تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۹  ، 
کد خبر : ۱۶۳۰۰۷

موانع بصیرت (بخش هفتم)


علی شیرازی
پس از پیامبر اکرم(ص)، مال‌پرستی، عده‌ی زیادی را فریفت و به سوی جمع مال و ثروت سوق داد و دنیاگرایی آن‌ها را از حق جدا کرد. مقام معظم رهبری در تاریخ 6/11/1371 فرمودند: «بعد از آنکه اسلام، اشرافیت را قلع و قمع کرده بود، یک طبقه‌ی اشراف جدید در دنیای اسلام به وجود آمد. عناصری با نام اسلام، با سمت‌ها و عناوین اسلامی – پسر فلان صحابی، پسر فلان یار پیغمبر، پسر فلان خویشاوند پیغمبر – در کارهای ناشایسته و نامناسب وارد شدند که بعضی از اینها، اسم‌هایشان در تاریخ ثبت است. کسانی پیدا شدند که برای مهریه‌ی دخترشان، به جای آن مهرالسنه‌ی چهارصد و هشتاد درهمی که پیغمبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و مسلمانان صدر اسلام مطرح کردند، یک میلیون دینار، یک میلیون مثقال طلای خالص قرار دادند! چه کسانی؟ پسر صحابی‌های بزرگ، مثلاً مصعب‌بن زبیر و از این قبیل.»
معظم‌له همچنین در تاریخ 20/3/1375 در جمع فرماندهان لشگر 27 حضرت رسول(ص) فرمودند: «گفتند نمی‌شود که سابقه‌دارهای اسلام... اینها باید یک امتیازی داشته باشند! به اینها امتیازات داده شد – امتیازات مالی از بیت‌المال – این، خشت اول بود. حرکت‌های انحرافی این طوری است. از نقطه‌‌ی کمی آغاز می‌شود، بعداً همین طور هر قدمی، قدم بعدی را سرعت بیش‌تری می‌بخشد. انحراف‌ها از همین‌جا شروع شد، تا به دوران عثمان رسید – اواسط دوره‌ی عثمان – در دوران خلیفه‌ی سوم، وضعیت این‌گونه شد که برجستگان صحابه‌ی پیغمبر! جزء بزرگ‌ترین سرمایه‌دارهای زمان خودشان شدند! توجه می‌کنید! یعنی همین صحابه‌ی عالی‌مقام که اسم‌هایشان معروف است – طلحه، زبیر، سعد‌بن ابی‌ وقاص و امثال آن‌ها – این بزرگان که هر کدامشان یک کتاب قطور سابقه‌ی افتخارات در بدر و حنین و احد و جاهای دیگر داشتند. اینها! جزء سرمایه‌دارهای درجه اول اسلام شدند! وقتی که یکی از آن‌ها مرد می‌خواستند طلاهایی که از او مانده بود، بین ورثه تقسیم کنند، این طلاها را که آب کرده و شمش کرده بودند، با تبر بنا کردند به شکستن – مثل هیزم که شما با تبر می‌شکنید – ببینید چقدر طلاست که با تبر می‌شکنند! در صورتی که طلا را با سنگ مثقال می‌کشند. اینها را تاریخ ضبط کرده است... مقدار درهم و دیناری که از اینها به‌جا می‌ماند افسانه‌وار بود.»
این جمع ثروت، بی‌دینی آورد. طلحه و زبیر و سعد را برابر علی(ع) و امام مسلمانان قرار داد.
قرآن مجید در آیه‌ی 88 سوره‌ی یونس می‌فرماید: «موسی گفت: پروردگارا! تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالی(سرشار) در زندگی دنیا داده‌ای، پروردگارا! در نتیجه (بندگانت را) از راه تو گمراه می‌سازند.»
امیر سخن در حکمت 58 نهج‌البلاغه می‌فرماید: «ثروت، ریشه‌ی شهوت‌هاست.» مشکل هم از همین جاست. همین ریشه‌ی شهوت‌ها، مستی به بار می‌آورد و انسان را کور می‌کند و او در برابر حق می‌ایستد و دیگران را هم گمراه می‌سازد.
ج: شهوت‌پرستی؛
شهوت انواع و اقسامی دارد. شهوت ریاست، شهوت ثروت، شهوت مقام، شهوت قدرت، شهوت جنسی. همه‌ی اینها زیرمجموعه‌ی شهوت‌پرستی‌اند، چه اینکه همه در زیر عنوان «دنیاگرایی» جمع می‌شوند.
منظور ما در این قسمت‌بندی، شهوت جنسی است.
حضرت علی(ع) در خطبه‌ی 109 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «هرکس به چیزی عشق ناروا ورزد، چشمانش پرده می‌گیرد و قلبش بیمار می‌شود. او به چشمی غیرسالم می‌بیند و با گوشی غیرشنوا می‌شنود. شهوت‌ها پرده‌ی عقلش را پاره نموده است و دوستی دنیا دلش را میرانده است، شیفته‌ی بی‌اختیار دنیا و برده‌ی آن است و برده‌ی کسانی است که چیزی از دنیا در دست دارند. دنیا به هر طرف برگردد او نیز برمی‌گردد، هر چه هشدارش دهند از خدا نمی‌ترسد.»
شهوت یکی از دام‌های شیطان است؛ چه شیطان‌های جنی و چه انسی. انسان‌‌های شرور و مفسد نیز شیطانند. آن‌ها ظاهراً انسانند ولی قلوبشان، قلوب شیطانی است.(1) شیطان‌های جنی به وسیله‌ی وسوسه به شیاطین انسی وحی می‌کنند، و شیطان‌های انسی هم آن وحی را به طور مکرر و پنهانی برای اینکه فریب دهند – چون خود فریب خورده‌اند – به همدیگر می‌رسانند.(2)
افرادی که گرفتار این دام گردند، دیگر عقلی برایشان باقی نمی‌ماند. کر و کور می‌شوند. در مسیر انحراف حرکت می‌کنند و تسلیم منحرفین می‌گردند.
فتنه‌گران و استکبار از دام شهوت، برای بهره‌کشی سود می‌برند و ادامه‌ی سیطره خود بر جهان را مشروط به وسعت بخشیدن به دامنه‌ی زشتی‌ها، شهوت‌رانی‌ها و کامجویی‌های حیوانی می‌دانند و معتقدند که باید از انسان‌ها، بردگانی مدرن ساخت تا همه‌ی آن‌ها در یک سیستم پیچیده، برای تحقق آرزوهای مستکبران و دنیاگرایان تلاش نمایند.
برتراند راسل – که یک فیلسوف غرب‌گراست – می‌گوید: «لزومی ندارد که یک زن در انحصار یک مرد باشد، چه عیبی دارد که یک انسان هرگاه لازم باشد، همسرش را در اختیار مردم دیگری قرار دهد!.»(3)
کارل مارکس یهودی‌تبار نیز معتقد بود: «قانون ازدواجی که زنان را از ارتباط با غیر شوهران خویش بازمی‌دارد، قانونی است که زن و مرد را تبعید می‌سازد.»(4)          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات