* جناب حسام به عنوان معاونت ادبیات، تعریف شما از واحد ادبیات بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس چیست؟
** برای ارایه یک تعریف دقیق و اساسی از ادبیات دفاع مقدس، باید غور و تاملی به چند گونه، یا ژانر ادبی داشته باشیم. اساسا تقسیمبندی ادبیات حماسی یا اپیک و ادبیات تراژدی، ادبیات غنایی و ادبیات طنز، قالب پذیرفته شدهای است که میتواند مقدمه بحث ما باشد. عدهای بر این باورند که ادبیات دفاع مقدس را گونهای از ادبیات پایداری ملت ما میبیند و برایند ادبی آن را در قالب شعر، خاطره و رمان با مولفههای حماسی میپذیرد. زاویه دید دوم و نگاه دوم ادبیات دفاع مقدس را به دلیل ژرف ساخت اعتقادی آن، ادبیات عرفانی میبینند و بر این اساس تاکید بر ظرایف اخلاقی و فضایل رزمندگان را درونمایه اصلی همه خروجیها، اعم از خاطره، شعر، داستان و... میداند. به نظر میرسد اتفاقی که در دفاع هشت ساله افتاد، تعریف جدیدی از یک پدیده ادبی برای نظریهپردازان عرصه ادبیات ما ایجاد کرد. شاید به گواهی مستندات تاریخی و مرور بر آثار مکتوب گذشتگان، اعم از منثور و منظوم، در هیچ برههای از تاریخ دو قالب حماسه و عرفان تا این پایه و ارتفاع به هم گره نخورده بودند.
به عقیده بنده ادبیات دفاع مقدس، ادبیات حماسی محض نیست از نوع ادبیاتی که ما در سایر ملل سراغ داریم. و حتی منظومه مثنوی سرای توس هم نیست که اگر ما دفاع مقدس را محض حماسه تعریف کنیم، با آرمانها و چشمانداز بلندی که مراد و مرشد رزمندگان ما حضرت امام (ره) پیش روی رزمندگان نهاد، در تعارض خواهیم بود. از سوی دیگر ادبیات دفاع مقدس ادبیات عرفان محض نیست. چرا که اتفاقاتی که در عرصه رزم غرب و جنوب در طول هشت سال دفاع مقدس به منصه ظهور رسید، مشحون از حماسهها بود. در یک تعریف دقیق، صحیح و کارشناسی، ادبیات دفاع مقدس را باید نقطه تلاقی پیوند در ژانر حماسه و عرفان دانست. دو قالب از دو جنس کاملا متفاوت. یکی در غایت شدت و هولآوری و دیگری در نهایت ظرافت و آرامشبخشی. یقینا آشتی حماسه و عرفان، خلق گونه جدیدی در ادبیات دفاع مقدس ما بود که شاید نمونه تاریخی آن را نه در صحنه واقعیتهای تاریخی که در ذهنیت نویسندگان و شعرا میتوان یافت. شاید حماسه عرفانی منطقالطیر عطار و روایت شیخ فریدالدین، از حرکت انبوه مرغانی که عزم رسیدن به قاف یقین را داشتند و از این خیل فقط سی مرغ دلسوخته و جان شده به وصال رسیدند، نمونهای ذهنی از اجمال بلندی که در دفاع هشت ساله ما اتفاق افتاده باشد. اگر ما بپذیریم که ادبیات دفاع مقدس یک نوع حماسه عرفانی است لاجرم واژگان جدیدی در فضای این ادبیات خلق خواهد شد. در این دایره واژگانی، فرمانده مراد است، فرمانبر یا رزمنده مرید، و سنگر محراب است. و طی کردن فضای میدان مین و عبور از موانع به منزله عبور از عقبات دنیوی و رسیدن به قاف یقین است.
* پس هدف از به وجود آمدن واحد ادبیات در بنیاد بر همین مبنا بوده است؟
** بهتر آن است که این پرسش شما تصحیح شود. ادبیات دفاع مقدس بعد از جنگ در هیچ سازمان و نهادی ایجاد نشد. میباید پیشینه این ادبیات و تولد آن را در عرض دفاع مقدس و همزمان با فرود گلولهها بر سقف سنگرها دانست. همان زمانی که زیباترین سرودها از سویدان دل رزمندگان ما بر جریده کاغذ مینشست و بزرگمردانی مثل شهید احمد زارعی را میساخت و یا دلنوشتهها و یادداشتهای روزانهای که در غربت هور به قلم شهید احمدرضا احدی به سپیدی کاغذ مینشست و یا خاطرات تکاندهنده و شنیدنی رزمندگان، در پای ارتفاعات گردمند در عملیات والفجر دو، کتاب کمنظیر تپه برهانی را میساخت. اما این همه تلاش که با هنر رزمندگان ما در فضای جبهه آغاز شد باید در سازمان و نهادی به سامان میشد. اساس تشکیل بنیاد حفظ آثار، ثبت و انتقال این میراث گرانقدر در یک تعامل خداپسندانه با سایر سازمانهای متولی عرصه ادبیات دفاع مقدس بود.
* به نظر شما این سازمانهای متولی و البته متولی، باعث رشد ادبیات دفاع مقدس هم شدهاند یا خیر؟
** ما باید بپذیریم همانگونه که در دوران دفاع مقدس این سند پرافتخار متعلق به یک صنف، قشر و سازمانی خاص نبود، میباید برای استمرار و اشاعه فرهنگ آن هم تمامی دردمندان و وامداران آن عرصه را در یک بازی منطقی و البته غیرموازی و هدفمند به کار بگیریم، طبیعی است که احساس نیاز و ضرورتی که بسیاری از دانشگاهها برای ثبت و ضبط حماسههای عرفانی دفاع مقدس عملی ساختهاند، از سر احساس تکلیف و ادای دین به محضر پاک شهدای گرانقدر دفاع مقدس بوده است و معدودی که حقیقت بکر دفاع مقدس را کما هو حقه نشناخته بودند، و بر مدار روشنفکری مفرط و غربزدگی، حقیقت زلال و شفاف جنگ را در آثار قلمیشان تحریف کردند. از این عده معدود که بگذریم، همه سازمانها و دستگاههای متولی، در راستای یک عزم ملی گام برداشتند. هر چند که این گامها هنوز به نقطه رهایی نرسیدهاند.
* با این حال کار ادبی مختص بنیاد حفظ آثار، کدام است؟
** کار اصلی بنیاد در این عرصه حمایت و پشتیبانی از کارهای ماندگار و ایجاد یک بستر فراگیر فرهنگی از طریق سازمانهای متولی برای شناسایی نوقلمان و استعدادهای جدید است.
* و فکر میکنید در این بسترسازی و حمایت از کارهای ماندگار بنیاد تا چه اندازه موفق بوده است؟
** به تحقیق بنیاد در عرصه ادبیات تا به حال سه دوره را طی کرده است و هر دوره با کامیابیها و هم ناکامیها تواما همراه بوده است. دوره اول دورهای است که تعامل بنیاد در حد محدود ولی کاملا حرفهای است. در این دوره طراحان و مجریان امر در بنیاد حفظ آثار به دنبال دست یازیدن به ادبیات ماندگار هستند و از این رهگذر، البته آثار قابل اعتنای تا حدی ملی (و نه بینالمللی) ارایه شده است. این دوره را نویسندگان ما دوره «صریر» میدانند. این روش اگرچه باعث به کارگیری نویسندگان توانا و حرفهای در عرصه ادبیات شده و به خصوص در بخش داستان به چند کار قابل قبول رسید و لیکن اساس همین محدودنگری، منجر به تفکر نوینی در دوره بعد و مسئولیت مدیران بعدی شد. در دوره دوم نگرش بر ایجاد فضای فراگیر، گسترده و عمومی به ایجاد یک بستر عظیم فرهنگی به گستره بخش بخش ایران اسلامی بود. این زاویه دید کار را از محیط محدود و حرفهای به تمام انسانهایی که دغدغه نوشتن داشته، گسترش داده بود و اگرچه این نگاه کاملا منصفانه و واقعبینانه بود. لیکن برای رسیدن به اهداف خود، هدفگزاریهای واسط و میانی خوبی را شناسایی نکرد. شاید تقدم ناشر بر نویسنده و اعلام حمایت به شکل گسترده از ناشرین از این زاویه بوده است.
دوره سوم، دورهای است که به دنبال ارایه یک تعریف منطقی برگرفته از تجربه دو دوره پیش است. در این دوره تکلیف ما با دو سطح ادبیات عالی و حرفهای و ادبیات متوسط و فراگیر در دو حوزه کاملا متفاوت و در تعامل با سازمانها و اشخاص حقیقی با مرزبندیهای کاملا مجزا تعریف میشود. به تعبیر دیگر، پذیرش افراد حرفهای و صاحب عنوان به منزله نادیده گرفتن مسیر باز و گسترده از سوی نویسندگان گمنام برای ارایه ادبیات خلاقه نیست و نگاه گستره نیرو فراگیر نیز، مستلزم حذف پیشکسوتان و نویسندگان مجرب و کارآزموده هم نیست.
* شما جمع بین دو شیوه گذشتگان را با چه روشی عملی میسازید؟
** اولین قدم، نگاه اصالتی و محوری به جایگاه مولف و تقدم به ناشر است. در این راستا گامهای موثری برای ارتباط، جذب و ارایه سفارش به نویسندگان برداشته شده است. گام دوم هویت بخشی به استانها و تفویض امور کارشناسی به آنها برای بررسی و چاپ آثار ادبی دفاع مقدس است که این مهم از ابتدای سال جاری در قالب یک دستورالعمل و شیوهنامه عرضه یک مدل کارشناسی واحد برای همه استانها ابلاغ شده است. یقینا این بستر فضای مناسب برای شناسایی استعدادهای ناشناخته در عرصه ادبیات دفاع مقدس در گوشه و کنار کشور ایجاد خواهد کرد. گام سوم فعال کردن نشر صریر و ارتباط با افرادی که به غیر از یک مقطع کمتر ارتباطی با بنیاد داشتهاند و گام چهارم ایجاد ساختارهای مناسب برای اخذ و ارایه دیدگاههای صاحبنظران و کارشناسان در قالب شورای عالی ادبیات دفاع مقدس بوده است. گام پنجم شناسایی ظرفیتها و تواناییهای سایر دستگاهها، به منظور تعامل با سازمانهای اشاره شده و رفع روشهای موازی بوده است.
* در آثار مورد حمایت بنیاد به وضوح نوعی به هم ریختگی در برخی کارها دیده میشود. یعنی حالتی مثل برزخ میان داستان و رمان با خاطره و زندگینامه، علت در چیست؟
** اساسا این وجود دارد که تعدادی از آثار ادبی ما در یک شکل برزخی میان دو قالب مثل داستان و خاطره معلق هستند. بنده برخلاف نظر تعدادی از دوستان و صاحبنظران که این اشکال جدید را از آفات ادبیات دفاع مقدس میدانند، بر این باورم که ادبیات یک حوزه زایشی است که نو به نو در حال جوشش و سیلان ذهنها، عاطفهها، اندیشهها و ارادتهاست که این مظروف، آبی را میماند که ظرف مناسبی متناسب با ذائقه مخاطب میپذیرد. کارهای مینی مال یا روشی که دوستان با ذوق روایت فتح در چاپ خاطرات فرماندهان، تحت عنوان یادگاران، عرضه داشتهاند، شاهدی بر این مدعاست که این روش اگرچه اساسا یک رئالیسم هنری است و لیکن از منظر خوانندگان بسیار مقبول و تاثیرگذار است.
* در خصوص زندگینامهها، گاهی مشاهده میشود، در مورد شخصیتی چندین کار به وسیله نویسندگان متعددی چاپ و منتشر میشود. فکر نمیکنید کارهای موازی از یک شخصیت به سبب تفاوتهای فاحش و یا نکات متضاد تاثیر یکدیگر را خنثی و بر مخاطب و نهایتا خود شخصیت شهید مورد نظر نتیجه معکوس بر جای بگذارد؟
** دقیقا سوال شما درست است. تمام غایت تلاش ما باید مصروف بر این باشد که نگذاریم کارهای موازی و یا متضاد در یک موضوع واحد مثل زندگینامه که اساس شاکله آن واقعی بودن آن است، اتفاق بیفتد. بر این اساس در مواردی که اشاره داشتید، دوستان کارشناس ما نسبت به صحت و سقم اثر چاپ شده اعلام نظر میکنند و صحت و نکات فنی و تکنیکی کار، مبنای حمایت ما برای خرید اثر خواهد بود.
* از کتابهایی که به صورت سفارشی یا با حمایت بنیاد به چاپ میرسد، رضایت دارید، آیا تا به حال این کتابها منظور اصلی را برآورده کرده است؟
**بایستی بگویم به طور کامل نه. البته کارها در سال 83 از لحاظ کمی قابل اعتنا بود ولی از لحاظ کیفی کارها در حد متوسط بوده نه عالی. تحقق راهبرد ما در عملکرد یک ساله فقط در بخش خروجی کتاب نبوده. اساسا ایحاد یک زاویه دید صحیح بسترسازی مناسب برای حضور همگان در این عرصه و تقویت وجهه کارشناسی، بخشی از اهداف یک ساله ما بوده که به آن نیز دست یافتهایم. اگرچه هنوز در موضوع خروجی کتاب در پی بالا بردن کیفیت بیشتر آثار هستیم.
* جنابعالی به عنوان معاونت ادبی بنیاد حفظ آثار تصور میکنید سفارشنویسی یک نوع معضل برای ادبیات و ضایع شدن حقوق نویسندگان دیگری که به هر شکل امکان دسترسی به امکانات بنیاد را ندارند باشد؟
** باید قبول کنیم که ذات و ماهیت ادبیات با سفارش و سفارشنویسی در تعارض است و اصولا کاری که نه از طریق دل دادن به مضمون، که برای کسب معاش نگاشته شود، تاثیر ماندگار نخواهد داشت. اما باید یک واقعیت را نیز پذیرفت که تعداد اندکی از نویسندگان حرفهای ما به این شیوه و با سفارش و عقد قرارداد، دل به کار میسپارند. لذا در شرایط فعلی جامعه با یک نگرش واقعبینانه، چارهای به جز سفارش، یا یکی از روشها، سفارش به افراد صاحب نظر و تاثیرگذار است. اگرچه بنده این کار سفارشی را در حوزه شعر اصلا نمیپسندم، ولی در قالب خاطره و داستان تا حدی قابل تحمل است.
* خرید کتاب حمایتی یا آثاری که پس از چاپ از سوی ناشر یا مولف ارایه میگردد، براساس ضابطهای خاص و رعایت عدالت صورت میپذیرد یا موارد دیگری هم در کار دخیل است؟
** این پرسش به دو قسم تقسیم میشود. در مورد آثاری که مستقیم در شوراهای کارشناسی ادبیات ما بررسی و تایید میشود؛ روند واحد و مشخصی که همان پیش خرید تا یک سوم شمارگان است، اعمال میگردد. در مورد خرید کارهایی که مستقیم از سوی ناشرین خصوصی و دولتی به چاپ میرسد، میزان خرید ما متفاوت است. یعنی تعداد خرید متناسب با کیفیت اثر است که تعیین حد نصاب آن نیز کارشناسی میشود.
* آیا در نظر ندارید از آثاری که ناشران بدون عقد قرارداد با شما، چاپ میکنند تعداد افزونتری خریداری شود؟
** تاکنون حتی اگر کاری قوی بوده باشد تا میزان همان یک سوم را هم خریدهایم. البته این بستگی به کیفیت کار هم دارد که مواقعی پیش آمده است که تا تعداد 800 نسخه هم خریداری شده است.
* ظاهرا افرادی که به عنوان شورای کارشناسی داستان یا شعر فعالیت دارند، در جاهای مشابه نیز عناوین و مسئولیتهای دیگری هم دارند. آیا ضیق وقت آنها باعث تضییع حقوق برخی آثار شعرا و نویسندگان نمیگردد؟
** این مطلب درست است که تعدادی از کارشناسان ما در سایر نهادها نیز مسئولیت مشابهی دارند. اتفاقا این نقطه قوت کار هم هست که یک نگاه واحد و مبنایی برای داوری در همه دستگاههای متولی از طریق کارشناسان ایجاد شود. اما این اشتراک مسئولیت به هیچ وجه نباید منتهی به فوت زمان و وقت برای بررسی دقیق آثار باشد. علاج این مشکل را ما در تفویض اختیار کارشناسی به استانها و فعال کردن همین شوراها با همین ساختار در سطح استانها دیدهایم.
* بفرمایید بنیاد حفظ آثار کتابهای خریداری شده را به چه شکلی و در کجاها توزیع و به دست مخاطب واقعی میرساند؟
** یگانه مجرای توزیع کتب بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس در سطح کشور، دفاتر نمایندگی بنیاد هستند. این دفاتر برابر لیست ارسالی و تنظیم اولویتها، برای دریافت کتاب از تازههای نشر بهره برده و به گیرندگان خود که شامل کتابخانههای عمومی، دانشگاهها، موسسات دولتی، سازمان فرهنگی، نیروهای مسلح و اشخاص حقیقی هستند، دریافت و به دست مخاطبین خود میرسانند.
* با توجه به وضعیت نامطلوب نشر و توزیع، به خصوص کتب دفاع مقدس، برنامه ویژهای در نظر ندارید تا در زمینه توزیع این گونه آثار که مورد بغض و کینه به اصطلاح مافیای پخش کتاب قرار دارند، اقدام نمایید؟
** ما در بنیاد حفظ آثار نیازمند یک پایگاه اطلاعرسانی در عرصه صنعت نشر هستیم که این پایگاه ضمن تعامل با ناشرین، نه درحد یک واسطه برای فروش که در جایگاه رفع موانع و مشکلات صنعت نشر در موضوع دفاع مقدس عمل میکند. به نظر ما فعال کردن پایگاه اطلاعرسانی «صریر» میتواند تا حدود زیادی به این سیاست راهبردی جامه عمل بپوشاند. اگرچه باید بپذیریم که چنانچه آثار دفاع مقدس اثری قوی، ماندگار، ملی و پرمخاطب باشد، راه خود را به بازار نشر هموار خواهند کرد. مانند همان کارهای قلیلی که از برخی نویسندگان دفاع مقدس در بازار نشر دیده میشود.
* جناب حسام تا به حال پنجاه و چند جلسه نقد کتاب را بنیاد برگزار کرده است. شما به عنوان یک مسئول، از بازدهی این جلسات راضی هستید. آیا تاثیر نقدهای مثبت یا منفی آثار مورد نقد، در سفارش برای حمایت یا خریدهای بعدی مد نظر بنیاد حفظ آثار قرار میگیرد یا خیر؟
** به نظر من یکی از زیباترین و موثرترین اقدامات معاونت ادبیات، برگزاری جلسه های نقد ادبی با مشارکت بنیاد شهید و حوزه هنری سازمان تبلیغات بوده است. ما در بنیاد به دنبال نشان دادن یک نقطه اوج برای یک اثر ادبی هستیم. به نظر میرسد، بحثهای چالشی در جلسات نقد تا حد زیادی ما را به این نقطه نزدیک میکند. به ویژه وقتی که این حرکت مثبت، در قالب یک سفر به منطقه عملیاتی شکل میگیرد، قطعا محسنات آن دو چندان خواهد شد که ما در سفر اخیر طیف عظیم منتقدین آثار و نویسندگان به جنوب شاهد آن بودیم. اما این که نقد آثار چه تاثیری در حمایت خواهد داشت اولین حسن این جلسات بر بروز و ظهور استعدادهایی است که در ابتدا به عنوان یک مستمع از نظرات اهل فن، کسب فیض میکند و بعدها از سر کاوش به دنبال موضوعات فنی رفته، قلم به دست میگیرند و مینویسند. کم نبودهاند نویسندگانی که از دل این جلسات نقد پای به عرصه ادبیات پایداری گذاشتهاند. نقد آثار قطعا در کیفیت حمایتی ما همواره موثر بوده و خواهد بود.
* با تشکر از شما به خاطر فرصتی که در اختیار ما گذاشتید.