رضا نصیری
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 1357 تنها شکست رژیم پهلوی و سقوط محمد رضا شاه از سریر سلطنت نبود. ایرانیان به رهبری امام خمینی (ره) در مقابل استکبار جهانی قد بر افراشته و مناسبات ظالمانه جهانی را هدف قرار داده بودند. بدیهی بود در مقابل انقلابی با این وسعت و عظمت که نه تنها به آزادی و رهایی ملت خویش بلکه بر رهایی تمام ملل تحت ستم می اندیشید و هدف خود را جهانی می دانست قدرت ها و ابر قدرت ها احساس خطر نمایند. آنان که منافع خود را از دست رفته و قدرت پوشالی خود را در خطر می دیدند دست به کار انجام اقدامات و طراحی توطئه هایی برای نابودی انقلاب و نظام اسلامی شدند. در رأس همه قدرت ها و ابر قدرت های جهان آمریکا قرار داشت که بیشترین احساس خطر و از دست رفتن منابع و منافع را متوجه خود می دانست.
سردمداران کاخ سفید پس از آنکه نتوانستند با دسیسه چینی و توطئه از طریق سفارت خود در ایران راه به جایی ببرند و انقلابیون با انجام "انقلاب دوم" و تسخیر لانه جاسوسی آنان را ناکام گذاشتند، نقشه دیگر طراحی نموده این بار خواستند از طریق حمله ای نظامی به مقصود خویش نایل آیند اما دست الهی توطئه آنان را در صحرای طبس در هم شکست. استعمار و استکبار جهانی که به شدت از جمهوری اسلامی هراس داشتند دست به توطئه ای دیگر یازیده و طرح کودتایی را ریختند، گویا آنان به 28 مرداد و کودتایی که در آن دوره انجام داده بودند دل خوش کرده و سعی به تکرار آن داشتند. به این ترتیب با همکاری و همراهی برخی از عناصر داخلی وابسته به رژیم پیشین و بعضی خائنین، کودتایی را که به کودتای نوژه شهرت یافت را طراحی کردند. در این مقال به بررسی و تحلیل کودتای نوژه پرداخته شده و سعی می شود گوشه هایی از توطئه های دشمنان خارجی و خائنین داخلی به تصویر کشیده شود.
ساختار سازمانی کودتای نوژه در ایران و پاریس پی ریزی شده و در خارج از کشور توسط ستادی در پاریس به وسیله شاپور بختیار آخرین نخست وزیر رژیم پهلوی هدایت می شد. در دی ماه 1358، یکی از هواداران شاپور بختیار به نام مهندس قادسی (شهردار آبادان پس از کودتای 28 مرداد 1332)، نمودار سازمانی را تهیه کرد و نام آن را نقاب گذاشت. نقاب متشکل از حروف اول نجات قیام انقلاب بزرگ بود. او در آبان ماه وارد ایران شد.
مرکز عملیات در ایران پایگاه سوم شکاری شهید نوژه بود، پایگاه هوایی شهید نوژه در 50 کیلومتری شهر همدان و در کنار شهر کبودرآهنگ، دوراز دسترس مردم قرار داشت، این پایگاه قبل از انقلاب به نام "پایگاه شاهرخی" خوانده می شد. علت انتخاب نوژه برای انجام عملیات دلایل متعددی داشت، اولاً این پایگاه دارای هواپیما بود و کودتا می بایست با حملات هوایی آغاز شود، ثانیاً به تهران نزدیک بود و مهمتر اینکه عناصر آن قابل جذب و رهبران عملیات هوایی، با پرسنل و اماکن آن آشنایی داشتند، به گونه ای که تیمسار محققی، تیمسار سعید مهدیون، سروان حمید نعمتی، سروان ایرج ایران نژاد و چند تن دیگر از سران کودتا در آنجا خدمت کرده بودند و اماکن و پرسنل پایگاه را میشناختند.
کودتای نوژه که حاصل طراحی چندین نهاد اطلاعاتی و امنیتی و سیاسی از جمله سیا بود، ابعاد بسیار وسیعی داشت و به گونه ای طراحی شده بود که احتمال شکست در آن صفر بود. در مورد نقش سازمان "سیا" و سایر کشورهای خارجی در این کودتا، ستوان ناصر رکنی در اعترافاتش میگوید: "دو الی سه ماه بعد از پیروزی انقلاب، اولین تماس بین مأمورین سیا و یکی از دوستان بنیعامری در اروپا برقرار میشود و آنها بنیعامری را با بختیار مرتبط میسازند. تمامی هماهنگیهای لازم بین کشورهای عضو بازار مشترک اروپا و ستاد دکتر بختیار در پاریس از طریق "سیا" انجام میگرفته است. هماهنگی بین اسرائیل و کشورهای مرتجع منطقه نظیر عربستان، مصر و عراق، توسط نماینده سازمان "سیا" که در دفتر دکتر بختیار در پاریس است انجام میگرفته است."
طراحان کودتا تمامی جوانب را در نظر گرفته و کودتا را درسه شاخه نظامی، سیاسی و ایدئولوژیک طراحی کرده بودند. آنان سلاح های سنگین و سهمگینی را برای انجام عملیات در نظر گرفته بودند. به گونه ای که در حدود 30 فروند هواپیما، 60 نفر خلبان و حدود 500 نفر افراد فنی و نظامی را برای شرکت در عملیات آماده کرده بودند. علی رغم تدارکات نظامی قابل توجه از جنبه ایدئولوژیک و روانی کودتا که بیشتر مربوط به پس از پیروزی آن می شد غافل نبوده و اقدامات مهمی را انجام داده بودند. آنان با ارتباط با برخی از عناصر داخلی و چهره های شناخته شده و متنفذ سعی در حل مشکل پذیرش کودتا پس از پیروزی نموده به همین دلیل با آیت الله سید کاظم شریعتمداری ارتباط برقرار نموده با جلب موافقت وی در نظر داشتند رهبری مذهبی کودتا را به عهده او گذارند. به همین منظور خانه ای در محله یوسف آباد تهران اجاره کرده و شریعتمداری در جریان کودتا درآنجا استقرار یافته با وسایلی چون مصاحبه تلویزیونی، پخش اعلامیه و ... به تائید کودتا می پرداخت.
انتخاب شریعتمداری برای انجام این مأموریت کاملاً با آگاهی و نشان از دقت نظر کودتا گران داشت. نگاهی گذرا به زندگی و مواضع شریعتمداری نشان از این واقعیت دارد. سید کاظم شریعتمداری در جریان سفر محمد رضا شاه به تبریز (که پس ازسرکوب غائله آذربایجان انجام شد) علی رغم تحریم استقبال از شاه از سوی روحانیون مطرح آذربایجان، ضمن استقبال از شاه، نطق پر طمطراق و مملو از عبارات متملقانه را در حضور شاه قرائت و به این ترتیب خود را به وی نزدیک ساخت. پس از آنکه از تبریز اخراج شده در قم اقامت گزید این ارتباط بین او، دربار و ساواک گسترش قابل ملاحظه ای یافت. با اوج گیری مبارزات انقلابی رفتاری کژدار و مریز در پیش گرفت. سرانجام پس از پیروزی خود را به انقلاب نزدیک ساخته و حتی به نوعی ادعای قیّمی انقلاب را داشت. در جریانات مهم و وقایع اثر گذار بعد از انقلاب مانند تصویب قانون اساسی و مجلس خبرگان نیز موضعی مخالف انقلاب و امام اتخاذ کرد. اما تمام تلاش های وی (چه قبل و چه پس از انقلاب) هرگز راه به جایی نبرده بود. بنابراین کودتا فرصت بسیار مناسبی برای کاظم شریعتمداری بود تا به آنچه سال ها در پی کسبش به هر دستاویزی متصل شده بود یعنی مقام و منصب بالای سیاسی نزدیک گردد.
علاوه بر هماهنگی های مذکور گروه های ضد انقلاب داخلی که ظاهراً همراه انقلاب بودند طرف توجه ویژة کودتاگران قرا گرفته بودند. از جمله این گروه ها سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بود به همین منظور، تماس هایی میان کودتاگران و موسی خیابانی از سران منافقین صورت گرفته و ضمن پیشنهادی که رهبران کودتا به سازمان مجاهدین داده بودند، موافقت شده بود که سازمان مجاهدین در مقابل پستی که به مسعود رجوی واگذار میشود، به نفع کودتاگران از موضع گیری در مقابل عمل کودتا خود را کنار بکشد. علاوه بر منافقین با حزب کومله، دموکرات و افرادی نظیر قاسملو و عز الدین حسینی هماهنگی هایی به عمل آمده بود.
اهدافی که توسط کودتا گران برای بمباران هوایی در نظر گرفته شده بود عبارت بودند از: بیت امام خمینی (ره) در جماران، فرودگاه مهرآباد، مقر نخست وزیری، ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ستاد مرکزی کمیته انقلاب اسلامی، پادگان ولی عصر (عج)، پادگان امام حسین(ع)، پادگان خلیج، کمیته انقلاب اسلامی منطقه 9، کمیته انقلاب اسلامی منطقه 4، کاخ سعدآباد و پادگان نوجوانان در لویزان.
همان گونه که ذکر شد کودتا گران اماکن بسیار حساسی را برای انجام عملیات در نظر گرفته بودند اما بی شک حساس ترین و مهم ترین هدف آنها بیت امام بود که به عنوان اولین هدف مشخص گردیده بود. حمله به بیت امام مرکز ثقل کودتا را تشکیل میداد و به معنای به دست آوردن کلید پیروزی کودتا بود. چرا که آنان چنین می پنداشتند با بمباران منزل امام و از بین بردن ایشان شوک بزرگی به مردم و همه انقلابیون وارد کرده آنان را در موضعی بسیار ضعیف قرار خواهند داد. در همین هنگام آیت الله شریعتمداری در صفحه تلویزیون ظاهر شده و به عنوان رهبر مذهبی کودتا ضمن تائید آن مردم را آرام و با کودتا گران همراه می ساخت.
درباره کشف کودتا و نحوه افشای طرح آن قبل از اقدام روایت های مختلفی وجود دارد، در همان زمان برخی از گروه ها و احزاب که اتفاقاً همدلی چندانی با نظام جمهوری اسلامی نداشتند و حتی برخی از آنها قول های مساعدی به کودتا گران جهت همکاری سپرده بودند کشف طرح کودتا را به خود منسوب دانسته و ادعا های زیادی را مطرح می ساختند که از جمله این گروه ها می توان به حزب توده و سازمان مجاهدین اشاره نمود. اما واقعیت این است که روحیه مذهبی برخی از عناصری که برای اجرای کودتا در نظر گرفته شده بودند موجب کشف آن گردید. به گونه ای که یکی از خلبانان که قرار بود منزل امام را بمباران کند، سرانجام موضوع را با خانواده اش در میان می گذارد و با تشویق مادرش تصمیم به افشای موضوع می گیرد، لذا به سراغ آیت الله خامنه ای رفته و اطلاعات خود را با ایشان در میان می گذارد. آیت الله خامنه ای علی رغم اینکه احتمال سیاسی بودن این را می دهد لذا بنا به حساسیت بسیار بالای موضوع تصمیم به اقدامی اساسی گرفته آن را با دیگر مسئولین مربوطه در میان می گذارد. اما یکی از درجه داران تیپ نوهد نیز جریانی مشابه را در مراجعه به ستاد مشترک اطلاع می دهد.
پس از آگاهی از در شرف وقوع بودن کودتا، ستادی مرکب از واحد های اطلاعات سپاه همدان، گروه مهندسی سپاه همدان، انجمن اسلامی نیروی هوایی، تعدادی از پرسنل نیروی زمینی و تیپ نوهد به نام "ستاد خنثی سازی کودتا "تشکیل شد، اما این ستاد اطلاعات مؤثر و دقیقی از کودتا در اختیار نداشت، با افشای کودتا توسط خلبان مذکور و تائید آن توسط یکی از درجه داران تیپ 23 نوهد، ستاد خنثی سازی کودتا با جمع بندی اطلاعات و تکمیل آن و با اطلاعاتی که از قبل جمع آوری شده بود عملیات مقابله با کودتای قریب الوقوع را به سرعت در دو محور پارک لاله و پایگاه شهید نوژه طرح ریزی نمود. پارک لاله محل تجمع 40 تن از خلبانانی بود که قرار بود با اتوبوس به پایگاه هوایی نوژه بروند و به دیگر خلبانان کودتا بپیوندند.
عمده نیروهای به کار گرفته شده برای خنثی سازی کودتا، در پایگاه شهید نوژه متمرکز شد و عملیات مربوط به پایگاه نوژه در 2 قسمت داخل و خارج پایگاه به اجرا گذاشته شد. با عملیات سریع و انقلابی ستاد خنثی سازی کودتا سرکوب و اکثر کودتا گران دستگیر شدند.
پس از خنثی سازی عملیات کودتا همه عوامل و رهبران این کودتا از جمله سرهنگ زادنادری، سرهنگ هادی ایزدی، سرهنگ ایرج خلف بیگی، تیمسار محققی، ستوان ناصر رکنی، سرهنگ داریوش جلالی، استوار عبدالعلی سلامت، استوار غلامحسین قایق ور، سرهنگ رحمت الله خلیفه سلطانی، سرگرد کوروش آذرتاش و... در دادگاههای انقلاب در سال 1359 محکوم به اعدام شده به سزای عمل خویش رسیدند.
آنچه در خصوص عملیات کودتای نوژه مشخص است اینکه گروه ها و سازمان های متعددی در این توطئه با یکدیگر همکاری کرده اند که این امر حکایت از تلاشی همه جانبه از سوی مخالفین داخلی و خارجی نظام برای سرنگونی آن دارد. گروه ها و سازمان های متعدد شرکت کننده در عملیات کودتا در گزارش مطبوعاتی حجتالاسلام والمسلمین ریشهری، رئیس وقت دادگاه انقلاب به وضوح بیان شده است ایشان در این باره اظهار داشته اند: "... اولین گروه براندازی "پارس" بود، که مخفف "پاسداران رژیم سلطنتی" است. دومین گروه براندازی "نمارا" بود و سومین گروه "نیما" نام داشت و چهارمین گروه که آقای قطبزاده نام آن را "نجات انقلاب ایران" گذارده بود. ارتباط تمامی این گروهها با واسطهیا بی واسطه به سازمان جاسوسی "سیا" و شیطان بزرگ برمیگردد.
طبق مدارکی که در دست است، شخصی به نام آرمین با نام مستعار "آرش" ضمن تماس با خانوادة منحوس پهلوی در مصر و ژنرال علا در آن کشور گروه "پارس" را تشکیل میدهد، که اعضای این گروه حدود یکسال و نیم قبل دستگیر شدند. از اعضای این باند، مهاجری با قطبزاده تماس داشته است. پس از دستگیری این باند، متوجه توطئه باند و شبکه دیگری به نام "نمارا" شدیم. عامل ارتباطی این شبکه پزشکپور بود، که در تماس مستقیم با اسرائیل بود و رهبر آن سرهنگ رضازاده بود. بعد از دستگیری اینها شبکه دیگری به نام "نیما" کشف شد، که حدود یک ماه قبل برادران سپاه موفق به کشف این شبکه و دستگیری اعضایش شدند، که در این رابطه حدود 25 نفر شناسایی و دستگیر شدند. خط ارتباطی این شبکه با سازمان "سیا"، "جبهه ملی" و دکتر منوچهر شایگان بوده است."
اما تحلیل امام از واقعه مذکور حائز اهمیت فراوانی است که در پایان این مبحث عیناً آورده می شود. ایشان پس از عملیات خنثی سازی کودتا در بیستم تیرماه 1359 در حسینیه جماران در سخنان خود فرمودند: " ...توطئه ای که معلوم است چنانچه موفق به کشفش هم نشده بودیم و قیام هم کرده بودند مردم آن را خفه می کردند.ما از این امور ترس نداریم. ما از قشرهای خودمان می ترسیم شما صنف روحانیت اگر چنانچه کارهایی خدا نخواسته انجام دهید که از چشم ملت نیفتد ولو در دراز مدت، آن روز است که دیگر فانتوم لازم نیست خود ملت شما را کنار می زنند و ملت هم بی هادی کاری نمی تواند انجام بدهد...من خوفم از این است که ما نتوانیم، روحانیت نتواند آن چیزی که بر عهده اوست صحیح انجام دهد... "