نادره جلالی
در چند دهه اخیر، مطالعات و پژوهشها درباره تاریخ منطقه خلیجفارس، در کشورهای مختلف، به زبانهای گوناگون گسترش یافته است. گرچه، تحقیقات بسیاری انجام شده، اما به نظر میرسد این منطقه از جوانب گوناگون تاریخی همچنان میتواند و یا باید مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.
مسالهای که از چندین دهه پیش بدین سو مطرح شده و در یک سال اخیر نیز توجه بیشتری را به خود جلب کرده، همانا، مساله نام تاریخی خلیجفارس است. یکی از اولین پژوهشگرانی که به تحقیق در تاریخ این منطقه حساس پرداخت، مرحوم عباس اقبال بود. از جمله او در مقالهای با عنوان «قسمتی از ماجرای خلیجفارس» در مجله یادگار (سال چهارم، شماره 1 و 2) آورده است:
خلیج فارس که امروزه از مصب اروند رود و کارون، یعنی از بنادر بصره و خرمشهر گرفته تا تنگه هرمز یعنی تا آبهای مشرق جزایر هرمز و لارک و راس مسندام (منتهی نقطه شمالی شبهجزیر عربستان) امتداد دارد، از جمله مناطقی است که در بررسیهای جغرافیایی قدما، اعم از یونانی و اسلامی، مقام و موقعیت خاصی دارد و کهنترین دریایی است که انسان شناخته است و از آنجا که قدیمیترین تمدنهای عالم در جلگههای نزدیک خلیجفارس یعنی در سرزمین عیلام (خوزستان کنونی) و کلده قدیم (قسمت جنوبی عراق عرب کنونی) تشکیل یافته، چنین به نظر میرسد که خلیجفارس قدیمیترین و یا یکی از قدیمیترین دریاهایی باشد که در آن کشتیرانی و تجارت میشده است.
زندهیاد اقبال همچنین در کتاب خود با عنوان مطالعاتی در باب بحرین و سواحل خلیجفارس، به طور اجمال سابقه تاریخی خلیجفارس و سواحل و جزایر آن را بیان میکند. بخش قبل از اسلام دوره اسلامی تا عصر صفویه را کمتر تشریح مینماید. البته، این امر را نباید دلیل ناتوانی مولف بر شمرد، بلکه اساسا چون این منطقه از دوره صفویه اهمیت خاصی مییابد، از این قسمت، مطالب کتاب خود را به تفصیل به رشته نگارش درآورده است.
او در کتاب خود، شرحی درباره ورود پرتغالیها به خلیجفارس و دوره استیلای آنها بر جزایر و سواحل خلیجفارس (1912. 1031هـ.ق)، شورش مردم جزایر و سواحل خلیجفارس بر پرتغالیها (925. 928 هـ.ق) نزاع پرتغالیها با ترکان عثمانی در آبهای خلیجفارس، استیلای پادشاهان صفوی، اخراج پرتغالیها به کمک انگلیسیها از این منطقه در عهد شاه عباس اول، فتح هزمر و قشم ارائه میدهد. از سوی دیگر، عواقب همکاری انگلیسیها با شاه عباس در بیرون راندن پرتغالیها از خلیجفارس که نفوذ بیشتر دولت انگلستان و ورود هلندیها و فرانسویها را در پهنه بازرگانی و سیاسی در منطقه در پی داشت، به تصویر میکشد. صعف و آشفتگیهای عهده شاه سلطان حسین صفوی که منجر به دستاندازیهای قبیلههای عرب با کمک عاملان استعمار،افزون بر راهزنی و مشکلآفرینی شد، از دیگر نکاتی که استاد اقبال به آن توجه دارد و به طور کلی راجع به اوضاع جزایر و سواحل خلیجفارس از فتح هزمر تا انقراض صفویه مطالبی عرضه میکند. اوضاع بحرین بعد از فتح آن به دست شاه عباس (1010هـ.ق) و عمان از دیگر مباحث تاریخی ارزشمندی است که استاد اقبال اطلاعات سودمندی درباره آن به دست میدهد. وی، در این راستا، بر پایه اسناد و مدارک تاریخی به ذکر این مساله میپردازد که بحرین از کهنترین زمانها یعنی از حدود 80 ق.م، تا زمان استیلای پرتغالیها به تفاوت، گاهی جز قلمرو فارس و زمانی ضمیمه کرمان یا ملوک هرمز که خود خراجگزار فارس یا کرمان بودند، محسوب میشده است.
با توجه به اشراف استاد اقبال به منابع و ماخذ (داخلی و خارجی) و شیوه تحقیقیاش که با دقت و تیزبینی همراه است، مطالعات او درباره خلیجفارس امروزه نیز، اهمیت بسزایی دارد. اگرچه، خود به این مساله اذعان کرده که اگر اسناد وزارت خارجه را در اختیار داشت، کتاب را با اسناد و ادله بیشتری منتشر میکرد. در این بین، نثر ساده و روان و قابل فهم که از ویژگیهای نوشتاری استاد اقبال است، نیز نباید نادیده انگاشت. نکته مهم دیگر که در این کتاب در حال حاضر اهمیت دو چندان دارد، همانا نام خلیجفارس و سه جزیره ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک است.
به سبب اهمیت کتاب و ویژگیهای آن و این نکته بس مهم که مولف یکی از بزرگترین محققان و پژوهشگران ایرانی است و در خارج از ایران در بین محققان از شهرت بسزایی برخوردار است، لازم است با همان منظوری که مولف خود در مقدمه به آن اشاره کرده، با توجه به نایاب بودن کتاب چاپ مجدد آن ضروری به نظر میرسد.