تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۶۲۷۴۳
آسیب‌شناسی جبهه دوم خرداد از آغاز تا کنون

درخت اصلاحات چرا راست نماند؟


سودابه خداشناس
جنبشی که نه از ابتدا که در میانه راه نام اصلاح‌طلبی بر خود گذاشت، به طور مشخص از خرداد 1376 هویت مستقل خود را به جامعه سیاسی ایران معرفی کرد. اصلاحات، اگر چه تعریف روشنی از خود ارائه نداد، اما سعی داشت خود را چنین معرفی کند: ‌اصطلاح اصلاحات در قبال واژه انقلاب (revolution) قرار دارد و معادل رفرم (reform) به کار می‌رود و به نوعی از تحولات و تغییرات اجتماعی نظر دارد که در چارچوب یک نظام سیاسی عمل می‌کند و کاملا از روشهای مسالمت‌آمیز بهره می‌گیرد.
این تعریف کلی را البته همه گروه‌هایی که زیر پرچم اصلاح‌طلبی حرکت می‌کردند، قبول نداشتند. زیرا برخی از دستجات سیاسی که متصف به مرام اصلاح‌طلبی بودند، خود را به رفرم (reform) محدود نکردند. افراطی‌گری، گاه به آنجا رسید که پاره‌ای از آنها تغییر اکثر نهادهای اجتماعی ـ سیاسی جامعه را آن هم به روشهای غیر مسالمت‌آمیز خواستار شدند.
اهدافی که به طور عمده از سوی جناح موسوم به اصلاح‌طلب مطرح می‌شد عبارت بودند از:‌
ـ بالا بردن ظرفیت مشارکت سیاسی شهروندان.
ـ تشکیل و تقویت نهادهای مدنی.
ـ نهادمند کردن نظام سیاسی و نظارت بر اجرای قانون اساسی.
ـ شفاف‌سازی فضای رقابت‌های سیاسی.
ـ‌ ضرورت رسیدگی قانونی و قضایی به اختلافات و مشاجرات سیاسی.
ـ تحکمیم موقعیت و کار ویژه نهاد ریاست جمهوری، مجلس و شوراها به منظور ایجاد تعادل میان نهادهای دمکراتیک و نهادهای دینی.
ـ گسترش آزادی مطبوعات و تاسیس مطبوعات مستقل.
ـ تقویت قدرت دولت برای اجرای کار ویژه‌هایی که بدان واگذار شده است از جمله:‌ ایجاد امنیت و نظم اجرای قانون، تامین رفاه، توزیع عادلانه ثروت‌ها، حل منازعات، ایجاد همبستگی.
ـ بازشناسی مطالبات و خواسته‌های اکثریت مردم.
ـ طرح اندیشه گفتگوی تمدنها.
ـ تشنج‌زدایی از روابط خارجی.
این هدفها آنچنان حرفهای نو و بدیعی نبود که پیش از خرداد 76 به ذهن کسی نرسیده باشد، یا در جامعه و بخصوص محافل نخبگان مطرح نشده باشد. اما در آن مقطع، به دلیل این که از نوعی آرایش عوام‌پسند برخوردار شد، مورد اقبال قرار گرفت.
رهروان اصلاحات
اغلب گروههایی که شعار اصلاحات را سر دادند وابسته به جناح چپ سیاسی کشور بودند. مجمع روحانیون مبارز، مجاهدین انقلاب،‌ حزب مشارکت، مجمع نیروهای خط امام، انجمن اسلامی معلمان، انجمن اسلامی جامعه پزشکی، انجمن اسلامی مهندسان، ‌کارگزاران سازندگی، مجمع نمایندگان ادوار مجلس، حزب همبستگی، حزب اسلامی کار، دفتر تحکیم وحدت و... از گروههای اصلی حاضر در جناح دوم خرداد به شمار می‌رفتند.
با این حال، شعارهای اصلاح‌طلبانه، از حد این گروهها فراتر رفت و تکشیلاتی مانندنهضت آزادی (در داخل کشور)، جبهه ملی‌(خارج از کشور)، گروههای مارکسیست مستقر در آن سوی مرزها و... از آن حمایت کردند. اهداف گروه‌های حاضر در این طیف گسترده یکسان نبود و گاه خواسته‌هایی مطرح می‌شد که فرضا حتی با اعتقادات دینی مردم ایران کاملا بیگانه می‌نمود و یا گاه از موضوعاتی سخن به میان می‌‌آمد که یا اصول مختلف قانون‌ اساسی جمهوری اسلامی ایران در تعارض قرار داشت.
رهروان اصلاحات، خیلی زود به دو گروه عمده تبدیل شدند:‌ اصلاح‌طلبان معتدل، اصلاح‌طلبان تندرو. اعتدالیون در برخی برهه‌ها به صف افراطیون نزدیک شدند و گاه از آنها فاصله گرفتند اما در یک ارزیابی کلی می‌توان گفت فرمان اصلاحات، ‌غالبا در دست تندروها بود که حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب،‌ نماد آن به شمار می‌رفتند.
پاره‌ای گروه‌های ضد انقلاب خارجه‌نشین نیز طرفدار اصلاحات افراطی بودند و اتفاقا برخی از شعارهای‌ آنها به سرعت، توسط بخش داخلی ترجمه می‌شد. برگزاری رفراندوم، نمونه روشن چنین خواسته‌هایی بود.
نقاط ضعف
حتی اگر ادعای جناح دوم خرداد را درباره موانع و مزاحمت‌هایی که بر سر اجرایی شدن اهداف وجود داشت بپذیریم، نمی‌توانیم اشکالات زیر را که به طور مشخص در این جناح وجود دارد در نظر نیاوریم:‌
ـ‌ اکثر اصلاح‌طلبان در سیاست‌ورزی آماتور بوند (وهستند)‌ اصلاحات به شدت از نداشتن نیروهای تمام ‌وقت حرفه‌ای رنج می‌برد، در عین حال سازمان‌های سیاسی اصلاح‌طلب نیروسازی نکردند و کادرهای جدید پرورش ندادند. اصلاحات در مورد شعار قانونگرایی دچار یک اشتباه بزرگ شد. در حالی که توجه بیش از حد خود را بر قانون قرار داده بود و به قانونگرایی دامن می‌زد، هرجا که قانون را مانع خود می‌دید طرفدار نقص آن می‌شد. اصلاحات، نخبه‌گرا است و حاملان آن، تنها نخبگان هستند. مطالبات ناشی از آن هم بیشتر مطالبات نخبگان است. به همین دلیل، اصلاحات به سرعت از اقشار مختلف جامعه فاصله گرفت.
اکثر خبرهایی که در روزنامه‌های جناح دوم خرداد منتشر می‌شد مربوط به فلان نهاد حکومتی و فلان شخص سیاسی و حزبی بود و نمی‌توانست با مردم رابطه برقرار کند. حتی رعایت نشدن حقوق شهروندی، زمانی مصداق پیدا می‌کرد که حق یک فرد یا جناح دوم خردادی مورد چالش قرار گیرد. سیاست‌ورزی در اردوگاه اصلاحات با تناقص همراه است، مثلا برخی از اصلاح‌طلبان در موضوعی خاص خواهان نرمش بوند اما برخی دیگر در همان مساله به دنبال ستیزه‌جویی بودند. در واقع ناهماهنگی و تفاوت در دیدگاههای اصلاح‌طلبان به وفور یافت می‌شود.
جدایی اصلاحات از اصلاح‌طلبان
نکته‌ای که شاید کمتر با آن توجه شده این است که باید برای اصلاحات و اصلاح‌طلبان دو حساب جداگانه باز کرد. اگر دوم خردادی‌های افراطی با عملکرد سوء خود، اهداف اصلاحات را تخریب کرد و از نتیجه‌بخش شدن آن جلوگیری به عمل آوردند، نباید ایده اصلی اصلاح‌طلبی را مخدوش دانست. بسیاری از شعارهای اصلاح‌طلبانه، با آن که اصلا تازگی نداشتند، در مقطع پس از دوم خرداد، به عنوان یک نیاز جدی می‌توانستند چنان قابلیتی بیابند که باعث اعتلای فضای سیاسی ـ اجتماعی کشور باشند.
تحمل مخالفت، گفتگو میان گروههای سیاسی، شفاف‌سازی فضای اجتماعی، توسعه سیاسی و ... اهدافی کاملا قابل دفاع هستند که اگر چه دوم خردادی‌های تندرو به بدترین شکل ممکن آنها را تخریب کردند، اما همچنان قابل بازپروری هستند، از سوی دیگر، با خط زدن نام بعضی افراد پرمدعا از لیست اصلاح‌طلبان،‌ شاید بتوان بستری سازنده برای جریانی سره و خالص به منظور تداوم اصلاحات فراهم آورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات