یوسف غروی قوچانی
اکنون با خروج کامل نیروهای سوری از خاک لبنان و اعلام رسمی این موضوع از سوی مقامات دمشق به دبیرکل سازمان ملل، این پرسش مطرح میشود که آینده روابط دو کشور چه خواهد شد و آیا این خروج بر مناسبات دیرینه این کشور تاثیری برجای خواهد گذاشت؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت فضای سیاسی لبنان در دوره ورود نیروهای سوری به این کشور با زمان فعلی، متفاوت و غیر قابل مقایسه است. در آن روز نیروهای چپگرا با رهبری کامل جنبلاط و چریکهای فلسطینی تحت رهبری یاسر عرفات، نایف حواتمه و جورج حبش، جبهه پولادینی را در قبال نیروهای فالانژ تحت رهبری پیر جمایل و کمیل شمعون که از سوی فرانسه و اسرائیل حمایت میشدند، ایجاد کرده بودند و در این میان نیروهای جنبش امل تحت رهبری امام موسی صدر، در موضع بیطرفی قرار داشتند.
ورود نیروهای سوری زمانی صورت گرفت که رزمندگان چپگرا با کمک فلسطینیها، سنگرهای مارونیهای مسیحی را یکی پس از دیگری به تسخیر خود درآورده و میرفتند تا معادله سیاسی و نظامی لبنان را مستعد بروز بحران بینالمللی و ورود نیروهای خارجی کنند. مداخله سوریها، اما با درخواست دولت لبنان و برخی از نیروهای ملی صورت گرفت و سپس با درگیر شدن عمیق فلسطینیها در آتش بحران داخلی لبنان، اتحادیه عرب نیروهایی را به منظور نظارت و حفظ آتشبس میان دو گروه متخاصم اعزام کرد که نیروهای سوری هسته اصلی این نیروها را تشکیل میدادند.
اما اکنون وضع بکلی فرق کرده است. نیروهای چپگرا کاملاً از صحنه نظامی رخت بربستند و فلسطینیهای مسلح از لبنان خارج شدند و در عین حال مارونیهای مسیحی (فالانژها) متحمل بیشترین ضرر و زیان شده و بکلی از صحنه تحولات رانده شدند. در عوض حزبالله لبنان به عنوان بزرگترین گروه سیاسی و نظامی لبنان مطرح گردید و در کنار آن جنبش امل نیز به عنوان بازوی دیگر شیعیان اهمیت خود را حفظ کرد.
اما آنچه باعث خروج نیروهای سوری از لبنان شد، به این تحولات ربطی نداشته است. در واقع مداخله سازمان ملل و تصویب قطعنامه 1559 و فشارهای فزاینده آمریکا و فرانسه و بویژه ترور رفیق حریری دست به دست داد تا سوریها که شاهد تحولات ژرف در کشور همسایه خود یعنی عراق بودند. به طور شتابزده به خروج نیروهایشان مبادرت ورزند. این امر، اما تاثیری بر حزبالله به عنوان اصلیترین متحد سوریه در لبنان نخواهد داشت؛ زیرا مقبولیت گسترده آن در سطح مردم و دولت، محافل خارجی را فعلاً از هر گونه اعمال فشار علیه این تشکیلات انقلابی منصرف کرده است.
بیشک هیمنه سیاسی سوریه بر لبنان به دلیل ارتباطات گسترده آن با محافل سیاسی در میان بخشی از مسیحیان، دروزیها و مسلمانان شیعه و سنی. همچنان پابرجا خواهد بود. شاید بتوان گفت صرفاً جناح رانده شده مارونیهای مسیحی است که به ابراز خوشحالی نسبت به خروج قوای سوریه مبادرت ورزیده است و دیگران از جمله ولید جنبلاط یکی از رهبران اصلی معارضان لبنانی با اطلاع از این موضوع که سوریه دارای پیوندهای قوی با تحولات داخلی لبنان است، ابراز خوشحالی را در این زمینه نامناسب و بیربط میدانند.