تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۶۲۷۷۵
پرونده متهمان فتنه

بازشناسی چریک پیر از زبان خود! (بخش نهم)


نبوی در راهپیمایی نمایندگان مجلس ششم در حمایت از مبارزان فلسطینی با عصبانیتی عجیب سوگند جلاله‌ای می‌خورد که «والله من اعتقادی به مرگ بر آمریکا ندارم» و کیهان 21 فروردین انگشت سوال بر این قسم جلاله سرتا پا مشکوک نهاده و از قول یکی از اعضای وقت فراکسیون حزب منحله مشارکت در مجلس می‌نویسد: «به خاطر دیروز آنقدر ناراحتیم که امروز به مجلس نرفتم. بهزاد نبوی علنا از شعار مرگ بر آمریکا ابراز ناراحتی می‌کرد و بچه‌ها را می‌فرستاد داخل جمعیت تا جلوی این شعار را بگیرند». در واقع چریک پیر با این قسم جلاله عملا خط بطلانی بر همه اعتقادات و رفتارهای گذشته سیاسی‌اش کشیده و آشکارا از نفاق 2 دهه گذشته خود رسما پرده‌برداری می‌کند. البته این موضع‌گیری جدید بهزاد نبوی در مقابل دشمن شماره یک دیروزی، ضدانقلاب خارج‌نشین را نیز به وجد می‌آورد. علیرضا نوری‌زاده جاسوس کهنه‌کار در مصاحبه‌ای با صدای آمریکا ضمن تقدیر از اقدام شایسته بهزاد در ممانعت از سردادن شعار مرگ بر آمریکا توسط نمایندگان مجلس، شادمانه می‌گوید: «در چنین فضایی به نظر من خیلی جالب است که یکدفعه روزنامه‌های بنیان و نوروز صحبت از این می‌کنند که فرصت‌های مهمی برای گفت‌وگو با آمریکا را از دست داده‌ایم».
آشی که نبوی پخته است ظاهرا به قدری شور است که رحمان خلیلی، عضو هیات رئیسه فراکسیون جبهه دوم خرداد بنا به ملاحظات سیاسی به چریک پیر اینگونه صریح می‌تازد که «با آرمان‌های اساسی امام و نظام و نهادها و شخصیت‌های پذیرفته‌شده قانون اساسی مخالفت نکند». در نگاهی بدبینانه شاید بتوان مدعی شد که بهزاد نبوی خط « تلاش برای حذف شعار مرگ بر آمریکا» را از سخنان 5 بهمن 80 نوری‌زاده در گفت‌وگو با صدای آمریکا برگرفته باشد. نوری‌زاده می‌گوید: «اصلاح‌طلبان متوجه شدند که جناح سرکوبگر و مجموعه اقلیت غیرمنتخب با استفاده از فضای سیاسی کشور برآنند که با بزرگ کردن خطر خارجی و تبدیل کردن اخطارهای آمریکا به اعلان جنگ، فضای کشور را رادیکالیزه بکنند». در واقع نوری‌زاده اشاره به بیانیه فراکسیون دوم خرداد دارد که مشخصا توسط نبوی تهیه شده بود. در بخشی از بیانیه که هم‌نوایی آشکار با آمریکا بوده و حاوی نکات بسیار مهم و عبرت‌آموزی است، ملاحظه می‌شود: «بدون تردید بی‌اعتنایی به مطالبات مشروع و قانونی مردم، تداوم تضییقات علیه آزادی مطبوعات و محاکمه روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی، ماجرای شکنجه متهمان قتل‌های زنجیره‌ای، ادامه برخورد با دانشجویان و دانشگاهیان، عدم مجازات عاملان فاجعه کوی دانشگاه تهران، بهره‌برداری سیاسی از دادگاه شهرام جزایری و آثار زیانبار آن بر افکار عمومی به تدریج می‌تواند دستاوردهای درخشان دوم خرداد را در سطوح داخلی و خارجی تحت‌الشعاع قرار داده و روند امور را در مسیری که خواست همه مخالفان جمهوری اسلامی ایران از جمله آمریکاست، به پیش برد». البته نوری‌زاده به خوبی بیانیه دستنویس نبوی را تحلیل می‌کند: «در این بیانیه هم نمایندگان هشدار می‌دهند که اگر این سرکوب‌ها و این سیاستی که در پیش گرفته شده ادامه پیدا کند، معلوم می‌شود که حرف‌های آمریکا درست است. اینها روی اخطار‌های آمریکا انگشت گذاشتند و خواستار تحقیق و تفحص شدند».
به قطع یقین «بهزاد نبوی» که سال 1340 اوج همکاری او با جبهه ملی و هم سفرگی با مصدق نامسلم بوده، نمی‌توانسته است این بخش از سخنان استراتژیک حضرت امام (ره) که در چهارم آبان۱۳۴۰ در ماجرای قرارداد خفت‌بار کاپیتولاسیون ایراد شده، شنیده باشد که «...عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفت‌، عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند. قانونی را به مجلس بردند که در آن ما را ملحق کردند به پیمان وین‌... که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده‌هایشان‌، با کارمندهای فنی‌شان، با کارمندان اداری‌شان‌، با خدمه‌شان‌... از هر جنایتی که در ایران بکنند، مصون هستند. آقا من اعلام خطر می‌کنم‌،‌ ای ارتش ایران من اعلام خطر می‌کنم‌، ‌ای سیاسیون ایران من اعلام خطر می‌کنم‌... والله گناهکار است کسی که فریاد نکند. ‌ای سران اسلام به داد اسلام برسید. ‌ای علمای نجف به داد اسلام برسید. ‌ای علمای قم به داد اسلام برسید... . آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از همه بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر. اما امروز سر و کار ما با این خبیث‌هاست‌. با آمریکاست‌. رئیس‌جمهور آمریکا بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما... تمام گرفتاری ما از این آمریکاست‌. تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است‌، اسرائیل هم از آمریکاست...».
حمایت علنی و آشکار دولتمردان آمریکا از بهزاد نبوی و جریان فکری ایشان در جریان فتنه سال گذشته شاید برای مردم جای تعجب بسیاری داشت. اما نیم‌نگاهی به سخنان نبوی که گوی سبقت دوستی و اظهار ارادت به آمریکا را از دیگر دوستداران آمریکا، شیطان بزرگ، ربوده به خوبی بخشی از علل مدافعات استکبار جهانی و نظام سلطه از جریان فکری و تئوری پردازان اصلی شورش‌های خیابانی را هویدا می‌کند. از سوی دیگر، موضوع فعالیت‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نبوی در شرکت‌های مخابراتی وابسته به آمریکا و موضع‌گیری‌های جانبدارانه نبوی در دفاع از رابطه با آمریکا و قسم جلاله او در نداشتن اعتقاد از اول او به شعار مرگ بر آمریکا به همه شبهات درباره قصور نبوی در ماجرای حل موضوع اشغال لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام و صدور بیانیه بی‌خاصیت الجزایر جامه واقعیت به خود می‌پوشد. به هر حال ضرورت دارد تا موضوع مجددا توسط کارشناسان حقوقی مورد بررسی قرار گیرد، چرا که بهزاد نبوی در آن سال‌ها سرپرستی هیات ایرانی را در مذاکره با دولت آمریکا برعهده داشته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات