مهندس ستار محمودی
منابع آب در کل جهان و بخصوص در مناطق خشک و نیمه خشک، بعلت تزاید مصرف و افزایش پتانسیلهای آلایندگی همواره در محدودیت بیشتری قرار میگیرد. تجربه سالهای گذشته و شرایط حاضر نشان میدهد، منابع تجدیدشونده آب در بسیاری از نقاط دنیا پاسخگوی تقاضای روزافزون نمیباشد. در کشور ما که میزان بارندگی محدودیت داشته و تعادل زمانی و جغرافیای بین بارشها وجود ندارد، این مطلب مهمتر است، بنابراین میباید با توجه به راهکارهای مصرف آب، روشهای بنیادی و چارهسازی تبیین و نهادینه شود. از جمله این راهکارها اعمال شیوههای مدیریت تقاضا میباشد.
اعمال مدیریت تقاضا به منزله ممیزی کردن نیاز، تبیین و تدوین دستورالعملهای مصرف بهینه آب و فرصت دادن به منابع تجدیدشونده (آب) برای احیاء نسبی و بهرهگیری اقتصادی و اصولی از این منابع ارزشمند میباشد. در مدیریت تقاضا مجموعهای از راهکارها از جمله راهکارهای موثر مدیریت مصرف نهفته است که امکان تعادل نسبی در نامعادله تامین و مصرف آب را بوجود میآورد. مقاله حاضر نگاهی به امر مدیریت تقاضا در بخش آب آشامیدنی کشورمان و بخصوص با نگرش به منطقه پرجمعیت استان تهران دارد.
تنگناهای بخش آب (در حوزه شرب):
ـ محدودیت منابع آب با کیفیت
ـ رشد جمعیت
ـ رشد تقاضای آب آشامیدنی در شهرها و روستاها
ـ افزایش حساسیتهای مردمی
ـ فقدان تاسیسات مناسب فاضلاب در روستا و ناکافی بودن در شهرها(به عنوان ضرورتی برای صیانت از منابع آب)
ـ کمبود منابع مالی
ـ تفاوت فاحش بین قیمت تمام شده و میزان دریافتی ناشی از فروش آب
ـ اشکالات عمده در تاسیسات و شبکهها
ـ عدم تعیین جایگاه واقعی آب در آمایش سرزمین
ـ بالا بودن الگوی مصرف آب
ـ عدم پشتیبانی جدی از مبحث مدیریت مصرف و عقبماندگی در این عرصه
منابع آب و جمعیت:
در تداوم روند گذشته، رشد جمعیت با اندکی شدت و ضعف همچنان استمرار دارد. اگر چه در نقاط اندکی از جهان رشد منفی جمعیت وجود دارد، لیکن در اکثر نقاط گیتی، رشد سالانه جمعیت مشهود و محسوس است. جمعیت جهان در سال 2000 میلادی حدود 05/6 میلیارد نفر بوده است.1
در سال 2025 به حدود 8/7 میلیارد نفر خواهد رسید در همین زمان جمعیت شهری دنیا از 85/2 میلیارد نفر به حدود 5/4 میلیارد نفر و جمعیت روستایی از 2/3 میلیارد نفر به حدود 3/3 میلیارد نفر خواهد رسید. این وضعیت نشان میدهد، مراکز عمده جمعیتی متراکم و مراکز پراکنده جمعیتی با پراکندگی بیشتری مواجه خواهند شد. زیرا جمعیت شهری جهان در طول مدت حدود ربع قرن 9/57% افزایش خواهد یافت در حالیکه در همین زمان جمعیت روستای تنها 1/3 درصد افزایش مییابد، بنابراین پیشبینی میشود کلا جمعیت جهان رشدی معادل 61% را در طی 25 سال شاهد باشد.
جمعیت کشورمان نیز طی سالهای 1335 تا 1375 از حدود 95/18 میلیون نفر به 17/60 میلیون نفر افزایش یافته است و پیشبینی میشود که جمعیت حدود 4/65 میلیون نفری سال 1383 (2004) در سال 1404 (2025) میلادی به حدود 91 میلیون نفر برسد 2 که از این میزان حدود 7/4 درصد وجود خواهد داشت. یعنی جمعیت 53/21 میلیون نفری روستایی در سال 1383 بر اساس پیشبینی 5/20 در سال 1404(2025) میلادی خواهد رسید.
منابع آب کشورمان که در سال 1325 به ازاء هر نفر حدود 6860 متر مکعب بوده است در سال 1379 به حدود 2000 مترمکعب در سال رسیده و پیشبینی میشود در پایان 1404(2025) به کمتر از 1400 مترمکعب در سال برسد. در جهان نیز سهم مصرف سرانه از میزان 12900 مترمکعب در سال 1970 به 9000 مترمکعب در سال 1990 و در سال 2000 میلادی (1379) به حدود 6800 مترمکعب رسیده است 3 که پیشبینی میشود در سال 2025 به حدود 3500 مترمکعب در سال برسد.
آمارهای فوق نشان میدهد که رشد جمعیت در جهان در طول 25 سال آینده به حدود 61 درصد افزایش مییابد و در مقابل، پتانسیل سهم سرانه آب حدوداً 48 درصد کاهش مییابد.
جمعیت کشورمان نیز تقریباً در این دوره زمانی حدود 39 درصد افزایش خواهد یافت اما سهم سرانه آب حدود 38 درصد کاهش خواهد یافت.4 این روند به مفهوم واقعی عدم تعادل در بین پتانسیل تامین و تقاضا و مصرف را به خوبی نشان میدهد. به این نکته نیز میباید توجه کرد، بارندگی در عرصه کشور ما به طور یکنواخت صورت نمیگیرد و بخشهایی از کشور از خشکی مفرط هوا رنج دائمی میبرند. برای مثال حداقل بارندگی در کشور در حوزه کویر لوت با حدود 25 میلیمتر در سال میباشد. بخشهای اندکی هم وجود دارند که حدود 1800 میلیمتر نزولات جوی سالانه دارند (بندر انزلی). به تعبیر دیگر حدود 56% از بارندگیها در 30% پهنه کشور روی میدهد و مابقی کشور تنها از 44% بارندگی بهرهمند میگردند.
برخورداری جمعیت از خدمات آب و فاضلاب: واقعیت این است که برخورداری جمعیت در مناطق مختلف جهان صرفاً به وضعیت نزولات بستگی ندارد، بلکه علاوه بر آن، عوامل مهمی همچون سطح اقتصاد مردم و دولتها، توجه دولتها، وجود یا عدم وجود فنآوریهای مناسب، سطح دانش و توان خواست مردم نیز دخالت دارند.
منابع مناسب آب زمینه مهمی برای بهرهمندی مردم از آب سالم بهداشتی میباشد. آمارها گویای این واقعیت است که هنوز بخش عظیمی از مردم جهان به آب آشامیدنی سالم و مطمئن دسترسی ندارند که در این باب قاره آفریقا با حدود 62% دارای پایینترین سطح برخورداری از آب میباشد. در دیگر مناطق مانند اروپا و آمریکا سطح برخورداری به 96 و 100 درصد رسیده است. در قاره آسیا نیز میانگین سطح برخورداری حدود 81% است که نزدیک به میانگین جهانی برخورداری از آب (حدود 82%) میباشد.
وضعیت فاضلابها نیز به تأسی از تامین آب در قاره آفریقا حدود 60% و در اروپا و آمریکا میانگین حدود 92 و 100 درصد میباشد. اما جالب این است که این میزان در آسیا حدود 48% میباشد و از میانگین قاره آفریقا و میانگین جهانی (60%) نیز کمتر است. روند فوق نشان میدهد تا زمانی که بخش عظیمی از جمعیت حدود 40% در برخی قارهها و 18% در کل جهان که جمعیتی حدود 1200 میلیون نفر را شامل میگردد از آب آشامیدنی سالم محروم هستند و تا زمانی که حدود 52% مردم در برخی قارهها (آسیا) و یا در سطح جهان حدود 40% مردم از خدمات جمعآوری و دفع بهداشتی فاضلاب بیبهره هستند، نمیتوان سیاره زمین را سیاره سالم برای انسان تلقی کرد.
محیط زیست بر روی کره بیهمتای زمین، نعمت و هدیه الهی برای انسانها میباشد که مستلزم توجه آنان فارغ از هر نوع نژاد و کشور میباشد زیرا مسایل و مشکلات کره زمین مشترک است و محیط زیست و مؤلفه اصلی آن یعنی آب مناسبترین محور همزیستی است.
راهکارهای مدیریت تقاضا:
مدیریت تقاضا عرصه وسیعی است و حاصل فعالیتهای آن هم نوعی تامین آب و هم حفظ منابع نهایتاً توجه به وجه اقتصادی آب و حفظ منابع و منافع ملی است. در این راستا به مواردی از وجوه مدیریت تقاضا اشاره میگردد:
الف: پیشبینی تقاضا
برای برآوردن تقاضای جمعیت، صنعت و خدمات و مصارف مختلف آب، راهکارهای علمی و تجربی فراوانی وجود دارد. در شرایط مختلف جغرافیایی و اجتماعی برخی از پارامترهای تعیین تقاضا، دارای اهمیت بیشتری است، اما در مجموع پیشبینی تقاضا تابعی از رشد جمعیت، فرهنگ، الگوی مصرف، سطح اقتصادی، شرایط اجتماعی مناطق، تغییرات آب و هوایی و شرایط جغرافیایی، توان سیاستگذاری و تعرفه میباشد. ادامه دارد...