بسماللهالرحمنالرحیم
تحرکات سیاسی برای از سرگیری مذاکرات سازش میان طیف خائن محمود عباس در تشکیلات خودگردان و رژیم اشغالگر صهیونیستی با محوریت رژیم کمپ دیویدی قاهره این روزها شدت گرفته است.
علیرغم آنکه حسنی مبارک بخاطر بیماری شدید از ناتوانی و ضعف روزافزونی رنج میبرد، ولی آمریکا وصهیونیستها امیدوارند آخرین رمق باقیمانده پیکر فرتوت حسنی مبارک نیز برای تامین اهداف شوم خود "استفاده ابزاری" کنند. "جرج میچل" فرستاده ویژه اوباما به خاورمیانه، بنیامین نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی و محمود عباس رئیس غیرقانونی تشکیلات خودگردان، مسافران روزهای اخیر مصر بودهاند که سعی دارند حتی از پیکر نیمه جان مبارک هم برای تأمین اهداف رژیم صهیونیستی سوءاستفاده کنند. با اینکه پزشکان معالج محدودیتهای شدیدی برای فعالیت سیاسی مبارک قائل شدهاند ولی به نظر میرسد اصرار بر اینست که دستکم "اثر انگشت مبارک" را در پای توافقات جدید بزنند تا در تبلیغات رسانهای گفته شود مبارک علیرغم وخامت حال عمومی خود همچنان خواهان کمک به صلح است و هنوز هم قلبش برای صلح میتپد!
اما خوبست بدون هیچگونه پیشداوری به بررسی اوضاع بپردازیم تا بلکه پاسخی برای این سئوال بیابیم که هدف اصلی آمریکا و صهیونیستها چیست و مأموریت جدید محمود عباس، کدام است؟
آنسوتر، "کاترین اشتون" وزیر خارجه اتحادیه اروپا در سفر به کرانه باختری با مقامات تشکیلات خودگردان دیدار کرده و وعده کمک 40 میلیون دلاری اتحادیه اروپا به طیف محمودعباس را داده است. وی سپس برای انجام یک سفر تبلیغاتی به غزه، عازم این منطقه شده و خواستار پایان دادن به محاصره غزه است. این نخستین دیدار یک مقام ارشد اروپائی در این سطح از غزه است که درخصوص اهداف و انگیزههای آن ابهامات زیادی وجود دارد. به نظر میرسد دیدارها و مذاکرات این وزیر انگلیسی اتحادیه اروپا، با نقش آشکار و نهان "تونی بلر" نماینده کمیته 4 جانبه هم بی ارتباط نباشد و حتی با اشاره و درخواست وی صورت گرفته است. در واقع همه چیز در پرتو تلاش برای خارج ساختن رژیم صهیونیستی از انزوای سیاسی - تبلیغاتی ناشی از استمرار محاصره 3 ساله غزه و بویژه اظهار نفرت روزافزون جامعه جهانی علیه رژیم صهیونیستی بخاطر حمله خونین و جنایتکارانه این رژیم به کشتی آزادی، معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا میکند.
با در نظر گرفتن اینکه ورود هر مسافر عازم غزه باید با هماهنگی و موافقت صهیونیستها صورت بگیرد. وجود منافع رژیم صهیونیستی در تحرکات اخیر به خوبی قابل ردیابی است و هدف آنست که از فشار سنیگین سیاسی - تبلیغاتی علیه اسرائیل در حد امکان کاسته شود. بدین ترتیب سعی براینست که اسرائیل با قرینه سازیهای اخیر نشان دهد گویا حسن نیت دارد و از محاصره غزه کاسته است و اگر کشتی آزادی هم اهداف تروریستی نداشت، مشکلی رخ نمیداد! اما در پشت این حوادث به ظاهر جداگانه، هدف مشترک و بزرگتری وجود دارد و آن به حاشیه راندن "حماس"، تقویت طیف خائن محمود عباس و کشاندن تشکیلات خودگردان به پای میز مذاکرات سازش به هر قیمت ممکن است که در این زمینه لازم است حتی از پیکر نیمه جان مبارک هم، سوءاستفادههای سیاسی - تبلیغاتی شود. در چنین شرایطی اظهارات گستاخانه و در عین حال صریح "موشه یعالون" وزیر امور استراتژیک رژیم صهیونیستی، پرده از رازهای پنهان در این مقوله بر میدارد. وی خاطرنشان ساخت که "صلح دائمی" با فلسطینیها دستکم در آیندهای نزدیک غیرممکن است و اعضای کابینه امنیتی رژیم صهیونیستی در این دیدگاه با یکدیگر متفقالقولند و به همین خاطر درصدد حل و فصل مشکل نیستند و فقط به "مدیریت بحران کنونی" میاندیشند و مایلند مذاکره با محمود عباس را نشانه حسن نیت اسرائیل معرفی کنند ولی به طور همزمان، تصمیم براینست که در هر صورت، شهرک سازیها در شهریور ماه در مقیاس وسیعی از سرگرفته شود. وقاحت صهیونیستها در این جمله نهفته است که یعالون میافزاید ساخت وسازها علیرغام مذاکره با محمود عباس از سر گرفته میشود چون شهرک سازی اسرائیل به نابودی مذاکرات منجر نمیشود! معنی این عبارت اینست که اسرائیل برروی ذلتپذیری محمود عباس حساب کرده و قویاً باور دارد محمود عباس بخاطر ساخت و سازها، از مذاکرات خارج نمیشود.
موضوع مهم دیگر به اظهارات اخیر "ایهود اولمرت" نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی باز میگردد که میانجیگری آمریکا و قاهره و دیگران را (اتحادیه اروپا) نوعی فریبکاری خوانده و یادآور شده مذاکره با محمود عباس احتیاجی به "میانجی" ندارد و هر لحظه آنها اراده کرده اند، با وی مذاکرات مفصلی داشتهاند. این امر نشان میدهد که دستکم این بار، "میانجی گری" از اصل برگزاری مذاکرات هم مهمتر است و یا سعی بر اینست که مهمتر معرفی شود. چرا که هدف اصلی خروج رژیم صهیونیستی از انزوای بینالمللی کنونی رژیم صهیونیستی است که بحران سیاسی - تبلیغاتی ناشی از استمرار محاصره غزه و ذهنیت جامعه جهانی پس از حملات جنون آمیز این رژیم به "کشتی آزادی"، تحت الشعاع یک نمایش تبلیغاتی با محوریت فلسطین قرار بگیرد.
با اینهمه، شواهد و قرائن موجود نشان میدهد که این یک "طرح چند منظوره" است که در آن واحد، اهداف متعددی را تعقیب میکند و بزرگنمائی نقش محمود عباس بمنظور تبدیل وی به "قهرمان صلح"! و تقویت طیف خائن تشکیلات خودگردان با پمپاژ پول به این تشکیلات بدنام با این هدف صورت میگیرد که از طریق محمود عباس به فلسطینیها "حق السکوت" بدهند! از شوربختی رژیم صهیونیستی و محمود عباس همین بس که دقیقاً در چنین شرایطی ابعاد رسوائی مالی تشکیلات خودگردان فاش گردیده و مشخص شده است که "احمد عباس" برادر رئیس تشکیلات خودگردان در یک اختلاس یک میلیارد دلاری نقش اصلی را برعهده داشته و برای سالها سرگرم به جیب زدن کمکهای دریافتی به نام فلسطینیها بوده است. در واقع کاترین اشتون، تونی بلر و اتحادیه اروپا با وعده کمک 40 میلیون دلاری میخواهند به فلسطینیها حق السکوت بدهند و حال آنکه طیف مزدور محمود عباس، پیش از این دهها برابر این مبلغ ناچیز را حیف و میل کردهاند و همچنان در فکر غارت بیشترند.
ماجرای تلخ فلسطین برای اشغالگران شرور و حامیان وقیح آنها به کلاف سردرگمی تبدیل شده که حتی از دلالان کهنهکاری همچون حسنی مبارک هم، کار زیادی ساخته نیست. اما هنوز رژیم صهیونیستی و حامیانش قویاً معتقدند که ممکن است از جسد نیمه جان مبارک معجزهای برآید که از وی در دوران زنده بودنش هم بر نمیآمد!