این، محاکمهای تماشایی نیست، بلکه نوعی چالش است. برای یافتن پاسخ به این سوال که آیا با محاکمه صدام، عدالت دوباره برقرار خواهد شد؟ بسیاری نگران این هستند که محاکمه صدام به داستانی پایانناپذیر بدل شود، همانگونه که درباره اسلوبودان میلوشویچ، رهبر یوگسلاوی سابق و پینوشه روی داد. چنین چیزی برای عراقیانی که محاکمه را نوعی تقاص جنایات صدام میدانند، غیر قابل قبول است.
تردید دیگری هم وجود دارد و آن آلت دست شدن دادگاه از سوی نیروهای اشغالگر است. ناظران معتقدند قاضیان دادگاه نباید به آلت دست نیروهای اشغالگر بدل شوند؛ چرا که در این صورت بهتر بود خود آمریکاییان صدام حسین را محاکمه میکردند.
با پایان دومین جلسه رسیدگی به اتهامات صدام حسین، رهبر پیشین عراق ادامه دادگاه به 28 نوامبر آینده موکول شد. گفته شده است محل برگزاری جلسه دوم دادگاه، یکی از کاخهای صدام حسین است و اتهامی که رسیدگی به آن در دادگاه مطرح شد، به اعدام 143 تن از مردان ساکن شهر شیعهنشین دجیل واقع در شمال بغداد مربوط میشود که پس از تلاش نافرجام ترور صدامحسین هنگام بازدید از این شهر در سال 1982 صورت گرفت.
اما دادگاه صدام خود داستان دیگری است. صدامحسین هنگام ورود به دادگاه یک جلد قرآن با خود داشت و محافظان، وی و سایر متهمان را یک به یک به اتاقکهای مخصوص شیشهای هدایت کردند.
سایر متهمان این پرونده عبارتند از برزان ابراهیم تکریتی رئیس سابق اطلاعات عراق، طهیاسین رمضان معاون رئیسجمهور، عواد حامد بندر قاضی سابق، عبدالله کاظم رعید، علی دائم علی، محمد عزوای علی و مظهر عبدالله راود از مقامات حزب بعث در دجیل.
صدامحسین که 68 سال دارد، در پاسخ به دستور رزگار محمد امین، قاضی کرد که ریاست دادگاه را به عهده دارد، برای معرفی خود گفت: شما چه کسی هستید؟ من میخواهم بدانم شما چه سمتی دارید؟
در نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات رهبر سابق عراق هم که تابستان سال گذشته برگزار شد، وی خود را همچنان رئیسجمهور قانونی عراق میدانست و صلاحیت دادگاه را که تحت اشغال نیروهای خارجی تشکیل میشود برای محاکمه خود زیر سوال برد.
علاوه بر پرونده اعدامهای دجیل، صدام حسین با اتهامات متعددی از جمله صدور دستور استفاده از سلاح شیمیایی علیه کردهای ساکن حلبچه در سال 1988 که حدود 5 هزار کشته برجا گذاشت و کشتار شیعیان جنوب عراق در پی شکست این کشور در جنگ خلیجفارس در سال 1991 و موارد متعدد قتل، حبس و شکنجه مخالفان رژیم سابق روبهروست که هنوز پروندههای مربوط به آنها در دادگاه مطرح نشده است و هنوز معلوم نیست محاکمه صدامحسین صرفاً به پرونده دجیل منحصر خواهد شد یا پروندههای دیگری نیز به جریان خواهد افتاد.
بسیاری میگویند در صورت مجرم شناخته شدن صدامحسین در این پرونده، وی به اعدام با طنابدار محکوم خواهد شد. پرونده دجیل یکی از پروندههای بسیار قطور دادگاه صدام است. داستان دجیل بسیار قدیمی است. در هشتم جولای 1982 هنگامی که صدامحسین سوار بر مرسدس بنز سفید رنگ ضد گلوله خود راهی شهر کوچکی در شمال بغداد بود، در نخلستانهای حومه شهر، اعضای حزب الدعوه عراق با رگبار مسلسل از او استقبال کردند و این سوءقصد نافرجام نقطه آغاز وقایعی شد که بعدها به قتل عام دجیل شهرت یافت.
شهر عمدتاً شیعهنشین دجیل که در 60 کیلومتری شمال بغداد واقع شده در این سال شاهد کشتاری بود که در جریان آن بیش از 140 نفر جان باختند و حدود 1500 نفر روانه زندانها و شکنجهگاههای رژیم بعث شدند، در حالی که کشتار دجیل در آن هنگام توجه بینالمللی چندانی برنینگیخت.
اما واقعیت این است که پرونده دجیل در قیاس با اتهامات دیگر صدامحسین، موردی جزئی به نظر میرسد. در سالهای 1988 هزاران نفر در شهر حلبچه در شمال عراق قربانی استفاده از سلاحهای شیمیایی شدند و قیام شیعیان در سال 1991 به کشتار هزاران نفر در جنوب عراق انجامید.
از طرفی، گفته میشود در طول سالهای حکومت صدامحسین هزاران نفر دیگر در زندانهای رژیم او جان باخته یا به جوخه اعدام سپرده شدهاند.
کارشناسان حقوقی میگویند رسیدگی به تمام این اتهامها و جمعآوری شواهد و مدارک محکمه پسند برای اثبات آنها به سالها وقت نیاز خواهد داشت.
با وجود بیصبری بسیاری از مردم در رسیدگی فوری به اتهامات صدامحسین، طالبانی رئیسجمهور عراق میگوید: گناهکار شناخته شدن صدامحسین راهی جز برگزاری دادگاه و طی مراحل قانونی ندارد.
رئیسجمهور عراق در حالی که معتقد است صدامحسین مرتکب جنایات فراوانی علیه کردها و مردم عراق شده است و مسوولیت آغاز 2 جنگ با ایران و کویت را به عهده دارد، ادامه میدهد: البته اثبات این موارد در صلاحیت دادگاه است. تا زمانی که دادگاه رأی خود را صادر نکرده، کسی حق ندارد او را گناهکار بشناسد. صدامحسین با تمامی سوابقش، از دید قانون بیگناه است، مگر این که خلاف آن در دادگاه ثابت شود.
احساسات منفی نسبت به صدامحسین، محدود به بخشی از مردم عراق نیست و در برخی از همسایگان این کشور نیز دیده میشود.
صدام حسین، مردی که امروز در یکی از سلولهای زندان نیروهای اشغالگر در خارج شهر بغداد نشسته است، روزی قدرقدرت کشورش بوده و زندگی پرنشیب و فرازی را پشت سر دارد. وی از یک خاستگاه ساده اجتماعی به اوج قدرت رسید. صدام به علت مرگ پدرش و از دست رفتن مشاعر مادرش، نزد عمویش بزرگ شد. کسی سراغ ندارد که او تربیتی دینی داشته باشد و اگر بعدها سخنانی مذهبی از زبانش جاری میشد، بیشتر جنبه مصلحتجویانه برای جلب افکار عمومی داشت. صدام اما برای جلب افکار عمومی بارها از دین مایه گذاشت و بارها فلسطینیان را مطرح کرد: موقعیت مؤمنان تثبیت خواهد شد و خدشهناپذیر خواهد ماند. تجاوز به حقوق ایشان شکست خواهد خورد و روزی نو آغاز خواهد شد.
ولی واقعیت این است که صدام در واقع از طرفداران پروپا قرص مشروب ویسکی اسکاتلندی و سیگار کوبایی و بیقید به زندگی خانوادگی بود و برای رسیدن به اهدافش از هیچ جنایتی فروگذار نکرد و از قتل هیچکس ابا نداشت.
در مسیر اوجگیری وی به قله قدرت اجساد برهم انباشتهاند. از قتل یک کمونیست در تکریت و از بین بردن رقبایی که با او در یک جبهه بودند گرفته تا کشتار جمعی کمونیستها، یهودیها و افسرانی که به خشم او گرفتار شدند. حتی خویشان و دوستان نزدیک از او امان نداشتند هنگامی که میگفت: بهتر آن که یک بیگناه را بکشیم، تا یک گناهکار را زنده بگذاریم.
صدام در دوره جوانی در قاهره خصلت قلدرمآب خود را بروز داد و دبیرستان و دانشگاه را با زورگوییاش به اتمام رساند. اما بعدها از کمک دیگران هم بهره جست. آلمانیها امکانات تسلیحات شیمیایی را برایش فراهم کردند و از آمریکاییها در جنگ علیه ایران کمکهای بسیار از جمله اولین سلاح بیولوژیکی را دریافت کرد. در حالی که اینک صدام یکه و تنها در برابر قانون نشسته است و باید پاسخگوی جنایاتی باشد که بسیاری از سیاستمداران غربی در آن جنایات مشوق و همراهش بودهاند.