تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۶۲۹۸۵

محسن کدیور و هجویات (بخش دوم)


فساد مبنا
مبانی نظری محسن کدیور که استدلالات و انتقادات (بلکه هجویات و هتاکی های) موجود در نامه بر آن مبانی استوار شده اند، به لحاظ علمی، کاملا مخدوش و فاسدند. وی در قسمت آغازین این نامه، عدم اعتقاد خود به ولایت فقیه را متذکر می شود و صریحا می نویسد که “بر اساس موازین فقه استدلالی منتقد ولایت سیاسی فقیه در همه انواع آن است”. درست به خلاف این جمله، که حاکی از موافقت دکتر کدیور با موازین فقه استدلالی است، نوشته های قبلی وی نشان می دهد، دکتر کدیور در رویکرد خویش موسوم به “اسلام معنوی”، چارچوب فقه استدلالی را رها کرده است. محسن کدیور در سخنرانی خویش به سال1380 تحت عنوان “از اسلام تاریخی به اسلام معنوی”1 که در هشتمین نشست سالانه دفتر تحکیم وحدت ایراد شد، از مبانی فقهی موجود سربرتافته است. در این رویکرد، به تصریح خود محسن کدیور، از حوزه فقه و شریعت به تدریج کاسته می شود2. بنابر این، دکتر کدیور نه بر اساس موازین فقه استدلالی بلکه بر اساس موازینی که خود، برساخته است به ولایت فقیه می تازد. وی در آثار دهه هشتادش، سعی می کند برای آنکه به نفی ولایت فقیه برسد، اصل ولایت پیامبر و ائمه علیهم السلام را نفی کند و ائمه را صرفا علمای ابرار و عاری از هرگونه خارق عادت و عصمت و ولایت بر مومنین بداند. وی همچنین در تلاشی ناکام سعی می کند مرحوم آخوند خراسانی صاحب کفایه را هم رای خود تلقی کند و ایشان را نیز نافی ولایت پیامبر و ائمه علیهم السلام (تا چه رسد به ولایت فقیه) قلمداد کند. آن گونه که من در نقدهای متعدد خود در سال های گذشته نشان داده ام، همه این تلاش ها، غیر علمی، مملو از خطاهای منطقی- تاریخی و نیزگاهی از سر تقلید بوده اند. بنابر این محسن کدیور، ولایت فقیه را قبول ندارد، اما نه از سر علم و دانش، بلکه از سر پیش فرض و اتباع ظن و وهم: ما لهم به من علم، ان هم الا یظنون.با در نظر گرفتن این مبانی (عدم ولایت فقیه، عدم ولایت نبی مکرم و ائمه علیهم السلام، نفی مبانی فقه جواهری و کنار نهادن تمامیت فقه موجود)، خوانندگان محترم می توانند تصمیم بگیرند که اصولا نامه محسن کدیور و انتقادات وی بر رهبر معظم انقلاب، موضوعیت طرح می یابند و ارزش خواندن و صرف وقت دارند یا خیر.
عدم التزام به وحدت روشی
محسن کدیور، در اوایل نامه در ژستی اندیشمندانه، روش نقد خود را بناگذاری بر قانون اساسی موجود می شمارد، اما به کرات، این روش را رها می کند و بر مبانی ذهنی خویش اتکا می کند و از آن زاویه به نقد رهبری معظم می پردازد. در نتیجه، سیر نوشتار انتقادی وی، فاقد اسلوب واحدی است و موجب سردرگمی خوانندگان می گردد. به عنوان مثال، روشن است که اگر ولایت فقیه را قبول نداشته باشیم، بر اساس اصول دموکراسی، هر شخص نباید بیش از دوره ای محدود بر مسند های رسمی سیاسی تکیه زند، اما قانون اساسی ما، هیچ نشانی از ادواری و موقت نمودن ولایت برای فقیه جامع الشرایط ندارد. محسن کدیور، در نامه خود، رهبر معظم انقلاب را به خاطر طول مدت رهبری تخطئه می کند و در مقایسه ای خنده دار، می نویسد: “گفتنی است جناب آقای خامنه ای در پنج قرن اخیر تاریخ ایران به لحاظ طول زمامداری در میان33 زمامدار در ردیف دهم و در حال رقابت با شاه اسماعیل اول 902-880() هستند ... ایشان در دو قرن اخیر در میان10 زمامدار پس از ناصرالدین شاه قاجار 1275-1227()، محمد رضا شاه پهلوی 1357-1320() و فتحعلی شاه قاجار 1213-1176() در مقام چهارم هستند. ... اما در سده اخیر آقای خامنه ای در میان7 زمامدار ایران به لحاظ طول سنوات حکومت نفر دوم هستند. تنها رقیب قدر ایشان محمد رضا شاه پهلوی است”.
آشکار است که بر اساس دلایل متقن، ولایت فقیه مسندی الهی است و تکلیف و وظیفه ای بر دوش فقیه جامع الشرایط است نه آنکه فرصتی مغتنم و منصبی شیرین باشد. شخص جامع الشرایط مادامی که چنین است، از سوی خداوند، موظف به انجام مقتضیات ولایت و تنظیم امور مسلمین است و این تکلیف، از سوی مردم به وی داده نشده است تا بر اساس قراردادی اجتماعی، در زمانی خاص از وی سلب شود. نقد فوق الذکر محسن کدیور، از آن روی مضحک است که نافی خویشتن و خودابطال گر است؛ اگر وی قانون اساسی مورد پذیرش مردم را قبول دارد، نقدش بر مدت رهبری آیت الله العظمی خامنه ای لغو خواهد بود و اگر قانون اساسی را قبول ندارد و خود را در مقابل مردم قرار داده است، نامه سرگشاده در نقد علمکرد رهبری صادر کردن و از افکار عمومی کمک خواستن، بی معنا است.
به واقع، می توان دید که زیستن در ذیل امپریالیسم فرهنگ غرب و تغذیه از رسانه های غربی، به چه میزان می تواند موجب دور شدن یک روشنفکر از مردم شود. اکثریت قاطع و غالب مردم ایران، به انقلاب اسلامی و مبانی آن، به قانون اساسی و به نظریات امام راحل و ارائه طریق از سوی آن یار سفرکرده، عشق می ورزند و روشنفکر راه گم کرده، عرض خود می برد و زحمت ما می دارد ...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات