در 11 سپتامبر 1973 ایالات متحده آمریکا بطور وسیعی اقدام به کشتار مردم شیلی نمود: بمباران کاخ ریاست جمهوری، کودتای نظامی، قتل رئیسجمهور، نابودی و اضمحلال دموکراسی پیشرو یعنی قدیمیترین دمکراسی در آمریکای لاتین، آمار رسمی کشتار در واقعه 11 سپتامبر 1973 بیشتر از 3 هزار نفر بود در حالی که در این کوتا هزاران مورد از تجاوز و آزار وجود داشته است، ضمن آن که بسیاری از افراد هم ناپدید شدهاند، انسانهایی که کسی نمیداند چه اتفاقی برای آنها افتاده است.
جنگهای دیگری مانند ویتنام و نیکاراگوئه هم موجود است که یک تجاوز آشکار و مستقیم بود چیزی که نمیتوان آنرا حتی ترور نامید، 4 میلیون کشته و کسانی که همچنان از اثرات دهشتبار مواد شیمیایی مرگآور بکار برده شده در جنگ ویتنام ـ جنگی که جان افکندی آن را آغاز کرد رنج میکشند و میمیرند.
واقعیت این است که میزان نابودی و ترور و کشتار و خشونتی که بوسیله قدرتهای بزرگ و مقتدر بعد از 11 سپتامبر اعمال شده، در مقابل عملیات گروههایی که تروریست و یا ناسیونالیست خوانده میشوند، بسیار فراتر از آن چیزی است که بشود تصور کرد.
برای مثال عراق را در نظر بگیریم. پس از اشغال عراق، بهترین تخمینی که از این کشتار در حال حاضر در دست است، میزان 100 هزار نفر کشته است در حالیکه یک گروه مثلاً تروریستی محال است بتواند 100 هزار نفر انسان را بکشد. اینطور در نظر بگیرید، که پردامنهترین و وسیعترین کشتاری که به یک گروه تروریست نسبت میدهند، جریان 11 سپتامبر است.
در این واقعه 3 هزار نفر کشته شدند، عملیاتی که بطور وحشتناکی فجیع بود. اما در برابر بقیه فجایع و شرارتهایی که توسط دنیای متمدن انجام گرفته، اصلاً به حساب نمیآید. البته در این موارد تنها ایالات متحده آمریکا نیست که چنین عمل میکند، نگاهی به بقیه کشورهای قدرتمند جهان بیندازید، کشورهایی که تازه به اندازه آمریکا قدرتمند هم نیستند، اما میزان خشونت بکار گرفته شده از سوی آنان بسیار مهیب است. فرانسه در آفریقا، انگلیس در کنیا خیلی بیشتر از هر عملیات تروریستی دیگر، آدم میکشند، اما کسی درباره آنها فیلم نمیسازد.
خوب، حالا به فلوجه نگاه کنیم، آمریکا زنان و کودکان فلوجهای را بمباران کرده و به قتل رسانید. یکماه دائماً آنجا بمباران میشد. آمریکا حتی خارج از شهر را هم بمباران کرد تا در صورتی که مردمی موفق به خروج از شهر شده باشند، کشته شوند. چندهزار نفری به هر ترتیب موفق به فرار شدند، اما مردها را در فلوجه نگاه داشتند و هیچکس نمیداند بعد از آن چه بر آنان آمده است، بنابراین معلوم است که ما نباید کشتار فلوجه را وارد آمار و تخمینها نمائیم، کشتاری وسیع که ما مسئول آن هستیم.
اما آنچه که در مورد فلوجه غمانگیز است، این است که این جنایات از چشم مردم مخفی نماند. شما اخبار آن را در صفحه اول نیویورک تایمز میتوانستید ببینید، تصویر بزرگی از یک تجاوز و حمله تحت عنوان «تسخیر بیمارستان عمومی فلوجه».
در تصویر دیگری در آنجا مردمی را نشان میدهد که بر زمین دراز کشیدهاند و سربازان آمریکایی با اسلحه بالای سر آنها ایستادهاند و بعد این روزنامه شرح و چگونگی به اسارت کشیدن مریضها و پزشکان را توضیح میدهد و این که چگونه به زور مریضها از تختهای خود به زیر کشیده شدهاند و همراه پزشکان بیمارستان مجبورشان کردند که بر زمین دراز بکشند و به دستان همگی دستبند زده و سربازان را نشان میدهد که در حال گارد و پاسداری از آنان هستند، عکسها دقیقاً این صحنهها را توصیف میکنند.
رئیسجمهور آمریکا طبق قوانین این کشور با این جنایاتی که انجام داده است، محکوم به مرگ است. منظورم این است که این نقض خطرناک کنوانسیون ژنو است، کنوانسیونی که بسیار واضح و آشکار بر این تصریح دارد که بیمارستانها و مراکز پزشکی، کارکنان پزشکی و بیماران میبایستی در هر جنگی و بوسیله طرفین جنگ تحت هر شرایطی محافظت شوند.
در نورنبرگ سربازان و حتی فرماندهان خیلی پائین رتبه را محاکمه نکردند، آنها کسانی را محاکمه و به دار آویختند که در فرماندهی عالی قرار داشتند، مانند وزیر امور خارجه آلمان که بدلیل شرکت در بالاترین جنایات جنگی و اعمال شرارت بار شیطانی که به تبع آن انجام داده شد، به دار آویخته شد. آیا ممکن است فرمانده عملیات در عراق هم روزی محاکمه شود؟