محمد قربانی گلشنآبادی
صهیونیسم، مأخوذ از صهیون Zion، به معنای کوه خشک و پر آفتاب، نام تپهای است در جنوب غربی شهر قدس در سرزمین فلسطین، که در برخی از متون دینی یهودیان، آمده است که منجی قوم یهود، پس از ظهور از همین کوه، قدرت مطلقه فرزندان اسرائیل (حضرت یعقوب (س)) را بر تمام اقوام و ملل جهان مسلط میسازد.
بنابراین صهیونیسم Zionism، جنبشی است که به دنبال تحقق "دولت یهود" و آموزههای عهد عتیق و به ویژه کتاب فقهی آنان، "تلمود" است.
صهیونیستها، با استناد به تلمود و عهد عتیق، معتقدند "قوم برگزیده" Chosen People خدا هستند و با تعابیر و تدابیر گوناگون تلاش میکنند که افکار عمومی ملتها را مجاب کنند که بین یهودیان و خدا، رابطهای خاص وجود دارد که هیچ کس جز آنان، به این سعادت نایل نیامده است. "ذات قدوس، پنج چیز را به خود تخصیص داده و آنها را ثروت خویش خوانده است و آنها عبارتند از: تورات، آسمان، زمین، ملت اسرائیل و معبد بیت همیقداش".
"همه ملتهای جهان، حمد و ثنای ذات قدوس را میگویند ولی حمد و ثنای ما به درگاه او مقبولتر و خوشتر است".
"حتی اگر ملت اسرائیل، شایستگی هم نداشته باشند، با این وجود، هنوز هم فرزندان خدا خوانده شدهاند".
اشارات فوق، نمونهای از دهها موردی است که در تلمود، در مدح و ستایش قوم یهود، آمده است که اینک دستاویزی مذهبی است برای صهیونیستها که در جهت بسط و گسترش استیلای خود بر سرتاسر جهان تلاش کنند.
هر تفکر و نظام عقیدتی هر چقدر هم قوی و محکم باشد ولی نتواند صدای خود را به گوش مخاطب برساند و هر تولیدی که منجر به توزیع نشود، در عمل، عقیم و سترون خواهد ماند.
صهیونیستها از این نکته حساس غافل نبودند و با اینکه نظام عقیدتی آمیخته با خرافات دارند ولیکن با سیطره بر دستگاههای خبرپراکنی و بنگاههای تبلیغاتی سعی دارند بسیاری از اهداف شوم خود را تأمین کنند.
جریان هولوکاست که در آن معتقدند شش میلیون یهودی در اردوگاههای آلمان نازی سوزانده شدند، یکی از بزرگترین دروغهای تاریخ است که به افکار عمومی جهان قبولاندهاند و اگر مورخ یا محققی آن را مورد پرسشگری عالمانه و ناقدانه قرار دهد به شدت مورد مؤاخذه قرارمیگیرد و اساساً معلوم نیست این چه نوع آزادی است که نمیتوان پدیدهای تاریخی را کنکاش کرد.
پروتکل دوازدهم "دانشوران صهیون" به طور تفصیلی دکترین صهیونیسم را در قبال رسانه تبیین میکند.
" از آنجا که مطبوعات نقش بسیار بزرگی در برانگیختن و فرونشاندن احساسات مردم دارند، لذا ما میتوانیم به موقع ازچنین احساساتی در جهت رسیدن به هدفهایمان استفاده کنیم. از آنجا که اکثریت مردم نمیدانند مطبوعات درخدمت چه کسانی هستند، لذا ما آنها را به خدمت خود در میآوریم و حتی عواملی هم که ممکن است مطبوعات را مورد حمله قرار دهند، زیر نظر کنترل شدیدی قرار میدهیم....، چنین وضعی پیش میآوریم که دولت ما از خطر حمله انتقاد مطبوعات مصون بماند و مطبوعات نتوانند روی اشتباهات دولت، انگشت بگذارند. مطبوعات نخواهند توانست بدون اطلاع ما کمترین خبری را در اختیار مردم بگذارند. البته در زمان حاضر ما تا حدودی به چنین هدفهایمان رسیدهایم، زیرا تمام کانونهای خبری جهان، اطلاعات خود را از چند کانون خبری محدود دریافت میکنند. این چند کانون خبری محدود که در آینده نزدیک تماماً به دست ما خواهند افتاد و هر آنچه که ما به آنها دیکته میکنیم در سراسر جهان پخش میکنند...
اگر تدابیری را که در مورد مطبوعات اندیشیدهایم به مرحله اجرا درآوریم، ذهن و فکر غیریهودیان به تسخیرمان درمیآید و آنان وقایع جهان را از پشت عینکهای رنگینی که ما به چشم آنها میگذاریم، مینگرند". بنابراین در دنیایی که رسانهها خالق وقایعند و نه صرفاً راوی وقایع، این صهیونیسم است که با امپریالیسم رسانهای خود، خالق بسیاری از وقایع و اتفاقات است و در خلق این پدیدهها، منافع ایدئولوژیکی خود را مد نظر قرار میدهد و با "دروازهبانی اخبار و اطلاعات" از درز اخبارضد صهیونیستی جلوگیری میکند و با انواع تاکتیکها و تکنیکهای رسانهای به ایجاد ذهنیت منطبق با آرمان صهیونیسم در وسعتی جهانی میپردازد.
صهیونیسم بینالملل با تأسیس و تسلط بر مبادی و منابع نظام رسانهای، سعی میکند به امپریالیسم رسانهای بپردازد و در نتیجه هدایت و کنترل افکار عمومی را در انحصار و تملک خود داشته باشد.
با عنایت به مطالب فوق، صهیونیستها با استفاده از فضای حاکم بر هندسه عقیدتی مسیحیت و بهرهگیری از وسایل ارتباط جمعی به راهاندازی پروژه صهیونیزاسیون مسیحیت اقدام کردند و اگر چه در اغلب کشورها توفیق بالایی کسب نکردند ولیکن در آمریکا و تاحدودی در انگلستان موفق بودند.
بنابراین میتوان گفت دین رسمی و مذهب حکومتی ایالات متحده، "صهیونیسم مسیحی" است و اشتباه است که حکومت آمریکا را حکومتی لائیک بدانیم.