سیروس محمودیان
انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی که در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ برگزار شد، عبرتهای بیشماری داشته و با وجود تلخیهای گزندهای که داشت، تجارب گرانبهایی را در اختیار مردم که صاحبان اصلی انقلاب اسلامی هستند، گذاشت و در حقیقت این تجربه، آینده انقلاب اسلامی را از گزند دشمنان نفوذی مصون داشت. بیشک بهزاد نبوی، تئوریپرداز برجسته جریان اصلاحات بهعنوان نایب رئیس اول ششمین دوره مجلس شورای اسلامی نقش بسزایی در پیدایی و هدایت رخدادهای ریز و درشت آن دوران دارد. در این دوره از انتخابات، اصلاحطلبان توانستند با شعارهای فریبنده در بیشتر حوزههای انتخابیه پیروز شوند. حزب مشارکت حدود 95درصد کرسیهای نمایندگی حوزه انتخابیه تهران را فتح! کرد به هر حال نتیجه انتخابات و تبعات بعدی حضور نامحرمان و نااهلان در مجلس شورای اسلامی که به فرمایش حضرت امام(ره) باید در راس امور باشد، بار دیگر این وصیت الهی خمینی کبیر را در تاریخ طنینانداز ساخت که «من در میان شما باشم یا نباشم، نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد». به هر حال سخنرانی علنی۷ خرداد عبدالواحد موسویلاری وزیر کشور دولت محمد خاتمی علیه شورای نگهبان در مراسم افتتاحیه مجلس ششم و همچنین استعفای پررمز و راز اکبر هاشمیرفسنجانی (رئیس مجمع تشخیص مصلحت) که به عنوان نفرات آخری و با رای بسیار پایینی از تهران به مجلس راه یافته بود از آیندهای پرحادثه خبر میداد. با برگزاری انتخابات هیات رئیسه در ۱۰ خرداد، مهدی کروبی با وجود آنکه در ردیف نفرات آخر فهرست نمایندگان انتخابی تهران قرار داشت به عنوان رئیس موقت مجلس انتخاب شد تا به همراه مجید انصاری، ابوالقاسم سرحدیزاده، سهیلا جلودارزاده، ناصرخالقی، محمد قمی، علی شکوریراد، اسماعیل جبارزاده و جلال جلالیزاده، سیدحسین هاشمی و سازگارنژاد به اداره مجلس بپردازند.
کروبی بلافاصله پس از انتخاب مدعی شد که «وی یک سخنگو نیست و جایگاه رئیس قوه مقننه در حد روسای 2 قوه دیگر است که این اظهارات بلافاصله با واکنش برخی دیگر از نمایندگان که معتقد بودند همه نمایندگان از شأن یکسانی برخوردار هستند، مواجه شد تا در همان آغاز پیشخبر موثقی بر تشکیل مجلسی پرتنش باشد.همچنین طی روزهای بعد مهدی کروبی با حضور در بیمارستان از زندانی عبدالله نوری وزیر کشور استیضاح شده محمد خاتمی و مدیر مسؤول روزنامه توقیفی خرداد که در حین طی دوران محکومیت بیمار و به بیمارستان منتقل شده بود، عیادت کرد تا با این عمل خود ناگفتههای بیشتری را بگوید. اما انتخابات هیات رئیسه دائم مجلس که با حضور ۲۴۸ نماینده برگزار شد، حکایت دیگری داشت. گرچه کروبی همچنان دلخوشانه به مسند ریاست تکیه زد اما انتخاب چهرههای مشکوکی همچون بهزاد نبوی و محمدرضا خاتمی به عنوان نواب اول و دوم از حاکمیت جریان افراطی و بسیار خطرناکی بر امورات مجلس خبر میداد. از همان آغاز به کار مجلس ششم استبداد و خودرایی از سر و پای برخی مجلسیان که اتفاقا با شعار آزادی و دموکراسی و اصلاحات پا به عرصه انتخابات گذاشته بودند، باریدن گرفت. اینان که اکثریت مجلس را داشتند در اقدامی دیکتاتورانه با تصویب اعتبارنامه ۱۸ نفر از نمایندگان منسوب به جناح رقیب مخالفت 120 نفرهای کردند تا ثابت کنند که در عمل چه کسی مستبد است و شعار «زندهباد مخالف من» از منظر آنان چه مفهومی میتواند داشته باشد.
مقاومت غیراصولی مجلس ششم در برابر «حکم حکومتی» مقام معظم رهبری در ماجرای تلاش جهتدار و کینهتوزانه برخی نمایندگان اصلاحطلب درباره «اصلاح قانون مطبوعات» که تنها 2 ماه از تصویب آن توسط مجلس پنجم میگذشت بهخوبی از چهره ولایتستیزی مدعیان اصلاحات پرده برداشت. در همان نیمه راه صدور حکم قضایی علیه «حسین لقمانیان» نماینده همدان و آبستراکسیون 6 دی سال1380 شصت نماینده اصلاحطلب (خروج اعتراضآمیز از مجلس و انداختن آن از حد نصاب قانونی) و تهدید کروبی به ترک مجلس به خوبی روشن ساخت که میزان پایبندی آقایان به قانون اساسی و اصل تفکیک قوا تا چه اندازه است. مجلس ششم با تمام فراز و فرودهایی که داشت کمکم در سیاهنماییها و غوغای بیسر و ته برخی از نمایندگان هوچی بی آنکه دستاوردی اصلاحی! برای عامه مردم و کشور داشته باشد به ایستگاه آخر نزدیک میشد. اما ظاهرا تقدیر چیز دیگری بوده و باید با اتفاقات جدید و غیرقابل باوری، پردههای بیشتری از نفاق و دشمنیها با انقلاب اسلامی برافتد. مقام معظم رهبری 3 سال بعد در دیدار با نمایندگان مجلس هفتم دیدگاه خود را پیرامون مسائل مجلس ششم چنین بیان میفرمایند: «شرایطی که قبل از پدید آمدن این مجلس به وسیله بعضی اشخاصی که از روی غفلت، کارهایی انجام میدادند به وجود آمده بود - رفتن به سمت تحریم انتخابات، رفتن به سمت استعفای نمایندگان، اعتصاب در مجلس و مقابله مجلس - چیزهای بد و عجیبی بود و صدای عمومی مجلس با خیلی از مبانی و اصول نظام مغایرت داشت. در یک چنین فضایی، این مجلس [مجلس هفتم] رویید». در ارزیابیهای منصفانه سیاسی تحصن و استعفای ۱۳۹ نماینده اصلاحطلب در روزهای واپسین مجلس ششم در اعتراض به اعمال «نظارت استصوابی» اقدامی مبتذل به شمار میرود؛ اقدامی مضحک که به خیمهشببازی بیشتر شبیه بود تا اعتراض مدنی. به هر حال نمایندگان مذکور پس از 4 سال تکیه زدن بر صندلی مجلس پرمنفعت در یک خودکشی سیاسی استعفای خندهدار دستهجمعی دادند تا همچنان خود را برای فتنه 88 آماده نگه دارند.
انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی که در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ برگزار شد، عبرتهای بیشماری داشته و با وجود تلخیهای گزندهای که داشت، تجارب گرانبهایی را در اختیار مردم که صاحبان اصلی انقلاب اسلامی هستند، گذاشت و در حقیقت این تجربه، آینده انقلاب اسلامی را از گزند دشمنان نفوذی مصون داشت. بیشک بهزاد نبوی، تئوریپرداز برجسته جریان اصلاحات بهعنوان نایب رئیس اول ششمین دوره مجلس شورای اسلامی نقش بسزایی در پیدایی و هدایت رخدادهای ریز و درشت آن دوران دارد. در این دوره از انتخابات، اصلاحطلبان توانستند با شعارهای فریبنده در بیشتر حوزههای انتخابیه پیروز شوند. حزب مشارکت حدود 95درصد کرسیهای نمایندگی حوزه انتخابیه تهران را فتح! کرد به هر حال نتیجه انتخابات و تبعات بعدی حضور نامحرمان و نااهلان در مجلس شورای اسلامی که به فرمایش حضرت امام(ره) باید در راس امور باشد، بار دیگر این وصیت الهی خمینی کبیر را در تاریخ طنینانداز ساخت که «من در میان شما باشم یا نباشم، نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد». به هر حال سخنرانی علنی۷ خرداد عبدالواحد موسویلاری وزیر کشور دولت محمد خاتمی علیه شورای نگهبان در مراسم افتتاحیه مجلس ششم و همچنین استعفای پررمز و راز اکبر هاشمیرفسنجانی (رئیس مجمع تشخیص مصلحت) که به عنوان نفرات آخری و با رای بسیار پایینی از تهران به مجلس راه یافته بود از آیندهای پرحادثه خبر میداد. با برگزاری انتخابات هیات رئیسه در۱۰ خرداد، مهدی کروبی با وجود آنکه در ردیف نفرات آخر فهرست نمایندگان انتخابی تهران قرار داشت به عنوان رئیس موقت مجلس انتخاب شد تا به همراه مجید انصاری، ابوالقاسم سرحدیزاده، سهیلا جلودارزاده، ناصرخالقی، محمد قمی، علی شکوریراد، اسماعیل جبارزاده و جلال جلالیزاده، سیدحسین هاشمی و سازگارنژاد به اداره مجلس بپردازند.
کروبی بلافاصله پس از انتخاب مدعی شد که «وی یک سخنگو نیست و جایگاه رئیس قوه مقننه در حد روسای 2 قوه دیگر است که این اظهارات بلافاصله با واکنش برخی دیگر از نمایندگان که معتقد بودند همه نمایندگان از شأن یکسانی برخوردار هستند، مواجه شد تا در همان آغاز پیشخبر موثقی بر تشکیل مجلسی پرتنش باشد.همچنین طی روزهای بعد مهدی کروبی با حضور در بیمارستان از زندانی عبدالله نوری وزیر کشور استیضاح شده محمد خاتمی و مدیر مسؤول روزنامه توقیفی خرداد که در حین طی دوران محکومیت بیمار و به بیمارستان منتقل شده بود، عیادت کرد تا با این عمل خود ناگفتههای بیشتری را بگوید. اما انتخابات هیات رئیسه دائم مجلس که با حضور ۲۴۸ نماینده برگزار شد، حکایت دیگری داشت. گرچه کروبی همچنان دلخوشانه به مسند ریاست تکیه زد اما انتخاب چهرههای مشکوکی همچون بهزاد نبوی و محمدرضا خاتمی به عنوان نواب اول و دوم از حاکمیت جریان افراطی و بسیار خطرناکی بر امورات مجلس خبر میداد. از همان آغاز به کار مجلس ششم استبداد و خودرایی از سر و پای برخی مجلسیان که اتفاقا با شعار آزادی و دموکراسی و اصلاحات پا به عرصه انتخابات گذاشته بودند، باریدن گرفت. اینان که اکثریت مجلس را داشتند در اقدامی دیکتاتورانه با تصویب اعتبارنامه ۱۸ نفر از نمایندگان منسوب به جناح رقیب مخالفت 120 نفرهای کردند تا ثابت کنند که در عمل چه کسی مستبد است و شعار «زندهباد مخالف من» از منظر آنان چه مفهومی میتواند داشته باشد. مقاومت غیراصولی مجلس ششم در برابر «حکم حکومتی» مقام معظم رهبری در ماجرای تلاش جهتدار و کینهتوزانه برخی نمایندگان اصلاحطلب درباره «اصلاح قانون مطبوعات» که تنها 2 ماه از تصویب آن توسط مجلس پنجم میگذشت بهخوبی از چهره ولایتستیزی مدعیان اصلاحات پرده برداشت. در همان نیمه راه صدور حکم قضایی علیه «حسین لقمانیان» نماینده همدان و آبستراکسیون 6 دی سال1380 شصت نماینده اصلاحطلب (خروج اعتراضآمیز از مجلس و انداختن آن از حد نصاب قانونی) و تهدید کروبی به ترک مجلس به خوبی روشن ساخت که میزان پایبندی آقایان به قانون اساسی و اصل تفکیک قوا تا چه اندازه است. مجلس ششم با تمام فراز و فرودهایی که داشت کمکم در سیاهنماییها و غوغای بیسر و ته برخی از نمایندگان هوچی بی آنکه دستاوردی اصلاحی! برای عامه مردم و کشور داشته باشد به ایستگاه آخر نزدیک میشد. اما ظاهرا تقدیر چیز دیگری بوده و باید با اتفاقات جدید و غیرقابل باوری، پردههای بیشتری از نفاق و دشمنیها با انقلاب اسلامی برافتد. مقام معظم رهبری 3 سال بعد در دیدار با نمایندگان مجلس هفتم دیدگاه خود را پیرامون مسائل مجلس ششم چنین بیان میفرمایند: «شرایطی که قبل از پدید آمدن این مجلس به وسیله بعضی اشخاصی که از روی غفلت، کارهایی انجام میدادند به وجود آمده بود - رفتن به سمت تحریم انتخابات، رفتن به سمت استعفای نمایندگان، اعتصاب در مجلس و مقابله مجلس - چیزهای بد و عجیبی بود و صدای عمومی مجلس با خیلی از مبانی و اصول نظام مغایرت داشت.
در یک چنین فضایی، این مجلس [مجلس هفتم] رویید». در ارزیابیهای منصفانه سیاسی تحصن و استعفای ۱۳۹ نماینده اصلاحطلب در روزهای واپسین مجلس ششم در اعتراض به اعمال «نظارت استصوابی» اقدامی مبتذل به شمار میرود؛ اقدامی مضحک که به خیمهشببازی بیشتر شبیه بود تا اعتراض مدنی. به هر حال نمایندگان مذکور پس از 4 سال تکیه زدن بر صندلی مجلس پرمنفعت در یک خودکشی سیاسی استعفای خندهدار دستهجمعی دادند تا همچنان خود را برای فتنه 88 آماده نگه دارند.