علی شیرازی
دنیاگرایی، شاخههایی دارد که به برخی از آن اشاره میکنیم:
الف: ریاستطلبی؛
ابن ابیالحدید در شرح نهجالبلاغه میآورد: طلحه و زبیر به هوس ریاست کوفه و بصره با علی(ع) بیعت کردند، ولی آن گاه که پایداری علی را در دین و تصمیم محکم و سازشناپذیری وی را دیدند و مشاهده کردند که علی(ع) مصمم است خط اصلی حکومتش را بر مبنای کتاب و سنت پیامبر گرامی اسلام(ص) قرار دهد، سر به شورش برداشتند.(1)
راز برخی از مخالفتهای برخی از فرزندان ناصالح امامان و ائمه حق همین بیماری ریاستطلبی پرده بر بصیرتشان کشید و آنان را در برابر ائمه حق قرار داد.
مقام معظم رهبری در تاریخ 18/2/1371 در نمازجمعه تهران، در خصوص ریاستطلبی عمر سعد فرمودند: «گفتند که به تو حکومت ری را میخواهیم بدهیم... بعد گفتند که اگر به جنگ حسین بن علی(ع) نروی، از حاکمیت ری خبری نیست...»
وقتی که آدم درونتهی است، وقتی که جامعه، جامعهی دور از ارزشهاست، وقتی که آن خطوط اصلی در جامعه ضعیف شده است، دست و پا میلرزد... یک شب فکر کرد، بعد گفت بله من ملک ری را میخواهم!
وقتی بصیرت کور شد، حاضر میشود امام خود را بکشد تا به ریاست برسد!
ب: مالپرستی
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: برای هر امتی فتنه و امتحانی است و وسیلهی امتحان امت من، «مال» است.
امیرمؤمنان علی(ع) نیز فرمودند: دوستی و محبت «مال»؛ سبب فتنههاست.(2)
امیر سخن(ع) در حکمت 316 نهجالبلاغه میفرماید: مال، پیشوای تبهکاران است.
تبهکاران، ارزش را تنها منحصر در مال و قدرتهای مادی میدانند و با این عینک به همه چیز و به همهی افراد نگاه میکنند. فرعون به حامیانش گفت: «مگر نه این است که من از این مردی (موسی) که از خانواده و طبقهی پستی است... برترم؟! (اگر درست میگوید) چرا دستبندهای طلا به او داده نشده است.»(3)
مالپرستان قوم نوح نیز به او گفتند: «آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که افراد پست و بیارزش از تو پیروی کردهاند؟!»(4)
منظور فرعون و مالپرستان قوم نوح از پست و بیارزش، نداشتن مال و ثروت بود!
در نگاه این افراد، همه چیز با مال و ثروت معنا مییابد. چه اینکه مالپرستان عصر نبی مکرم اسلام(ص) میگفتند: «چرا این قرآن بر شخصیت بزرگ و مرد ثروتمندی از سرزمین مکه یا مدینه نازل نشده است؟»(5)
وقتی همه چیز در مال و ثروت و تجملات و لباسهای زیبا و قصرهای گرانبها و مجلل و انواع زینتهای دنیایی خلاصه شد، ثروتی هرچند اندک، آدمی را در برابر حق قرار میدهد و بصیرت انسان کور میشود.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «امت مرا پس از من، شرایط گمراهکننده و از دین برگردان، چون پارههای شام سیاه فرو میپوشاند و در آن شرایط انسان، صبحگاهان مؤمن است و شامگاهان کافر میشود و جماعتهایی هستند که دینشان را به پارهی ناچیزی از ثروت یا لذت دنیا میفروشند.»(6)
برای اینها «مال» هدف است. به جای خدا، مال را میپرستند. گرفتار مستی نعمتهای خدایند و علیه خدا «فتنه» میکنند. اینان بر سر ثروت ناچیز مسابقه میگذارند و دنیا را از دست یکدیگر میقاپند!
حضرت علی(ع) در خطبهی 151 نهجالبلاغه میفرماید: «از مستیهای نعمت بپرهیزید، و از سختیهای عذاب الهی بترسید و بگریزید، و در فتنههای درهم پیچیده، به هنگام پیدایش نوزاد فتنهها و آشکار شدن باطن آنها، و برقرار شدن قطب و مدار آسیای آن، با آگاهی قدم بردارید. فتنههایی که از رهگذرهای ناپیدا آشکار گردد، و به زشتی و رسوایی گراید، آغازش چون دوران جوانی پرقدرت و زیبا، و آثارش چون آثار باقیمانده بر سنگهای سخت زشت و دیرپاست، که ستمکاران آن را با عهدی که با یکدیگر دارند، به ارث میبرند. نخستین آنان پیشوای آخرین، و آخرین گمراهان، اقتداکننده به اولین میباشند. آنان در به دست آوردن دنیای پست بر هم سبقت میگیرند، و چونان سگهای گرسنه، این مردار را از دست یکدیگر میربایند.» ادامه دارد...