رسول سناییراد
به دنبال برگزاری افطار سیاسی مدعیان اصلاحات که در باشگاه ریاستجمهوری برگزار شد ولی به دلیل ترکیب شرکتکنندگان و شرایط پیش آمده فاقد سخنرانی و موضعگیری سیاسی رسمی بود، هجمه سیاسی علیه دولت اصولگرایان وارد مرحله جدیدی شده است؛ اصلاحطلبان که در روزهای گذشته بیشتر به روند مذاکرات و پروند هستهای اعتراض مینمودند این بار در پوشش نگرانی نسبت به آینده توسعه ایران، دولت جدید را به نداشتن انسجام میان شعارها و برنامهها متهم کردند و نسبت به موفقیت آن ابراز تردید نمودند و اقدامات و شعار فعلی دولت را مغایر با برنامه چهارم و چشمانداز توسعه کشور برشمردند.
برای این ژست تهاجمی که پس از ماهها سکوت و خیز آرام هفتههای گذشته اتخاذ شده میتوان چند هدف را متصور بود:
1- انسجامبخشی به نیروهای پراکنده و بیانگیزه اصلاحطلب که پس از طرح جبهه فراگیر، اختلافات ریشهای و اصولی آنان دوباره آشکار و روند شکاف و فاصله بین آنان تشدید شده بود.
2- فشار به دولت جدید در مرحله انتقالی، برای واداشتن به تجدیدنظر یا انصراف از برخی تغییرات و اصلاحات مورد نظر مثل جابهحایی اولویتهای برنامهای به نفع عدالت و تامین اجتماعی و شاید هم جابهجاییها و تغییرات مدیریتی.
3- وا داشتن دولت جدید به چالش و پاسخگویی و تحمیل نوعی فرصتسوزی و سرگرمی به جای تلاش برای تحقق شعارها و وعدهها عدالتمحور و یا حداقل ایجاد تردید نسبت به عملی بودن و امکان تحقق آنها.
البته نباید نادیده گرفت که اتخاذ این مواضع میتواند فرصت نقد و تصحیح برخی اشتباهات احتمالی را برای دولتمردان دولت آقای احمدینژاد نیز فراهم سازد، اما هرگز نباید به اقدامات واکنشی و جنجالها بیهوده سیاسی منجر گردد که در سالیان اخیر از سوی جریان افراطی و غوغازیست با هدف تحمیل فرصتسوزی بر نظام اسلامی و تردید نسبت به کارآمدی حاکمیت دینی دنبال میشد.
از سوی دیگر همزمانی این مواضع با اعلام اخباری مبنی بر کشف فساد مالی در برخی شرکتهای دولتی و حسابکشی از حقوقهای میلیونی مدیران دولتی نیز میتواند گمانههای دیگری را به موارد سهگانه فوق اضافه نماید. به ویژه اینکه یکی از اصلاحطلبان در دلایل ناامیدی خویش نسبت به موفقیت دولت جدید به تغییرات مدیریتی و استفاده از مدیران جدید و نادیده گرفتن تجارب قبلی اشاره دارد.
اما آنچه مسلم است، شرایط فعلی کشور و بازتاب اقدامات و تلاشهای گسترده مخالفان پرونده هستهای، حرکتهای امیدبخش و وحدتآفرین را در اولویتهای بیشتر قرار میدهد و تردیدآفرینی و خالی کردن دل مردم نسبت به آینده کشور و مایوس کردن آنان از تحقق عدالت حرکت مشکوکی است که خاطرهای خوش بر ذهنیت تاریخی مردم باقی نمیگذارد.