سعدالله زارعی
طولانی شدن روند تشکیل دولت جدید در عراق، نگرانی هایی را در سطح داخلی عراق و منطقه ای به وجود آورده و سبب گمانه زنی های زیادی در مورد آینده این کشور شده است. در این میان نیروهای اشغالگر مواضع جدیدی در مورد آینده امنیتی عراق مطرح کرده اند که جای تامل ویژه دارد. نکات زیر نتیجه واکاوی شرایط فعلی و آینده این کشور می باشد:
1- تاخیر در شکل گیری مجلس جدید، انتخاب رئیس جمهور و انتخاب دولت جدید حاصل تردیدهای موجود در درون شیعه برای معرفی «نخست وزیر» می باشد. همه می دانند که سه فراکسیون از چهار فراکسیون کنونی روی «شیعه بودن» نخست وزیر و نیز برخوردار بودن از آرای نمایندگان شیعه تاکید دارند و عدم همگرایی کردها با فراکسیون العراقیه عملا راه را بر انتخاب نخست وزیر از لیست العراقیه بسته است. با این وصف باید گفت تا زمانی که دو ائتلاف «دولت قانون» و «ائتلاف ملی» مشکل میان خود را حل نکنند، معضل کنونی باقی می ماند و هیچکس نمی تواند برای آن راه حلی پیدا کند کما اینکه طی سه ماه گذشته همه راه حل هایی که این کشور یا آن کشور برای برون رفت از شرایط فعلی ارائه کرده اند با شکست مواجه شده است.
2- محور آمریکا، عربستان، اردن و فهرست العراقیه طی دو ماه گذشته تلاش زیادی کرد تا با گره زدن زلف علاوی با یکی از دو گروه شیعه و همراه کردن کردها، یک ترکیب جدید بر محور دولتی غیرمذهبی به وجود آورد ولی مواضع منفی کردها و مواضع منفی هر دو گروه شیعه نسبت به محوریت فهرست العراقیه این اقدامات را با شکست مواجه کرد. اینک این محور پس از شکست در حال اخلال در همگرایی کردها و شیعیان از یک سو و اخلال میان دو فراکسیون شیعه با یکدیگر از سوی دیگر می باشد در عین حال کاملا واضح است که این محور در نهایت چاره ای جز تن دادن به قضا و قدر ندارد.
3- گفت وگو میان گروههای شیعه در جریان بوده و شواهد و قرائن بیانگر آن است که وحدت بر مبنای اجماع همه گروههای شیعه که اهتمام جدی مرجعیت شیعه بر آن استوار بود، عملا امکانپذیر نیست و اینک نوبت به انتخاب بین «تصمیم جامع» و «تصمیم قاطع» فرا رسیده است. تصمیم قاطع ممکن است رضایت همه را در پی نداشته باشد اما قطعا دربردارنده مصلحت شیعه و از آن مهمتر مصلحت عراق می باشد. حضرت آیت الله سیستانی- دامت برکاته- اصرار زیادی داشت که وارد تصمیم گیری های منتهی به تعیین نخست وزیر نشود و این کار را به تصمیم جامع همه گروهها واگذار کند ولی ظاهرا درشرایط فعلی چاره ای جز ورود در این معادله ندارد.
4- فحاشی های گروه علاوی علیه ایران- به معنای حمله مستقیم به مرجعیت شیعه در عراق- و انتساب اظهارات تحریک آمیز به سفیر جدید ایران در عراق و سپس راه اندازی یک جنجال رسانه ای علیه ایران و طرح موضوع مانع تراشی ایران بر سر راه انتخاب دولت در عراق بیانگر آن است که از یک سو محور آمریکا، عربستان، اردن و العراقیه از اثرگذاری بر تشکیل دولت در عراق مایوس شده است از سوی دیگر از برداشته شدن موانع تشکیل دولت جدید در عراق خبر می دهد که هر دو مبارک است. این تبلیغات بار دیگر نیاز عراق به پا درمیانی ایران را هم به تصویر کشید و جایگاه برجسته ایران را در تحولات عراق مشخص کرد. این در حالی است که حدود یک ماه پیش بایدن- معاون رئیس جمهور آمریکا- در جریان دومین سفر به بغداد با صراحت اعلام کرده بود که طرحی را با خود به همراه آورده که براساس آن دولت آینده عراق طی چند هفته شکل می گیرد!
5- وضعیت انتخاباتی درون شیعیان تا حدودی راه را برای انتخاب دولت جدید نشان می دهد؛ در حال حاضر محور عمده اختلاف در درون شیعیان در دست کسانی است که تعداد کرسی های آنان از 20 عدد تجاوز نمی کند. اینها قاعدتا نمی توانند در درون شیعیان محور تشکیل دولت باشند کما اینکه ائتلاف آنان با فراکسیون های غیرشیعی نیز نمی تواند به تشکیل دولتی با محوریت چنین گروهی بیانجامد. چنانچه استراتژی کردها هم بر این استوار است که با فراکسیونی از شیعیان همراه گردند که از آرای لازم و از حمایت مرجعیت شیعه برخوردار باشند بنابراین بازی فراشیعی یک گروه از شیعیان نمی تواند نتیجه ای دربر داشته باشد این نکته ای است که فهم آن برای فعالان سیاسی عرصه تحولات عراق دشوار نیست.
6- در شرایط فعلی و با توجه به افزایش موج ناامنی ها در عراق، آمریکایی ها دست به گریبان دو نوع نگرانی نسبت به سیاست ها و نیروهای خود در عراق هستند از یک طرف گسترش موج ناامنی می تواند به شروع دور جدید تلفات نیروهای آمریکایی در عراق بیانجامد چرا که جریاناتی نظیر القاعده این را فرصتی برای انتقام گیری از آمریکا به حساب خواهند آورد از طرف دیگر افزایش ناامنی مدیریت صحنه پیش رو- مدیریت خروج تدریجی نظامی یا مدیریت تثبیت حضور بین 20 تا 30 هزار نظامی- را برای فرماندهی نظامی آمریکا در عراق با دشواری زیادی روبرو می کند. این موضوع وضع سیاست های آمریکا و عربستان را در عراق با شکاف و تفاوت مواجه می نماید به عبارت دیگر از اینجا راه عربستان و آمریکا از هم جدا می شود چرا که عربستان هرج و مرج را یک فرصت برای گروه وابسته به خود در عراق به حساب می آورد و امیدوار است این شرایط نگرش عراقی ها را نسبت به «نظم جدید» تغییر دهد.
7- طولانی شدن روند انتخاب دولت در عراق، تغییراتی را در خواسته ها و مطلوب های گروه های مختلف عراقی به وجود آورده است. کردها احساس می کنند که شرایط به نفع آنان پیش می رود چرا که شکاف عمیق میان فهرست العراقیه و هر کدام از دو فهرست شیعه، کردها را به محور هر نوع توافق عراقی تبدیل کرده است از این رو می بینیم که این روزها سلیمانیه به کانون رایزنی گروه ها و شخصیت های مختلف عراقی تبدیل شده است در این فضا کردها روی تثبیت موقعیت خود در ریاست جمهوری، حل و فصل مسئله کرکوک به نفع بخش شمالی و اجرای ماده 140 قانون اساسی عراق، ناظر به فراهم کردن امکان بازگشت مهاجران کرد به کرکوک تاکید می نمایند و هر گروه عراقی با وعده های تلویحی سعی می کند آراء کردها را کنار خود داشته باشد کردها در حدود 57 کرسی پارلمان را در اختیار دارند و توانسته اند علیرغم آنکه چهارمین فراکسیونند، یک صدایی خود را- علیرغم اختلافات جدی شان- حفظ نمایند. در عین حال همه می دانند که کردها علاقه ای به هم پیمانی با چهره هایی نظیر علاوی و کشورهایی نظیر عربستان ندارند.
8- هفت سال پس از اشغال عراق، آمریکایی ها اینک به حفظ 20 تا 30 هزار نیرو یعنی به استعداد 2 تا 3 لشکر در عراق می اندیشند اما به نظر می آید به جمعبندی قطعی نرسیده باشند این موضوع بیش از هر چیز به ضعف پیش بینی شرایط آینده بازمی گردد. می توان گفت اگر مقاومت در عراق فعال عمل کند و با جدیت خروج نیروهای آمریکا را از عراق طلب نماید، آمریکایی ها عراق را کاملاً ترک می کنند اما اگر فرایند سیاسی و امنیتی عراق به سمتی برود که از حجم نگرانی های آمریکا بکاهد، به احتمال خیلی زیاد آمریکا این تعداد از نیروها را برای اثرگذاری بر سیاست های جاری بغداد و کشورهای منطقه حفظ می کند. اگر این شرایط پیش آید احتمالاً سه لشکر به ترتیب در منطقه شمالی- سلیمانیه-، منطقه جنوبی- ناصریه- و منطقه غربی- الانبار- توزیع خواهند شد چنین چینشی بیش از هر چیز تداعی کننده تلاش آمریکا برای حفظ رژیم اردن و عربستان در برابر شرایط ناپایدار آینده و نیز تلاش برای ضربه زدن به موقعیت امنیتی ایران و سوریه خواهد بود و طبعاً به نوع خاصی از واکنش سیاسی و امنیتی تهران و دمشق منجر می شود.
9- تحولات پنج ماه گذشته عراق به خوبی این نکته را به اثبات رساند که روندهای خارجی نمی توانند معادله داخلی را در عراق و یا در هر کشور دیگر منطقه شکل دهند بلکه این ملت ها هستند که معادلات سیاسی و امنیتی را تعیین می کنند. آمریکا تلاش کرد تا با کمک گرفتن از دولت های عربستان، کویت، اردن و ترکیه، فرایند سیاسی عراق را مطابق الگویی فرامنطقه ای بچیند و عراق را با خواسته های فراملی آمریکا انطباق دهد اما علیرغم همه فشارها و هزینه ها نتوانست چنین هدفی را محقق گرداند. عربستان سعودی تلاش کرد تا به مدد چندین میلیارد دلار هزینه و راه اندازی گروه های ترور در عراق روند سیاسی عراق را مطابق منافع خود بچیند اما این روش هم پاسخ نداد. این ماجرا به این کشورها یادآوری کرد که سرنوشت هر ملت به خودش سپرده شده و زمان سیاست های استیلاجویانه بر ملت های منطقه به سر آمده است. تصمیم گیری درونی ملت ها حتی اگر زمان بر باشد و با هزینه هایی هم توأم گردد مبارک خواهد بود.