محمد اسکندری
روابط موجود میان سکولاریسم و فتنه سبز را می بایست در یک دیالکتیک فعال مورد فحص و بررسی قرار داد که تاثیری سینرژیک بر یکدیگر دارند. . در واقع کنش های آشکار و نهان میان این دو پدیده به حدی وسیع و جدی است که گاه می توان این دو پدیده در هم را یکی دانست. در این مقال سعی بر واکاوی علل پدید آمدن فتنه سبز نداریم اما آنگونه که از شواهد و قراین برمی آید با شکست بعد عملیاتی " پروتستانیسم اسلامی" در خیابان های تهران و در هم شکسته شدن تابوی پوشالی فتنه گران ، بار دیگر مفاهیم لائیسیته در ساحت های اجتماعی و فرهنگی در حال تزاید و تشدید است و کجراهه اصلاحات دوباره درصددپمپاژ این طرز تفکر در میان جامعه است تا بدین وسیله در یک فرصت یک دهه ای بار دیگر پایگاه های اجتماعی خویش را بازسازی کند و در صورت فراهم بودن شرایط دوباره عملیات براندازی سخت نظام اسلامی آغاز گردد.
چندی پیش بود که میرحسین موسوی در دیدار با عزت سحابی و حبیب الله پیمان از سران نهضت مطرود آزادی مطالبی گفت که نشان داد فتنه سبز سعی در تغییر تاکتیک برای حفظ راهبرد اصلی دارد.موسوی در این دیدار می گوید: “ما مبلغ قرائت رحمانی از دین هستیم. قرائتی از دین که واجد حداکثر مدارا نسبت به همه دیدگاه ها و عقاید است.” وی می افزاید: “جنبش سبز مسئولیت تبلیغ و ترویج رحمانی از دین را بر دوش دارد.”
اما به راستی قرائت رحمانی از دین و هدف از طرح چنین موضوعی از طرف سران جنبش سبز چیست؟
در بدایت امر با فرض ترویج قرائت رحمانی از دین!!! - که نمونه آن را در اقدامات مردان خداجوی سبز علیه زنان و کودکان بی گناه دیدیم - به این نتیجه خواهیم رسید که آنچه هم اکنون در جامعه ما از سوی حوزه های علمیه ، مراجع ، حکومت و... ترویج می گردد نوع غیر رحمانی از دین است! در واقع دعوی سران جنبش سبز اینست که آنان دین را قبول دارند اما با قرائت رحمانی !
با این حال باید دوبار پرسید که حال قرائت رحمانی از دین چیست ؟ و آن قرائت رحمانی چه دارد که اسلام ناب محمدی (ص) فاقد آن است؟! بازهم جمله میرحسین موسوی را بازخوانی می کنیم. " قرائتی از دین که واجد حداکثر مدارا نسبت به همه دیدگاه ها و عقاید است" . اما قرائتی که واجد حداکثر مدارا نسبت به همه دیدگاه ها و عقاید است چیست؟! آیا منظور احترام به نظرات متفاوت و داشتن سعه صدر است؟ که اگر این است که در اسلام محمدی (ص) نیز هست پس منظور از حداکثر مدارا چیز دیگری است !
در واقع باید گفت قرائت رحمانی نسخه بازسازی شده لیبرالیسم و سکولاریسم است که لباسی بومی پوشیده است. وقتی تجدیدنظر طلبان ازهمه اندیشه ها و نگرش های امام به یک جمله «میزان رأی ملت است» اکتفا می کنند و ایشان را فردی جمهوری خواه معرفی می کنند، دیگر نباید تعجب کرد که از هزاران شاخه دین، به شاخه ای پیوند بخورند که اسلام راحت طلبی، اسلام بی غیرتی، اسلام سازش واسلام منفعل از آن بیرون آید. در صورتی که نگاه به اسلام باید جامع و کامل و واجد همه مفصل بندی ها و صورت بندی های آن باشد. هدف به اصطلاح روشنفکران از برجسته ساختن اسلام رحمانی ، تقلیل اسلام فقاهتی است.
به عبارت بهتر هم اکنون فتنه سبز درصدد است تا به نحوی به تئوریزه کردن دوباره آرمان ها و اهداف خویش بپردازد . این جریان انحرافی که رشد و نمو آنان از مشروطه آغاز گشته و تا هم اکنون نیز ادامه دارد اساسا اعتقادی به حضور اسلام در سیاست ندارد و یا بهتر بگویم اعتقادی به این نوع حضور اسلام در سیاست ندارد و گرنه دین برای لائیک ها نیز بسیار احترام بر انگیز است و اساسا بخش مهمی از زندگی را تشکیل می دهد. لکن باید دانست که از نگاه لیبرالیسم این بخش مهم جای خاصی دارد و آن جای خاص در کنج اتاق خانه و یا یکشنبه ها در کنار نیمکت های چوبی کلیساست ! زمانی که کشیش بلند برای مردم دعا می کند تا هفته پر از شادی را در پیش داشته باشند!
اما بی شک قرائت ولایی از اسلام چنین قرائتی نیست. پرواضح است که قرائت علوی از دین چنین قرائتی نیست و اساسا چگونه می توان از اسلام قرائتی سوای قرائت الهی آن داشت. فتنه سبز هم اکنون به سمت گرایشات فرهنگی و بازتولید مفاهیم سکولاریسم در سطح جامعه حرکت کرده است. البته این حرکت با تابلوی آشکار صورت نمی پذیرد چرا که در آن صورت با شکست مواجه می گردد.
با این حال باید دانست این نوع قرائت رحمانی از دین درست بر اساس خواسته های لیبرالیسم است و از سوی نهاد های تبلیغی آنان نیز در کشور ترویج می شود. نگاهی بر اوضاع فرهنگی در جامعه به خوبی نشان می دهد که عده ای در صدد هستند اسلام را ماورای آنچه که هست نمایش دهند. در این دین جدید اساسا سیاست از دیانت جداست ، زندگی آسانتر است ، فردگرایی مهم است ، لذت ها مورد احترامند ، حرکت بشر به سوی کاهش آلام و دردهای زندگی است، دم غنیمت شمرده می شود و سایر انگارههای لیبرالیستی مورد تقدیر قرار می گیرند.
لذا در نهایت باید گفت هم اکنون جریان فتنه باچراغ خاموش حرکت
می کند و درصدد پنهان ساختن حقیقت قرائت رحمانی از دین که همان لیبرالیسم است می باشد تا بدین وسیله با بازسازی پایگاه های اجتماعی نو ظهور تلاش برای براندازی نظام اسلامی را ادامه دهد.