افزایش بیماری های روحی و روانی مردم عراق حاصل پدیده خشونت، بی ثباتی، حملات نظامی و ناآرامی هایی است که بر اثر اشغال این کشور توسط نظامیان آمریکایی به وجود آمده و درک آن از سوی جوامع دیگر سخت است.
روزی نیست که جنگ عراق قربانی جدیدی نداشته باشد. بیشتر اختلالات روانی و بیماری های روحی مردم بی گناه عراق ناشی از حضور اشغالگران آمریکایی در کشور و ترورهایی است که توسط گروه های مسلح مورد حمایت پنتاگون انجام می شد.
تعداد بیماران روانی که به بیمارستان الرشاد، تنها بیمارستان بیماران روانی در عراق مراجعه می کنند تنها در نیمه اول سال 2010 به نسبت مشابه سال گذشته 10 درصد افزایش یافته است.
با توجه به افزایش تعداد بیماران روانی و نبود گنجایش کافی در بیمارستان مسئولان مجبورند که بیماران را به منازلشان باز گردانند.
جمعیت پزشکان بیماران روانی در عراق هشدار دادند که تعداد پزشکان متخصص در زمینه بیماری های روانی در عراق از 100 نفر تجاوز نمی کند و آنها مجبور به درمان بیش از 30 میلیون عراقی هستند. این وضعیت آنقدر اسفبار است که بسیاری از این بیماران بدون نسخه پزشک، خود را درمان می کنند.
«اسماء شاکر» که به علت بیماری روحی تحت معالجه قرار دارد در این باره می گوید: طی پنج سال گذشته سه بار منزلم تخریب شده که جدیدترین آن دو هفته پیش بوده به همین دلیل همیشه در حالتی از ترس و نگرانی زندگی می کنم.
وی اضافه می کند، همسرم پایش قطع شده و فرزند 12 ساله ام از ترس خانه را ترک نمی کند و همیشه منتظر وقوع یک حادثه ناگوار هستیم...
«جبار عبدالزهرا» مهندس 43 ساله کامپیوتر نیز یکی دیگر از شهروندان عراقی است که می گوید خاطرات تلخ گذشته را هیچگاه فراموش نمی کند.
وی می گوید شش سال پیش زمانی که بین نیروهای آمریکایی و شبه نظامیان محلی در بغداد درگیری شدیدی در گرفت به همراه دو برادرم در تیراندازی دو طرف گیر افتادیم و راهی برای فرار نداشتیم به همین دلیل به شدت زخمی شدیم.
جبار اضافه می کند تا صبح در گوشه ای پنهان شدم تا آتش جنگ فروکش کند و بتوانم برادر مجروحم را به بیمارستان منتقل کنم اما به محض رساندن برادرم به بیمارستان وی به خاطر شدت جراحات درگذشت و غم و اندوه فراوان برای من به جا گذاشت.
این شهروند عراقی هنوز هم نمی داند چرا زمانی که افراد را در لباس نظامی می بیند ترس و وحشت تمام وجودش را پر می کند و می خواهد از کنار آنها فرار کند.
واقعیت این است که خشونت در عراق بسیار طولانی شده و با زندگی مردم غیرنظامی در هم آمیخته و روز آنان بدون جنگ و خونریزی سپری نمی شود.
روانپزشکان عراقی معتقدند تعداد شهروندانی که برای معالجه به مراکز درمانی روانی مراجعه می کنند بسیار کمتر از کسانی هستند که در جامعه از بیماری های روانی رنج می برند و امکان مراجعه به مرکز درمانی را ندارند.
«محمد الوزری» یکی از پزشکان عراقی در این زمینه می گوید، مردم عراق هر روز شاهد بمب گذاری هایی هستند که به تکه تکه شدن بدن همشهریان یا اعضای خانواده و بستگان آنها منجر می شود، یا دائم در ترس حمله شبه نظامیان و یا خشونت های مشابه آن به سر می برند.
وی اضافه می کند، زمانی یک مرد به من مراجعه کرد و گفت، من تجربه ای تلخ از بمب گذاری در ماشین دارم و از نزدیک شاهد سوختن انسان های بی گناه بودم به همین دلیل می خواهم غذا بخورم و بوی گوشت به مشامم می رسد و حالم بد می شود و از خوردن غذا منصرف می شوم.
«ایاد حمدان سعد» دبیر 35 ساله و اهل بغداد است که9 نفر از اعضای خانواده و بستگانش را از دست داده و می گوید دوسال پیش درحال رفتن به کلاس انفجار در محله ما سبب مرگ والدین و اعضای خانواده ام شد و حالا هر وقت چشمان خود را می بندم در اطرافم اجساد والدین و بستگانم را می بینم.
«علی کریم» یکی از بیمارانی است که در بیمارستان روانی بستری است. درسال 2007 مردان مسلح او را ربودند و برای آزادی اش باج خواستند و پدر 50 ساله اش نیز پس از پرداخت باج راهی مراکز روان درمانی شد. کریم از صحبت کردن امتناع می کند فقط گاهی اوقات زمانی که مادر یا همسرش برای ملاقات او می آیند، زمزمه کنان می گوید مردان مسلح دوباره به تعقیب من می آیند.
هنوز آمار دقیقی از عراقی هایی که استرس های ناشی از جنگ آمریکا را تحمل می کنند اعلام نشده است تنها درسال 2006-2007 در بررسی سلامت روانی عراقی ها توسط سازمان بهداشت جهانی و وزارت بهداشت عراق مشخص شد که بیش از 50 درصد از جمعیت عراق به نوعی از اختلالات روانی رنج می بردند اماتنها 35 درصد از بیماران به مراکز درمانی مراجعه کرده اند.
وزارت بهداشت عراق همچنین اعلام کرد که آثار روانی جنگ عراق به کودکان و نوجوانان نیز سرایت کرده و تمایل آنان برای خودکشی افزایش پیدا کرده است.
براساس این گزارش میانگین خودکشی درعراق نیز طی سالهای گذشته افزایش چشمگیری داشته و از خانواده ها به کودکان سرایت پیدا کرده است.
ازسوی دیگر، تجاوز آمریکا به عراق علاوه بر هزینه های سرسام آور نظامی که برای این کشور در برداشته هزینه های جانی زیادی نیز به بارآورده که ملت آمریکا باید این هزینه ها را پرداخت کند چرا که بیشتر سربازان آمریکایی که به کشور خود بازمی گردند دچار آسیب های روحی و جسمی وخیمی شده اند.
به غیر از نظامیان آمریکایی کشته شده در جنگ عراق 35 تا 55 هزار مجروح آمریکایی از صدمات روانی رنج می برند و برخی از این مجروحان با چنان آسیب های شدیدی به وطن بازمی گردند که حتی بانیان این جنگ هم پیش بینی آن را نمی کردند.
دکتر «جفری دریزن» یکی از مشاوران نظامی آمریکا دراین باره می گوید؛ حتی اگر آمریکایی ها فردا عراق را ترک کنند آثار و پیامدهای ناشی از این جنگ قرن ها به طول می انجامد چرا که ارتش آمریکا حتی برای زنده نگه داشتن مجروحان جنگی خود که در شرایطی وخیم به سر می برند آمادگی ندارد.
وی اضافه می کند در ازای هر قربانی نیروی دریایی آمریکا به طور متوسط 15 تن زخمی شده اند و با اینکه برخلاف جنگ های گذشته، تعداد کمتری از سربازان آمریکایی با گلوله کشته می شوند اما مواد انفجاری که در جنگ عراق به کار رفته صدمات جبران ناپذیری را در بدن این افراد ایجاد کرده که ادامه حیات آنها را بامشکلات بسیاری روبرو کرده است.
براساس آخرین مطالعات تحقیقاتی پنتاگون، بیش از یک سوم سربازانی که به آمریکا بازگشت اند به روانشناسان مراجعه کرده اند که در یک سوم موارد مشکلات جدی تشخیص داده شده است و در بسیاری از موارد هم آسیب ها شناخته نشده اند.
بیماری های روحی، اضطراب، استفاده از الکل و مواد مخدر و خشونت های خانوادگی از جمله آسیب هایی است که سربازان بازگشته از جنگ عراق به آن مبتلا شده اند.
پنتاگون همچنین اعلام کرد که 80 درصد از مجروحانی که به کشور بازگشته اند درمعرض خطر ابتلاء به نوعی صرع قرار دارند که به «صرع پساجراحتی» معروف است.
ازسوی دیگر، وزارت بهداشت آمریکا با انتشار پژوهشی اعلام کرد که آثار روانی جنگ عراق از سربازان آمریکایی به خانواده هایشان نیز سرایت پیدا کرده و آنان نیز دچار آسیب های روحی شده اند و از هم پاشیدگی کانون خانوادگی یکی از رایج ترین آسیب هایی است که سربازان به هنگام بازگشت با آن مواجه می شوند.
در هر صورت تمامی مؤسسات تحقیقی، نهادها و مراکز پزشکی و درمانی آمریکا متفقا به این نتیجه رسیده اند که هزینه های جنگ عراق یا افغانستان برای ملت آمریکا آنقدر زیاد بوده که مردم آمریکا به هیچ وجه حاضر نیستند درگیر جنگی دیگر شوند و فرزندان خود را به میدان های جنگ بی حاصل بفرستند. آیا معماران جنگ در آمریکا از جنگ ویتنام عبرت نگرفته اند؟