه شاهد بودیم که در فضای پس از انتخابات، صدای کسانی که به دنبال شفافیت فضا و ایجاد یک فضای عقلانی و خاموش کردن آتش فتنه بودند در هیاهوی افراطگریها گم شد.
* راهحلهای شما چه بود؟
** به طور خلاصه اگر بخواهم بگویم تاکید توامان بر قانونگرایی و آرامش از یکسو و نیز تاکید بر شفافیت و ابهامزدایی از سوی دیگر. البته این راهحلها مختص به بنده نبود. بسیاری از دلسوزان نظام و در راس آنها مقام معظم رهبری بارها بر این مسئله تاکید کردند. به نظر بنده اگر در همان زمان همه افراد و جریانها و نیز مسئولان و رسانهها به توصیه رهبری مبنی بر پیگیری توامان لزوم برقراری آرامش در جامعه و شفافیتسازی تاکید میکردند، بسیاری از ابهامات مرتفع شده و از بسیاری از حوادث ناگوار بعدی جلوگیری میشد اما متاسفانه در عمل عدهای فقط به صورت یکجانبه بر شفافسازی مسائل تاکید کردند و از آن سو نیز عدهای دیگر بر لزوم ایجاد آرامش حتی از طریق امنیتی کردن فضای جامعه اصرار ورزیدند.
* آقای دکتر، یکی از محورهای مورد تاکید رهبری در سال گذشته، مردودی برخی از خواص در جریان فتنه بعد از انتخابات بود. به نظر شما چرا برخی از جریانات سال قبل توده مردم از برخی از خواص پیشی گرفتند؟
** پاسخ به این سوال نیازمند یک بازخوانی تاریخی است. شما تاریخ همین چند دهه اخیر کشور را که مرور کنید به خصوص وقایع منتهی به انقلاب اسلامی و سالهای پس از انقلاب تاکنون را به یک نکته مهم پی خواهید برد و آن هم این است که در روند بزرگترین حوادث و رویدادهای تاریخی این سرزمین که پای استقلال، آزادی و عزت این مرزوبوم در میان بوده است، تودههای مردم بیشترین نقش را ایفا کردهاند. اگر پیوند عمیق میان این امت با امامشان نبود به هیچوجه این انقلاب به پیروزی نمیرسید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز اگر حضور پرشور و آگاهانه و عاشورایی مردم در عرصههای مختلف دفاع از انقلاب و نظام نبود به هیچوجه این انقلاب از آماج آن همه توطئه و دشمنی به سلامت بیرون نمیآمد و به این رشد و بالندگی نمیرسید. مگر همین مردم نبودند که آن حماسه عظیم 22 خرداد را خلق کردند. حماسهای که به دست مردم خلق شد اما توسط برخی از به اصطلاح نخبگان مورد خدشه و تردید قرار گرفت. برخلاف عامه مردم، برخی از خواص و نخبگان ما در طول تاریخ فاقد درک و شناخت صحیحی از شرایط و موقعیتها بودهاند. غرور ناشی از آگاهی کاذب، خودشیفتگی و حق و جایگاهی فراتر از سایرین برای خود قائل شدن باعث شده است تا برخی از خواص همواره از روند تحولات جامعه عقب بمانند.
* قبول دارید که در برابر حوادث سال پیش عده زیادی از مردم نیز غافلگیر شدند و دشمن هم از این غافلگیری بیشترین سوءاستفاده را کرد؟
** فکر میکنم همان عواملی که به ایجاد توهم تقلب و نیز ایجاد فتنه انجامیدند در ایجاد این غافلگیری نیز موثر بودند. یکی از مهمترین این عوامل همان فضای منتهی به انتخابات و نیز فضای پس از آن بود. ما در روند تبلیغات و مناظرات انتخاباتی شاهد بودیم که چگونه فضای جامعه به سوی فضایی احساسی و به دور از عقلانیت و منطق پیش میرود. ببینید وقتی که نامزدها به جای مخاطب قرار دادن شعور مردم و اقناع عقلانی ایشان به تحریک احساسات مردم میپردازند و برای شکست حریف و کسب آرای بیشتر به ایجاد فضایی هیجانآلود و هنجارستیز در جامعه دامن میزنند، باید منتظر این غافلگیریها باشیم. به نظر بنده در این قضایا مردم و به خصوص جوانان یکی از قربانیان اصلی فتنهها بودند.
* اگر اجازه دهید دیدگاه شما را راجع به یک مفهوم کلیدی دیگر جویا شویم. یکی از مختصات و کلیدواژههای فتنه سال 88 بحث جنگ نرم است، به نظر میرسد که جدیت و خطر جنگ نرم آنچنان که باید و به اندازهای که رهبری تاکید دارند، مورد توجه قرار نگرفته است؟
** متاسفانه همانگونه که قبلا نیز گفتم در طول سالهای اخیر این قبیل غفلتها را زیاد شاهد بودهایم. در سالهای گذشته شاهد بودهایم که مقام معظم رهبری به عنوان نظریهپرداز و راهبر اصلی نظام اسلامی به بیان و تبیین مفاهیم و مواضعی میپردازند که باید تبدیل به الگوی عملی حاکم بر اداره کشور در تمامی شئون آن شود اما متاسفانه هیچگاه شاهد برخوردی در خور شأن و جایگاه حاکمیتی این مفاهیم نبودهایم. اصطلاح جنگ نرم نیز یکی از مفاهیم مهمی بود که در آغازین روزهای فتنه سال قبل رهبر معظم انقلاب در خصوص توجه به آن به همه آحاد جامعه به خصوص نخبگان و سیاستورزان هشدار دادند. متاسفانه برخی از هر جناح و سلیقهای نیز پیدا میشود، آنچنان برای رقابتها و بازیهای سیاسی ارزش و هویت ذاتی قائل شدهاند که اهداف و آرمانهای اصلی را از یاد بردهاند. همین مسئله باعث شده است تا آنها تهدیدات علیه منافع شخصی و گروهی خود را در جایگاهی مهمتر از تهدیدات علیه کلیت نظام و انقلاب قرار دهند.
* با وجود همه فراز و نشیبهایی که اشاره کردید، مسیر انقلاب اسلامی و حرکت نظام را چگونه میبینید؟
** این انقلاب و نظام مقدس تاکنون با تأسی به ولایت و رهبری و پشتوانه عظیم مردمی فتنهها و تهدیدات بسیاری را با موفقیت پشتسر گذاشته و هر بار موفقتر از بار قبل به سازندگی روی آورده است. اکنون که غبار فتنه فروکش کرده است باید با شتاب بیشتر به سمت تحقق اهداف و آرمانهای نظام حرکت کنیم. چندین ماه به خاطر وجود فضای فتنه در کشور شاهد کاهش کار و فعالیت بودیم از این رو باید با جدیت بیشتری به دنبال جبران فرصتهای از دست رفته باشیم. پیام مقام معظم رهبری در خصوص لزوم کار و همت مضاف در سال جدید نیز ناظر بر همین تلاش بیشتر ملت و مسئولان برای جبران عقبماندگیها و حرکت پرشتاب در جهت تحقق اهداف متعالی نظام است.
* برای بهبود فضای سیاسی کشور و بازگشت آرامش و ثبات به این عرصه چه توصیه و راهکاری دارید؟
** به نظر بنده مهمترین توصیه و راهکار را در این زمینه مقام معظم رهبری ارائه دادهاند. شاهد بودیم که ایشان چگونه در زمانی که برخی رویکردهای افراطی بر دفع و طرد کامل و یکجانبه همه جریانها و افراد معترض تاکید داشتند، رویکرد اصولی نظام را جذب حداکثری و دفع حداقلی اعلام کردند و نشان دادند که نظام جمهوری اسلامی به هیچوجه به دنبال ایجاد یک فضای بسته و منفعل سیاسی نیست. رویکرد مقام معظم رهبری الگوی کاملی برای همه کسانی است که داعیه ولایتپذیری دارند.
* به نکته مهمی اشاره کردید. جذب حداکثری و دفع حداقلی نیز از جمله عبارات پرتاکید رهبری در سال گذشته بود. اگر امکان دارد نظر خودتان را در این زمینه شفافتر بیان کنید؟
** نظر بنده همانگونه که گفتم در تداوم نظر رهبری است. اگر به رویدادهای سال گذشته نگاه کنید و موضعگیریهای رهبری را رصد کنید، میبینید که رهبر معظم انقلاب از سویی با تمام توان در برابر هجوم به کلیت نظام ایستادند و لحظهای از دفاع از انقلاب اسلامی و آرمانها و ارزشهای آن دست نکشیدند و از سوی دیگر اعلام کردند تا کسی اصرار بر خروج از نظام نداشته باشد، راضی به طرد و دفع او نیستند. رهبر معظم انقلاب در این جریانات نشان دادند که در عین اینکه در پاسداری و حراست از انقلاب و ارزشهای آن با کسی مماشات ندارند اما از سوی دیگر در جذب افراد و حفظ حقوق مردم نیز مصر هستند. نحوه برخورد رهبری با سران معترضان و نیز نحوه برخورد ایشان با قضایایی نظیر کوی دانشگاه و کهریزک از مهمترین مصادیق این رویکرد اصولی رهبری است. به اعتقاد بنده، ولایتپذیری اقتضا میکند که همه ما اعم از افراد، رسانهها و احزاب خود را ملزم و مکلف به اطاعت از این استراتژی کلان رهبری بدانیم. باید توجه داشته باشیم که آنچه ما را از تهدیدات و دشمنیها مصون میدارد و تحقق اهداف و آرمانهای نظام و انقلاب اسلامی را ممکن میسازد، وجود وفاق و همدلی و بهرهگیری از تمام ظرفیتها و استعدادهای ملی است. امنیت ملی و منافع ملی تنها هنگامی به طور حداکثری تحقق مییابند که ما مطابق راهبرد رهبری حرکت کنیم و به دنبال جذب حداکثری و دفع حداقلی نیروها و سرمایههای داخل نظام باشیم.
* به نظر شما آیا با حوادث پس از انتخابات تفاوتی در جایگاه سیاسی احزاب و جریانشناسی سیاسی کشور رخ داده است؟
** بله، قطعاً تفاوتهای زیادی رخ داده است. در روند حوادث پس از انتخابات افراد و جریانهایی که در مسیر رهبری و همراه با قاطبه ملت حرکت کردند از این آزمون سربلند بیرون آمدند و کسانی که به دنبال خواستها و مطامع فردی و جناحی خود رفتند در برابر انقلاب و نظام سرافکنده شدند. بر مبنای چنین معیاری امروز شاهد تغییر در جریانهای سیاسی کشور هستیم به گونهای که تقسیمبندیهای قبلی دیگر نمیتواند توضیحدهنده وضعیت کنونی جناحهای سیاسی کشور باشد. امروز مردم شناخت عمیقتری نسبت به افراد و گروهها پیدا کردهاند و مسلماً این شناخت در انتخابهای آینده مردم و به تبع آن حیات سیاسی آینده این افراد و گروهها نقش تعیینکنندهای ایفا خواهد کرد. هرچند همانگونه که قبلا نیز گفتم در زمینه این جریانشناسی نیز نباید راه افراط را پیمود و احکام کلی صادر کرد. این مسئله نباید بهانه و حربهای برای افراطیونی باشد که به دنبال تسویه حساب جناحی و دفع حداکثری تمام سلیقههای مخالف خود هستند بلکه باید با تبعیت از رهبری به دنبال جذب حداکثری و دفع حداقلی باشیم تا به تدریج شاهد شفافتر شدن اوضاع و ثبات فضای سیاسی کشور توام با پویایی و نشاط آن باشیم. باید با دشمن مصداق اشدا علی الکفار را داشته باشیم ولی در میان نیروهای انقلاب حدالامکان تا جایی که میشود باید به دنبال جذب نیرو در جبهه خودی بود، نباید با شعارهای افراطی به سمت ریزش جبهه خودی پیش برویم.
* چه نصیحت یا راهکاری برای سران جریان اصلاحطلب در مقطع فعلی دارید؟
** بنده نه تنها اصلاحطلبان بلکه همه احزاب و جناحها را به بازخوانی عملکرد و رفتارشان طی حوادث اخیر دعوت میکنم. آن قسمت از اصلاحطلبانی که در دام این غائله افتادند مطمئنا بیش از سایرین نیازمند عبرتگیری از حوادث سال گذشته و اصلاح افکار و رفتارهای خود و بازگشت به مسیر اصلی انقلاب و نظام هستند. توصیه یا به عبارتی دیگر درخواست بنده از تمامی احزاب و جریانهای سیاسی و سران و رهبران آنها این است که با تبعیت از رهبری به دنبال حفظ به دنبال حفظ سرمایههای نظام و ایجاد فضای همدلی و وفاق بوده و از آلوده کردن فضای کار و تلاش به لجبازیها و قدرتطلبیهای سیاسی خودداری کنند و تمام همت و توان خویش را مصروف تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب کنند. ما برای تحقق برنامهها و اهدافی که برای آینده کشور در نظر گرفتهایم، زمان زیادی در اختیار نداریم و تاکنون نیز به واسطه سیاستبازیها و رقابتهای بیحاصل سیاسی فرصتهای فراوانی را از دست دادهایم. ملت و کشور ما نیازمند سیاستمداران و مدیرانی است که خالصانه و آگاهانه و به دور از تعصبات جناحی و حزبی به دنبال تحقق پیشرفت و عدالت در این کشور باشند. احزاب و گروههای سیاسی متعلق به هر جناحی که باشند فقط تا هنگامی که در این مسیر حرکت کنند، مورد قبول مردم خواهند بود.
* در کنار همه تلخیها و نکات منفی، پیامدهای مثبت و عبرتآموز فتنههای سال 88 را چه میدانید؟ آیا فکر میکنید که نظام با عبور از این فتنه در برابر انواع جدید و خاص تهدیدات نرم آبدیده و واکسینه شده است؟
** یکی از مهمترین درسهای فتنه سال 88 این بود که همه ما بدانیم هیچوقت نباید از آفات بیشماری که انقلاب و نظام را مورد تهدید قرار میدهند، غافل شویم. تهدیداتی که هر روز در شکل و قالبی جدید خود را نشان میدهند. قطعا دنیای سلطه و وابستگانش دست از تلاشهای مذبوحانهشان برنخواهند داشت. آنچه که مهم است، این است که افراد و جریانهای داخلی با افراطیگریها و کجاندیشیهای خود آب به آسیاب دشمن نریزند و با عمل به توصیههای مقام معظم رهبری در جهت وحدت و همدلی ملی بکوشند.
* به عنوان آخرین سؤال میخواهم بدانم که دکتر قالیباف راهکاری رفع آسیبها و تلخیهای فتنه انتخابات ریاست جمهوری دهم را در مقطع فعلی چه میداند؟ نخستین گام را در این خصوص چه میدانید؟
** نخستین گام همانگونه که گفتم، آن است که به عنوان یک تجربه گرانبها به این حوادث نگاه کنیم تا از آسیبهای آینده در امان باشیم. تنها راهکار رفع این تلخیها و جبران آسیبهای آن، همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی تاکید کردهاند، کار و همت مضاعف است. باید هرچه زودتر کشور را در مسیر کار، کوشش تلاش همهجانبه برای نیل به اهداف و برنامههای از پیش معین شده قرار دهیم. رهبر معظم انقلاب در بیانات متعدد خود تاکید داشتهاند که حجم و کیفیت کارهای صورت گرفته تاکنون در اندازه و در حد قابلیتها و تواناییهای کشور و ملت ما نبوده است و جایگاه فعلی ما نیز در جهان به هیچوجه در شأن ملت ما نیست. ما باید بدانیم که هنوز راه زیاد و دشواری برای رسیدن به اهداف و آرمانهایمان داریم و طی کردن این مسیر سخت و ناهموار تنها با کار و تلاش مضاعف و آگاهانه امکانپذیر است. مردم ما با بصیرت و حضور در صحنه وظیفه خود را در قبال انقلاب و نظام اسلامی انجام دادهاند، اکنون وظیفه مسئولان است که به فکر حل مسائل مردم باشند. سالهای آینده، سالهای حساس و مهمی برای کشور ماست و برای گذر از این سختیها به حضور همه مردم از تمامی علایق و سلایق سیاسی در عرصه سازندگی احتیاج داریم. باید بدانیم که در جامعهای با علایق و سلایق مختلف زندگی میکنیم به همین دلیل باید شیوه کنار آمدن با سلایق گوناگون را بیاموزیم و به کار بندیم. باید بدانیم که خشونت و تخریب و لعن و توهین راه اثبات حقانیت نیست. باید به دنبال اقناع همدیگر باشیم نه سرکوب یکدیگر. در جهانی که وسایل ارتباط جمعی روز به روز گسترش پیدا میکنند باید به دنبال راهحلهای تازه برای اقناع جامعه بود. نباید اختلاف سلایق را بهانهای برای تنفر از یکدیگر و دشمنسازی بکنیم. اگر میخواهیم در دنیای کنونی به سیاستورزی و اداره جامعه بپردازیم، باید مدیریت اختلاف سلایق را بیاموزیم و یاد بگیریم که چگونه از مین این تکثرها، وحدت بیافرینیم. باید بدانیم که ما تنها در صورتی به عهدی که با امام و شهیدان و آرمانهای انقلابمان بستهایم، وفادار بودهایم که لحظهای از مجاهدت و تلاش در جهت تحقق جامعه نمونه اسلامی که در آن توسعه همهجانبه همراه با معنویت و ایمان حاکم باشد، دست برنداریم. مطمئنا شیرینی رسیدن به جامعه و کشوری در خور ملت شریف ایران، تلخی تمام حوادث ناگوار را از بین خواهد برد.